تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۷۵۰۵۶

می‌خواهیم ایثارگران حقوق خود را بدانند


* فرمودید سیستم‌ هاتف، تلفیقی از اطلاع‌رسانی،‌ پیگیری و کنترل مدیریت است. با توجه به اینکه از نتایج اولیه سیستم هاتف راضی بوده‌اید، بفرمایید این طرح چه زمانی به صورت همه جانبه اجرا می‌شود؟
** دهقان: انشاءالله دهه فجر.
* از طرح‌های دیگر بنیاد بگویید.
** دهقان: طرح دیگر ما طرحی است تحت عنوان «معتمد معین». این طرح به این شکل است که از میان خود ایثارگران افرادی که دارای توانمندی‌های مدیریتی و قابلیت‌های ارتباط‌گیری وسیع و درست هستند و از طرفی در میان خود ایثارگران هم به عنوان افرادی امین و درستکار شناخته شده‌اند، سازماندهی شده و در واقع این سازمان، همان نقش بازرسانی را ایفا می‌کند که شما در بخش مربوط به نظارت و پیگیری، آن را از ما خواسته بودید.
* متولی راه‌اندازی طرح «معتمد معین» کدام بخش بنیاد است؟
** دهقان: بخش مددکاری.
* آیا رده مددکاری، معاونت است؟
** دهقان: این یک بحث مفصل می‌طلبد. اجمالاً باید عرض کنم ما در سطح شهرستان عمدتاً براساس نظام مددکاری، برنامه‌های‌مان را سازماندهی می‌کنیم؛ یعنی «سیستم‌های پوشه‌ای»، که عنصر سازمانی ما با مجموعه تعدادی از سرشاخه‌های معتمد معین، ارتباط برقرار می‌کند.
* مددکاری مورد نظر رده قابل توجهی برای پیگیری‌های قوی بعدی در مرکز دارد؟
** دهقان: بله، یک اداره کل بنیاد است که دارد این کار را انجام می‌دهد و شکر خدا تا الان هم خوب پیش رفته است.
* این اداره کل از لحاظ سازمانی چه رابطه‌ای با بنیاد دارد که شما را از سلامت در حین اجرای تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ها مطمئن سازد؟
** دهقان: ما در بنیاد نیامده‌ایم حیطه انجام وظایف اداره‌ کل‌های‌مان را تحدید کنیم.
* گزارش که می‌دهند؟
** دهقان: حتماً. اغلب موارد خاصی که به فلان اداره کل محول می‌کنیم گزارش انجام کار را به من می‌دهند.
* عرض من این است که قبل از بالا گرفتن دامنه تخلفات احتمالی، بازرسان خود شما، اخبار اداره کل مربوطه را بی کم و کاست در اختیارتان بگذارند.
** دهقان: درست است. این گام بعدی است. خود جامعه هدف ما در ارتباط با آحاد جامعه هدف سعی می‌کند از موضع کشفی و پیگیری به قضایا نگاه کند که در راستای وظایف معتمد معین است.
* کمیت و تعداد این معتمدهای معین، به نحوی هست که بتواند نظارت کیفی را با قدرت و قوت انجام دهد.
** دهقان: این طرح فعلا جز در یک سطح، در مابقی سطح در حد مطالعه و طرح بوده است.
بنابراین است که حداقل به ازای هر پنجاه نفر و حداکثر به ازای هر صد نفر ما یک معتمد معین (به صورت عام ایثارگران) داشته باشیم.
و اما بحث دیگری وجود دارد به نام جوانان شاهد ایثارگر، که بیشتر با همان دید شما دایرم نگاه می‌کنیم. شما این جوانان شاهد ایثارگر را عامل مستقیم ما فرض کنید. قرار است این افراد به عنوان ناظر در همه جا حضور داشته باشند و نتیجه نگاهشان منعکس‌کننده وضعیت ما باشد تا در صورت رصد ناهنجاری‌ها بتوانیم آن ناهنجاری را اصلاح کنیم.
* یعنی آنها در حکم وکیل تام‌الاختیار شما هستند.
** دهقان: دقیقاً.
* ولی آقای دهقان! اصرار برخی ایثارگران علی‌الخصوص جانبازان برای ملاقات با شخص شما، تاکید می‌کنم، شخص شما، یکی از مهمترین دلایلش حتماً این است که این عزیزان معتقدند واسطه‌های گماشته بنیاد درد دل‌ها و حرفهای آنها را به شکل مطلوب به ریاست بنیاد گزارش نمی‌کنند.
** دهقان: این البته بیشتری یک وضعیت ذهنی ایرانی است و فقط هم مربوط به جانبازان یا عموم ایثارگران نمی‌باشد. علی ای حال این تصور که مثلا در شهرداری،‌ برای رفع فلان شکل حتماً لازم است با خود شهردار حرفمان را بزنیم، گذشته از اینکه بالاخره بیانگر نوعی بوروکراسی غلط اداری است، نشان دهنده نوعی از ذهنیت ما ایرانی‌هاست که لزوماً درست هم نیست.
ما در بنیاد انگیزه‌مان از اجرایی کردن طرح‌هایی که خدمتتان گفتم، دقیقاً از بین بردن همین ذهنیت است به صورتی که جانبازان ما گمان نکنند حل مشکلشان، تنها از فیلتر دیدار با این حقیر می‌گذرد. روال برنامه‌های بنیاد اگر بر این باشد که دامنه اعتماد جامعه هدف را گسترده و وسیع کند مطمئن هستم این دیدگاه از بین خواهد رفت و ایثارگران مطمئن می‌شوند که بنده بی‌آنکه به صورت حضوری پای حرفها و مشکلاتشان بنشینم، از طریق واسطه‌های مورد نظر می‌توانم همه این دغدغه‌ها را بی‌کم و کاست بشنوم و بر رفع آنها به همان شکل که در قوانین مربوطه آمده تلاش کنم.
* این احساس، الان وجود دارد؟
** دهقان: بعد از تصویب این طرح‌ها و وسعت گرفتن دامنه برنامه‌هایی از قبیل «سیستم هاتف» و «معتمد معین» حتماً این احساس بیشتر خواهد شد.
* فکر نمی‌کنید حتی در صورت تشدید این احساس، لطف دیدارهای بی‌واسطه با خود «جامعه هدف» چیز دیگری است؟
** دهقان: البته این برای ما یک اصل است. ما هم سازمانهایمان را در استانها و شهرستانها موظف کرده‌ایم یک روز در هفته را به همین ملاقات‌های عمومی اختصاصی بدهند که خود من هم تا جایی که وقت اجازه بدهد سعی می‌کنم پای ثابت این دیدارها باشم. یعنی بنای ما بر این بوده که اولا امکان دسترسی به مدیریت بنیاد راحت باشد و ثانیا فراگیر و برای همه باشد. نوع این جلسات هم بدون قید و بندهای مخصوص اینگونه دیدارهاست. شما می‌توانید بیایید و این جلسات را از نزدیک ببینید. همین الان، حقیر در استان تهران متأسفانه فقط ورامین را موفق نشده‌ام که ملاقات‌های عمومی‌اش را شخصاً حضور داشته باشم.
لطف این دیدارها به این است که در این جلسات، من مدیر بیش از آنکه زبانم کار کند، گوشم کار می‌کند و مدیران اغلب شنونده هستند تا سخنران. به لطف خداوند الان دیگر این ذهنیت برای جامعه هدف وجود ندارد که نهاد بنیاد شهید و امور ایثارگران در مقابل آنهاست بلکه آنها کم و بیش باور کرده‌اند که این نهاد در کار خدمت به آنهاست و این خدمت هم اساساً وظیفه‌اش می‌باشد. یکی از مهمترین اهداف ما در بنیاد با تصویب طرح‌اه و برامه‌های دید این است که عزیزان ایثارگر همه‌شان بدانند که از بنیاد چه باید بخواهند.
این طور نباشد که ما در یک فاصله زمانی معین، ‌تسهیلاتی برای ایثارگران قائل شویم و آن فاصله پر شود، بدون اینکه مثلاً هفته درصد این عزیزان روحشان از وجود چنین تسهیلاتی باخبر باشد. البته ما در صدد توجیه همه اتفاقاتی که در نهاد بنیاد می‌گذرد نیستیم و عقیده نداریم که شرایط ایده‌آل است. ما همواره این سوال را از خود می‌پرسیم که آیا فلان کاری که کردیم یا بهمان طرحی که می‌خواهیم تصویب کنیم (حالا یا خودمان یا آنهایی که اجرایی شدنش به مجلس مربوط است) درست است یا خیر؟ لذا مردم درصدد پالایش خودمان از اقدامات ناصواب هستیم و می‌خواهیم کاری کنیم که اساساً ایثارگران قبل از اینکه به بنیاد بیاید،‌ کارشان راه بیفتد، و در موارد استثنائی هم اگر گذرشان به بنیاد افتاد، با در بسته مواجه نشوند.
* اینکه گفتید همه ایثارگران با تسهیلات در نظر گرفته شده باید آشنا شوند، تنها از طریق اطلاع‌رسانی رسانه‌ای است؟
** دهقان: گرچه ما رسانه‌ها را واسطه‌هایی قابل اعتماد برای ارتباط میان بنیاد و ایثارگران می‌دانیم اما تنها رسانه‌ها عامل برقراری این ارتباط نیستند. به خصوص که گاهی اطلاع‌رسانی رسانه‌ای برای جامعه هدف ما تولید هزینه اجتماعی‌ می‌کند. لذا یکی از مهمترین اهداف ما این است که اطلاع رسانی بنیاد حتی‌المقدور در درون خود جامعه هدف صورت پذیرد. ما در این زمینه بروشورهای اطلاعاتی را طراحی کرده‌ایم که مثلا یک جانباز بیست و پنج درصد چه خدماتی از ما می‌تواند و باید بگیرد و این را به دست همه جانبازان بیست و پنج درصد می‌رسانیم بدون اینکه بخواهیم از طریق رسانه‌های عمومی سر و صدا کنیم.
اصلا هدف ما از راه‌اندازی «سایت ایثار» همین بوده است؛ گرچه این اطلع‌رسانی «درون خانواده‌ای» فقط محدود به این سایت نیست. به هر حال، من جانباز بیست و پنج درصدی باید بدانم که بنیاد در بخش معیشت، آموزش، فرهنگ و ... چه تکالیفی روی دوش خود دارد تا بدانم چه مطالبه‌ای باید از بنیاد داشته باشم. مواردی هم بوده که جانباز بیست و پنج درصدی ما با علم به کیفیت و کمیت خدماتی که بنیاد باید در قبالش انجام بدهد، آمده گفته که فلانجا بر خلاف مصوبات شما از عملی کردن تسهیلاتی که حق من است خودداری شده، که ما سریعاً رسیدگی کردیم.
یعنی همه حرکتها براساس ضابطه است، چه حرکت‌های ایجابی و چه حرکت‌هایی که نیازمند جلوگیری از فلان تخلف بوده است. ما می خواهیم ایثارگران، حقوق خودشان را بدانند. لذا رئوس اهداف ما در این زمینه اینهاست:
1- هیچ مانعی در ایجاد ارتباط میان بنیاد و جامعه هدف نباشد. (با ایجاد کانال‌ها و سیستم‌های ارتباطی متنوع)
2- آحاد جامعه هدف بنیاد نسبت به حقوق خود کاملاً آشنا باشند و بدانند از چه راههایی باید این حقوق را از بنیاد مطالبه کنند.
3- رتق و فتق امور بنیاد توسط عناصری از خود جامعه هدف در مراحل مختلف کار، با برنامه‌ها و طرح‌هایی که قرار است برای خودشان انجام گیرد. من فکر می‌کنم اگر ما به اینجا برسیم،‌ خیلی از بار مشکلاتمان را کم کرده‌ایم. بعضاً پیش ‌آمده که فرزند شهیدی یا جانبازی آمده پیش من مدیر و بعد از یک ساعت صحبت به من مدیر می‌وید: «تو مشکل مرا درک نمی‌کنی» یا «تو اگر مثل من بودی، می‌فهمیدی چه می‌گویم.» حالا اگر من مدیر، مثل خود او باشم و با دردهای او بیگانه نباشم،‌ قطعاً اینگونه سوء تفاهمات وجود نخواهد داشت و خود به خود حل خواهد شد.
اینجا باید خداوند منان را سپاسگزار باشیم، چرا که ما در این زمینه یعنی سپرده امور مدیریتی جامعه هدف به خود اعضای این جامعه هیچ کمبودی از نظر نیروی انسانی نداریم و اگر زیاد نداشته باشیم قطعاً کم‌کم نخواهیم داشت. بنابراین، تمام این تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌ها برای این است که جامعه هدف بنیاد بداند ما نه به جای آنها که برای آنها و در خدمت آنها مامور به وظیفه هستیم و این «ما» به دلیل هم درد بودن با جامعه هدف در حقیقت خود «آنها»ست؛ یعنی تصمیم‌گیری جامعه هدف برای خود جامعه هدف.
* جنابعالی فرمودید که بازرسی در بنیاد در چند لایه و به اشکال مختلف صورت می‌گیرد حال اگر شخصی از درون یا بیرون جامعه متوجه مورد خلافی شد، به لحاظ قانونی ‌آن را باید به کجا گزارش دهد؟
** دهقان: سیستم هاتف.
* و از کجا باید پاسخ بگیرد؟
** دهقان: همانجا. در هر جایی که فرد است. فرض کنید شما ایثارگری از جنوب کشور و تحت پوشش منطقه جنوب ما هستید و متوجه خلافی در نحوه انجام کارها شدید. با 1616 تماس می‌گیرید و بعد برای سوژه‌تان در هاتف مرکز،‌ پرونده تشکیل می‌شود. هاتف مرکز، از جنوب اطلاعات بیشتر و تکمیلی را می‌گیرد و آن را در اختیار شما می‌گذارد و در اصل ما با اطلاع‌ دادن به شما، این چرخه را می‌بندیم.
* اگر از طریق سیستم هاتف مسأله حل نشد،‌ چه؟
** دهقان: یعنی چه؟
* یعنی اینکه در مرتبه بعدی، من شاکی به کجا باید مورد تخلف را گزارش کنم که رسیدگی شود؟
** دهقان: ما یک روز در هفته مدیران استانی را جمع می‌کنیم که یکی از اهداف ما از تشکیل این جمع، رسیدگی به همین موارد نادر است؛ مثلا در حق فلان جانباز، تخلفی شده و پیگیری از طریق سیستم هاتف نیز به دلیل گیرهای قانونی موجود، بی‌نتیجه بوده. در آن جلسه یکی از کارها حل کردن این قبیل از موارد است که بالطبع با وجود انعطاف موجود در سیستم هاتف از این موارد خیلی کم و انگشت‌شمار وجود خواهد داشت.
ما در همین رابطه نوعی سیستم غربال‌گری را راه‌اندازی کردیم که به جای سرازیر شدن همه این موارد نادر در مراکز، از نظر سطوح سازمانی سیر نزولی داشته باشد و در همان سازمان شهرستان مشکل حل شود این هم فرد شاکی نباشد که به سازمان مزبور برود بلکه مدیر سازمان بعد از پیگیری‌های سیستم هاتف و عدم نتیجه، سراغ فرد شاکی بروند، دلایل را پیگیری کند و دستور حل آن را صادرکند. وانگهی بارها شده درخواست فلان فرزند شهید یا بهمان جانباز را من مدیر با تماس با یک وزارتخانه یا یک نهاد حل کرده‌ام. حتی مواردی بوده که بنده خودم انجام داده‌ام. حالا جواب دوستان دیگر در سایر ادارات و وزارتخانه‌ها چیست و چه بوده، آن بحث دیگری است.
* جمع‌بندی ما از این مصاحبه می‌تواند این باشد که بنیاد از وضع موجود که چندان دلچسب و راضی کننده نیست، در حال حرکت به وضعیتی بهتر است،‌ حالا نگوییم ایده‌آل. قطعاً عزیزان ایثارگر هم همین دید را دارند. یکی از اهداف ما برای این مصاحبه، انعکاس نظرات جانبازان درباره طرح‌ها و برنامه‌های جدید بنیاد اصلاً نظراتشان درباره جدیدترین وعده‌های شماست که در این مصاحبه به دوستان ایثارگر داده شده است.
ما بنا داریم از طریق هفته‌نامه یالثارات (تا آنجایی که بشود در نشریه منعکس کرد و محدودیت‌های جا و دیگر محدودیت‌ها را نداشته باشیم.) منعکس کننده نظرات جانبازان به ویژه درباره «لایحه خدمت‌رسانی» باشیم و اگر شما قبول کنید «یالثارات» این آمادگی را دارد که یکی از واسطه‌ها برای تعامل بنیاد و ایثارگران (به ویژه جانبازان) باشد و در جلسات بعدی به بررسی انعکاس‌های این لایحه و این مصاحبه، با خود حضرتعالی بپردازیم.
تمایل در هفته‌نامه یالثارات و به خصوص در صفحه «یاد یاران» این است که واسطه‌ای باشد برای تعامل مناسب و بهتر جامعه ایثارگری با بنیاد.
** دهقان: خیلی خوب است. ببینید، یکی از کارهای ما ظرفیت‌سازی در بیرون جامعه هدف است،‌ به این معنی که به جای اینکه یک طلبکار وجود داشته باشد یک بدهکار، یا به جای اینکه یک خواهان وجود داشته باشد یک دهنده، نوعی همکاری بین طرفین وجود داشته باشد. شما به عنوان یک رسانه، خوب است به این «روح همکاری» دامن بزنید. منهای کارهای ما در بنیاد، مطبوعات نیز موظف هستند با نگاه درست به این مقوله در مقام عمل ثابت کنند که جانبازان، ایثارگران و خانواده‌های شهدا به حال خود رها نشده‌اند و هستند کسانی که وظیفه دارند یاد و نام ایثارگران را با کمک به امور مختلف آنها گرامی بدارند و به قول حضرت امام خمینی(ره)؛ «اجازه ندهند پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم زندگی روزمره فراموش شوند.»
ما در بنیاد نمی‌خواهیم این تصور بشود که اینجا نهادی است با در و دیواری مخصوص که هر که واردش شد، مشکلش را حالا شاید رسیدگی کنیم. هدف ما این است که هر جا ایثارگری بود، ‌همانجا بنیاد باشد و درست هم این است که هر جا جانباز ما بود، ما آنجا باشیم. یعنی هر جانبازی، فارغ از اینکه در کجاست و چه می‌کند، خودش را همراه با بخشی از بنیاد بداند و آنجا نیز حقیقتاً بخشی از بنیاد باشد. یکی از کارهایی که می تواند فاصله میان جامعه هدف با بنیاد را کم کند توسعه نهادهای غیر سازمانی یا همان نهادهای مدنی است.
ما برای همین هم برنامه داریم. مثلا چه اشکالی دارد در این جلساتی که جانبازان در قالب هیأت‌های مذهبی، هر ماه یک بار دور هم جمع می‌شوند، بنیاد هم کسی را از خود جانبازان یا همان افراد «معتمد معین» داشته باشد تا بخشی از مشکلات را باید با همین شکل و در همین قالب حل کرد. خلاصه نمی‌توان توقع حل تمامی دغدغه‌های عزیزان ایثارگر را داشت و از این قبیل کارها غافل بود. و البته بخشی مهم از این قبیل کارها بر دوش مطبوعات است.
* با تشکر از قبول زحمت جنابعالی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات