«ویکتور یوشچنکو» رئیسجمهوری اوکراین، در مجلس «رادا» پیشنهاد تصویب قانون اساسی جدید را مطرح کرد. بدینترتیب وی نهتنها فقط موافق بازنگری در تحولات سیاسی که از اول ژانویه سال جاری به جریان افتاده است، میباشد بلکه یک پروژه عظیم سیاسی را پیشنهاد کرد. به عقیده یوشچنکو در مرحله اول باید کمیسیون مشروطهای با حضور نمایندگان نیروهای مختلف سیاسی، اجتماعی، سازمانهای غیردولتی، ادارات خودگردان محلی، دانشمندان و کارشناسان تشکیل داد. این کمیسیون باید پیشنویس قانون اساسی را تهیه کنند و بعد آن را به یک همهپرسی بگذارند.
این پیشنهاد با دو عملکرد مهم رئیسجمهوری اوکراین مرتبط است.
اولین موضوع، موفقیت بلوک حزب یوشچنکو: «اوکراین ما» در انتخابات مجلس «رادا» است که در ماه مارس در اوکراین برگزار میشود. تابهحال، تمام همهپرسیهای اجتماعی نشان دادهاند که، حزب یوشچنکو از حزب مناطق «یکتوریانوکوویچ» عقبمانده است. بهعنوان مثال، طبق نتایج همهپرسی مرکز «رازومکوف» تا یک ماه و نیم قبل از برگزاری انتخابات پارلمان حزب مناطق 95/29 و حزب «اوکراین ما» 6/19درصد آرا همهپرسی را به دست آوردهاند. این درحالیست که کارشناسان امور اجتماعی به رشد حزب مناطق «یانووکویچ» که از حمایت گسترده در شرق اوکراین برخوردار است، اشاره کردهاند.
حال، یوشچنکو پروژه سیاسی بزرگی را مطرح میکند که بدون تردید در مرکز توجه رسانههای گروهی قرار خواهد گرفت. این مهم است که تحولات سیاسی که از حساب رئیسجمهور به پارلمان قدرت مضاعفی میبخشد، در چارچوب توافقات در سطوح عالی برگزار شود. طرفداران «کوچما» فقط به شرط اینکه رئیسجمهور از رهبران «انقلاب نارنجی» باشد، موافقت کردند. اما طی سال گذشته، سیاستمداران اوکراین عملاً هیچ کاری را برای رسمیت دادن به این موضع در چشمان مردم اوکراین، انجام ندادهاند. درنتیجه، اکثر اوکراینیها به این سازشکاری سیاسی کاملاً با تردید نگاه میکنند. بیجهت نیست که یوشچنکو در سخنرانی خود در «رادا» اعلام کرد که فقط 3/6 درصد از مردم از تحولات سیاسی حمایت میکنند.
با کمک قانوناساسی جدید که در آن قدرت رئیسجمهور بیشتر خواهد شد، یوشچنکو سعی دارد که دوباره به رأس فهرست سیاستمداران اوکراینی بازگردد که در این اواخر تا حدودی از دست داده است، یعنی زمانی که ائتلاف «نارنجی» شکست خورد و آرزوهای اروپایی حکومت جدید تحت تردید جدی قرار گرفت. اروپا قصد ندارد که شرکای اوکراینی خود را تنها رها کند اما هیچ سیاستمداری قصد ندارد برای الحاق این کشور به اتحادیه اروپا، گذشتهای غیراصولی انجام دهد. اگر یوشچنکو بتواند این پیشنهاد را به حقیقت مبدل کند، شانس حزب وی در انتخابات بیشتر خواهد شد.
اگرچه پیشی گرفتن از حزب مناطق برای آنها بسیار دشوار خواهد بود، اما طرفداران رئیسجمهور، مکان دوم را (با فاصله زیاد از بلوک «یولیا تیموشنکو») میتوانند بهدست آورند. البته با برگزاری تبلیغات موفقیتآمیز انتخاباتی و کمی هم شانس این امکانپذیر خواهد شد.
موضوع دوم برای یوشچنکو به زمان بیشتری احتیاج دارد. آرزوی بهدست آوردن نقش رهبر سیاسی مطلق اوکراین که وی در نتیجه تحولات سیاسی مذکور آن را از دست داده است. روشن است که اکثریت احزاب پارلمان (بهجز «اوکراین ما») از این حقی که بهدست آوردهاند، انصراف نخواهند داد. برای همین، رئیسجمهور با استفاده از یکی از اصول دموکراسی یعنی برگزاری همهپرسی میخواهد این کار را انجام دهد. این در حالیست که حساب ای یوشچنکو براین اساس که در جریان مقابله بین رئیسجمهور و تعدادی از چهرههای سیاسی، مردم طرف مطمئنتر را انتخاب خواهند کرد، یعنی یک شخص بهعنوان رهبر و نه یک گروه با چهرهها و سطوح سیاسی مختلف.
تعجبی ندارد که نمایندگان «رادا»، بیانیه یوشنکو را منفی ارزیابی کردند. بعد از ایراد این سخنان،رئیسجمهوری اوکراین اعتراف کرد که در مجلس، احساس عدم راحتی کرده است و نمایندگان را خسته و بیرقم نامید. آنچه که مسلم است رئیسجمهوری اوکراین با بیاعتمادی «مردم عادی» و سیاستمداران بازی میکند. اما در مورد همهپرسی وی ریسک بزرگی را انجام میدهد. دموکراسی مراجعه به آرا عمومی در جاهایی درست عمل میکند که مردم یکدستی داشته باشد.
به عنوان مثال، در آمریکا در هر ایالتی برای مسائل گوناگون همهپرسیهایی برگزار میکنند، اما هیچکس جرأت برگزاری یک همهپرسی ملی در کل کشور را ندارد که ممکن است تصادفاً شمال را در برابر جنوب و شرق را در برابر غرب قرار دهد. برای مارشال «دوگل» برگزاری همهپرسی در فرانسه کار راحتی بود چرا که در این کشور از زمان بهاصطلاح دیکتاتوری یک نوع یکنواختی در مقیاس بزرگ رسیده بود، زمانی که استانهای قدیمی که در دوران قبل از قرون وسطی شکل گرفته بودند، به ادارات تازه تأسیس مجهز شدند و فدرالیسم برابر با جداییطلبی محسوب میشد.
حال، در اوکراین جدید، همهپرسی ممکن است به رشد مخالفت بین مناطق مختلف کشور که در انتخابات ریاستجمهوری نیز به چشم میخورد منتهی شود و اگر چنین شود، ایده یوشچنکو ممکن است علیه خودش به کار رود.