* شورشهای اخیر فرانسه ذهن شما را بهشدت مشغول ساختهاند. بسیاری از محافل تحلیلی نظام بینالمللی معتقدند این شورشها واکنشی صریح به سیاستهای شما و کابینه نخستوزیر کشورتان یعنی دومینیک دوویلپین است. چه توجیهی برای این موارد دارید؟
** من این اتهامات را قبول ندارم. شورشهای اخیر فرانسه بزرگنمایی یک رخداد ساده بوده است. بهنظر من رفتار شورشیان را باید در قالب یک بحران اجتماعی و به تبع مواردی مانند همرنگی با جماعت بررسی کرد. افرادی که در حومه پاریس زندگی میکنند منطق و دلیل کافی برای ایجاد چنین بحرانی در فرانسه و اروپا را ندارند. اینکه بسیاری از محافل مطبوعاتی و سیاسی و حتی سران بسیاری از کشورها سعی دارند این بحران اجتماعی را در قالب یک بحران سیاسی جلوه دهند ناشی از نگرش ناصحیح و مغرضانه آنها نسبت به پاریس است. در هر صورت فرانسه دشمنان زیادی دارد و این حقیقتی است که بر همگان مشهود است. در مورد سیاستهای پ هم نظر خاصی ندارم. در هر صورت یک سیاستمدار را نمیتوان بدون اشتباه و یا پر از اشتباه به نظام بینالملل معروفی کرد. نخستوزیر کشور من و همچنین اعضای کابینه او تلاش زیادی را برای رفاه شهروندان انجام دادهاند.
* آیا قتل دو نوجوان 14 و 17 ساله سیاهپوست آمریکاییتبار توسط نیروهای پلیس و متعاقباً اظهارات ناشایست "نیکولا سارکوزی" وزیر کشور فرانسه در مورد معترضان مقدمات و پیشزمینههای یک شورش اجتماعی هستند؟
** درهرحال من با انگیزه اصلی شورشیان سروکار دارم و نه با آنچه ظاهر امر نشان میدهد! این اقدام پلیس فرانسه در هر کجای دنیا ممکن است تکرار شود سال گذشته و در کاخ الیزه شخصاً مشاهده کردم که تلویزیون آمریکا از صحنه قتل یک سیاهپوست زیر مشت و لگدهای پلیس این کشور بهصورت مخفی فیلمبرداری کرده است. اما فردای آن روز هیچ خبری از شورش و بحران در ایالات متحده آمریکا نبود. اگر قرار باشد بحرانهایی از این قبیل در کشور رخ دهد فکر میکنم آمریکا و انگلستان باید نسبت به فرانسه در اولویت قرار داشته باشند. متاسفانه شورشیان هیچگونه منطقی ندارند و جز زبان زور نمیتوان با آنها سخن گفت. البته این موضوع تاحدودی برای من ناراحتکننده است.
* بسیاری از معترضان اعتقاد دارند شما در طول سالیان دراز با آنها همانند یک برده رفتار کردهاید و اکنون پس از توهین به رنگ، نژاد و جنسیت آنها توسط نزدیکترین افراد به کاخ الیزه ناگهان از این منطق سخن میگویید. آیا این موارد با یکدیگر تناقض ندارند؟
** این ادعای شورشیان خندهدار است. بهتر است شما بر روی اظهارات آنها تکیه نکنید!
* در مورد اظهارات "نیکولاس سارکوزی" چه نظری دارید؟ اظهارات او بسیاری موارد موجب برانگیخته شدن بیشتر اعتراض مخالفین و معترضان شده است؟
** او وزیر کشور فرانسه است و مسلماً صلاح کشور را بهتر میداند! من بارها بهصورت خصوصی از وی و دوویلپین خواستهام تا در اظهارات و سخنان خود کمی ملایمتر برخورد کنند ولی آنها معتقدند که با شورشیان باید مطابق خلقوخو و ادبیات خودشان برخورد کرد. در هر صورت اختلاف سلیقه در بین سیاستمداران در تمام نقاط دنیا وجود دارد. امیدوارم از ما انتظار نداشته باشید تا تمامی اقدامات و عملکردمان بر روی یک مورد صورت پذیرد.
* ما از شما انتظاری نداریم. اما معترضانی که شما آنها را شورشی و نادان مینامید از شما رعایت حداقل حقوق یک انسان را میخواهند و البته خواسته زیادی نیست.
** شما سعی دارید دولت فرانسه را نسبت به بدرفتاری خشونت با افراد موجود در حومه پاریس و دیگر نقاط حاشیهای کشور متهم کنید. این اصل زیبایی در یک گفتوگو بهشمار نمیآید. همانطور که گفتهام ریشه اعتراضها از یک سوءتفاهم شروع شده است و با پایان یافتن کامل این شورشها همهچیز تمام خواهد شد.
اما این تازه اول کار است! مطابق خبرهای رسیده دامنه اعتراضها به دیگر نقاط فرانسه و حتی اروپا رسیده است. اگر ریشه اعتراضها از یک سوتفاهم شروع شده است دلیل گستردگی دامنه آن چیست؟ چه توجیهی برای فاصله حرف شما تا واقعیت وجود دارد؟
خب!.. فکر میکنم در این میان دولت فرانسه نیز تا حدودی مقصر بوده است. من فکر میکردم اظهارات من مبنی بر اینکه در فرانسه تا حدودی تبعیض نژادی و فاصلههای طبقاتی وجود دارد موجب آرامش اوضاع خواهد شد ولی این تبعیض اوضاع را بدتر کرد. قبول کنید من در شرایط سختی قرار دارم. اگر قرار باشم دائماً بخواهم تقصیر ما را بر گردن خود یا اعضای کابینه "دوویلپین" مانند سارکوزی بیاندازم دیگر فضای برای مانور کاخ الیزه در فضای داخلی و خارجی پاریس نمیماند.
* در حوادث اخیر حومه پاریس، حقوق بشر در فرانسه بهشدت به چالش کشیده شد، نظر شما در این مورد چیست؟
** کاملاً مخالفم، حقوق بشر یک روند و یک رویه ثابت در فرانسه است. این رویه آنقدر متزلزل نیست تا با یک شورش ساده و سطحی و قتل دو سیاهپوست به چالش کشیده شود. ما هنوز هم ادعا داریم که مهر حقوق بشر در جهان پر از اضطراب و تشویق امروزی هستیم.
* نقض حقوق بشر در فرانسه تنها به این موارد محدود نمیشود مسائلی مثل قانون ممنوعیت حجاب اسلامی و نیز زندگی فلاکتبار بسیاری از اتباع غیر فرانسویالاصل در شهرهای مختلف این کشور موید بسیاری از نکات نهفته است.
** چرا شما عادت دارید همیشه بهدنبال نکات نهفته بگردید؟ کمی تطابق را از ما بشنوید! درهرحال حقوق بشر در فرانسه کاملاً رعایت میشود و این مساله محض نیازی به توضیح و بسط از جانب ما ندارد.
* مطابق قانون اساسی کشور شما و براساس محوریت لائیسم هر شخصی در رعایت قوانین و اصول مذهبی خود آزاد است و این موضوع با قانون منع حجاب تعارض دارد.
** لطفاً تفسیر قانون اساسی ما را به خودمان بسپارید. خب در بسیاری از مواقع قانون نمیتواند آنطور که نوشته میشود به اجرا برسد. امیدوارم حداقل این حقیقت را قبول داشته باشید!
* چنین ادعایی را هیچکس قبول نمیکند.
** این قضاوت شماست.
* در مورد به سر کار آمدن خانم آنجلا مرکل در آلمان چه نظری دارید؟
** واقعیت امر این است که شورشهای اخیر حومه پاریس آنقدر ذهن من را نسبت به خود مشغول کرده است که کمتر میتوانم بر آنچه در اطراف کشور میگذرد تمرکز داشته باشم. در مورد خانم مرکل فعلاً نظر خاصی ندارم. البته او در اولین ملاقات اروپایی خود به کاخ الیزه آمد تا مراتب نزدیکی دو کشور آلمان و فرانسه را به اثبات برساند. در هر صورت میان حرف تا عمل در سیاستمداران فاصله زیادی قرار دارد. این فاصله در سیاستمداران اروپایی به نقطه اوج خود میرسد. مرکل در مورد جنگ عراق قول داده است تا مواضع دولت قبلی آلمان را دنبال کند. امیدوارم نزدیکی برلین و جمهوریخواهان کاخ سفید در دوره صدراعظمی آنجلا مرکل باعث نشود تا وی زیر فشار واشنگتن و بهصورت مخفیانه از نظرات و سخنان کنونی خود پشیمان شود.
خصوصاً اینکه جمهوریخواهان برای حزب برلین در دوران پس از شرودر از ابزارهای مختلفی استفاده خواهند کرد.
* آیا از رفتن شرودر ناراحت هستید؟
** بهاندازهای زیاد، روابط میان آمریکا و فرانسه در زمان قدرت شرودر بسیار تحکیم میشد. گرهارد شرودر کسی بود که معاملات سیاسی را بهخوبی میدانست. در جریان جنگ عراق من و شرودر در فضای مسموم آن زمان ائتلاف ضدجنگ تشکیل دادیم و جنگ در خاورمیانه را بهشدت محکوم کردیم. بهراستی من و شرودر نقش دو مکمل را در کنار یکدیگر داشتیم. امیدوارم در آینده خلا ناشی از نبود شرودر را زیاد احساس نکنم و خانم مرکل بتواند تا حدودی جای او را پر کند.
* آینده جهان را با توجه به ساختار کنونی نظام بینالملل چگونه ارزیابی میکنید؟
** در دنیای امروزی احتمالات کم جایگزین حقایق محض و مسلم میشوند. بهعنوان مثال برکناری شرودر از قدرت و یا شورشهای حومه پاریس را هیچکس در سال گذشته پیشبینی نمیکرد. همهچیز سر جای خود بود و هر سیاستمداری در اروپا با توجه به زبان و نگرش خاص خود سخن میگفت. اما ناگهان همهچیز به هم ریخت. شورش گریبانگیر کاخ الیزه شد و تبعات و عواقب آن همه را به دردسر انداخت. اینها را گفتم تا به این نتیجه برسیم که در هزاره سوم آینده و پیشبینی معنایی ندارد. من هم نمیتوانم در این مورد چیزی بگویم.
* بهعنوان سوال آخر وضعیت اتحادیه اروپا و اروپای واحد را چگونه میسنجید؟
** بسیار بد و غیرقابل انتظار. افرادی مانند بلر و برلوسکونی چشمان خود را بر روی حقایق بستهاند. آنها تنها یاد گرفتهاند موقع استراحت من در اتاقم با تلفنهای بی وقت خود با من درباره لزوم نزدیکی به واشنگتن و خارج شدن از محدوده ترسیمشده اولیه توسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا لابی کنند. تا زمانیکه افرادی مزاحم در این مجموعه (اتحادیه اروپا) وجود دارند باید در انتظار پسرفت اروپا بهسوی نقطه صفر ماند. باید اذعان کنم که اقدامات انگلستان در اتحادیه اروپا برای فرانسه غیرقابل تحمل است ولی چارهای جز سکوت درحالحاضر نداریم.