شاید یکی از پرکارترین آموزههای کلاسیک در مدیریت شهری اطلاق عنوان «مدیریت دائمی بحران» به این شاخه از دانش مدیریت باشد. آموزهای که بهویژه بر مصداق تام آن در کلانشهرها تأکید میشود. از آنجا که حوزه خدمات شهری، اساساً حوزه اصطکاک دائم مابین انسان و محیط، انسان و تکنیک، شهروندان و دولت، مجریان و متقاضیان خدمات، مردم و مقررات، عرف و مقررات و نیز عرصه چالش دائم مابین توقعات و محدودیتهاست؛ هم بدینرو یک مدیر شهری فراتر از آنچه که برای توازن درآمد و هزینه و یا تداوم طرحها و برنامههای درازمدت انجام میدهد، میبایست تدبیر و توان کافی برای حل مسائل نو شونده و مکرر روزمره داشته باشد. موضوع اعتراض صنفی شماری از کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی و نحوه تعامل مدیریت شهری تهران با آنکه طی هفته گذشته بهصورت گسترده توجه رسانههای جمعی را برانگیخت، میتواند برمبنای آنچه که گفته شد، نمایهای بسیار قابل تأمل باشد. در اینباره نکات زیر بایسته توجه هسنتد:
1- هیچکس شک ندارد که سیمای عمومی تهران زیبنده میلیونها شهروند ساکن آن نیست و با وجود همه تلاشهای انجام شده، این شهر از بسیاری دشواریهای طاقتفرسا رنج میبرد. اما باید توجه داشت که بخش عمدهای از مشکلات ناشی از ساختار نابسامان این شهر بوده و نه در کوتاهمدت قابل حل است و نه حل همه آنها از عهده مدیریت شهری برمیآید. شایان ذکر است که از مجموع 26 حوزه ناظر بر ساماندهی فضای شهری در ایران شهرداری قانوناً متولی و عهدهدار فقط یکی از آنها، یعنی خدمات شهری است و مابقی مابین سازمانها و نهادهایی تقسیم شده است که اساساً مدیریت کلان شهری با آنها هیچ تعاملی ندارد.
2- همه نهادهایی که درگیر خدماترسانی مستمر روزمره هستند، اغلب برای تجدید ساختار با دشواریهای گوناگون روبهرو میشوند. از جمله میتوان به شرکت واحد اتوبوسرانی تهران اشاره کرد که بهواقع نزدیک به چند دهه است که ساختار آن چندان اصلاحی پیدا نکرده است و فشار دائم بر ناوگان حملونقل عمومی شهر که ناشی از نیاز دائم، روزمره و فزاینده شهروندان به این بخش است، تاکنون مجالی برای نوسازی و روزآمد نمودن این سامانه عظیم خدماترسانی ایجاد نکرده است. موضوع تجدید ساختار و نوسازی شرکت واحد اتوبوسرانی، برمبنای اقتضائات روز، البته میبایست موردتوجه مدیریت شهری تهران و حمایت گسترده دولت قرار گیرد.
3- شیوه برخورد با نهادهای مسئول با موضوع اعتراض کارکنان شرکت واحد نشان داد که مسئولان جمهوری اسلامی از ثبات و اقتدار کافی برای حل اینگونه چالشهای صنفی که در تمام کلانشهرهای جهان مکرراً قابل مشاهده است برخوردار بوده و از سوی دیگر مدیران مرتبط از تدبر بسنده برای ممانعت از بروز شیوههای تنشآفرین و هزینهزا در اینگونه موارد بیبهره نیستند.
البته به شرط آنکه نگاه به یک اعتراض صنفی، نگاهی انسانی و مسئولانه و از سر اعتماد به قاطبه شهروندان شریف و زحمتکش باشد.
4- شکیبایی و تدبیر خردمندانه اعضای شورای شهر تهران در اینباره بسیار شایان تقدیر است. اعضای شورا خوشبختانه در تمامی روزهای گذشته ضمن توجه لازم به مشکلات و مسائل کارکنان شریف شرکت واحد، مدیران شهرداری را برای برخورد مدبرانه با موضوع مورد حمایت قرار داده و در مسئله واگذاری اختیارات مجمع عمومی شرکت واحد به شهرداری نیز بر ویژگی عمده این دوره شورا که گریز از سیاسیکاری و قدرتطلبی و اصرار بر خدمترسانی به شهروندان بوده، تأکید کردند.
5- تجربه مثبت برخورد فروتنانه شهردار با معترضین نیز میتواند در مسائل مشابه مورد توجه قرار گیرد.
شهردار با چند بار حضور در میان معترضین و چندین ساعت گفتگو با آنها و پذیرش قصور شهرداری در بهسازی شرایط معیشتی کارکنان خود و ارائه طرحی شفاف برای حل موضوع، که هم برآورنده خواست معترضین بوده و هم مغایر با اقتضائات قانونی نباشد مسئلهای را که میتوانست به یک تنش پرهزینه تبدیل شود به نقطه تدبیر و گشایش رساند.
6- و در نهایت، نکتهای که هرگز نباید مدیران نظام جمهوری اسلامی از خاطر ببرند: شرط اخلاص در خدمتگزاری، فروتنی در برابر مردم است، تجربه مثبت ماجرای مذکور امیدواریم تذکری رسا برای همه خدمتگزاران نظام باشد.