تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۷۴۹۷۷

پیامدهای گسترش ناتو به شرق


پیوستن گرجستان به ناتو، زمینه‌های گسترش این سازمان به شرق و تحت‌نظر گرفتن گام‌به‌گام اوراسیا به‌عنوان قلب جهان، توسط غرب به‌ویژه آمریکا را فراهم می‌کند و حضور و تسلط بر این منطقه به منزله تسلط بر منابع انرژی عظیم، کنترل روسیه، چین، ایران و سایر مناطق ژئوپلتیک و استراتژیک موجود در منطقه است. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، در 4 آوریل سال 1949 با مشارکت 12 کشور آمریکا،‌ کانادا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند، لوگزامبورگ، دانمارک، نروژ، ایسلند و پرتغال البته براساس الزامات و سیاست‌های واشنگتن، پا به عرصه وجود نهاد و اعضای کنونی آن بالغ بر 26 کشور است.
این سازمان در آغاز برای مقابله با تهدید نظامی شوروی و گسترش کمونیسم در اروپا به‌وجود آمد که در همین حال عامل موثری برای تثبیت سلطه و نفوذ آمریکا در اروپا هم شد؛ با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک کمونیست و انحلال سازمان پیمان ورشو که برای مقابله با ناتو به‌وجود آمده بود، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی نیز هدف و ماهیت قبلی خود را از دست داد. فلسفه وجودی ناتو که براساس الزامات قدرت آمریکا و ماهیت منافع آن تعریف شده بود، با توجه به تحولات جدید و منافع واشنگتن شکل و تعریف جدیدی به خود گرفت و با وقوع حادثه 11 سپتامبر روحی تازه به کالبد ناتو دمیده شد و پس از آن ناتو دشمنان جدیدی همانند ناسیونالیسم افراطی، اسلام رادیکال و مبارزه با تروریسم را باری بقای خود تعریف و در تعقیب اهدافی مانند اشاعه دموکراسی، حقوق‌بشر و توسعه فعال شد.
مبارزه با بلایای طبیعی، فقر، گرسنگی، فجایع زیست‌محیطی و بیماری‌های مسری نیز همچنین به عرصه‌های جدید فعالیت ناتو افزوده شد ضمن اینکه تا قبل از حمله به برج‌های دوقلوی تجارت جهانی و پنتاگون در 11 سپتامبر ناتو،‌ سازمانی منقطه‌ای محسوب می‌شد ولی بعد از این حادثه، حیطه فعالیت خود را به خارج از مرزهای اروپا نیز تسری داد. حضور نیروهای ناتو در افغانستان برای اولین بار به‌طور عملی تغییر در جغرافیای عملیاتی این سازمان را به نمایش گذاشت و بدین‌ترتیب آمریکا ناتویی با ماهیت جهانی را شکل بخشید و حوزه ارضی و جغرافیایی آن را منطبق با توسعه نفوذ و قدرت خود گسترش داد. با زمزمه جدا شدن گرجستان، یکی از هفت کشور استقلال‌یافته شوروی سابق، از جامعه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و پیوستن به ناتو شاهد شکل دیگری از گسترش ناتو به‌ویژه در آسیای مرکزی و قفقاز هستیم زیرا حضور در منطقه موجب تحقق برخی از استراتژی‌های غربی‌ها شده و به‌ویژه ابزاری مکمل برای سایر ابزار آمریکا در این منطقه خواهد بود.
واشنگتن با ایجاد پایگاه‌های نظامی در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و ایجاد انقلاب‌های رنگین در برخی از کشورهای این منطقه، سیاست‌های خود را کم‌وبیش پیش می‌برد؛ 26 کشور عضو ناتو سال گذشته در بیانیه نشست ژوئن 2004 که در ترکیه برگزار شد، تأکید کردند در پی افزایش نقش خود در آنچه که مناطق به‌لحاظ استراتژیک مهم آسیای مرکزی و قفقاز توصیف شد هستند. الهام علی‌اف رئیس‌جمهوری آذربایجان، میخائیل ساآکاشویلی رئیس‌جمهوری گرجستان، نورسلطان نظربایف و عسکر آقایف، رؤسای جمهور قزاقستان و قرقیزستان در اجلاس اخیر ناتو نیز شرکت داشتند و این مقامات در طول برگزاری اجلاس، دیدارهای متعددی را با نمایندگان دولت‌های غربی صورت دادند. از گذشته بسیار دور نظریه‌ها و تئوری‌های مختلفی توسط اندیشمندان غربی درخصوص اوراسیا مطرح بوده و از منظر اندیشمندانی همچون "مکیندر" تسلط بر این منطقه که قلب جهان است به‌مثابه تسلط بر جهان خواهد بود و از دیرباز این منطقه محل بحث میان قدرت‌های بزرگ بوده است.
همچین براساس گزارش‌های منتشر شده، اوراسیا با 75 درصد جمعیت جهان، 60 درصد تولید ناخالص داخلی و 75 درصد منابع انرژی‌زا را داراست و توسعه اروپا و رشد تعداد اعضای ناتو که به نفع منافع کوتاه‌مدت و بلندمدت آمریکا است. به این کشور اجازه می‌دهد در اوراسیا نفوذ سیاسی و نظامی داشته باشد ضمن این‌که موجب ایجاد بازارهای جدید برای صنایع نظامی واشنگتن نیز می‌شود. روسیه در بحبوحه تحولات نظام بین‌الملل همچنان به‌دنبال بازگشت به روزهای اوج و تبدیل شدن به ابرقدرتی جهانی است و بدین‌ترتیب آمریکا و کشورهای اروپایی با گسترش ناتو و نفوذ در جمهوری‌های سابق شوروی سعی در کنترل روسیه دارند و بدین‌ترتیب حضور ترکیه در ناتو به‌عنوان پل ارتباطی میان اروپا و جنوب قفقاز و آسیای میانه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
هند در آسیا نقش بااهمیتی دارد و این کشور از زمانی‌که حمایت شوروی را از دست داد، از لحاظ ژئوپلتیکی به دلیل نزدیکی جغرافیایی با چین و پاکستان تحت فشار است و به همین دلیل کشورهای غربی به این منطقه حساس هستند. غرب همچنین مایل است با چین به‌عنوان قدرت اقتصادی و مهم منطقه‌ای همکاری و مشارکت داشته باشد، لکن به‌دلیل اختلاف ایدئولوژیکی و مرامی این کشور با غرب موانعی وجود دارد که قابل حل هستند. در رابطه با آسیای میانه، جنوب‌غرب آسیا و خاورمیانه، موقعیت استراتژیک منطقه، وجود منابع غنی انرژی و خطوط انتقال نفت و گاز از این مناطق به سمت غرب ارزش ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است. گسترش و استقرار ناتو در منطقه حساس و استراتژیک قفقاز همچنین علاوه‌بر تضمین دوری کشورهای این منطقه از مدار مسکو، می‌تواند موقعیت مناسبی را برای فشار بر کشورهای منطقه و تنگ کردن حلقه محاصره‌ای که به‌خصوص از زمان اشغال دو کشور افغانستان و عراق به‌دست نیروهای آمریکا و متحدانش به‌وجود آمده است، ایجاد کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات