ایفسا لوبن / ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
رژیم سوریه پس از گزارش مهلیس و افزایش فشارهای ایالات متحده آمریکا بر این کشور در وضعیت پیچیده و دشواری قرار گرفته است. در این میان اپوزیسیون سوریه امید به آیندهای بهتر برای خود دارد و البته به همان نسبت این نگرانی وجود دارد که شاید همان نسخهای که برای عراق پیچیده شد، در سوریه نیز تکرار شود. «دتلو مهلیس» گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در 13 دسامبر 2005 دومین گزارش خود در مورد ترور رفیق حریری نخستوزیر سابق لبنان را ارائه داد. مهلیس در این گزارش رسماً از دخالت و نقش مقامات رده بالای امنیتی سوریه در این ترور سخن به میان آورده است.
محتویات این گزارش و اعتراض چند باره شورای امنیت نسبت به عدم همکاری مقامات سوری با گزارشگر سازمان ملل ناگریز پرسشهایی در مورد آینده سیاسی این کشور را در اذهان شکل میدهد. پرسشهایی از این قبیل که رژیم سوریه تا چه مدت میتواند مقاومت کرده و دوام آورد و جانشین احتمالی این رژیم کدام است؟ آیا اصولاً چیزی به نام اپوزیسیون سوریه وجود خارجی دارد تا بتواند در صورت لزوم اداره این کشور را برعهده گیرد؟ یکی از چهرههایی که طی ماههای گذشته بارها در میزگردها و بحثهای کارشناسی سیاسی شبکههای تلویزیونی ماهوارهای و مستقل عربی ظاهر شده است، «علی صدرالدین البیانونی» نام دارد.
او که در حال حاضر دوران تبعید خود را در شهر لندن میگذارند یک وکیل دعاوی است که البته مهمتر از آن البیانونی رهبری اخوان المسلمین سوریه را نیز برعهده دارد. فعالیتهای این سازمان از سال 1963 و با به قدرت رسیدن نظامیان بعثی در سوریه ممنوع اعلام شده است و اعضای ارشد اخوان المسلمین سوریه پس از آنکه یکی از جناحهای این سازمان در اواخر دهه هفتاد دست به اقدام مسلحانه علیه دولت این کشور زد، همگی در لیست سیاه اعدام قرار گرفتند. اما در جامعهای مانند جامعه سوریه که اکثر مردم در نهایت احتیاط درباره مسائل سیاسیت داخلی بحث و اظهارنظر میکنند، تعیین میزان نقش و نفوذ اخوانالمسلمین تنها در حد یک گمانهزنی میتواند انجام گیرد.
این وضعیت در مورد دیگر گروههای مخالف و حتی در مورد حزب حاکم بعث نیز صادق است. زیرا احزاب تودهگرا با همان سرعت که قدرت سیاسی و دولتی را به انحصار خود در میآورند، میتوانند به همان سرعت نیز دچار فروپاشی و اضمحلال گردند و تجربه عراق و دولتهای اروپای شرقی مثال خوبی در این مورد به شمار میآید.
اخوانالمسلمین سوریه پس از ماجرای ترور رفیق حریری، طی یک موضعگیری سریع دولت سوریه را به شرکت و حداقل همکاری در این مورد متهم کرد.
این سازمان از همان روزهای اولیه پس از ترور رفیق حریری طی بیانیههایی اعلام کرد که دولت سوریه باید به تحقیقات جامعه عرب تن دهد و پس از آن هم به اصطلاح به نوعی از فعالیتها و گزارشهای کمیسیون تحت رهبری مهلیس حمایت کرد و از دولت سوریه خواست تا با این کمیسیون همکاری لازم را به عمل آورد. غالب گروههای مختلف اپوزیسیون سوریه بر این عقیدهاند که دمشق برای ترور حریری چراغ سبز نشان داده و صرف نظر از اینکه پرزیدنت بشار اسد شخصا در این مورد اطلاع داشته یا نه، اما به ادعای گروههای مخالف، شازمان امنیت سوریه در این ترور شرکت فعال داشته است.
از نظر اپوزیسیون سوریه مورد رفیق حریری به مثابه قله کوه یخی است که پیکره اصلی آن زیر آب قرار دارد و بر کسی معلوم نیست. آنها ادعا میکنند که چه بسیار هستند کسانی که مانند حریری کشته شدهاند اما کسی از سرنوشت آنان اطلاعی ندارد. این گروهها براین عقیدهاند که چنانچه جامعه جهانی از همه نهادهای امنیتی سوریه تحقیق به عملآورد، با نیروهایی برخورد خواهد کرد که همین نیروها بزرگترین مانع در راه اصلاحات در این کشور به شمار میآیند. از سوی دیگر نیروهای اپوزیسیون مخالف هرگونه اعمال تحریم علیه سوریه هستند و علاوه بر آن این مساله موجب حذف بیش از پیش نیروهای مخالف خواهد شد.
به عقیده این گروهها،آمریکا و کشورهای بزرگ اروپا بیشتر از آنکه نگران آینده سوریه باشند، در فکر در اختیار گرفتن کامل این کشور هستند. روشنفکران منتقد سوری نیز در مورد دو سناریوی احتمالی تکرار داستان غم انگیز عراق در سوریه است. و دومین مورد نگرانی احتمال سازش میان رژیم سوریه و دولت ایالات متحده است، سازشی که طی آن دمشق به واشینگتن وعده جلوگیری از تردد ستیزه جویان انتحاری به عراق را بدهد و علاوه بر آن به آمریکا در جنگ با تروریسم کمک کند و آمریکا متقابلا مشروعیت رژیم سوریه را به طور کامل به رسمین بشناسد.
چنین سازی به معنای پایان کار اصلاحات دموکراتیک تو نیروهای اپوزیسیون به شمار میرود. نیروهای مخالف رژیم سوریه در آغاز روز کارآمدن بشار اسد جوان ـ که خود سالها در انگلستان تحصیل کرده است ـ امیدهای بزرگی در سرمیپروراندند. همزمان با به قدرت رسیدن بشار در جولای سال 2000 باشگاه روزنامه «آتاسی» که در مقابل دیدگان نیروهای امنیتی انتقادهای تندی را علیه حکومت سوریه مطرح میکرد، تعطیل شدند و بسیاری از فعالان سیاسی راهی زندان گشتند.