تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۷۵۰۵۱

آزادی مطبوعات

فرزاد جهان‌بین اشاره: میرزای نائینی نبود آزادی را از جمله عوامل سیر قهقرائی جوامع اسلامی بر شمرده و وجود آزادی را از ریشه‌ای‌ترین عوامل رشد مدنیت در جوامع بشری می‌داند. شیخ‌فضل‌الله نوری بارد اطلاع آزادی معتقد است که آزادی بی‌قید مطبوعات زمینه‌ای فراهم خواهد نمود که کلمات کفرآمیز در سطح جامعه نشر یابد و شبهات فراوانی در قلوب صاف و بی‌آلایش عوام القا گردد و مومنین مورد هتک حرکت واقع شوند و مواجه با افترا و تهمت گردند. مجتهد تبریز از آزادی‌ای حمایت می‌نماید که در آن سب و تهمت و افترا و ظلم و اجحاف و دروغ نباشد و اعتقادات دینی مردم مورد حمله و خدشه قرار نگیرد.

دوره مشروطیت از جمله مهمترین نقاط عطف در تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آید و تاثیرات بسیاری را در تحولات سیاسی- اجتماعی بعدی این مرز و بوم از خود بر جای نهاده است تا آنجا که ریشه بسیاری از مباحث مطرح در دوران کنونی را می‌توان در انقلاب مشروطیت بازیافت.
این تاثیر تا بدان پایه است که می‌توان از انقلاب مشروطت و مسائل مربوطه به آن به عنوان نمونه کوچکی از تاریخ معاصر نام برد به عنوان نمونه امروزه مساله آزادی و حدود و ثغور آن به طور عام و مساله آزادی مطبوعات، قلم و بیان به طور خاص از جمله مباحث مهم و مناقشه‌برانگیز می‌باشد. با نگاهی به تاریخ مشروطه می‌توان به حذف این مباحث را استمرار مباحث دوران مشروطیت حول محور آزادی دانست و جالب آنکه صاحبان آرای متفاوت در بسیاری موارد برای تایید نظرات خویش در مورد حدود و ثغور آزادی بالاخص در عرصه مطبوعات به سخنان و مکتوبات رهبران جریان‌های موجود در دوره مشروطه استناد می‌نمایند. هر چند انتشار اولین مجموعه در زمینه مطبوعات به دوران قبل از مشروطیت بازمی‌گردد که این مجموعه توسط میرزاصالح شیرازی در حدود 1253 چاپ و توزیع می‌شد اما ورود جدی مطبوعات در فضای سیاسی- اجتماعی کشور به دوران مشروطه مربوط می‌شود. در این دوران مطبوعات به شدت از لحاظ کمی و کیفی رشد قابل توجهی یافتند تا آنجا که به عنوان نمونه در تهران در طی یک هفته 200 عنوان روزنامه به چاپ می‌رسید.
پیدایش چنین مساله‌ای سوالات بسیاری را در میان مردم و مخصوصاً میان نخبگان درباره حدود و ثغور آزادی مطبوعات ایجاد نمود به تبع جواب‌ها و واکنش‌های متعددی را نیز در پی داشت. مقوله آزادی میان علما نیز که بعد از استقرار مشروطه در دفاع از مشروطه و بارد آن به دو دستگی رسیده بودند ، از جمله محوری‌ترین مسائل مورد مناقشه بود.
در بدو امر با توجه به مخالفت‌های علمای مشروطه‌خواه با استبداد و تاکید آنها بر لزوم دفاع از حکومت مقیده و مشروطه و نیز مخالفت علمای مشروعه‌خواه با مشروطه و دفاع از استبداد در دوره بعد از استقرار مشروطه چنین به نظر می‌رسد که مشروطه‌خواهان موافق آزادی و مشروعه‌خواهان مخالف آن بوده‌اند.
سوال اصلی که این مقاله به دنبال پاسخگویی به آن می‌باشد این است که چه دیدگاهی میان علمای مشروطه‌خواه و مشروعه‌خواه نسبت به مقوله آزادی و خصوصا آزادی مطبوعات، قلم و بیان مطرح بوده و چه نقاط اشتراک و افتراقی میان آنها در رابطه با این موضوع وجود داشته است.
از مشروطه‌خواهان آرا و دیدگاه:
1- مراجع مشروطه‌خواه نجف(آخوند خراسانی، شیخ‌عبدالله مازندرانی)
2- شیخ‌محمدحسن نائینی صاحب کتاب تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله
3- شیخ‌محمداسماعیل غروی محلاتی صاحب رساله مهم «اللئالی المربوطه فی وجوب المشروطه»
4- میرزاعلی تقه‌الاسلام تبریزی صاحب رساله «لالان»
و از مشروعه‌خواهان نظرات:
1- شیخ‌فضل‌الله نوری صاحب دو رساله مهم «حرکت مشروطه» و «تذکره‌الغافل و ارشادالجاهل»
2- محمدحسین‌بن‌ علی‌اکبر تبریزی
3- شیخ ابوالحسن نجفی مرندی
4- میرزاحسن مجتهد تبریزی
در باب آزادی به طور اجمال مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
هدف از نگارش این مقاله آن است که با تبیین دیدگاه دو طیف از علما که در دو راه استقرار مشروطه تقابل جدی با یکدیگر یافتند، نظری در باب حدود و ثغور آزادی مطبوعات، قلم و بیان ارائه گردد. امید که این مقاله بتواند گام مثبتی در راه فهم بهتر یکی از مباحث جدی مطروحه در دوره مشروطه برداشته و زاویه‌ای از زوایای تاریک آن را روشن نماید.
لازم به تذکر است با توجه به تقریظ و تاییدی که آیت‌الله آخوندخراسانی و آیت‌الله شیخ‌عبدالله مازندرانی بر رساله «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله» میرزای نائینی نگاشته‌اند، نظرات این سه همسان گرفته شده و از این رو بیشتر به بیان دیدگاه‌های نائینی پرداخته می‌شود.
1- مشروطه‌خواهان
1-1- شیخ‌محمدحسین نائینی

میرزای نائینی نبود آزادی را از جمله عوامل سیر قهقرائی جوامع اسلامی برشمرده و وجود آزادی را از ریشه‌ای‌ترین عوامل رشد مدنیت در جوامع بشری می‌داند(2) اهمیت آزادی در نگاه وی تا بدان پایه است که تنها ملاک ایشان برای تقسیم‌بندی انواع حکومت‌ها میزان توجه و یا عدم توجه آنها به آزادی افراد می‌باشد و با توجه به همین ملاک، حکومت‌ها، را به دو نوع «تملیکیه» و «ولایتیه» ‌تقسیم می‌نماید. (3) ایشان معتقد است که آزادی قلم و بیان از مراتب آزادی خدادادی بوده و حقیقتش آن است که همگان بتوانند بی‌مانع و بدون ترس از تنبیه حکومتی به بیان نظرات و آرای خویش بپردازند و چشم و گوششان بازگردد و به مبادی ترقی و شرف و استقلال کشور واقف شوند.(4)
نائینی با توجه به فضیلت و جایگاه آزادی، ‌حکومت معصوم(ع) را مصداق اکمل حکومتی معرفی می‌نماید که در آن تصرفات در زندگی مردم از روی شهوت و هوای نفس نبوده و حق آزادی مردم به رسمیت شناخته می‌شود. اما نائینی با تمام این جایگاهی که برای آزادی بر‌شمرد و از آن با «اصل مبارک حریت» (5) یاد می‌کند، آزادی را مقید و مشروط می‌داند. از دیدگاه وی نباید آزادی قلم و بیان امکانی ایجاد نماید که عده‌ای به مقدسات دینی مردم حمله کرده و اعتقادات مذهبی آنها را زیر سوال برند و یا اعراض و آبروی محترمین را مورد هتک حرکت قرار دهند که او از این نوع آزادی با عنوان «حریت موهومه» نام می‌برد.
ایشان در این‌باره می‌نویسد:
«آزادی قلم و بیان... حقیقتش عبارت از رها بودن از قید تحکمات طواغیت است[و نه] وسیله هتک اعراض محترمین و گرفتن حق‌السکوت از زید یا اجرت تعرض به عمرو یا کینه‌خواهی از بکر....»(6)
به عبارتی وی تا آنجا با آزادی بیان و قلم و جراید موافق است که این آزادی موجب نگردد شریعت مقدسه تخطئه شده و یا با دروغ و تهمت و غیبت آبروی افراد مورد خدشه واقع شود که در این صورت باید در رفع چنین اقاویل و اباطیلی اقدام نمود.(7)
در راستای چنین اعتقادی، آیات عظام خراسانی و مازندرانی نیز بعد از وقایع فتح تهران و استقرار مشروطه دوم، با توجه به فعالیت‌های مطبوعاتی علیه شریعت و زیر سوال بردن قطعیات دین و مذهب، طی نامه‌ای به نایب‌السطلنه از وی خواستند که «هیات نظارتی از عارفین به شرعیات و سیاسیات» را برای نظارت قبل از چاپ بر مطبوعات تشکیل دهد تا از این طریق از نشر افکار انحرافی و عقاید سخیف‌ جلوگیری به عمل آید.(8)
این دو مرجع در تلگرافی با تاکید بر اهمیت تهذیب جراید و مطبوعات و لزوم همت مسئولین در قبال آن نگاشتند:
«در تهذیب جراید و مطبوعات از مواد مخالفه با شریعت و موجبات نفرت و صرف قلوب هم لازم است اولیای دولت و ملت، مزید: ‍[همت] مبذول و این اعظم ابواب فساد و افساد را کاملاً‌ مسدود فرمایند. هنوز ملت فلک‌زده از تبعات مقاله مجوسیه مندرجه در شماره ششم حبل‌المتین یومیه آسوده نشده. در جریده مطبوعه تبریز داستان بی‌حجاب بیرون آمدن زنان راه بالاترین مجموله برای صرف قلوب از این اساس سعادت بود،‌ عنوان نمود[ند]...»(9)
1-2- شیخ‌محمداسماعی غروی محلاتی:
ایشان لازمه آزادی از قید رقیت استبداد و رهایی از تصرفات شهوانی حکام را، آزادی اقلام و افکار و مطلق حرکات و سکنات مردم می‌داند و معتقد است که اگر چنین آزادی ای در عرصه فکر و قلم و بیان نباشد، مردم قادر نخواهند بود نسبت به احقاق حقوق خود و جلب منافع عمومی و رفع مضار عمومی اقدام نمایند.(10)
اما ایشان نیز همچون مرحوم نائینی، آزادی را محملی برای رهایی از قید استبداد و نقد خودکامگی حکام و نه رخصت و اذنی برا ترویج اباطیل و تلاش برای تغییر در قیود مذهبی و رهایی از اقتضائات دینی و اشاعه فواحش و منکرات شرعیه می‌داند»(11)
1-3- میرزاعلی تقه‌‌الاسلام تبریزی
تقه‌الاسلام تبریزی که از جمله علمای مشروطه‌خواه و از رهبران برجسته مشروطه‌خواهی در تبریز می باشد، آزادی را عطیه‌ای الهی و موجب رهایی از فشار استبداد می‌دادند.(12)
ایشان در تعریف آزادی می نویسد:
«آزادی‌طلبان می‌خواهند، دور باش، کور باش گویان لال شوند تا گوش دیگران را کر نکنند. مشروطه طلب، آزادی قلم و آزادی زبان می‌خواهد یعنی قدرت امر به معروف و نهی از منکر....»(13)
به عبارتی از دیدگاه تقه‌الاسلام، با بودن آزادی، مردم امکان می‌یابند که بی‌هیچ هراس و تراس و مانعی به نقد حکومت پرداخته و به امر به معروف و نهی از منکر در سطح حاکمان اقدام نمایند. اما ایشان به شدت تاکید می‌نمایند که آزادی قلم و زبان بنیاد موجب گردد که دروغ و افترا و تهمت زدن و نشر فضایح و رواج منکرات، ‌امکان یابند.(14)
1-4- آقانورالله نجفی اصفهانی
ایشان در رساله «مکالمات مقیم و مسافر» بر این نکته تاکید می‌نمایند که مراد از آزادی، آزادی در مذهب نمی‌باشد و این معنای است که «جهال» از آزادی برداشت می‌نمایند. ایشان آزادی را امکانی برای رهایی از غیربندگی خدا و از آن جمله حکام مستبد می‌داند و معتقد است که با آزادی مکه موجب سلب شرف و عزت دیگران و یا منع حقی از حقوقشان می‌گردد باید برخورد نمود. وی آزادی حقیقی را در گرو عمل به دستورات خدای تعالی در کتاب و سنت می‌داند.(15)
2- علمای مشروعه‌خواه
2-1- شیخ‌فضل‌الله نوری

شیخ‌فضل‌الله نوری بارد اطلاق آزادی معتقد است که آزادی بی‌قید مطبوعات زمینه‌ای فراهم خواهد نمود که کلمات کفرآمیز در سطح جامعه نشر یابد و شبهات فراوانی در قلوب صاف و بی‌آلایش عوام القا گردد و مومنین مورد هتک حرکت واقع شوند و مواجه با افترا و تهمت گردند.(16)
او ماده متمم قانون اساسی که در آن بیان شده «عامه مطبوعات غیر از کتب ظلال و مواد مضره به دین مبین، آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است» را اصلی نامبارک و «مشئوم» می‌داند چرا که اعتقاد دارد این اصل به طور غیرمستقیم بسیاری از محرمات را در عرصه زنان و قلم حلال نموده است. به عنوان نمونه طبق این اصل مطبوعات برای افترا، غیبت، قذف و بی‌آبرو نمودن مسلمان، ایذا و سب و فحش و توهین و تحریف و تهدید آزادند و هیچ کاری نیز در قبال آنها نمی‌توان انجام داد.(17)
به عبارتی از شیخ‌فضل‌الله با آزادی مخالف نمی‌باشد بلکه آزادی مطلق را نمی‌پذیرد. از دید وی مطبوعات آزادند مگر آنکه به اشاعه کفریات و تشکیک در دین مردم که عمدتا پایه‌های اعتقادی مستحکمی ندارند و یا سب مومنین و نشر دروغ و افترا اقدام نمایند.
2-2- محمدحسین‌بن‌علی‌اکبر تبریزی

محمدحسین‌بن‌علی‌اکبر تبریزی معتقد است که مطبوعات و جراید در نشر مطالب تا آن اندازه آزادند که مطالب آنها به ضعف و وهن دولت و ملت نینجامد، چرا که اگر دولت ضعیف گردد، اشرار و مفسدین جرات یافته و امنیت را از اجتماع سلب می‌نمایند و نیز دشمنان دین و اجانب جهت استیلا بر خاک کشور اسلامی به طمع می‌داند.(18)
به عبارتی دامن زدن به اختلافات، تضعیف عقاید ملت و نقد تضعیف‌گر دولت عواملی هستند که موجب می‌گردند جامعه در مسیر انحطاط قرار گیرد. از آن رو بیان مطالب و نقد باید به گونه‌ای باشد که منجر به چنین نتایجی نگردد.
2-3- ابوالحسن نجفی مرندی
شیخ‌ابوالحسن نجفی مرندی، آزادی را از جمله نعم الهی بر می‌شمارد که در سایه این نعمت فرد می‌توان راه صحیح زندگی خویش را تشخیص داده و آزادانه در آن گام بردارد. خداوند انسان را آزاد آفریده است و قوه تشخیص در وی نهاده است. تا به اتکای آن و با دوری از اغراض و امراض حق را از باطل تشخیص داده و در جهت اجرای حق و امحای باطل اقدام نماید و هیچ کس نیز حق ندارد که در سلب این آزادی کوشیده و فرد را اسیر رقیت و بندگی باطل گرداند.(19)
ایشان نیز به مانند دیگران معتقد است که آزادی بایستی در چهارچوب دین باشد و آزادی مخرب شریعت را به هیچ وجه بر‌نمی‌تابد.
2-4- میرزاحسن مجتهد تبریزی
ایشان «مشهورترین مجتهد تبریز در عصر مشروطه» بود و از او با عنوان «موسس و مصحح مشروطه تبریز» یاد می‌شود.(20)
وی به دنبال برخی افراط کاری‌های مشروطه‌خواهان که عمدتا با تمسک، به اصل آزادی صورت می‌گرفت از مشروطه کناره‌گیری کرده و به همراه شیخ‌فضل‌الله نوری و همراهان وی در تحصن حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که بعد از استقرار مشروطه در اعتراض به مشروطه موجود و تلاش برای تبیین و توضیح حقایق تشکیل شد شرکت نمود.(21)
تغییر موضوع وی از مشروطه‌خواهی به مشروعه‌خواهی به خوبی نوعی دید وی را نسبت به آزادی صحیح و آزادی موهوم نشان می‌دهد. از جمله عوامل کناره‌گیری ایشان از مشروطه می‌توان به عنوان نمونه به انتشار مباحثی در روزنامه‌ها دائر بر لزوم آزادی ادیان اشاره کرد که اعتراض ایشان را برانگیخت چرا که جامعه اسلامی نمی‌تواند پذیرای هر مسلک و دینی باشد.
آقای حائری در کتاب تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق درباره اختلاف دو نوع دید غربی و اسلامی در این‌باره می‌نویسد: «در یک رژیم مشروطه واقعی هر کس باید از آزادی مذهبی برخوردار و در داشتن یا نداشتن مذهب نیز آزاد باشد و هیچ کس نباید به خاطر داشتن یا نداشتن عقایدی مذهبی و یا انجام یا عدم انجام دستورهایی مذهبی زیر فشار قرار گیرد.» (22)
و یا در نمونه‌ای دیگر ایشان به شدت انتشار مطالبی مبنی بر تخریب شریعت که در آن دین، کهنه و علما تحقیر می‌شدند را مورد انتقاد قرار می‌دهند.(23)
به عبارتی مجتهد تبریزی از آزادی‌ای حمایت می‌نماید که در آن سب و تهمت و افترا و ظلم و اجحاف و دروغ نباشد و اعتقادات دینی مردم مورد جمله و خدشه قرار نگیرد.
نتیجه‌گیری
با توجه به مباحث پیشین چنین برمی‌آید که علی‌رغم وجود اختلافات میان علمای مشروطه‌خواه و مشروعه‌خواه، هر دو طیف از علما بالاتفاق با مقوله آزادی دو نوع برخوردار ایجابی و سلبی داشتند.
به عبارتی آنها لزوم آزادی را پذیرفته و آن را عطیه‌ای الهی قلمداد می‌کردند اما معتقد بودند که این آزادی باید در چارچوب دین و حفظ اصول و قواعد آن باشد. هر آزادی که به واسطه آن امکانی برای تشکیک در عقاید دینی مردم، زیر سوال بردن قطعیات مذهب، ‌ترویج اباطیل و اقاویل، ‌هتک حرکت مومنین و انتشار دروغ و افترا و تهمت ایجاد گردد، آزادی‌ای مذموم بوده و باید با آن مقابله نمود و در دفع آن همت گمارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات