هیلده گارد اشتاوسبرگ
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
پنج سال پس از بزرگترین بحران تاریخ آرژانتین، رئیسجمهور این کشور بهطور کامل بر اوضاع تسلط دارد، اما آنچه در این میان از آن خبری نیست، همان اصلاحات سراسری و همهجانبه است که وعدههای بسیاری در مورد آن داده شده بود. در آخرین روزهای سال 2001 کشور آرژانتین سیاهترین روزهای تاریخ خود را تجربه کرد: در کمتر از دو هفته، این کشور چهار رئیسجمهور به خود دید که دو تن از آنان جز همان چند روز زمامداری دیگر در صحنه سیاست آرژانتین حضور پیدا نکردند و حال پنج سال از آن دوران میگذرد. آرژانتین در اواسط قرن بیستم ثروتمندترین کشور آمریکای لاتین بهشمار میآمد و واحد پولی آن ارزشی برابر با پوند استرلینگ داشت، اما در آن دوران سیاه، گویی همهچیز برای مردم این کشور به آخر خط رسیده بود.
اینک پنج سال از آن دوران میگذرد و چشمانداز آرژانتین آشکارا بهتر بهنظر میآید. تولید ناخالص ملی در سال 2005 از رشدی معادل 7 درصد برخوردار شد و مشکل بیکاری هم تا حدود زیادی حل شده و صادرات محصولات کشاورزی نیز رشد چشمگیری را نشان میدهد. اما آیا واقعاً آن بحرانها گذشته و به پایان رسیدهاند؟ پرزیدنت «نستور کرشنر» که از تابستان 2003 بر این کشور حکومت میکند، همه کار کرده است تا جمعیت 39 میلیون نفری آرژانتین به چنین باوری برسند. در پایان اکتبر گذشته «کرشنر» پیروزی دیگری را نیز جشن گرفت و آن هنگامی بود که همسرش «کریستینا فرناندز دو کرشنر» در انتخابات مجلس سنا در ثروتمندترین حوزه این کشور یعنی «بوئنوس آیرس» بر همسر رقیب شوهر خود «ادواردو دوهالد» (رئیسجمهور پیشین) پیروز شد. با اینحال مخالفان کرشنر او را متهم به بیقانونی میکنند.
با این پیروزی قدرت همسر رئیسجمهور از گذشته هم بیشتر شد و شاید این مسئله برای شخص «کرشنر» مایه خوشحالی باشد، اما برای دموکراسی مایه خوشحالی نیست. انباشت قدرت در دستان این زوج سیاستمدار و حقوقدان و اهل استان نفتخیز «سانتاکروز» میتواند یادآور یکی از سیاهترین دوران آرژانتین یعنی یادآور حکومت «خوان دومینیگو پرون» و همسرش «اویتا پرون» از اواسط دهه چهل تا اواسط دهه پنجاه میلادی باشد. «کرشنر» در واقع امور کشور و دولت را به کمک سیستمهای دستوری و قوانین ویژه اداره میکند، قوانین ویژهای که توسط همسرش در کنگره و با جابهجایی اکثریت و اقلیت به تصویب میرسد. وضعیت فلاکتبار احزاب آرژانتین این جابهجاییها را آسان میکند. حزب کرشنر موسوم به حزب PJ که مؤسس آن «پرون» است، دچار چنان گسستگی و انشقاقی است که گاه در هیبت اپوزیسیون ظاهر میشود. استانداران و فرمانداران ایالتی نیز همه کارهای خود را با کرشنر تنظیم میکنند، زیرا اوست که بودجه را میان ایالات مختلف تقسیم میکند.
از نظر مخالفان کرشنر، علاقه شدید وی به سیاستهای کهنه و پوسیده اقتصادی پرون از جمله انتقادبرانگیزترین روشهای حکومتی او بهشمار میآید. سیستم وضع مالیات بر صادرات محصولات کشاورزی آنهم براساس روشهای پرون ازجمله بارزترین وجوه علاقه این رئیسجمهور به سلف خود است. این سیستم و اقداماتی نظیر این یکپنجم کل مالیات دریافتی را تشکیل میدهد. با اینحال رقم بیست میلیون دلاری مالیات اخذ شده از بخش کشاورزی در سال گذشته بهخودیخود یک رکورد حساب میشود. از دیگر سیاستهای اقتصادی کرشنر کاهش مصنوعی ارزش «پزو» است، سیاستی که بیش از همه برای صنایع داخلی و بومی سودمند بوده و صنایع تولیدی کشور را از رقابت با بازارهای خارجی بینیاز کرده است. از سوی دیگر تورم در آرژانتین بهشدت افزایش دارد و در سال 2005 این رشد به بیش از 10 درصد رسید. این مسئله نیز حاصل گرایش به روشهای نخنمای دوران پرون است و بدینصورت نفوذ دولت در همه عرصههای اقتصادی افزایش بیشاز پیش پیدا کرده است. شخص کرشنر بهکارگیری چنین سیاستهای کهنهای را با به قول خودش «مبارزه با جهانیسازی و نولیبرالیسم» توجیه میکند.
از نظر کرشنر نولیبرالیسم و جهانیسازی بهعلاوه صندوق بینالمللی پول مقصر اصلی در پیدایش بحران پنج سال پیش بودهاند و هرگز حاضر به قبول این مسئله نیست که تعلقخاطر وی به سیاستهای اقتصادی چند دهه پیش نیز در پیدایش این وضعیت نقش مهمی داشته است. از طرفی کرشنر در نظر دارد تا بدهیهای آرژانتین به صندوق بینالمللی و بانک جهانی را پیش از موعد پرداخت کرده و به گفته خودش بدینصورت دست به نوعی «عملیات آزادسازی ملی» بزند و برای اینکار درصدد خرید برخی از تاسیسات و صنایع بخش خصوصی و مستغلات خارجیان در این کشور است. کارشناس ارشد علوم سیاسی «روسندو فراگا» این اقدام رئیسجمهور را مشابه دولتی کردن راهآهن آرژانتین در سال 1947 توسط پرون عنوان میکند: او نیز با خرید تجهیزات و تاسیسات مستعمل بریتانیایی که باقیمانده از زمان جنگ بود، ضرر هنگفتی به آرژانتین وارد کرد و البته سود هنگفتی را نصیب بریتانیا ساخت.
اما متاسفانه اکثریت مردم آرژانتین در آن زمان موافق اینگونه اقدامات پرون بوده و یکبار دیگر نیز وی را به مقام ریاستجمهوری برگزیدند. کرشنر نیز قصد دارد برای انتخابات سال 2007 از سیاست عوامپسندانه «رهایی از زیر یوغ صندوق بینالمللی پول» در جهت کسب آرای مردم استفاده کند. پرداختهای پیش از موعد به صندوق بینالمللی مسلماً موجب وخیمتر شدن اوضاع طلبکاران داخلی دولت خواهد شد، زیرا آنها بههیچروی نمیتوانند طلب خود را از دولت (به بهانه پرداخت بدهیهای خارجی) حداقل در آینده نزدیک وصول کرده و چارهای جز پرداخت تاوانی سخت ندارند. از طرفی کاهش ساختگی ارزش پزو به آن دسته از اتباع آرژانتین و خارجیانی که با اطمینان خاطر پولهایشان را خرج خرید اوراق قرضه دولتی کردند، ضرر و خسارت هنگفتی وارد میکند.
یکی از متحدین اقتصادی کرشنر، رئیسجمهور چپگرا و پوپولیست ونزوئلا یعنی «هوگوچاوس» است. چاوس علاوهبر خرید اوراق قرضه به کارخانههای کشتیسازی آرژانتین سفارش ساخت کشتیهای نفتکش نیز داده است و افزون بر آن اعلام کرده است که در قبال ساخت تاسیسات اتمی توسط متخصصان آرژانتینی در خاک ونزوئلا، یک خط لوله گاز برای انتقال گاز ونزوئلا از طریق برزیل به آرژانتین ایجاد خواهد شد. کرشنر پیش از این و در اوایل دهه 90 بهخاطر پشتیبانیهای ونزوئلا از آرژانتین، اقدام به تقویت کنسرسیوم اقتصادی «مرکوسار» کرد، کنسرسیومی با شرکت کشورهای آرژانتین، برزیل، اروگوئه و پاراگوئه.
گرچه مدتها طول کشید تا ونزوئلا سیاستهای گمرکی خود را با کشورهای عضو این کنسرسیوم هماهنگ کند اما در حال حاضر همه مقدمات برای پذیرش عضویت دائمی ونزوئلا در این کنسرسیوم فراهم است و ناگفته پیداست که چاوس از این عضویت در جهت بهرهبرداری و مشارکت بیشتر در امور سیاسی و اقتصادی آمریکای جنوبی استفاده خواهد برد. اما اتحاد و همبستگی کشوری بزرگ و بااهمیت مثل آرژانتین با رژیمی اقتداگرا و پوپولیست مثل رژیم ونزوئلا، چه خطراتی دربردارد؟ آمارهای منتشره توسط مؤسسه گالوپ در پاییز گذشته تصویر جالبی از جامعه آرژانتین را فراروی ما قرار میدهد: طبق این نظرسنجی 72 درصد آرژانتینیها افرادی فردگرا هستند، 73 درصد خواهان یافتن راهحلهایی سریع و آسان برای مشکلات کشور بوده و 77 درصد از آنان هیچ اهمیتی برای قانون قایل نیستند.
یکی از روزنامههای مطرح آرژانتین بهنام La Nacion طی مقالهای علت این رفتار آرژانتینیها را گرایش عمومی به «فرهنگ قربانیسازی» مطرح میکند. به ادعای این روزنامه براساس این فرهنگ افراد جامعه همواره تمایل دارند تا مسئولیتها را متوجه دیگر افراد بدانند. البته آن بحرانی که پنج سال پیش سراسر این کشور را فراگرفت موجب شد تا خواست عمومی در جهت اصلاحاتی اساسی و بنیادی تحریک شود اما درحالحاضر از آن خواست و اراده عمومی چندان خبری نیست و البته کوشنر نیز هیچ اشارهای به آن «مدرنیزاسیون اساسی آرژانتین» که بارها وعده آن را داده بود، ندارد.