تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۷۴۸۰۴

فروکاست هولوکاست! (بخش اول)


مهدی عامری

مسئله فلسطین یکی از اساسی‌ترین فصول ‌سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. در کارزار نابرابر فلسطین، هم از جهت انسانی و دینی و هم بر مبنای قانون اساسی و حتی درایت و عقلانیت سیاسی باید از فلسطین دفاع کرد و بر غاصبان این پاره تن اسلام تازید. بر همین اساس دولت نهم که با شعارهای آرمانی امام و انقلاب بر سر کار آمده است نیز در دیپلماسی خارجی خود و بر طبق وظیفه ملی، دینی و قانونی خود، قضیه فلسطین و مبارزه با رژیم جعلی صهیونیستی و استکبار را جزء مهمترین سیاست‌های خود قرارداده است. مطرح کردن سوالاتی پیرامون هولوکاست، سخن از محو اسرائیل و پیشنهاد برگزاری انتخابات در فلسطین و‌... توسط رئیس‌جمهور را می‌توان در همین راستا ارزیابی نمود.

روزنامه اعتماد ملی‌(1) در یادداشتی با عنوان "از غرب ننگ‌زدایی نکنیم" با بیان این ضرب‌المثل که "‌تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها" ضمن قبول تلویحی موضوع هولوکاست، به انتقاد از موضع دولت در این‌باره پرداخته است. در این یادداشت که در میان آن، عکسی از خاخام‌های‌ ضد‌صهیونیسم که در همایش سال گذشته "هولوکاست" در تهران شرکت کرده بوده‌اند تعبیه شده، نویسنده، هولوکاست را "موضوعی که باور نظام جهانی بر واقعیت داشتن آن استوار است" می‌داند! و می‌نویسد: "چرا از همین نظام جهانی که پایگاه بسیار خوبی برای تفهیم ارزش‌های خودی است، بهره‌گیری نمی‌کنیم‌. آیا اثبات علمی آنکه یک هولوکاست دیگر سر راه یهودیان جهان‌(؟!) به دلیل عملکرد صهیونیست‌ها قرار دارد، ما را بهتر به نتیجه می‌رساند یا اینکه ثابت کنیم رویداد قبلی وجود نداشته است؟"

منظور نویسنده از جهان در عبارت "نظام باور جهانی" چیست؟ اگر منظور، حامیان رژیم صهیونیستی و متحدان آن هستند که در این‌باره، باور آنها محلی از اعراب نخواهد داشت، اما اگر افکار عمومی مردم جهان منظور باشد به نظر، خلاف آنچه ادعا شده است صادق باشد. چه آنکه جدای از مسلمانان و ایرانیان و‌... حتی در غرب، دانشمندان بسیاری هستند که به هولوکاست به دیده تردید می‌نگرند. فوریسون، بابی فیشر، روژه گارودی، رندی کمپیل، آرتورزباتر، دیویددوک، یورگن گراف و‌... از جمله دانشمندان و مورخانی هستند که یا در اصل و یا در قسمتی از این داستان شبهه داشته‌اند و از قضا در مهد آزادی بیان و دموکراسی، به این خاطر توسط دولت‌ها، مجرم و عنصر نامطلوب شناخته شده‌اند؟! علاوه بر قدرت تاثیر رسانه‌ای و تبلیغی غرب بر افکار عمومی که صدای مخالف را خاموش می‌کنند، باید توجه داشت، این مخالفت‌ها در شرایطی بیان می‌شوند که مخالفت با هولوکاست در غرب با محرومیت‌ها و مجازات‌های شدید مواجه است و لذا باید تعداد مخالفان را بسیار بیشتر از آنچه برای ما شناخته شده است بدانیم، کسانی که مخالفند اما از ترس دم بر نمی‌آورند.

نکته دیگر آنکه سخن رئیس دولت نهم، اثبات یا نفی هولوکاست نیست، بلکه رئیس جمهور محترم در این باره فقط چنین پرسیده است: "اگر شما راست می گویید که در جنگ دوم جهانی 6 میلیون یهودی را کشته اید.. که علی الظاهر راست می گویید و بر این ادعای خودتان اصرار دارید... و جدی هستید، سوال ما این است اگر شما این جنایت بزرگ را مرتکب شده‌اید، چرا ملت فلسطین باید تاوان آن را بدهد؟! "سوال دیگر این است که "چرا در این باره به کسی اجازه تحقیق و مطالعه و اظهار نظر داده نمی‌شود؟" چه بسا با تحقیق و مطالعه در این باره مسجل شود رقمی بیش از 6 میلیون نفر از 50 میلیون کشته جنگ جهانی دوم، یهودی هستند! بر همین اساس بود که سال گذشته همزمان با همایش هولوکاست ایران پیشنهاد تشکیل کیمته‌ای حقیقت یاب در این باره را ارائه کرد تا تمامی موافقان و مخالفان به بحث بنشینند و آنگاه نتیجه خود را هر آنچه که هست به جهانیان اعلام کنند. آیا بر این پیشنهاد منطقی بخصوص در جهان امروز نقصی وارد است؟

اما نویسنده از وقوع هولوکاستی دیگر برای یهودیان سخن گفته است و در ادامه یادداشت خود بیان می‌کند که حامیان سیاسی اسرائیل را نسبت به خطایی که می‌کنند، باید بیدار کرد. ما باید این مسئله را به مردم آمریکا(؟) و کشورهای حامی اسرائیل تفهیم کنیم که وجود اسرائیل موجب رشد آنچه شما نام آن را تروریسم می‌گذارید می‌گردد. منابع علمی خود آنها نیز گواه است. چنانچه مولف کتاب جنبش‌های اسلامی معاصر، نام ده‌ها جنبش مسلحانه اسلامی را آورده است" که همه آنها ریشه در مبارزات فلسطین یا مصر(؟!) با اسرائیل دارد... بنابراین‌... حمایت‌های یک جانبه آمریکا از‌... صهیونیسم مصروف پرورش مخالفین خود خواهد شد که روزی هم چیز را در هم می‌ریزند، چنانچه انقلاب اسلامی ایران از فلسطین اثر گرفت (؟)." و در جای دیگر می‌نویسد: "[باید] یهودیان جهان به این باور برسند که مبارزه ایران با رژیم صهیونیستی از سر دلسوزی و در راستای جلوگیری از یک هولوکاست دیگری است‌...". چنانچه ملاحظه می‌شود به زعم نویسنده اگر این بار هولوکاستی علیه یهود اتفاق بیفتد این "مسلمان‌ها" هستند که آن را رقم خواهند زد! البته برای تلطیف این سخن خود، "رفتار صهیونیست‌ها" را دلیل بر این امر عنوان می‌کند! شاید در تصور نویسنده با این کار بتوانیم مقبولات و مسلمات مخاطب را علیه خودش استفاده کنیم و نتیجه مطلوب را بگیریم‌. اما راه دیگری را هم می‌توان برگزید که همراه با عزت و سربلندی مسلمین نیز باشد، نه آنکه تلویحا اتهام دشمنان به مسلمین را بپذیریم.

جمهوری اسلامی ایران در این باره بارها راه‌حل خود را بیان کرده است: "پیشنهاد روشن ما این است اجازه داده شود ملت فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی خودشان راجع به سرنوشتشان تصمیم بگیرند و در یک همه پرسی شرکت و نظر خود را درباره نوع حکومت اعلام کنند". (2) مگر نه آنکه همان دولت آمریکا ـ و نه مردم آمریکا ـ و سایر دولت‌های حامی اسرائیل مدعی حقوق بشر، دموکراسی و انتخابات آزاد و حق تعیین سرنوشت توسط ملت‌ها هستند، پس می‌بایست به آنها چنین تفهیم شود که اقدامات شما خلاف گفتار و فلسفه حکومتی شماست. البته آشکار است اگر قرار بر تفهیم باشد باید با افکار عمومی غرب، که محبوس رسانه‌های اغواگر دولتی هستند مفاهمه نمود، چرا که در این 60 سال روشن شده است دولت‌های حامی اسرائیل چیزی جز جنگ علیه مسلمانان را نمی‌فهمند! این نکته را هم نباید فراموش کرد که هولوکاست واقعی در این سال‌ها در فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان و‌... رخ داده است، اما شگفت‌انگیز است که نویسنده در تعریف هولوکاست می‌نویسد: نژاد‌پرستی در اروپا فوران کرده و پایه و اساس شکل‌گیری اندیشه نازیسم و فاشیسم شد و این مکتب، وجود یهود را در آن قاره برنتابید و آنها را زیر فشار شدید گذاشتند که نام این فشار را باید هولوکاست گذاشت(؟!) فشار و رنجی که در آن تردیدی نیست!!" آیا واقعاً آنچه صهیونیست‌ها و غرب از آن به هولوکاست تعبیر می‌کنند همین "رنج و فشار" است؟ به نظر، لازم نمی‌رسد در این باره توضیحی بیان شود چه آنکه خوانندگان به هولوکاستی که مورد شک و تردید است واقفند.

یادداشت‌نویس اعتماد ملی با بیان اینکه "هولوکاست، ننگی برای تاریخ غرب در قرن 20 است" می‌نویسد: "این ننگ در برابر افتخاری است که ایرانیان دارند که 25 قرن قبل، کوروش، عامل نجات میهن شد. پس بهتر است به جای ننگ‌زدایی از تاریخ اروپا درصدد مقایسه این افتخار و ننگ برآییم...". در این باره باید گفت تاریخ نو و کهن غرب، سرشار از حوادث ننگ‌آوری همچون جنگ، غارت و چپاول کشورها، اشغال، استعمار،  برده‌داری و‌... می‌باشد. از این رو نیازی به تراشیدن ننگی جدید بر جای نمی‌ماند. علاوه بر این، واکنش غرب در برابر همین قضیه هولوکاست و فلسطین، خود یکی از ننگ‌ها روزگار است که در دوران آزادی بیان و آزاد اندیشی همچون قرون وسطی با تعصبات کوردینی، دانشمندان و محققان خود را که شاید فقط در جزئیات هولوکاست تشکیک می‌کنند، به حبس و محرومیت‌های اجتماعی محکوم می‌کنند! در بسیاری از کشورهای اروپایی، انکار یا اغراق‌آمیز خواندن هولوکاست، به دلیل جلوگیری از انکار واقعیت‌های تاریخی، یهودیان و سوءاستفاده طرفداران حزب نازی، جرم تلقی می‌شود و یک بحث تاریخی و دانشگاهی به شمار نمی‌آید!"(3) از این رو طرح این مسئله نه تنها ننگ‌زدایی از تاریخ غرب نیست بلکه ننگی بر دامان غرب امروز است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات