دکتر علیرضا اکبری
موضوع توانمندی هستهای ایران، وضعیت فراملی پیدا کرده و نتیجه چالش ایران با انحصارگرایی کشورهای قدرتمند، اثرات جهانی خواهد داشت و اگر کشورهای محور در محیط بینالمللی موفق شوند که ایران را از تعقیب اهداف و حقوق مشروع هستهای خود منصرف سازند، آنگاه میتوانند اطمینان حاصل کنند که از انتشار افقی تکنولوژی هستهای در دنیا جلوگیری نمایند.
به عبارت دیگر، نتیجه چالش هستهای ایران سرنوشت معادلات هستهای و امنیتی جهان را رقم خواهد زد.
سابقه طرح روسیه به حدود 2 سال پیش مربوط است که اولین بار بعد از مذاکرات بروکسل در فوریه 2004، یک دیپلمات سابق موضوع چرخه سوخت باز را به عنوان یک راهحل میانه و ابتکاری مطرح کرد، اما شواهد حاکی از آن بود که این ایده لندنی است. در واقع مسأله چرخه سوخت باز، پیش از آن توسط دیپلماتهای انگلیسی طرف مذاکره با تیم وقت هستهای ایران مطرح شده بود و تا اواخر ژوئن 2005 نیز توسط این دیپلمات دنبال شد و حتی یکی از محورهای مذاکراتی در پاریس و بعد لندن بود.
بعد از تحولات اوت 2005 و ارایه نامه کشورهای اروپایی در 5 اوت و عکسالعمل ایران مبنی بر از سرگیری فعالیتهای یو.سی.اف اصفهان، روند جدیدی آغاز شد و زمانی که حسن روحانی برای آخرین بار بهمنظور رایزنی با مقامات آفریقای جنوبی به این کشور سفر کرده بود نیز طرح مذکور با اندک تغییراتی از سوی وزیرخارجه این کشور به حسن روحانی پیشنهاد شد (پیش از این ارائه چنین طرحی از سوی آفریقای جنوبی توسط مسوولین دیپلماسی کشور تکذیب شده بود) و پس از قطعنامه 24 سپتامبر و پیش از اجلاس نوامبر 2005 در دستور کار کارشناسان آمریکایی قرار گرفت.
در فاصله قطعنامه نوامبر تا اجلاس 21 دسامبر 2005 که تیم جدید هستهای ایران بر مسند کار قرار گرفتند تحرکات زیادی در عرصه دیپلماتیک صورت گرفت. ازجمله سفر البرادعی به واشنگتن و ملاقات با خانم کاندولیزا رایس که بعد از آن، رایس برای پذیرش طرح روسیه به ایران ضربالاجل دو هفتهای پیشنهاد و ارایه داد.
همان مقطع تهدیدات رایس بر علیه ایران و سفر لاروف به وین و متعاقباً حضور وزرای خارجه انگلیس و اتریش و خاویر سولانا در مسکو و مذاکرات چهارجانبه، موضوع طرح انتقال کامل غنیسازی اورانیوم ایران به خارج از مرزها و ترجیحاً خاک روسیه بهعنوان "طرح روسیه" مطرح شد اما در سفر ایگور ایوانف از روسیه و تهران و ملاقات با علی لاریجانی، هر دو طرف هرگونه اخباری در این زمینه را تکذیب کردند و علت هم این بود که ایران طرح روسیه را غربی میدانست و طرح مذکور را رافع و دربرگیرنده راهحل منطقی و جامع نمیشناخت، ضمن آنکه این طرح، نقش روسیه را که میتوانست دست اول باشد، به نقش دست دوم تنزل میداد.
درخصوص عدم اعلام پذیرش و یا تکذیب طرح روسیه بهصورت رسمی از سوی مقامات کشورمان، باید گفت که درک این مسأله به فهم تکنیکهای امنیتی بستگی دارد. در واقع اگر رد یا تکذیب کامل این ایده در جهت منافع ملی ولو در یک مقطع زمانی ارزیابی شود، چه اصراری است که بهرهبرداری و استفاده از آن فرصت را با تکذیب قطعی آن از دست بدهیم. به همین دلیل باید بگوییم که طرح روسیه هنوز هم برای منافع ملی ایران موضوعیت دارد و مسؤولان دیپلماسی کشور باید با درایت، پختگی و منطق، نحوه موضعگیری خود را نسبت به چنین مسأله حساسی بیان کنند.
طرح روسیه از نظر کارشناسی یک پدیده است که در ذات خود خواصی دارد که بعضاً در جهت منافع ملی ایران هم هست و هم نیست. اما بدیهی است که هر طرحی که موضوع چرخه سوخت هستهای باز را محور اصلی خود و انصراف از حق تولید سوخت هستهای را در حاشیه خود قرار دهد، خلاف منافع ملی ایرانیان خواهد بود.