علیرضا جماعتلو
دولت اسپانیا علیرغم مخالفت جمهوریخواهان کاخ سفید بهتازگی در حال انعقاد قراردادی تسلیحاتی با کاراکس است. هماکنون بخش عمده کار انجام شده است و اسپانیا و ونزوئلا در حال تکمیل مراحل نهایی قرارداد هستند. میگل آنخل موراتینوس وزیر امورخارجه اسپانیا تاکید کرده است که واشنگتن نمیتواند مانع از انعقاد این قرارداد 7/1 میلیارد یورویی شود و فروش ناو جنگی و هواپیما از مادرید به کاراکاس انجام خواهد شد.
هنگامی که "خوزه ماریانا اسنار" نخستوزیر اسپانیای مادرید در معادلات سیاسی این کشور جای گرفته بودند محافظهکاران کاخ سفید حضور وی را امتیازی بزرگ برای خود به حساب میآوردند. اسنار پابهپای بلر در اروپا سعی داشت تا سیاستهای جنگی کاخ سفید در قبال افغانستان و عراق را توجیه کند. مادرید با اعزام نیروهای نظامی به عراق و نیز قرار دادن اسپانیا بهعنوان کشوری که اولین بحثهای مربوط به جنگ عراق در آن انجام شد عملاً اثبات کرد که یکی از شرکای مستقیم واشنگتن در اروپا محسوب میشود.
در هر صورت "خوزه ماریانا اسنار" بهعنوان یکی از حامیان اصلی جنگ عراق از هیچ اقدامی در راستای خوشخدمتی به نومحافظهکاران فروگذار نکرد. اما انفجارهای مادرید معادلات اسپانیا و حتی اروپا را بهکلی برهم ریخت. پس از انفجارهای 11 مارس 2003 در ایستگاه متروی مادرید اسنار بهدنبال برگزاری انتخابات با فضاحتی سخت شکست خورد و از معادلات سیاسی کشورش کنار رفت.
"خوز رودریگرز زاپاته رو" به نمایندگی از سوسیالیستهای اسپانیا پس از آنکه بر مسند نخستوزیری این کشور تکیه زد در اقدامی فوری مخالفت مادرید را با اقدامات جنگطلبانه کاخ سفید در عراق اعلام کرد و خواستار بازگشت فوری سربازها و نیروهای نظامی اسپانیا از عراق شد.
این اقدام نخستوزیر جدید اسپانیا با توجه به بسته شدن فضای مانور واشنگتن در اسپانیا پس از شکست اسنار موجبات ناراحتی و خشم افرادی مانند بوش و چنی را فراهم ساخت. کاخ سفید رسماً از مادرید تقاضا کرد که بهعنوان یکی از مهمترین شرکای آمریکا در عراق بماند اما پاسخ خوب سوسیالیست اسپانیا به این تقاضا منفی بود.
اکنون حدود دو سال از انفجارهای مادرید میگذرد و عملاً نام اسنار در معادلات اروپا و مادرید به فراموشی سپرده شده است. "خوزه رودریگرز زاپاته رو" همچنان در صدر معادلات کشورش قرار دارد و همچنان به مخالفت بنیادین خود با اقدامات کاخ سفید در عراق و افغانستان ادامه میدهد. نخستوزیر و وزیر امورخارجه اسپانیا تاکنون در راستای منافع و خواستههای واشنگتن گامی برنداشتهاند و بالعکس در بسیاری موارد ازجمله آنچه در اول بحث به آن اشاره کردیم در برابر سیاستهای واشنگتن نقش مانع و بازدارندهای را داشتهاند.
دولت اسپانیا در اقدام اخیر خود سعی کرده است تا روابط خود با کشور ونزوئلا را تحکیم کند و این برای جمهوریخواهان سلطهطلب حقیقی تلخ و سخت محسوب میشود. ارتباط میان مادرید و کاراکاس موجبات تحکیم قدرت این دو را برابر واشنگتن فراهم میسازد. ایالات متحده آمریکا درصدد است تا با استناد به ابزارها و روشهای مختلف هوگو چاوز را از معادلات قاره آمریکایی جنوبی حذف کرد.
رئیسجمهوری ونزوئلا ضمن همکاری مداوم با افرادی مانند فیدل کاسترو رهبر کوبا سعی دارد توان نظامی و تسلیحاتی کاراکاس را در برابر تهدیدات واشنگتن تقویت کند. در این میان قرارداد 7/1 میلیارددلاری تسلیحاتی میان دولت رودریگرز و هوگو چاوز میتواند یکی از بهترین منابع دولت ونزوئلا در این راستا بهشمار میآید.
درنهایت اینکه وجود کشورهایی مانند اسپانیا، ونزوئلا و کوبا در نظام پیرامونی ایالات متحده آمریکا باعث ایجاد رعب و وحشتی دائم در میان جمهوریخواهان شده است. انعقاد چنین قراردادهایی علاوهبر اینکه توان این کشور را در برابر واشنگتن تقویت میکند باعث خواهد شد تا نومحافظهکاران در نیل به اهداف پلید خود دست و پا بستهتر عمل کنند.