تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
کد خبر : ۷۵۰۰۶

هدف بعدی کیست؟


ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
با وجود خروج نیروهای نظامی سوریه از خاک لبنان، این کشور همچنان در بن‌بست سیاسی قرار دارد. مخالفان سوریه تهدید به مرگ می‌شوند و دولت لبنان به‌دلیل مانع‌تراشی‌های اقلیت طرفدار سوریه و همین‌طور اقدامات بازدارنده پرزیدنت «امیل لحود» فلج شده است. «ولید جنبلاط» رهبر دروزی‌های لبنان در مقر خانوادگی‌اش در شهر موختارا می‌گوید: «تنها نیمی از دولت در اختیار ما است، بخشی از قوه مجریه از کنترل نخست‌وزیر سنیوره خارج است و پرزیدنت لحود هم از نظر ما هنوز همان رئیس‌جمهور دست‌نشانده سوریه است. قدرت اجرایی وی مانع از اقدامات جدید و سازنده در امور امنیتی و دیپلماسی می‌شود. به همین خاطر او دولتی را در داخل دولت حفظ می‌کند و علاوه‌بر آن حزب‌الله به بهانه آزادسازی اراضی شبعا همچنان برای خود دستگاه‌های امنیتی و نظامی دارد.
نیروهای دولتی در جنوب لبنان اختیاری ندارند و قادر به تأمین امنیت مرز در مقابل نفوذ دشمن نیستند. به گفته جنبلاط، مردم لبنان از دولتی که بیش از ده ماه پیش به قول وی از یوغ سوریه رها شده، بیش از این انتظار دارند. البته وضعیت خود جنبلاط هم تعریفی ندارد. این مسئله از وضعیت محل زندگی وی مشخص می‌شود. رهبر دروزی‌های لبنان از دو ماه پیش عملاً در کاخ کوهستانی خود محبوس است، کاخی که در گرداگرد آن محافظان شخصی و موانع حفاظتی قرار دارد تا جان وی از خطر احتمالی اتومبیل‌های حامل مواد انفجاری حفظ شود. رهبر اکثریت لبنان یعنی «سعد حریری» (فرزند نخست‌وزیر فقید) نیز از ترس حملات تروریستی حدود شش ماه در خارج از کشور به‌سر می‌برد و تازه همین چند روز پیش و برای برگزاری مراسم سالگرد ترور پدرش به لبنان بازگشت.
در شب 11 دسامبر 2005، «جبران توینی» نماینده پارلمان لبنان و سردبیر یکی از نشریات مخالف سوریه شبانه از پاریس به بیروت بازگشت اما صبح فردای آن روز قبل از رسیدن به دفتر نشریه و حتی پیش از آنکه کسی از آمدنش مطلع شود، در اثر انفجار یک بمب جان سپرد.
از آن زمان تا به امروز رهبران سیاسی اکثریت سیاسی جدید لبنان که زمانی تحت لوای «اتحاد 14 مارس» فعالیت می‌کردند، نزدیکی بیشتری با یکدیگر احساس می‌کنند. با وجود آنکه در اوایل تابستان گذشته دولت موردانتظار این گروه ظاهراً قدرت را در لبنان به دست گرفت اما این بدان معنی نیست که جان آنها از خطر بمب‌گذاران ناشناخته و به قول خودشان اپوزیسیون طرفدار سوریه مصونیت داشته باشد. با وجود آنکه تحقیقات سازمان ملل منجر به دستگیری چهار افسر ظاهراً مرتبط با انفجارهای بیروت شد، اما بمب‌گذاران و تروریست‌ها به هیچ عنوان از اقدامات خود دست برنداشته‌اند. اینکه عاملان این بمب‌گذاری‌ها و سوءقصدها دقیقاً کجا مخفی می‌شوند و چگونه برنامه‌ریزی می‌کنند، مسئله‌ای است که ظاهراً کسی از آن خبر ندارد و هیچ‌کس توضیح روشنی در مورد به‌خصوص حملات و ترورهای سیاسی یک‌سال‌ونیمه اخیر ارائه نمی‌دهد.
اما آیا راهی برای خروج از این تنگنا و بن‌بست وجود دارد؟ جنبلاط به‌عنوان فعال کهنه‌کار دست‌اندرکار در سیاست لبنان عقیده دارد که بحران موجود در کابینه لبنان محصول نوعی تضاد منافع میان لبنان و سوریه و برخی از کشورهای منطقه است. از زمان قتل رفیق حریری ناظران سیاسی لبنان را به هواپیمای غیرنظامی تشبیه می‌کنند که به‌دست گروه فعالان مناقشات منطقه‌ای ربوده شده است. به عقیده این ناظران سیاسی، طرفداران سوریه از این جهت برای دولت کارشکنی کرده و در مقابل هرگونه اصلاحاتی مقاومت می‌کنند زیرا دمشق به‌هیچ عنوان خواهان همسایه‌ای قدرتمند و کارآمد نیست.
بدین‌صورت است که مثلاً وزرای طرفدار سوریه از اول فوریه به مدت 6 هفته اعتصاب کرده و در جلسات دولت شرکت نمی‌کنند، بدون آنکه این اعتصاب جز فلج کردن دولت، برای آنان دستاورد دیگری داشته باشد. جنبلاط برای خروج از این بحران پیشنهاد می‌کند که به‌عنوان اولین اقدام متهمان به قتل حریری محاکمه شوند. این درحالی است که تحقیقات بین‌المللی در این مورد به نوعی دچار ایستایی و رکود شده است. نماینده ویژه و گزارشگر سازمان ملل یعنی «مهلیس» از این پرونده کنار کشیده و جای خود را به «سرژ برامرتز» بلژیکی سپرده آن هم درست زمانی که هنوز بازجویی از افسران بلندپایه و دست‌اندرکاران سوری به نتیجه لازم نرسیده است.
پس بدین‌ترتیب امکان کوتاه شدن دوره زمامداری لحود که به‌دست اکثریت طرفدار سوریه پارلمان لبنان برای سه سال تمدید شد، وجود ندارد؟ جنبلاط این مسئله را غیرممکن می‌داند زیرا طبق قوانین لبنان عزل رئیس‌جمهور به دو سوم آرای نمایندگان پارلمان نیاز دارد. اما با همه اینها امکان اتحاد میان طرفداران حریری و دروزی‌ها و نیروهای «سمیر جعجع» بدون حمایت «ژنرال عون» وجود ندارد.
«عون» در تابستان گذشته از قبول هرگونه پست دولتی و وزارتی خودداری کرد تا بدین‌صورت در کسوت یکی از نیروهای اپوزیسیون، خود را برای پرش به‌سوی راس دولت آینده آماده سازد. در هفته‌های اخیر نیز با چرخشی به‌سوی نیروهای طرفدار سوریه موفق شد تا با همکاری «سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان، به‌اصطلاح پلت‌فورم دیالوگ ملی را تهیه کند. ژنرال عون در واقع با این چرخش درصدد کسب حمایت نصرالله برای انتخابات آینده ریاست جمهوری است.
در صورت روی کار آمدن ژنرال عون، حزب‌الله دیگر احتیاجی ندارد تا فوراً اسلحه‌های خود را زمین بگذارد، بلکه بازوی نظامی این سازمان می‌تواند به عنوان وسیله‌ای تعیین‌کننده در جهت گفت‌وگو در مورد اهمیت استراتژیک مقاومت ملی عمل کند. به عقیده ناظران سیاسی، ژنرال عون تنها فعال سیاسی مسیحی است که البته تا اندازه‌ای با خیال راحت می‌تواند بدون ترس از حملات تروریستی به اطراف و اکناف لبنان سفر کند، زیرا وی تا به امروز از انتقاد علنی به سوریه خودداری کرده است. درنتیجه مارونی‌های لبنان هم از حمایت از امیل لحود دست خواهند کشید. البته در حال حاضر به‌دلیل هراس از حمله به نیروهای این گروه، سعی در نزدیکی هرچه بیشتر به دولت فعلی دارند.
اما جنبلاط پایان دیگری را برای این وضعیت مطرح می‌کند. او بدون توجه به خوش‌خیالی‌های موجود در بیروت ادعا می‌کند که به‌تازگی نقشه‌هایی را مشاهده کرده است که آشکارا نشان از این داشت که اراضی اشغالی شبعا از ابتدا به لبنان تعلق نداشته و جزء خاک سوریه بوده است: «در نقشه‌های چاپ 1962 این اراضی در آن سوی مرز قرار داشته‌اند، حال آنکه در نقشه‌های چاپ 2001 ارتش لبنان، به این سوی مرز و به خاک لبنان منتقل شده‌اند.» جنبلاط در مصاحبه‌ای با روزنامه‌نگاران لبنانی این مطلب را هم به گفته‌های خود اضافه می‌کند که پس از قتل حریری و در جریان تحقیقات در این مورد با فردی به نام «جمیل سعید» آشنا شده و همین شخص در واقع عامل اصلی این تحریف است.
البته مورخان معروف لبنانی عقیده‌ای کاملاً متفاوت و مخالف در این مورد دارند. اما در صورتی ‌که برداشت جنبلاط تبدیل به موضع رسمی دولت لبنان شود، به‌اصطلاح با یک ضربه مسئله اشغال این اراضی توسط اسرائیل به مسئله‌ای خارج از مرزهای لبنان تبدیل خواهد شد و بدین‌صورت عملاً فلسفه وجودی شاخه نظامی حزب‌الله زیر سئوال می‌رود و بدین‌صورت راه برای تحقق کامل قطعنامه 1559 شورای امنیت و انحلال باقی‌مانده ارتش‌های غیررسمی باز شده و نیروهای دولتی لبنان می‌توانند سرانجام پس از سال‌ها اقتدار خود را در همه مناطق جنوبی این کشور گسترش دهند.
البته جنبلاط و همفکرانش در روزهای اخیر به‌خاطر متهم کردن سوریه در ناآرامی‌های استان اشرفیه به نوعی اعتبار خود را به بازی گرفتند. قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده اشرفیه اعلام کرده است که در میان 203 بازداشت شده این ناآرامی‌ها، 24 فلسطینی و تنها 23 نفر سوری قرار دارند و بقیه لبنانی هستند. جنبلاط پیش از این، عوامل این ناآرامی‌ها را شهروندان سوری عنوان کرده بود.
بسیاری از کارشناسان سیاسی بر این عقیده‌اند که اشتباهات دولت سنیوره نیز در تداوم وضع موجود لبنان نقش اساسی دارد. در حال ‌حاضر گروه‌های کوچکی از محرکان اصلی ناآرامی‌ها و ناامنی‌های لبنان، در رأس برخی نهادهای دولتی مشغول به کار هستند و همین گروه کوچک عامل بسیاری از شورش‌ها در مناطق فقیرنشین شمال لبنان و در بقاع به‌شمار می‌آیند.
رهبر اکثریت اهل سنت لبنان یعنی سعدحریری هم کم‌وبیش به این مسئله پی برده است که نمی‌تواند با تمرکز تلاش‌های خود در بیروت، خود را رهبر همه اهل سنت لبنان بنامد. از چند سال پیش به این سو در نواحی شمالی طرابلس گروهی از سنی‌های تندرو فعالیت‌هایی را آغاز کرده‌اند. اهالی دره بقاع نیز از زمان شروع بحران با سوریه و بسته شدن مرز این کشور، رنج‌های زیادی را تحمل کرده‌اند زیرا مایحتاج عمومی آنها همواره از طریق دادوستد کالاهای کشاورزی با سوریه و البته قاچاق تأمین می‌شده است.
همه مواردی که پیش از این آمد، می‌تواند به‌عنوان وسیله‌ای برای ارزیابی توانایی اولین دولت نسبتاً مستقل لبنان در نظر گرفته شود، دولتی که پس از روی کار آمدنش به‌دنبال خروج نیروهای سوریه، موجب پیدایش انتظارات زیادی در جهت جهش‌های اجتماعی و سیاسی در لبنان شده بود. شاید تنها نقطه روشن فعالیت‌های دولت فعلی لبنان همان رشد البته غیرقابل لمس بورس بیروت و بازار فعالیت‌های ساخت‌وساز مسکن باشد. اما این دولت تا به امروز دست به هیچ اقدام عملی در جهت خروج لبنان از این بن‌بست سیاسی نزده است.
تحقیقات سازمان ملل در مورد عملیات تروریستی گذشته و حال در لبنان نیز به زمان درازی نیاز دارد و تا به امروز هم جز متهم کردن «بشار اسد» دستاورد دیگری نداشته است.
بی‌گمان این به‌اصطلاح وضعیت پات در لبنان تا یک‌سال‌ونیم آینده یعنی تا پایان دوران تمدیدشده ریاست‌جمهوری امیل لحود ادامه خواهد داشت. از چندین دهه پیش به این سو از اقدامات دولت‌های لبنان در جهت رفع بحران‌های اجتماعی و نجات طبقه متوسط هیچ نتیجه ملموس و مشخصی در دست نیست و شاید به دلیل همین مسائل است که بسیاری از سیاستمداران لبنان ازجمله رهبر مسیحیان این کشور یعنی سمیر جعجع صراحتاً اعلام کرده‌اند که حتی اگر همه ملت لبنان در جهت دموکراسی و صلح یکصدا شوند نیز نباید این واقعیت تلخ را نادیده گرفت که جنگ هنوز کاملاً پایان نگرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات