کمالالدین پیرموذن
شوراهای اسلامی شهرها، بهعنوان یکی از ارکان نظام و تجلیگاه مدیریت علمی روز دنیا، یعنی مدیریت مشارکتی و گروهی، و اولین تجربه شورایی پس از پیروزی انقلاب، اگرچه نسبتاً موفق عمل کردهاند، اما سوال این است که آیا این نهاد توانسته است انتظارات بانیان این تفکر، قانونگذاران شوراها و رضایت شهروندان شهرها را برآورده سازند یا خیر؟ علت و فلسفه وجودی شوراهای اسلامی شهر، همانگونه که در قانون اساسی آمده است و امام خمینی (ره) و آیتالله طالقانی نیز بر آن تاکید داشتند، تسریع توسعه و عمران شهرها با مشارکت و همکاری مردم است. در این تعریف، قانونگذار، مهمترین نکته را مشارکت مردم شمرده است و در واقع نقش اصلی شوراهای شهر، ساماندهی و هدایت پتانسیل عظیم مردم در توسعه و عمران شهرهاست. انجام کارهای بزرگ هم، تنها با مشارکت همهجانبه گروههای مختلف مردم امکانپذیر است. لیکن تاکنون شوراها، در اداره شهرها، زمینه ظهور این نیروی چشمگیر بالقوه مردم را فراهم نکردهاند.
نگاهی به جایگاه شوراها در سراسر شهرهای کشور نشان میدهد که شوراها در جای واقعی خود قرار نگرفتهاند و در عمل فقط جانشین قائممقامی شورای شهر شدهاند. درحالیکه ضروری است تمام اهتمام و تلاش شوراها این باشد که حضور مردم را در توسعه و عمران شهرها نهادینه و استمرار بخشند. براساس یک تحقیق و سنجش عملکرد شوراها، مشخص و ثابت شده است که برنامهریزی برای مشارکت مردمی در انجام خدمات مختلف که وظیفه اصلی شوراهاست، مورد بیتوجهی کامل قرار گرفته است. تلاش شوراها برای دستیابی به اختیارات بیشتر باید صرفاً به منظور فراهم آوردن زمینههای حضور مردم باشد نه اینکه اختیاراتی به دست بیاورند و خودشان شهر را اداره کنند.
شوراهای شهر آمدند تا پلی باشند میان مردم و نظام اجرایی و شهرداریها و کارکرد اولویتدار و اصلیشان این باشد که زمینه حضور مردم را تعریف و قانونمند سازند. چون قوتی زمینه حضور قانونمند نباشد، در عمل مشکلات متعدد و نیز هرجومرج ایجاد میشود. آنچه برای استفاده از قدرت بینهایت مردمی در توسعه و آبادانی شهرها مهم است، تعریف بسترهای کاری قانونمندی است که بتواند زمینه حضور مردم را فراهم سازد.
مشکل جوامع شهری کشور ما سرمایه و نیروی انسانی نیست، بلکه نداشتن سیستم و برنامه است. ما در شهرهای خود، سرمایههای کوچک سرگردان و نیروهای باکفایت و ایدهپرداز، به وفور داریم، اما در عمل، این استعدادها به کار گرفته نمیشود و در نظام مدیریتی و اجرایی ما هیچ جایی برای بروز و ظهور آنها تعریف نشده است.
علیرغم گذشت نزدیک به هفت سال از زمان شکلگیری شوراها، با کمال تأسف، کلیت نظام، استراتژی تعریفشدهای برای هدایت، نظارت و بهویژه آموزش، جهت تبیین جایگاه واقعی شوراها نداشته است. شاید برخی نهادهای مسوول و حتی اکثر اعضای شوراهای شهر، هنوز فاقد این اندیشه هستند که نقش شوراها نهادینه کردن حضور مردم است. نه اینکه قائم به خود باشند. شوراها باید زمینه حضور چند میلیونی مردم را در اداره شهرها فراهم آورند. تنها با بسیج امکانات مالی شهروندان و جلب مشارکت مردمی، توسعه و عمران شهرها میتواند شکل گیرد و عینیت یابد، در غیر اینصورت مجموعه مدیریت شهری بدون حضور مردم فاقد چنین توانی خواهد بود.
رفاه مردم غالباً از طریق عمران شهری فراهم میآید و این درحالی است که شوراها توفیقات درخور توجهی در عمران و آبادانی شهرها به دست نیاوردهاند و علتالعلل عدم موفقیت مطلوب شورا در این خصوص، عدم ساماندهی قدرت مالی و امکاناتی شهروندان در این امر با اهمیت میباشد.
استقرار شوراها به عنوان نهادهایی مدنی در خدمت توسعه شهرهای کشور، بهسادگی رخ نداده است. شوراها توانایی بسیج نیروها و بهرهمندی از امکانات و استعدادهای منطقه را در جهت تحولات شگرف در مسیر توسعه شهری و منطقهای دارند. اگر این بسیج مردمی در مسیر توسعه شهرهای کشور قرار گیرد در آینده نزدیکی میتوانیم شاهد تحولات چشمگیری در توسعه شهرهای کشور باشیم.
شوراهای شهر، چنانچه در نقش واقعی خود ظاهر شوند میتوانند مشکلاتی چون نیاز به سرمایههای کلان یا حتی سرمایهگذاری خارجی را در برخی پروژههای عمرانی تأمین و برطرف کنند، بههرحال بسیاری از مردم با سرمایههای متوسط سرگردان، بهدنبال فضای امنی برای سرمایهگذاری هستند که بتوانند درآمد مختصری هم از پول خود به دست آورند. تعداد کثیری از آنها نیز در جهت بها دادن بیشتر به آموزههای دینی و علاقه و عرق شهری و زادگاه فعالیت در یک پروژه عمرانی را به دریافت سود بانکی ترجیح میدهند. حال اگر سازوکار مناسبی برای جلب مشارکت و سرمایهگذاری مردم در پروژههای عمرانی تعریف شود نه نیاز به درآمدهای شهری خواهد بود و نه نیاز به سرمایهگذاری خارجی و سرمایهگذاری بزرگ و حتی بسیاری از مشکلات اجتماعی نیز برطرف خواهد شد.
امروزه منظر عمومی شهری ما بسیار اسفبار شده است و مشکل عدم رسیدگی هم همیشه نبود یا کمبود درآمد شهری و اعتبارات عنوان میشود در حالی که اگر شوراها در جایگاه واقعی خود قرار گیرند و بسیج مردمی را سامان دهند، شهرداریها میتوانند از نیروهای مردمی و امکانات سرمایهگذاری بدون نیاز به اعتبارات سنگین در جهت ساماندهی شهری استفاده کنند.
شوراها مجموعهای هستند که مردم به آنها رأی دادهاند و فکر میکردند که این مجموعه میتواند شهر را با مشارکت مردم به شکل مطلوب اداره کند، حال اگر خلاف این ثابت شود و هرگونه خطا و اشتباهی که به یاس و ناامیدی مردم از صمیمیت، پاکحسابی و توانایی شوراها منجر شود میتواند همه امیدها و آرزوها را نقش بر آب کند و جوامع شهری لباس ذلت بپوشد.
مردم به جد مایلند شوراها محل بحث و گفتگوهای سازنده و ارائه راههای عملی و ایجاد زمینههای مناسب جهت مشارکت واقعی مردم برای توسعه شهرها باشند و اعضای شوراها با پاکحسابی، کارآمدی، شفافیت و تعهد، دین خویش را به شهر، شهروندان و تفکر راستین شورا ادا نمایند.
شوراها باید شهرهای کشور را برای پایان دادن صدقات نفتی با مشارکت دادن شهروندان، مهیا ساخته و به فلسفه شکلگیری شوراها که همانا به کارگیری الگوی مشارکتی در اداره شهر است بها داده و به الگوی آمرانه و تصمیمگیری از بالا به پایین پایان دهند چرا که بدون مشارکت مردم توسعه هم بیمعنی است.