حزب کارگزاران سازندگی در بیانیهای به نقد لایحه بودجه سال 85 اقدام کرد. این حزب در بیانیه خود لایحه بودجه پیشنهادی دولت را مغایر با سند چشمانداز 20 ساله سیاستهای کلی برنامه چهارم و قانون برنامه چهارم توسعه کشور تشخیص داد. همچنین براساس برداشت این حزب از لایحه بودجه ارایه چنین بودجهای تأمینکننده شعارهای دولت نیز هست. نویسندگان این بیانیه در بخش از آن آوردهاند: متن کامل بیانیه حزب کارگزاران سازندگی به این شرح است: لایحه بودجه سال 1385 پس از بررسیهای انجامشده در کمیسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی، برای اتخاذ تصمیم در کمیسیون تلفیق و سپس صحن علنی مجلس آماده میشود.
از آنجا که این سند بهعنوان اولین بودجه دولت جدید، شرایط عمومی اقتصاد کشور را بهشدت متاثر خواهد ساخت و نیز با توجه به نگرانیهایی که کارشناسان و صاحبنظران درخصوص پیامدهای منفی تصویب و اجرای این لایحه ابراز داشتهاند، شایسته است روی محورهای کلیدی لایحه تدبر و تعمق لازم صورت پذیرد.
در این فرصت نکاتی را بهطور خلاصه متذکر میشویم. به امید آنکه نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی که اکنون مسوولیت تصویب نهایی بودجه را برعهده دارند، با امعاننظر در آن، کشور را از ورود به ورطه خطرناک رویارویی با مشکلات اقتصادی- اجتماعی غیرقابل تحمل با حسن تدبیر برهانند. اهمیت و ضرورت این امر از آن جهت بیشتر میشود که توجه داشته باشیم بهعلت تنشهای اخیر کشور در مناسبات بینالمللی، تضعیف سرمایههای اجتماعی که بهخصوص با حذف تعداد قابلتوجهی از مدیران مجرب و خدوم از دستگاههای اجرایی تشدید شده است و تبلیغات و جهتگیریهای دولت در ماههای اخیر که به پدیده ناامنی اقتصادی و فرار سرمایهها دامن زده است، تنظیم و اجرای بودجهای متوازن و مبتنی بر ملاکهای دقیق علمی و کارشناسی را حداقل اقدامی الزامی مینماید که باید برای مقابله با شرایط حاد احتمالی آینده مدنظر قرار گیرد تا انشاءالله تبعات منفی بیتوجهی به این امر دامنگیر نظام مقدس جمهوریاسلامی نشود.
حزب کارگزاران ایران اسلامی با تکیه بر سه محور اصلی عزت اسلامی، آبادانی ایران و تداوم سازندگی تلاش میکند تا حتیالامکان بهطور مجمل لایحه پیشنهادی دولت برای بودجه سال 1385 را حول سه محور 1- مغایرت لایحه پیشنهادی با اسناد بالادستی 2- آثار منفی لایحه پیشنهادی بر شاخصهای کلان اقتصادی 3- مغایرت لایحه پیشنهادی با شعارها و وعدههای رئیسجمهوری مورد تحلیل قرار داد. در ادامه این بیانیه آمده است: 1- مغایرتهای لایحه پیشنهادی دولت با اسناد بالادستی بودجه شامل سند چشمانداز 20ساله، سیاستهای کلی مصوب برنامه چهارم و قانون برنامه چهارم توسعه کشور.
سه سند مذکور که دو سند اول توسط مقام معظم رهبری مورد تایید و تنفیذ قرار گرفته و قانون برنامه نیز از تصویب مجالس ششم، هفتم و مجمع تشخیص مصلحت نظام گذشته، جهتگیریهای کلی اقتصاد کشور را براساس اصول زیر تبیین کردهاند: قطع اتکای هزینههای جاری دولت به درآمدهای فروش نفت خام: براین اساس حرکت در جهت تبدیل درآمد نفت و گاز به داراییهای مولد بهمنظور پایدارسازی فرایند توسعه و تخصیص و بهرهبرداری بهینه از منابع در بند 42 سیاستهای کلی برنامه تصریح شده است. در این راستا ماده 2 قانون برنامه چهارم، دولت را مکلف ساخته تا سهم اعتبارات جاری درآمدهای غیرنفتی را بهگونهای افزایش دهد که تا پایان برنامه کل هزینههای جاری از محل مالیات سایر درآمدهای غیرنفتی تأمین شود. کاهش تصدیهای دولت و تعقیب حضور کارآمد آن در قلمرو امور حاکمیتی که فصل دوازدهم برنامه بر آن تاکید دارد.
مهار تورم و افزایش قدرت خرید و توانمندسازی مردم و بهویژه اقشار کمدرآمد از طریق توسعه اشتغال و در کنار آن ایجاد نظام جامع تأمین اجتماعی مصرح در بند 39 سیاستهای کلی و تبیین شده در مواد متعدد فصل دوازدهم قانون برنامه، توانمندسازی بخشهای خصوصی و تعاونی بهعنوان محرک اصلی رشد اقتصادی براساس بند 47 سیاستهای کلی و فصل نخست قانون برنامه، ارتقای بازار سرمایه و اصلاح سیاستهای پولی و ساختار بانکها و بیمهها که در ماده 10 برنامه تصریح شده و در بند 46 سیاستهای کلی تنفیذ شده است. ارتقای کارایی بنگاههای اقتصادی و بهرهوری منابع مادی، انسانی و فناوری مطروحه در فصل سوم قانون برنامه 5 ساله.
در این بیانیه آمده است: متاسفانه لایحه پیشنهادی بودجه در موارد متعددی با اصول و سیاستهای ماخوذه از اسناد سابقالذکر مغایرت دارد و این مغایرتها هم از نظر محتوایی و هم از جهت کمی و کیفی قابل احصاء است. بهعنوان نمونه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 1- منظور داشتن بیش از 40 میلیارد دلار (با احتساب 2 میلیارد دلار واردات بنزین) از درآمدهای حاصل از فروش نفت خام برای مصارف دولت. این رقم علاوهبر آنکه در تباین جدی با جدول شماره 8 قانون برنامه است با بند 51 سیاستهای کلی نیز مغایرت دارد. وفق نص قانون کل مصرف ارزی بودجه در سال 1385 میباید کمتر از 5/14 میلیارد دلار باشد. انحراف 25 میلیارد دلاری از قانون در دومین سال اجرای آن علاوه بر آنکه تحقق دیگر اهداف برنامه را با مخاطره روبرو میکند، وابستگی اقتصاد کشور به نفت را به میزان بیسابقهای افزایش میدهد.
برداشت 4/16 میلیارد دلاری از حساب ذخیره ارزی عملاً اعلام پایان کار این حساب و سازوکارهای پیشبینی شده برای آن است. این حساب که در سال 76 و با هدف مصونسازی بودجه کشور از نوسانات قیمت جهانی نفت طراحی شده بود، در شرایط ارجاع گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل میتوانست علاوهبر ایجاد یک پسانداز ملی مطمئن از طریق اعطاء وام خرید کالا و خطوط بیمه اعتباری به رونق صادرات کشور بینجامد.
2-1- رشد چشمگیر بودجه جاری پیشنهادی سال 85 نسبت به سال 84. متاسفانه دولت نهم بر رویکرد غیرعلمی جلوگیری از افزایش درآمدهای دولت بهعنوان تثبیت قیمتها اصرار ورزیده و قصد دارد بهرغم پیشبینی تورم 5/13 درصدی در لایحه بودجه، 9 قلم کالای اساسی را همچنان به قیمتهای سال 1382 عرضه کند. تقارن این تصمیم با رویکرد رییسجمهور در سفرها و جلسات مختلف که همواره متضمن افزایش مصارف بودجه است باعث شده تا اعتبارات جاری بودجه سال آینده از رشد بیسابقه 2/48 درصدی نسبت به قانون بودجه امسال برخوردار باشد. نسبت بودجه عمرانی به جاری 7 درصد کمتر از رقم مصوب برنامه بوده و بیشترین وابستگی بودجه جاری به درآمدهای نفتی در سال آینده رخ خواهد داد.
همچنین در حالی که اعتبارات هزینهای برخی از نهادهای عمومی غیردولتی از رشدهای بالای صددرصد در سال آینده برخوردار خواهد بود این رقم در مورد آموزش و پرورش صفر، بهداشت و سلامت 4/9 و تربیت بدنی 1/4 درصد پیشبینی شده است که نشاندهنده عدم اهتمام دولت به آن دسته از هزینههای جاری است که به رشد سرمایههای انسانی کشور منجر خواهند شد.
3-1- افزایش میزان هزینههای جاری نسبت به درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدهای غیرنفتی از حدود 58 هزار میلیارد ریال مندرج در قانون برنامه چهارم به 103 هزار میلیارد ریال. رشد هزینههای جاری در لایحه بودجه 85 موجب شده تا بهرغم پیشبینی افزایش 7/27 درصدی درآمدهای مالیاتی، نسبت این درآمدها به هزینههای جاری از 51 درصد در بودجه امسال به 44 درصد در بودجه 85 کاهش پیدا کند. همچنین نسبت مالیاتها از منابع درآمد غیرنفتی که در قانون برنامه 1/39 درصد پیشبینی شده بود در سند لایحه به 1/28 درصد تقلیل پیدا کرده است.
بهعبارت دیگر دولت در بودجه سال آینده به موازات گستردهتر کردن نیاز بودجه به صادرات نفت خام از سهم صحیحترین منبع بودجه یعنی مالیات کاسته است. ادامه این روند به معنی کاسته شدن نیاز دولت از فعالیتهای اقتصادی شهروندان و وابستهتر شدن آن به درآمد حاصل از فروش منابع زیرزمینی است که نتیجهای جز کاسته شدن از پاسخگویی دولت در برابر ملت نخواهد داشت.
4-1- رشد فزاینده نقدینگی و به تبع آن نرخ تورم در لایحه بودجه سال آینده بسیار بیشتر از پیشبینیهای برنامه چهارم در نظر گرفته شده است. وفق جدول شماره یک قانون برنامه چهارم متوسط رشد نقدینگی در سالهای 84 تا 88 میباید از 20 درصد و نرخ رشد تورم از 9/9 درصد فراتر نرود. گرچه نرخ رشد تورم در لایحه 5/13 درصد پیشبینی شده اما در نظر گرفتن افزایش 10 میلیارد دلاری خالص دارایی خارجی بانک مرکزی در سال آینده و تبدیل آن به حدود 90 هزار میلیارد ریال پول قدرت با احتساب ضریب انبساط پولی رشد حدود 35 درصدی نقدینگی را برای کشور به ارمغان خواهد آورد.
بهرغم اینکه در اهداف برنامه بر عدم استقراض از نظام بانکی تاکید شده اما با افزایش خالص داراییهای بانک مرکزی پایه پولی رشد کرده و همان نقش استقراض از نظام بانکی را ایفا خواهد کرد. رشد نقدینگی کشور با اجرای لایحه علاوه بر اینکه حدود دو برابر متوسط عدد برنامه است، سه برابر رشد نقدینگی متوسط جهانی خواهد بود. حجم سنگین رشد حجم پول و شبهپول در سال آینده با لحاظکردن تمامی تمهیدات پیشگیرانه دولت نظیر فروش اوراق مشارکت، نرخ رشد تورم واقعی را به بالاتر از 20 درصد خواهد رساند. رقمی که قائممقام وزیر اقتصاد هم نسبت به آن اعلام خطر کرده است.
نویسنده این بیانیه در بخش مرتبط با 2- آثار منفی لایحه پیشنهادی بر شاخصهای اقتصاد کلان نیز آوردهاند:
با نگاهی به ارقام و سیاستهای مندرج در لایحه بودجه سال 1385 میتوان دریافت که مجموعه دستاوردهای دولت در سالهای گذشته در جهت اصلاح ساختار اقتصاد و کنترل حجم نقدینگی و تورم و توسعه بنیادهای تولیدی کشور نهتنها دنبال نخواهد شد بلکه این دستاوردهای مثبت که با هزینههای بعضاً زیاد حاصل آمده است، بهسرعت رو به تخریب خواهد گذاشت و تصویب و اجرای لایحه پیشنهادی میتواند اقتصاد کشور را در مدت کوتاهی با بحرانها و مصایب غیرقابل تحملی مواجه سازد. برخی از مواردی که میتوان برای اثبات نظریه بالا مورد اشاره قرار داد عبارتند از:
1-2- نرخ رشد بالای بودجه به قیمتهای ثابت که بالاترین رقم در طول 35 سال اخیر است از یکطرف و عدم امکان تأمین هزینهها از محل درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدهای غیرنفتی منجر به دستاندازی وسیع دولت به منابع حاصل از فروش نفت خام میشود و این امر به نوبه خود رشد چشمگیر نقدینگی و تورم را به دنبال خواهد داشت.
2-2- استفاده از حساب ذخیره ارزی فراتر از آنچه در قانون برنامه چهارم پیشبینی شده است، منجر به رشد شدید واردات و بهتبع آن تضعیف قدرت رقابت کالاهای تولید داخل و درنهایت ورشکستگی و تعطیلی بنگاههای تولیدی داخلی خواهد شد که متاسفانه آثار اولیه آن را میتوان در همین ایام اخیر دید. با احتساب نرخ بلندپروازانه 3/49 دلار برای هر بشکه نفت خام در بودجه سال آینده دولت 4/16 میلیارد دلار از منابع حساب ذخیره برداشت خواهد کرد.
به این ترتیب حساب مازاد درآمد ارزی براساس مفروضات بودجهای در پایان سال آینده 8/5 میلیارد دلار بدهکار خواهد بود. حتی در خوشبینانهترین حالت یعنی با فرض درآمد ارزی نفت خام سال آینده معادل رقم سال جاری، مازاد حساب در پایان سال آینده از 4/1 میلیارد دلار تجاوز نخواهد کرد.
همچنین دو موضوع قابل توجه دیگر نیز بر بعد آسیبپذیری این تصویر میافزاید: نخست اینکه غالباً مصارف و برداشتهای دولت از حساب مازاد درآمد ارزی پیشرس است، درحالیکه ورودی مازاد درآمدهای نفتی اواخر سال محقق میشود. به عبارت دیگر دولت منابع خود را طی چهار ماه اول سال برداشت میکند، درحالیکه مازاد منابع نفت معمولاً در سه ماه پایانی سال به حساب منظور میشود. این موضوع باعث میشود که در فاصله مرداد تا آذر حساب مازاد درآمد ارزی با کسری نقدینگی سنگینی مواجه شود که برای جبران آن میباید استقراض نماید. مشکل دوم آنکه نظام بانکی کشور پیشاپیش از محل حساب مازاد درآمد نفتی حجم قابل توجهی- حداقل حدود 7 میلیارد دلار- تعهد نسبت به بخش غیردولتی ایجاد کرده است که با بدهکار شدن یا تخلیه صندوق تکلیف این تعهدات نامشخص خواهد بود.
3-2- اعمال مجدد سیاستهای تکلیفی: تخصیص بیش از 9 هزار میلیارد ریال از منابع بانکی در پنج سفر استانی دولت و تاکید رئیسجمهور بر کاهش دستوری نرخ سود بانکی و بخشودگی جریمه دیرکرد و سود وامها به معکوس شدن حرکت بهسوی استقلال سیاستهای پولی از نیازهای مالی دولت انجامیده و درنهایت به بیثباتی فضای اقتصاد کلان خواهد انجامید. همچنین صدور فرامینی نظیر سهمیهبندی استانی تسهیلات و اعطای آن با دستور استاندار نظام بانکی کشور را با چالشی گسترده مواجه خواهد کرد.
4-2- اجرای بودجه پیشنهادی علاوهبر اینکه موجب بزرگتر شدن بدنه دولت و دخالت بیشتر آن در امور مربوط به تصدیهای اقتصادی و اجتماعی میشود، منجر به وابستگی هرچه بیشتر اقشار ضعیف و کمدرآمد به منابع حاصل از فروش نفت خام خواهد شد، درصورتیکه در آینده به هر دلیلی کشور گرفتار کاهش درآمدهای نفتی گردد، بروز بحرانهای وسیع اجتماعی و اقتصادی محتمل خواهد بود.
دولت در بودجه سال 85 قصد دارد تا بیشترین منابع را از محل عایدات نفت، درآمدهای غیرنفتی، استقراض داخلی و خارجی تجهیز کرده تا از این طریق مشکلات اقتصادی کشور بهویژه بیکاری، فقر و محرومیت را حل کند. اما تجربه سالهای جهش قیمت نفت در سالهای 56 تا 52 به ما میگوید مشکلات یک کشور توسعهنایافته را نمیتوان فقط با تزریق منابع مالی یکشبه حل کرد. ناسازگاری درونی سیاستهایی سادهانگارانه و مردمپسند میتواند کشور را با مصائب جدی مالی و اقتصادی دست به گریبان سازد.
بیسبب نیست که در برنامه چهارم برای رسیدن به رشد بالای اقتصادی به کوچک کردن اندازه و ابعاد دولت و محدود کردن مداخلههای آن در بازار و ایجاد بسترهای نهادی و قانونی لازم برای فعالیت بخش خصوصی مورد توجه قرار گرفته است.
وخیمتر کردن فضای کسب و کار و سرمایهگذاری در کشور همزمان با تزریق منابع مالی بیش از توان جذب اقتصاد کشور به آن، ثمری دربر نخواهد داشت و به اتلاف منابع، کاهش رشد اقتصادی، افزایش تورم و انباشته شدن بدهیهای دولت و در صورت تنزل قیمت نفت در بازار جهانی به مشکل کسری تراز پرداختها خواهد انجامید.
همچنین درباره مغایرت لایحه پیشنهادی بودجه با شعارها و وعدههای رئیسجمهور به مردم نیز نویسندگان بیانیه آوردهاند:
وعدههای اصلی اقتصادی رئیسجمهور در هنگامه مبارزات انتخاباتی و شعارهای مطرح شده توسط ایشان و همفکرانشان پس از پیروزی در انتخابات، عمدتاً حول اجرای عدالت، توسعه اشتغال و کاستن از وابستگی اقتصاد به نفت و در عوض بردن نفت بر سر سفرههای مردم دور میزده است. با تحلیل لایحه پیشنهادی بودجه سال 1385 به روشنی میتوان دریافت که این شعارها نهتنها تحقق نخواهند یافت بلکه مسیر حرکت اقتصاد کشور نیز در جهتی مخالف این شعارها هدایت خواهد شد.
مرور حسابهای ملی ایران از سال 38 تا آستانه افزایش ناگهانی قیمت نفت در سال 52 نشاندهنده نرخ تورم یکرقمی و رشد اقتصادی دورقمی طی این مدت است. این نسبت در سالهای 52 تا 57 که قیمت نفت خام به یکباره افزایش یافت، معکوس گشت و رشد اقتصاد ایران تکرقمی و نرخ تورم دورقمی شد.
پیشبینی رشد اقتصاد 5/6 درصدی یعنی 5/1 درصد کمتر از هدف برنامه، در کنار تورم 5/13 درصدی مورد ادعای دولت، که 5/3 درصد بیشتر از هدف برنامه است، مدل رکود تورمی و بروز علائم بیماری هلندی را برای سال آینده ترسیم میکند. همچنانکه رشد سرمایهگذاری نیز با رقم 4/9 درصد، 8/2 درصد کمتر از پیشبینی برنامه خواهد بود. علاوهبر این رقم نگرانکننده 40 میلیارد دلار برای واردات سال آینده از یکسو فشار زیادی بر تولیدکننده داخلی وارد خواهد کرد و از سوی دیگر تثبیت نرخ ارز در عین تورم بالا قدرت رقابت محصولات داخلی را کاهش داده و بر توان اشتغالزایی آنها اثر مستقیم منفی خواهد داشت.
این وضعیت عدم پایبندی به شعار عدالتخواهی، کوچک کردن دولت و سند چشمانداز را روشن میسازد. همچنین وابستگی بیشتر بودجه دولت به درآمدهای نفتی منجر به وابستگی بیشتر اقتصاد و حاکمیت رانت بر بسیاری از فعالیتهای اقتصادی شده و حجم بالای واردات در سال 1385 که برای تأمین ارقام ریالی بودجه غیرقابل اجتناب خواهد بود منجر به کاهش سطح اشتغال و تشدید پدیده زشت بیکاری نیروهای جوان و تحصیلکرده خواهد شد.
از آنجا که مواردی از این دست و مشکلات دیگری که قابل پیشبینی است، میتواند لطمات و صدمات مهلکی بر کشور وارد سازد و این برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی است که دولت بر بودجه انبساطی تاکید داشته، کمیسیون تلفیق مجلس تلاش وسیعی را برای کاستن از سهم درآمد نفت در بودجه آغاز کرده است. حزب کارگزاران سازندگی ایران اسلامی امیدوار است مجلس شورای اسلامی در بررسی نهایی بودجه با درایت و قاطعیت نقش خویش را در ممانعت از بروز این نابسامانیها ایفا نماید.