تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۸  ، 
کد خبر : ۷۵۰۵۲

ایران، فلسطین، اسرائیل


سخنان اخیر آقای احمدی‌نژاد مبنی بر ضرورت محو اسرائیل از روی نقشه جهان و انتقال اسرائیل از خاورمیانه به اروپا (آلمان یا اتریش) و نفی یا ابراز تردید در کشتار یهودیان در آلمان نازی،‌ واکنش‌هایی را در مجامع بین‌المللی در پی داشت. واکنش در هر یک از موارد سه‌گانه بالا دلایل خاص خود را دارد. درباره شعار محو اسرائیل، به سخن بنیانگذار جمهوری اسلامی در سال 1358 یا 1359 استناد شده است. اما واکنش‌ها در آن زمان به شدت کنونی نبود...
1- سخنان اخیر آقای احمدی‌نژاد مبنی بر ضرورت محو اسرائیل از روی نقشه جهان و انتقال اسرائیل از خاورمیانه به اروپا (آلمان یا اتریش) و نفی یا ابراز تردید در کشتار یهودیان در آلمان نازی، واکنش‌هایی را در مجامع بین‌المللی در پی داشت. واکنش در هر یک از موارد سه‌گانه بالا دلایل خاص خود را دارد.
2- درباره شعار محو اسرائیل، به سخن بنیانگذار جمهوری اسلامی در سال 1358 یا 1359 استناد شده است. اما واکنش‌ها در آن زمان به شدت کنونی نبود. زیرا شرایط کنونی جهانی و منطقه در این زمان به کلی با آن دوران متفاوت است. در خاورمیانه، فلسطینی‌ها در بدترین شرایط قرار داشتند، از همه طرف، هم از جانب دولت‌های عربی،‌ و هم از جانب دولت‌های غربی و به خصوص اسرائیل، تحت فشار قرار داشتند، در آن زمان، هنوز جنگ سرد در اوج خود بود. نیروهای نظامی اتحاد جماهیر شوروی سابق افغانستان را در اشغال خود داشتند.
ایران و آمریکا، هر دو،‌ اگرچه هر کدام جداگانه و با روش‌ها و اهداف خاص خود، از نبرد مجاهدین علیه شوروی حمایت می‌کردند؛ سوریه و عراق‌، دو متحد نظامی شوروی در منطقه محسوب می‌شدند. دولت‌های غربی و از جمله آمریکا مایل نبودند جبهه جدیدی در تقابل با ایران باز شود. اگرچه دولت اسرائیل واکنش گفتاری و رفتاری علیه ایران را به صورت شدیدی نشان داد. علاوه بر این، بنیانگذار جمهوری اسلامی، از موضع رهبر یک انقلاب سخن می‌گفت، نه از کرسی برجسته‌ترین مقام رسی. مرحوم رجایی، ‌یک بار سخنی گفته بود که مورد اعتراض ایشان قرار گرفت. مرحوم رجایی به سخن خود ایشان استناد کرد. اما جواب داده شد که شما به عنوان رئیس‌جمهور نباید هر حرفی بزنید.
3- انتقال اسرائیل از خاورمیانه، به یک سرزمین دیگر، ایده تازه‌ای نیست. قبل از تشکیل اسرائیل در منطقه خاورمیانه تشکیل آن در آفریقا یا در جاهای دیگر مطرح شده بود. اما صهیونیست‌ها در تشکیل دولت اسرائیل در سرزمین فلسطین علاوه بر انگیزه‌های سیاسی از ملاحظات و باورهای مذهبی یهودیان نیز بهره‌برداری کردند که عبارت بودند از: اولاً ـ برخی از یهودیان با تفسیر نادرستی از آیات تورات (در سفر پیدایش)، بخش بزرگی از خاورمیانه، ‌از نیل تا فرات را وعده الهی به فرزندان حضرت ابراهیم(ع) می‌دانند. اما این وراثت را منحصراً حق فرزندان اسحاق و یعقوب (اسرائیل) می‌دانند، نه اسماعیل که اعراب از نسل وی هستند.
اسماعیل فرزند هاجر را که یک کنیز بود از زمره فرزندان ابراهیم محسوب نمی‌کنند. ثانیاً ـ یهودیان بر اساس باورهای دینی، طی قرن‌ها در دعاهای خود برگشت به این سرزمین را طلب می‌کرده‌اند. صهیونیست‌ها از همین باورهای دینی برای توجیه اسکان یهودیان عالم در سرزمین فلسطین استفاده کرده‌اند. ثالثاً ـ یهودیان طی قرن‌ها آوارگی، هرگز در کشورهای اسلامی مورد فشار و محرومیت نبوده‌اند. نویسندگان تاریخ یهودیان، اوج تمدن اسلامی در عصر عباسیان را دوران طلایی تاریخ یهودیان ذکر کرده‌اند.
هنگامی که مسلمانان اندلس از مسیحیان شکست خوردند،‌ مسیحیان حاکم سه راه در برابر یهودیان و مسلمانان قرار دادند: تغییر مذهب به مسیحیت یا مهاجرت از اندلس و یا قتل. بسیاری از یهودیان به کشورهای اسلامی، در شمال آفریقا و ترکیه مهاجرت کردند. تا آنجا که تاریخ به یاد دارد، در مجموع مورد حمایت دولت و مردم مسلمان بوده‌اند. امروز هم مسلمانان جهان، هیچ کینه و نفرتی علیه یهودیان، به عنوان مومنین به کتاب تورات ندارند. اما ظلم و ستم به یهودیان در اروپا و به خصوص در آلمان، نباید توجیه‌کننده ظلم و ستم به فلسطینیان باشد.
4- درباره کشتار یهودیان در آلمان توسط نازی‌ها، ممکن است برخی از پژوهشگران، تعداد قربانیان این فاجعه را اغراق‌آمیز خوانده باشند، اما این نباید موجب نفی اصل فاجعه شود. کشتار انسان‌های بی‌گناه از هر مذهب و دین و نژادی محکوم است. اما یک مسلمان لاجرم باید براساس موازین قرآنی و با استناد به آیه شریفه 32 از سوره مائده قضاوت نماید. در این آیه شریفه خداوند قتل هر انسان بی‌گناهی را معادل نابودی کل بشریت و زنده کردن هر انسانی را معادل حیات بخشیدن به کل انسان‌ها تلقی کرده است.
در این آیه واژه‌های «نفس» و «ناس» به صورت عام و کلی به کار رفته است. هیچ قید دینی، مذهبی، نژادی، جنسی به عنوان تمایز مطرح نیست و تعداد قربانیان هم در اصل پیام تغییری نمی‌دهد. براساس این آیه، قتل هر بی‌گناهی، خواه یهودی باشد یا مسیحی،‌ فلسطینی،‌ بوسنیایی، سودانی و... در تمام موارد محکوم است.
باید آن را محکوم کرد. آقای احمدی‌نژاد که به عنوان رئیس‌جمهور یک کشور اسلامی سخن می‌گوید، براساس ارزش‌ها و آموزه‌هی قرآنی، حتی اگر تعداد قربانیان فاجعه هولوکاست، مورد تردید قرار گرفته باشد،‌ باید آن را محکوم می‌کردند. هم به کشتار یهودیان توسط آلمان نازی اعتراض می‌کردند و هم در کشتار بسیاری از بی‌گناهان فلسطینی در دیر یاسین، در صبرا و شتیلا و هم در شهرهای خلیل و رفح و رام‌الله و ...
5- باید توجه داشت که در حال حاضر، حق مردم فلسطین برای داشتن یک کشور مستقل به رسمیت شناخته شده است. در این مورد اتفاق نظر جهانی به وجود آمده است. زمانی بود که قدرت‌های صاحب نفوذ در جهان این حق را برای مردم فلسطین به رسمیت نمی‌شناختند. از هنگامی که برای اولین بار در اوایل دهه 1970، طرح زمین به ازای صلح و تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی، در اراضی اشغال شده اعراب توسط اسرائیل در جنگ 5 روزه 1967، در نوار غزه و غرب رودخانه اردن، در چارچوب قطعنامه 242 مطرح شد، بحث‌های فراوانی درباره آن صورت گرفته و با عکس‌العمل‌های متفاوتی روبه‌رو شده است.
در همان زمان مجلس ملی فلسطین تشکیل دولت مستقل فلسطینی را در هر مقدار از اراضی اشغالی که ممکن و میسر باشد، تصویب کرد. اما اسرائیل به شدت با آن به مخالفت برخاست و در برابر این طرح،‌ برای پایان دادن به آوارگی فلسطینی‌ها، پیشنهاد کرد که آوارگان فلسطینی در یکی از کشورهای عربی اسکان داده شوند. اما طی 35 سال گذشته،‌ فلسطینی‌ها با مبارزات و مقاومت‌ها و از خودگذشتگی‌های فراوان گام به گام به این هدف، نزدیک‌تر شده‌اند. هنگامی که موافقت‌نامه ساف و اسرائیل به امضا رسید، هم در میان فلسطینی‌ها و هم اسرائیلی‌ها اعتراض‌های فراوانی را برانگیخت.
در اسرائیل نخست‌وزیر وقت توسط یهودیان افراطی به قتل رسید، بسیاری از فلسطینی‌ها به شدت به رهبری ساف و امضای این توافق‌نامه اعتراض کردند. تردیدی نیست که این توافق‌نامه تامین‌کننده تمامی نظرات و خواست های فلسطینی‌ها نیست و نمی‌تواند مبنای یک صلح عادلانه و پایدار، که در مقدمه این توافق‌نامه آمده است، قرار بگیرد. اما اکثریت فلسطینی‌ها، آن را با واقع‌بینی و دورنگری پذیرفتند. اولین پیامد این توافق نامه انتقال مرکزیت رهبری فلسطینی‌ها از کشورهای عربی و از وضعیت آوارگی به داخلی سرزمین‌های اشغالی بود. تا قبل از آن، رهبری فلسطینی‌ها، در بیرون از مرزهای فلسطین در کشورهای عربی بود.
هر زمان که ضرورتی برای سرکوب فلسطینی‌ها پیش می‌آمد، توسط دولت‌های عربی و به هزینه آنها صورت می‌گرفت. اما با انتقال رهبری فلسطینی‌ها به داخل سرزمین‌های اشغال و از آن پس هزینه سرکوب فلسطینی‌ها در افکار عمومی مردم جهان را نه دولت‌های عربی، که دولت اسرائیل پرداخت کرده است. شاید به همین علت باشد که به تدریج افکار عمومی مردم، در بسیاری از کشورهای جهان، به خصوص در غرب و متاثر از آن، مواضع احزاب و گروه‌های سیاسی و دولت‌های غربی به نفع مردم فلسطین تغییر پیدا کرده است. به عنوان مثال،‌ احزاب سوسیالیست اروپا سابقه‌ای طولانی در حمایت یک جانبه از اسرائیل داشته‌اند.
اما این احزاب اینک هم از رفتار اسرائیل با فلسطینی‌ها به شدت انتقاد می‌کنند و هم از تشکیل یک دولت فلسطینی حمایت می‌کنند. با اطمینان می‌توان گفت که امروزه هیچ‌یک از احزاب سوسیالیست اروپا از مواضع سرسختانه اسرائیل علیه فلسطینی‌ها حمایت نمی‌کنند. قطعنامه‌های اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد که علیه اقدامات غیرقانونی اسرائیل تصویب شده‌اند و تنها آمریکا و اسرائیل به آنها رای منفی داده‌اند. برای توجه به جو جهانی به عنوان نمونه نگاه کنید به گزارش اتحادیه اروپا درباره بیت‌المقدس. (شرق 26/9/84)
در این گزارش انتقادات شدید علیه اسرائیل و اقدامات آن کشور در گسترش شرک‌سازی و تخریب منازل فلسطینی‌ها در بیت‌المقدس آمده است. این گزارش تاکید می‌کند که سیاست اتحادیه اروپا در قبال بیت‌المقدس براساس قطعنامه 242 شورای امنیت است و اتحادیه اروپا هرگز بیت‌المقدس را پایتخت اسرائیل نمی‌داند. تمام گروه‌های فلسطینی، حتی حماس و جهاد اسلامی، با اصل تاسیس یک دولت فلسطینی در غرب رودخانه اردن و نوار غزه موافقتند. اگر مخالفت یا مقاومتی می‌کنند از آن باب است که اسرائیل تمامی شرایط تاسیس یک دولت مستقل فلسطینی را نپذیرفته است.
به عنوان مثال، حاضر به توقف ساختن دیوار حائل،‌ برچیدن شهرک‌های یهودی‌نشین، باز پس دادن بیت‌المقدس شرقی و قبول بازگشت تمامی فلسطینی‌های آواره نشده است. در چنین شرایطی سیاست منطقی دولت ایران، در راستای کمک به فلسطین می‌بایستی اولا ـ حمایت از تاسیس دولت مستقل فلسطینی باشد، دوما ـ به عنوان یک عضو سازمان ملل متحد مطالبه و پیگیری اجرای تمامی قطعنامه‌های سازمان ملل در مورد فلسطین و اسرائیل باشد. اسرائیل تنها عضوی از سازمان ملل است که تاکنون قطعنامه‌های سازمان ملل در مورد خاورمیانه را نپذیرفته است.
به عنوان مثال قطعنامه 242، مقرر می‌دارد که اسرائیل از تمامی سرزمین‌هایی که در جنگ 1967 اشغال کرده است عقب‌نشینی کند و آنها را به فلسطینی‌ها واگذار کند. یکی از آخرین قطعنامه‌های سازمان ملل غیرقانونی دانستن دیوار حایل ایجاد شهرک‌های یهودی‌نشین در این منطقه است. معاهدات بین‌المللی جداسازی و ملحق کردن سرزمین‌ها از طریق جنگ را ممنوع اعلام کرده است. اما اسرائیل بخش‌هایی از سرزمین‌های اشغالی در جنگ 1967 را نظیر ارتفاعات جولان در سوریه، دره شبعا در لبنان و بیت‌المقدس شرقی و بخش‌اهیی از غرب رودخانه اردن را حاضر به تخلیه نیست.
6- اسرائیل، به خصوص احزاب جناح‌های تندرو، اعم از سنت‌گرایان یهودی یا سکولارهای رادیکال هیچ آمادگی و یا تمایلی به حل مسئله فلسطین ندارند زیرا در شرایط فعلی هر نوع راه‌حلی مستلزم عقب‌نشیی از سرزمین‌های اشغالی در جنگ 1967 است. گروه‌هی افراطی با اصل فرمول مبادله زمین به ازای صلح مخالفند. حتی بخش قابل توجهی از یهودیان آمریکا نیز با آن مخالفند و معتقدند، این زمین‌ها به همه یهودی‌ها تعلق دارد. بسیاری از شهرک‌های یهودی‌نشین در غرب رودخانه اردن و نوار غزه، توسط یهودیان آمریکا حمایت مالی می‌شوند. طلبه‌های جوان مدارس تلمود عموماً از آمریکا به این مدارس رفته‌اند. آنها از مخالفین سرسخت تخلیه شهرک‌های یهودی‌نشین و تخلیه این مناطق هستند.
اما یک علت اساسی‌تری برای مخلافت با صلح در میان اسرائیلی‌ها وجود دارد که به آینده اسرائیل مربوط می‌شود. از نظر آگاهان، قبول قطعنامه‌های سازمان ملل متحد توسط اسرائیل، تشکیل دولت مستقل فلسطینی و تخلیه در شبعا (لبنان) و سوریه (جولان) و عادی شدن روابط دیپلماسی با دولت‌های عربی، نهایتاً به برقراری صلح و آرامش در خاورمیانه منجر خواهد شد. برای برخی از یهودیان این نگرانی وجود دارد که با برقراری صلح بسیاری از یهودیان به خصوص در آمریکا انگیزه خود را در کمک به اسرائیل از دست می‌دهند؛
اختلافات درونی ریشه‌دار میان یهودیان سنت‌گرای ارتدوکس با یهودیان سکولار فاقد انگیزه‌های دینی بروز بیرون پیدا می‌کند و علنی می‌شود، نارضایتی از ظلم و ستم دولت اسرائیل بر فلسطینی‌ها رو به رشد است. یهودیان طی 2000 سال گذشته معمولا مورد آزار و اذیت بوده‌اند. ریشه این آزار و اذیت در این باور غلط است که چون یهودیان فریسی در دادگاه رم علیه عیسی مسیح گواهی دادند و او محکوم شد، پس همه یهودیان مجرم هستند و اتهاماتی نظیر قتل کودکان مسیحی در فطیر و یا ارتباط یهودیان با شیطان موجب لعن یهودیان در ادعیه کلیساها شده بود. آنچه امروز دولت اسرائیل با فلسطینی‌ها انجام می‌دهد در واقع در تعارض با این نوع فرهنگ ریشه‌دار یهودی است.
بنابراین کم نیستند یهودیانی که از هر فرصتی برای اعتراض به عمل دولت اسرائیل استفاده کرده و می‌کنند. شرایط کنونی مناسبات فلسطین و دولت‌های عربی با اسرائیل به گونه‌ای شده است که دامنه اعتراض به روش‌های غیر انسانی دولت اسرائیل با فلسطینی‌ها رو به افزایش است. (به عنوان مثال نگاه کنید به «تاریخ یهود ـ مذهب یهود ـ بار سنگین سه هزار ساله از اسرائیل شاهاک ـ نشر چابه نحش» کارشناس هسته‌ای و ناراضی معروف اسرائیلی به نام مردخای وانونو اخیراً گفته است: «فلسطینی‌ها ده‌ها سال در سرزمین اشغال شده خود در واقع در کی زندان به سر می‌برند و اقدام اسرائیل در قتل عام فلسطینیان و نابودی خانه و کاشانه آنها را جز تروریسم چیز دیگری نمی‌توان نامید».(اطلاعات 27/9/84)
بر روند منفی مهاجرت به اسرائیل مرتب افزوده می‌گردد، نرخ رشد جمعیت میان اعراب مقیم اسرائیل بیش از یهودیان است. ادامه این وضعیت به زودی ترکیب جمعیت را در اسرائیل به نفع اعراب تغییر خواهد داد. در حال حاضر اعراب ساکن اسرائیل شهروندان درجه دو محسوب می‌شوند و از بسیاری حقوق محرومند. اما این یک وضعیت ناپایدار است. با تحقق صلح و از بین رفتن بهانه‌های امنیتی، دولت اسرائیل مجبور خواهد شد دیر یا زود در این نوع قوانین – که مصداق تبعیض نژادی ـ مذهبی است و عصر آنها گذشته است تجدیدنظر کند.
علاوه بر این عادی شدن روابط اعراب با اسرائیل علاوه ر این پدیده ازدواج جوانان یهودی با جوانان عرب را گسترده می‌کند. دختران یهودی،‌ جوانان عرب را همسرانی بهتر از جوانان یهودی یافته‌اند که موجب استحکام بیشتر خانواده می‌گردد. هم اکنون در خود اسرائیل این پدیده مشکلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به وجود آورده است. به موجب قوانین اسرائیل یهودی کسی است که مادرش یهودی باشد. «ازدواج دختران یهودی با اعراف موجب می‌شود که فرزندان آنان یهودی و در نتیجه شهروند درجه یک محسوب شوند. اما این فرزندان، باداشتن پدر عرب از جهت فرهنگی و سیاسی به اعراب تمایل پیدا می‌کنند.
خصوصاً وقتی محدودیت سیاسی، اجتماعی و محرومیت‌های اقتصادی شهروندان درجه دو یعنی اعراب و از جمله پدرانشان را می‌بینند. و بالاخره در آغاز قرن بیست و یکم و در عصر انقلاب الکترونیک دولت‌های مذهبی افراطی نظیر آنچه امروز در اسرائیل شاهد آن هستیم، موضوعیت خود را از دست داده‌اند و می‌دهند. آنچه امروز در اسرائیل وجود دارد، با مبانی شناخته شده دموکراسی ناسازگاری‌های بنیادین دارد.
در صورت تحقق صلح و تشکیل دولت مستقل فلسطین، مجموعه عوامل تاثیرگذار آینده‌ای ترسیم می‌کند که در نهایت منجر به تشکیل یک دولت واحد دموکراتیک، که در آن مسلمان و مسیحی و یهودی، عرب و غیر عرب، با حقوق برابر در صلح و صفا زندگی می‌کنند، می‌شود. بنابراین اسرائیل با یک تصمیم‌گیری جدی و سرنوشت‌ساز روبه‌رو است و این موجب آن است که جامعه اسرائیل دچار یک شکاف جدی بزرگی شده است.
7- اما اظهارات آقای احمدی‌نژاد از بعد دیگری، ارتباط آن با مصالح، امنیت و منافع ملی کشورمان، نیز قابل توجه است و باید مورد بحث قرار گیرد. هر چند هیچ توضیحی برای اعلام این مواضع ابراز و ارائه نشده است. تکرار اعلام این مواضع حاکی از آن است که ابراز آنها تصادفی و از روی احساسات نیست. به نظر می‌رسد این اظهارات بخشی از برنامه حساب‌شده‌ای باشد. این بیانات و موضع‌گیری‌ها ممکن است جبهه جهانی علیه ایران را از محور فعالیت‌های هسته‌ای به محور دیگری ـ ضدیت با اسرائیل ـ منتقل سازد.
احتمالاً اسرائیل، با توجه به مشکلاتی که در رابطه با حل بحران خاورمیانه در سطح داخلی و جهانی با آنها روبه‌رو است، بی‌میل نیست که چنین جابه‌جایی صورت گیرد. برای برخی جناح‌ها در دولت ایران نیز این جا‌به‌جایی به معنای در اولویت دوم قرار گرفتن حساسیت فعالیت‌های هسته‌ای ایران و کمرنگ شدن مخالفت‌های جهانی با آن است و این ممکن است فرصت خوبی برای پیگیری برنامه‌های هسته‌ای باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات