سیداحسان خاندوزی
فساد خود یک واقعیت است، اما مسئله مهمتر، بحث از جایگاه مهم آن در سیاست هند است. در دهه 1960، گونار میردال، یکی از نخستین پژوهشگران این موضوع، نیاز به آزمودن فساد در فرهنگ عامه را مطرح کرد و نیز گستره فساد در هند را نشان داد و روشن ساخت که این امر (فساد) بازتاب حس وفاداری به جامعه سازمان یافته است. میردال تاکید کرد چنان که یک فرهنگ غیر جمعی کلی وجود میداشت که مردم را به این عقیده رهنمون میگشت که هر کس در موقعیت قدرت، احتمالا اسیر منافع خودش، خانوادهاش، یا سایر گروههای اجتماعی است که به آن احساس وفاداری میکند، نتیجتا مردم به فسادپذیری سیاستمداران و دیوانسالاران باور پیدا کرده و به این عقیده خواهند رسید که آنها هرچه میخواهند انجام میدهند، البته در صورتی که ابزار آن را داشته باشند.
اما شهروندان چگونه میتوانند با مقامات رفتار کنند؟ آنها در هنگام مواجهه با رفتار نامناسب از چه راهبردهای موفقی میتوانند استفاده کنند؟ چندین امکان وجود دارد:
1. پذیرش (تمکین): یعنی هرگونه رفتاری که آنها دارند را به سادگی بپذیرند؛ آنچه آنها میگویند انجام دهند و به بهترین شکل امیدوار باشند در این زمینه اظهار شده است؛ در هر مورد (جریمه تردد را) بپردازند و بسیار مودب و متواضع باشید و در این صورت از میزان جریمهتان کاسته خواهد شد؛
2. اصرار و پافشاری: آنها میتوانند در مواجهه با یک قضاوت ناعادلانه، مانند آن زن بیوه در کتاب مقدس عمل کنند و در عین امیدواری مصر باشند که مقامات مانند آن قاضی کتاب مقدس بالاخره تصمیم خواهند گرفت، این بسیار دشوار و رنجآور است که در پی رد خواهشی باشی ولیکن در نهایت آن را بپذیری، من آزار و اذیت آنها را صد بار بر قول و قرارهایشان ترجیح میدهم...؛
3. مشاجره / تهدید کردن: آنها میتوانند با مقامات مشاجره کرده یا حتی تهدیدشان نمایند (مشاجره، هر چیزی از استدلال کردن آرام تا خشونت آشکار را شامل میشود)؛
4. در خواست و التماس: در خواست به مقامات مافوق، به مطبوعات یا به مقامات برگزیده داده میشود؛
5. ارتشا: اما چیزی که از قبل به جا مانده است، استفاده از پارتی بازی، نفوذ و رشوه است که هم در ادبیات دانشگاهی و هم در محاورات روزمره راجع به اتحاد شوروی سابق و اروپای شرقی نمود زیادی یافته است. رشوه میتواند انواع و اقسام و نامهای مختلف داشته باشد؛
6. پارتیبازی: در این رابطه اظهار شده است که، «شما هر چیزی بخواهید برای مقامات تهیه کنید باید آن را «در طبق» (محترمانه) تقدیم آنها کنید؛» «ما آنان را مقامات بالا نام نهادیم» و مقام بالا در سنت ما به کسی خطاب میشود که میتوانست تا پایان ما را کمک نماید؛
7. راهبردهای دیگر: به منظور سازماندهی احتمالی نوعی گروه معترض یا گروه ضربت، یا تشکیل دادگاه، منابع بسیار کمی وجود داشت.
هنگامی که شهروندان در راستای کسب حقوقشان مجبور هستند اقدامات فوقالعاده انجام دهند، خردمندانه و منطقی است که شکایت کنند و پیگیر باشند، اما وقتی که به منظور دستیابی به مساعدتهای ویژه از رشوه استفاده میکنند، نمیتوانند ادعایی داشته باشند. آنها هنوز هم ممکن است مدعی باشند، اما ادعاهایشان فاقد تاثیر اخلاقی است و خودشان این را میدانند. چنین ادعاهایی نباید چندان متنوع باشد، البته مگر اینکه، کل نظام سیاسی آن قدر فاسد باشد که احقاق حقوق قانونی شهروندان را لطف مقامات به آنها تلقی نمایند.
تبیین فساد در هند عموما توسط اقتصاددانانی صورت میگیرد که موافق یا مخالف آزادسازی اقتصاد هستند. به نظر نئولیبرالها، هند تا حد زیادی نمونهای آرمانی از یک نظام اقتصادی و سیاسی رانت جو بوده است که حق فساد در آن از طریق فرآیند پیچیده مقررات بوروکراتیک برنامههای اقتصادی به رسمیت شناخته میشود. مهم این است که این مقررات پدید آورنده شبکههای قدرتمندی از سیاستمداران، دیوانسالاران، تجار و ملاکین رانتجو است که با سوء استفاده از نقش ویژه دولت، به طور منظم در سطح کلان اختلاس میکنند. نئولیبرالها تاکید داشتند که با آزادسازی اقتصادی پیوند نهادی بین سیاست و اقتصاد از هم گسسته خواهد شد، اما اصلاحات به منظور تجهیز پایههای شفافیت بیشتر در زندگی عمومی به قدر کافی فراگیر و مستمر نبود. از طرف دیگر، مخالفین سیاستهای نئولبیرالی در هند تاکید داشتند که آزادسازی اقتصاد ظاهرا افزایش عرضه و تقاضای فساد را در پی داشته و فرصتهای جدیدی برای فساد از طریق مقررات زدایی و برداشت از سرمایههای دولتی، و سیاستهای بازاری شده برای فقرا فراهم کرده است.
در دولت نهرویک نظام کنگرهای وجود داشت که در آن کنگره کار ویژه توسعه سیاسی را با رقابت در هم آمیخت. این نظام کنگرهای چهار عامل اصلی را توامان دارا بود:
1. شخصیت برجسته نهرو که توسعه سیاسی رو به رشد را به یاد میآورد؛
2. سازمان کنگره برای یکپارچه کردن کشور چارچوب پولادینی عرضه نمود؛
3. یک ایدئولوژی ترقیخواه که میتوانست عمدهترین اختلافات ناشی از افکار سیاسی سازمان یافته را به خدمت بگیرد؛
4. دستیابی به حمایت مردمی و توزیع آن.
اساس نظام کنگرهای تمرکزگرایی در برنامهریزی اقتصادی بود که از روی نمونه شوروی الگو برداری شده بود، اما استلزامات دموکراسی هند را نیز در خود داشت. طرحها و برنامههایی به منظور استقرار یک بخش مسلط دولتی جهت نظارت بر صنعتی کردن کشور به وسیله کنگره از زمان بیش از استقلال تدوین و تنظیم شده بود، اما از اوایل دهه 1950، با تاسیس کمیسیون برنامهریزی و شروع برنامههای پنج ساله، یک نظام گسترده ساماندهی صنعتی تاسیس شد که راهنمای حاکم در صدور مجوز بود، این شیوه یعنی حکومت نمودن از طریق نظارت، توزیع و فروش پروانههای صنعتی و بازرگانی به کمک نظام اداری و کنگره مدیریت میشد، در پی ایجاد راههای استفاده موثرتر و کاراتر از منابع، برنامه ریزیهای تمرکزگرا دقیقا پیامدهای معکوس داشت، تا جایی که این امر منجر به پیدایش گروههای ذی نفوذ قدرتمند رانتجویی گردید که میتوانستند از نظارت و تحقیق نهادهای رسمی سیاسی طفره بروند.
فساد سیاسی طی حکومت نهرو از طریق تشکیلات حزب کنگره کنترل و مهار شده و نهادینه گردید، وقتی این تشکیلات از هم پاشید، فساد سیاسی از سطح فرهنگ عامه حرکت کرد و به جزء اولیه از فرهنگ سیاسی ملی تبدیل شد. اکثر دیدگاهها متوجه تقصیر خانم گاندی و پسرش راجیو در این مسائل بودند، در واقع گرچه هر دوی آنها تغییراتی در امور به عمل آوردند، منتهی به طور خیلی ساده به انحطاطی که از حکومت نهرو شروع شده بود شتاب بخشیدند.
سیاستهای کیفی به عبارتی انتقال حجم عظیمی از پول سیاه به شکل نقد به خزانه حزب کنگره، سیاستهای کیفی توصیف میشود. بهای مجوزها یا سایر پروانهها در شماری از کیفهای درخواستی قرار داده میشد که در ابتدا به عنوان یک پاداش ثابت جا افتاده بود، اما بعدا به صورت درصدی از سود وصول میشد.
سیاست کیفی زمینه اقتصادی استعفای خانم گاندی از حزب کنگره را فراهم کرد و وی را وادار به استعفا نمود. حرکت ایدئولوژی وی به چپ و جنگ اتفاقی هند و پاکستان در سال 1971 به طور توامان سبب گردید که خودش به عنوان یکی از رهبران همه پرسی به سبک جدید نسبت به رفاه تهیدستان متعهد گردد و در این راستا فشارهای خطمشیهای حزبی که اربابان سابق کنگره آن را تدوین میکردند، مانع کارش نشد.
با پایان حکومت خانم گاندی، هم در نظام سیاسی و هم در نظام اقتصادی نشانههای فساد نهادی و رکود مشاهده گردید. راجیو گاندی که بر روی موج عظیم ایندیرا گاندی در سال 1984 به نخستوزیری رسیده بود، به مطالبات مردم از طریق مبادرت به برنامههای نوسازی سیاسی و آزادسازی اقتصادی پاسخ گفت.
پس از شکست راجیو گاندی در انتخابات سراسری 1989، بر سر حکومت تغییرات و دگرگونیهای شگرفی به وجود آمد که نتایج زیر را به همراه داشت:
1. افزایش رقابت سیاسی ملی و ایالتی افزایش تقاضا برای فساد را نیز به دنبال داشت؛
2. بسیج طبقات پایینتر، از سال 1989 عمدتا با حمایت گسترده دولتی انجام گرفته بود. این جریان ملی و منطقهای حکایت از وسعت قلمرو اجرای برنامههای مثبت برای طبقات پایینتر داشت، اما مطالبات گروههای ذی نفوذ نیز از نظر سیاسی برای کسب انواع دیگر امتیازات و حمایتها افزایش یافته بود؛
3. در شرایط افزایش عرضه و تقاضا برای فساد، سیاستمداران با اقدامات ضد فساد به صورت تاکتیکی اغوا میشوند.
بررسی بحث رایج فساد سیاسی در سیاستهای هند برحسب تنزل استانداردهای ادارات دولتی و قراردادن این فرآیند در داخل مفهوم فساد کنگره طی چند دهه گذشته گمراهکننده است. اما، چنین تفسیری، درجه فساد نهادینه شده در دولت نهرو، استقرار یک گفتمان سیاسی مستقل که وزنه آن در مقابل فساد از پایین و مصونیت حقوقی نسبی فساد از بالا سنگین باشد، را نادیده میانگارد. پایان عمر کنگره با ظهور احزاب ملی و منطقهای دیگر همراه بوده که هم آرمانهای هنجاری به جای مانده از دوران نهرو را به چالش طلیده بودند و هم درصد تشکیل ائتلافهای جدید سیاسی بودند. در این شرایط است که حکومت اقلیت جبهه متحد دریافته بود که اقتضا دارد از یک مبارزه ضد فساد به عنوان راهبردی علیه مخالفین خود استفاده کند. این رویه مبارزه با فسادهای نهادینه شده در اقتصاد و سیاست هند، از آغاز هزاره سوم وارد مراحل جدیدی شده که خود نیازمند مجال مستقلی است.1