چگونگی دستیابی به توسعه و بالندگی در کشورهای صنعتی، یکی از دلمشغولیهای اصحاب اندیشه در کشورهای توسعهنیافته و درحالتوسعه است. در این میان، شناخت از تحولات ژاپن بهعنوان کشوری آسیایی با یک تمدن کهن که توانست از خاکستر جنگ جهانی دوم برخاسته و به چنان پیشرفتی برسد که همه جهانیان را شگفتزده کند، بهعنوان یک الگو برای کشورهای توسعهنیافته مطرح است. آنچه که موجب حیرت ما بهعنوان یک فرد ایرانی میشود، این حقیقت است که «ژاپن در دورانی حدود 260 سال (از 1620 تا 1868 میلادی)، همزمان با دوره حکومت صفویه در ایران، کشوری منزوی بوده است.» در مقابل کشور ما توانسته بود که امپراطوری و اقتدار گذشته خود را بعد از سالیان دراز بهدست آورد و با جهان توسعهیافته آن روز ارتباط برقرار کند.
اما این اقتدار و ارتباط چندان پایدار و ماندگار نبود و نتوانست موجب شناخت دولتمردان آن روز ایران از تحولات جهان پیرامون شده و شرایط گذار به توسعه همهجانبه را فراهم نماید. اما ژاپن در عین اینکه در آن روزگار کشوری منزوی و توسعهنیافته بود، توانست این «شکاف تاریخی» را پر نماید. از خلال پژوهشهای صورتگرفته در مورد توسعهیافتگی ژاپن میتوان چنین نتیجه گرفت که عواملی چون نظام فئودالی ژاپن، مذهب کنفوسیوس(1)، «تفکرات اقتصادی فردی به نام «شوشی» که از فیلسوفان بزرگ چینی است»، آئین شینتو(2)، ناسیونالیسم ژاپنی(3) و ترجمه کتب خارجی، نقش مؤثری داشتهاند. از اینرو «چنین بهنظر میرسد که یک اراده ملی از مردم و طبقات اجتماعی ژاپن گرفته تا دین و حکومت، توأمان بر آن شدند که در راه توسعه گام نهند و با علم غرب درآمیزند. نفس این هماهنگی خود در جلوگیری از انقطاع فرهنگی در ژاپن نقش اساسی داشته است.»
بنابراین باید گفت ژاپن در عین حفظ و وفاداری به سنتهای خود، توانست به پیشرفت و صنعتی شدن دست یابد؛ بهگونهای که امروز بعد از آمریکا دومین کشور صنعتی جهان بهحساب میآید. حال این سئوال مطرح میشود که چگونه میتوان در عین سنتی بودن، گذشتهگرا نبوده و به توسعه نیز دست یافت؟ دکتر مرتضی فرهادی تلاش کرده است که در مقالات و کتابهای خود، بهخصوص در دو کتاب «فرهنگ یاریگری در ایران» و «واره»، آن بخش از سنت ایرانیان را که نه همچون مانعی بر سر راه تجدد، بلکه نیرو و محرک لازم را به موتور توسعه جامعه ایران میبخشد، بازیابی کرده و وجوه گوناگون آنها را تبیین نماید.
هر دو کتاب فوق را باید دارای دو بخش کلی دانست، در یک بخش ما با شیوهها و راههای عجیب و حیرتانگیزی در کشاورزی و دامپروری آشنا میشویم که طی سالیان دراز، نسل اندر نسل منتقل شدهاند، اما نگاه منفعل و بدون مطالعه و آگاهی، آنها را نابود کرده و یا در معرض انقراض قرار داده است. بخش دوم رد نظریه کسانی است که یکی از عوامل عقبماندگی ایرانیان را وجود روحیه خودمحوری و تکروی دانستهاند.
فرهنگ یاریگری در ایران
یاریگری از ویژگیهای یک جامعه سنتی است. از آنجاییکه بخش قابلتوجهی از جامعه ایران، تا اواسط دهه 50، وارد زیستشهری مدرن نشده بودند، یاریگری از اهمیت بسزایی برخوردار بود. منظور دکتر فرهادی از یاریگری «یکی بودن و همسویی کوششهای دو و یا تعداد بیشتری از افراد است، برای دستیابی به هدف یا هدفهایی معین با نیت و منظوری واحد و یا متفاوت». (ص 2) کتاب «فرهنگ یاریگری در ایران» از سه بخش تشکیل شده است، بخش اول شامل مسائل کلیتر کتاب است و به سه فصل تقسیم میشود.
فصل اول ضرورت مطالعه جامعه بومی و شناخت یاریگریها و تفاوتهای سنتی. فصل دوم پیشینه پژوهش در یاریگریهای سنتی ایران. فصل سوم گونهشناسی و سازمانهای سنتی در ایران. بخش دوم شامل یاریگریهای سنتی در زمینه آب و آبیاری است که خود به سه فصل تقسیم میشود: فصل اول یاریگریهای عادی در زمینه آب و آبیاری. فصل دوم یاریگریهای سنتی در برگزاری جشنها و اجرای مراسم مربوط به آب و آبیاری. بخش سوم شامل یاوریها و تعاونیهای سنتی در زمینه کشتکاری است که خود به سه فصل تقسیم میشود. فصل اول یاوری در زمینه کشتهای زودبهره. فصل دوم بنهشناسی. فصل سوم یاوری در زمینه کشتهای دیربهره و باغداری.
«محور شکلگیری یاریگریهای یاد شده در این کتاب بیشتر مبنای «اقتصادی» دارد، ولی عوامل دیگری (بهصورت آشکار و نهان) در دوام و قوام اینگونه یاریگریها تأثیر داشته است. عواملی چون گریز از تنهایی، خستگی و دلزدگیهای ناشی از کار فردی و یکنواخت؛ دستیابی به احساس امنیت حاصل از پذیرش در گروه و پرداختن به کار شادیآفرین و دلانگیز گروهی؛ تحکیم روابط دوستی، همسایگی، خویشاوندی و بالاخره دلپذیر کردن سختیها و مشکلات زندگی.» (ص 6)
1- فرهادی قبل از پرداختن به مسئله یاریگری بر لزوم تحقیق و مطالعه فرهنگ بومی ایران تاکید میکند، زیرا معتقد است که عدم مطالعه همهجانبه و شناخت از فرهنگ بومی، موجب خسارات اقتصادی، اجتماعی و روانی جبرانناپذیری شده است. از اینرو، وی سه مسئله مهم را که در کشاورزی ایران به آن بیتوجهی شده است بیان میکند:
مسئله اول خشک شدن قناتها در مناطق بیابانی و نیمهبیابانی بر اثر حفر چاههای عمیق است. در اهمیت قناتها همین بس که «اگر تعداد قنوات ایران 000/20 رشته در نظر گرفته شود، با توجه به دبی (مقیاس آبدهی) قنات معدل که 25 لیتر در ثانیه تعیین گردیده، میزان کل دبی قنوات ایران... معادل 9 برابر مخزن سفیدرود بزرگترین سد مخزنی ایران و 80 برابر مخزن سد کرج و 2/1 برابر دبی متوسط سالیانه رودخانه کارون خواهد بود.» (ص 18) دومین مسئله کشاورزی ایران، کود و کودریزی است. در کشاورزی سنتی ایران یکی از راههای تهیه کود، استفاده از کبوترخانهها (بهصورت برجهای گنبدی شکل هستند) بود. کودهای بهدست آمده از کبوترخانهها جزء بهترین و مرغوبترین نوع کود است.
در اهمیت آن همین بس «که در کتاب «علم فلاحت و زراعت» که پس از سال 700 هجری نوشته شده و مولف آن ناشناخته است، ... نویسنده با دقتی کمنظیر... به ذکر بیش از 16 نوع کود و محل و نحوه مصرف هریک میپردازد.» در این زمینه کشاورزان یزدی، اصفهانی و شمالی، تجربههای باارزش و گرانبهایی دارند. سومین مسئله کشاورزی ایران، تعاونیهای سنتی است. فکر اصلی در ایجاد تعاونی، برپایه این اصل قرار دارد که افراد خود برای همکاری گرد هم آیند. از اینرو تقریباً در همهجا تعاونیهای سنتی به این اصل دست یافته بودند.
بنیان تعاونیهای سنتی متمرکز در سطح (خودمصرفی) است. اما سیاستهای دولتی به سمتی پیش رفت که تعاونیهای رسمی که الگوبرداری از تعاونیهای غربی بود، جایگزین آنها شد. بنیان اینگونه تعاونیها بر «بازرگانی و تجارت» نهاده شده است. بنابراین، در تضاد با اصل تعاون و تعاونیهای سنتی قرار گرفت و درنهایت موجب حذف تعاونیهای سنتی شد.
2- یکی دیگر از مسائل مهمی که دکتر فرهادی در کتاب خود به آن میپردازد، رد نظریه «خودمحوری» ایرانیان است. در این زمینه خانم «لمتون» در کتاب «مالک و زارع در ایران» معتقد است که دهقانان ایرانی همانند مالکان و طبقات دیگر، چنان در فن همکاری بیتجربهاند که نمیتوان تصویر روشنی از روحیه مشارکتی در آینده آنان متصور شد. وی دلایل این امر را در 1- سرگرمی به مسائل روزمره 2- اعتقاد به قضا و قدر و تسلیم و رضا به وضع موجود 3- عدم وجود تمایلات سیاسی میداند. از نظریهپردازان دیگر میتوان به «ترویج» اشاره کرد. وی معتقد است که «معمولاً روستائیان خود را در خدمت اجتماع نمیدانند و کارکردن برای دیگران در مرام آنها نیست، بلکه همواره کمک دیگران را طالب هستند. به دیگر سخن، دیگران را به خدمت خود میطلبند، ولی خود برای کمک و خدمت به دیگران ظاهراً موجبی نمیبینند.» (ص 34)
از نظریهپردازان داخلی نیز میتوان به حسن قاضی مرادی اشاره کرد. وی بر این عقیده است که ایرانیان از روزگاران دور تا به امروز، دو شیوه زیست داشتهاند. یکی بهصورت تودهای که ادغام در جمع است و دیگری بهصورت ذرهای شده. «انسان ذرهای شده همچون انسان پشتکرده به دیگران و گریزان از جامعه و تنها ماندهای که فقط در اندیشه منافع شخصی بوده و شعارش این است که «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من».»(4) به عقیده دکتر مرتضی فرهادی علت رواج نظریه تکروی روستائیان ایرانی در «کمبود مطالعات در این زمینه که باعث شد اثر خانم لمتون یکهتاز باشد و قیاس روستائیان جامعه ما با روحیه دهقانان اروپایی است که پس از انقلاب صنعتی در قرن هیجدهم پدید آمد. از دلایل دیگر «دلیلتراشی» کادرهای ردهبالای اداری رژیم پیشین بوده است که میخواستند بر دلایل واقعی شکست برنامههایشان سرپوش بگذارند. روحیه فردگرایانه برخی روشنفکران شهری ما نسبت به کل جامعه و فرافکنی این روحیه نیز از دیگر دلایل اعتقاد به نظریه تکروی بوده است.» (ص 34)
دکتر فرهادی در رد نظریه تکروی روستائیان ایرانی، سه نوع فعالیت روستائیان را که بر پایه همکاری است؛ برمیشمارد و نمونههای متعددی برای هر یک میآورد. وی سه نوع فعالیت بر پایه یاریگری را بیان میکند: «فعالیت نوع اول شامل فعالیتهای ساختمانی است، مانند ساختمانسازی و یا تعمیر دبستان، مسجد و تکیه و امامزاده و غیره. فعالیت نوع دوم شامل تهیه منابع آب برای مصارف آبیاری و آشامیدنی و لایروبی مجاری آب است، مانند حفر چاه عمیق و نیمهعمیق، تنقیه و حفر قنوات و غیره. فعالیت نوع سوم شامل فعالیتهای راهسازی است، مانند جادهسازی، پلسازی، مرمت کوچهها و میدان ده و غیره.» (ص 35)
هریک از این یاریگریها یا بهصورت مجزا یا ترکیبی دوتایی و یا ترکیب همه با هم قابل مشاهده است. در تائید وجود این روحیه یاریگری و تعاون در میان روستائیان ایران، علیاکبر نیکخلق معتقد است که «کنشهای متقابل پیوسته، به هنگام حوادث و وقایع خوشایند یا ناخوشایند زندگی که از عادات قدیمی و سنتهای کهن روستایی ناشی میشود، نشانههایی است که وجود همکاری را میان خانوادههای روستایی تاکید میکند.» یکی از کارهای درخشانی که دکتر فرهادی در این کتاب انجام داده است، گونهشناسی و طبقهبندی انواع یاریگری است. این کار برای نخستین بار در سطح جهان انجام شده است. گونهشناسی یاریگریها به این ترتیب است: 1- خودیاری: مفروز (ساده و مرکب)، مشاع (ساده و مرکب). 2- دگریاری: همترازانه (برابریاری) شامل ساده و مرکب، ناهمترازانه الف- فرایاری (ساده و مرکب) ب- فرویاری (ساده و مرکب). 3- تعاونیهای سنتی: تعاونیهای سنتی با محور اصلی خودیاری، تعاونیهای سنتی با محور اصلی دگریاری، تعاونیهای سنتی با محور اصلی همیاری. 4- همیاری: ساده و مرکب
واره
کتاب «واره» بهنوعی جلد دوم کتاب فرهنگ یاریگری بهشمار میآید. اگر در فرهنگ یاریگری، شاهد انواع یاریگریها در آبیاری و کشتکاری بودیم، در «واره» این یاریگریها را در دامداری میتوانیم مشاهده کنیم. «واره» نوعی تعاونی سنتی کهن و زنانه در ایران است. درواقع میتوانیم بگوییم که یک سازمان اجتماعی غیررسمی است. زیرا تمام ویژگیهای یک گروه منسجم را دارا است، هدف مشخصی دارد، رابطههایش بیواسطه و چهره به چهره است، دارای ارزش است و درنهایت از یک هنجار و نظم دقیقی برخوردار است. گستردگی واره در ایران به اندازهای بود که «در سال 1335 حداقل، حدود دو میلیون زن ایرانی، در 400 هزار تعاونی تولید سنتی واره عضو بودند.»(5)
دامنه این نفوذ، تمام روستاها و ایلات و عشایر ایران را دربرمیگرفت. از اینرو پی میبریم که زنان ایرانی از دیرباز در اقتصاد خانواده نقش موثری داشتند. اصولاً مشارکت زنان در فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی یکی از عوامل مهم در توسعه یک کشور بهشمار میآید. بنابراین تجربه «واره» میتواند زمینهسازی برای حضور بیشتر زنان ایرانی در سطوح مختلف فعالیت اجتماعی را فراهم نماید. اثر چنین اعتماد و دادن حقوق شهروندی به زنان، سرعت بخشیدن به چرخهای ماشین کند توسعه! در کشورمان است.
در مورد «واره» این نکته بسیارمهم قابل ذکر است که «واره» همان شگردی است که ایرانیان برای رسیدن به خودکفایی در این زمینه در گذشته اندیشیدهاند و به احتمال زیاد، تا همان مقطع 1335 توانسته بودند کشور را از نظر تولید فرآوردههای لبنی خودکفا کنند.» (ص 97) البته قابلذکر است که زنجیره تولیدات لبنی بسیار متنوع بود، بهگونهای که «در میان عشایر بافت کرمان زنجیره لبنی به 17 و فرآوردههای شیری ایلات سنگسر به 22 میرسد.» (ص 97) همین امر نشان از اهمیت «واره» میدهد.
در واقع «واره» میتوانست بهعنوان پشتوانه توسعه صنعتی بهشمار آید. متاسفانه «واره» در شکل تولیدی خود نابود شد و امروزه به شکل مصرفی درآمده است. رایجترین آن صندوقهای پولی است که زنان خانهدار ایرانی تشکیل دادهاند. در این شیوه اعضاء هر ماه مقدار پول معینی، مثلاً 10 هزار تا 100 هزار تومان، میپردازند. در مقابل هر ماه در بین اعضاء قرعهکشی صورت میگیرد و از 100 هزار تا یک میلیون و دو میلیون تومان پول میگیرند. این تغییر جهت و تغییر ماهیت «واره»، بزرگترین لطمه را به روند توسعهیافتگی ما وارد آورده است. چرا باید «واره» تولیدی که میتوانست بهصورت صنعتی درآید(6) مانند بسیاری از فعالیتهای تولیدی ما سر از مصرفگرایی و سوداگری درآورد؟ به عقیده دکتر فرهادی «واره» دارای دو کارکرد اقتصادی و غیراقتصادی بود.
الف- کارکرد اقتصادی شامل:
1- واره و میزان شیر: واره درجایی شکل میگیرد که تولید شیر هر خانواده بهتنهایی برای تهیه مشتقات آن کافی نباشد.
2- واره و ماهیت شیر: از آنجایی که شیر در مدت زمان کوتاهی خراب میشود، ایجاب میکرد که سریعاً مصرف شده و یا به مواد دیگری تبدیل شود.
3- واره و تقدس شیر: یکی از عوامل مؤثر در تداوم سازمان واره کراهت فروش آن بود. از اینرو مبادله بهصورت شیر با شیر و یا مشتقات آن انجام میشد.
4- واره و بازارهای مصرف روزانه شیر: بهعلت فقر پیشهوران و طبقات پایین شهری، مردم عادت به خوردن شیر بهصورت روزانه نداشتند. از طرف دیگر بهدلیل دور بودن بازار مصرف (البته بعد از، از میان رفتن تقدس شیر) و یا عدمدسترسی به چنین بازارهایی، شیر بهصورت رایگان بود. از اینرو به مصرف بیماران یا کودکان میرسید. همچنین با آن از میهمانها پذیرایی میشد.
5- واره و فناوری: شکلگیری سازمان واره نیازمند وجود فنونی در اجتماعات اولیه بود. مثل رام کردن دامها، تهیه ظروف برای دوشیدن و نگاهداری شیر (پوستی و سفالی)، فنون شیردوشی و دانش تبدیل شیر به فرآوردههای لبنی.
6- واره و صرفهجویی در زمان.
7- واره و صرفهجویی در نیروی کار.
8- واره و تأمین نیروی کار.
ب – کارکرد غیراقتصادی واره شامل:
1- پذیرش اجتماعی: برای اعضاء اعتماد به نفس و امنیت بهدنبال داشت.
2- مبادله تنشها و تشفی روانی: زنان با درددل کردن، تنشها، دلهرهها و غصههای خود را با هم در میان میگذاشتند.
3- مبادله اطلاعات: مانند مرگومیر، ازدواج، طلاق، خواستگاری، تصادفات و غیره بود. همچنین آموزش دانشهای سنتی مانند: دامداری، درمانهای قدیمی، مسائل مربوط به دوران بارداری، نحوه استفاده از وسایل جدید و مسائلی از این دست.
4- اوقات فراغت زنان و واره: واره چون نسبت به کارهای دیگری که زنان روستایی انجام میدادند، کار سبکی بود، بهعنوان یک زنگ تفریح و مجالی برای استراحت و گفتوگو بهشمار میآمد.
5- استقلال اقتصادی زنان و واره: در واره زنان از عواید اقتصادی و حقوقی برخوردار بودند. از اینرو برای حفظ این موقعیت، از حضور مردان در واره جلوگیری میکردند.
کتاب گرانسنگ «واره» از یک مقدمه مفصل و روشنگر و یازده فصل تشکیل شده است. فصل اول کلیات، فصل دوم پیشینه واره در فرهنگ و اقتصاد ایران، فصل سوم زمینههای فرهنگی تداوم واره، فصل چهارم دلایل تداوم و کارکردهای واره، فصل پنجم گزینش در سازمان واره، فصل ششم عوامل مؤثر در شروع واره و بازمانده جشنهای آن، فصل هفتم چگونگی تحول شیر به واره، فصل هشتم فنون و روشهای اندازهای و محاسبه شیر، فصل نهم گردش شیر و قواعد آن، فصل دهم تعطیلات واره (شیرلنگ) و فصل یازدهم فهرستها.