گروه سیاسی: چندی پیش نمایندگی دایم جمهوری اسلامی ایران در یک آگهی یک صفحهیی که در یکی از روزنامههای پرتیراژ نیویورک به چاپ رساند از سیاستهای اتمی ایران دفاع و به اتهامهای رژیم اسراییل به محمود احمدینژاد در رابطه با سامی ستیزی پاسخ داد. این اقدام در پاسخ به یک آگهی یک صفحهیی در همین صفحه در چند شماره پیش این روزنامه بود که صهیونیستها در آن ضمن ابراز نگرانی از آنچه که آن را خطرات برنامههای تسلیحات اتمی ایران خواندند، رئیسجمهور کشورمان را هم در آن به دلیل سخنانی که در مورد زیر سوال بردن کورههای آدمسوزی ایراد کرده بود، به باد انتقاد گرفتند. کلام فوق به خودی خود نمایانگر حجم رویارویی فرامنطقهیی اسراییل و ایران است که نه تنها مطبوعات و رسانهها را صحنه کارزار خود قرار داده بلکه بیم آن میرود (و این نگرانی اعراب است) که این رویارویی جنبه واقعی هم به خود گیرد. مقامهای صهیونیست از آریل شارون نخستوزیر افراطی مدعی گرایش به سوی اعتدال گرفته تا بنیامین نتانیاهو رهبر حزب راستگرای لیکود و شیمون پرز همگی بر اهمیت جلوگیری از دستیابی ایران به فناوری هستهیی و ممانعت از رسیدن ایران به نقطه غیرقابل بازگشت تاکید دارند. برخی از مطبوعات اسراییلی از جمله معاریو، هاآرتص ویدیعوت آحارانوت هم چندی پیش اعلام کردند که دستور تدارک برای انجام حمله بازدارنده علیه پنجاه و چند مرکز هستهیی ایران هم صادر شده است و قرار است همزمان با آغاز انتخابات پارلمانی در مارس آینده این عملیات انجام شود. حال اگر اطلاعات روزنامههای ترکیه و آلمان را هم در مورد مذاکرات رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) با رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه و فرماندهان نظامی و امنیتی این کشور در مورد مشارکت آنکارا در این اقدام مثلا «بازدارنده!» در مقابل دریافت چراغ سبز برای سرکوب عوامل حزب کارگران کردستان ترکیه به ارتش این کشور به آن بیفزاییم برخی از این سناریو آن گونه که کارتلهای اطلاعرسانی قصد رساندن آن به افکار عمومی منطقه و جهان را دارند در خواهیم یافت.
چرا هیاهیوی تبلیغاتی
جنگ آمریکا علیه عراق و اشغال بغداد نشان داد که ابرقدرتهای قرن بیست و یکم از رسانهها به عنوان اهرمی چندجانبه استفاده میکنند، دیگر دوره کتمان استراتژیهای نظامی به پایان رسیده است و از این به بعد آنچه که نقش اول و محوری را در جنگها ایفا میکند برتری آتش و توانمندیهای نظامی است. از این رو دیگر بر روی این کره خاکی که وجب به وجب آن توسط ماهوارههای مختلف جاسوسی به تصویر کشیده میشود و تمامی مکالمهها توسط دستگاههای مختلف جاسوسی و اطلاعاتی دوست و دشمن شنود میشوند، جایی برای کتمان نقل و انتقال نیروها یا فعالیتهای نظامی وجود ندارد. از این رو رسانهها در دهکده جهانی نقش ستون پنجم را در این کارزار ایفا میکنند. پخش چنین اخباری که بیگمان از سوی قدرتهای جهانی عمدا به رسانهها انتقال مییابد در صورت دروغ بودن حداقل میتواند جنجالی تبلیغاتی را علیه کشور هدف ایجاد کرده و یا شاید مراکز تصمیمگیری و مردم آن را هر یک به نحوی خاص به تکاپو اندازد. در صورت صحت چنین سناریوهایی هم این اطلاعات میتواند افکار عمومی آن کشور، منطقه و تمامی جهان را برای وقوع این تجاوز آماده کند، تا در صورت انجام آن همانند اشغال بغداد یا کابل به نحوی برای مردم عادی و افکار عمومی شود که مخالفت گستردهیی علیه آن بروز ندهند.
سناریوهای حمله
مطبوعات عربی چند هفتهیی است که روزی حداقل یک تحلیل و مقاله در مورد امکان حمله آمریکا به ایران منتشر و در آن دلایل، احتمالات و نحوه و چگونگی صرف نظر از سطحی یا عمیق بودن این تحلیلها منتشر میکنند. بدیهی است که ایران اکنون از همه سو در محاصره ارتش آمریکا قرار دارد، اگر از شمال ایران به سوی غرب حرکت کنیم، جمهوری آذربایجان یکی از مهمترین پایگاههای آمریکا در آسیای میانه محسوب میشود. ترکیه هم که سودای ورود به اتحادیه اروپا را در سر دارد نمیتواند از تعهدات خود در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شانه خالی کند، عراق هم که جولانگاه ارتش آمریکا است، کشورهای حوزه جنوبی خلیجفارس از کویت گرفته تا بحرین، امارات متحده عربی، قطر و حتی عربستان سعودی و همچنان از نظر واشنگتن یک پایگاه مهم برای استقرار نیروهای ارتش آمریکا محسوب میشوند، بخصوص که بحرین و قطر مهمترین پایگاههای آمریکا در منطقه خلیجفارس هستند. پاکستان همسایه شرقی ایران هم همکاری گستردهیی با واشنگتن و کاخ سفید در رابطه با مبارزه با تروریسم دارد، به هر شکل مسوولان پاکستانی همچنان بر این باورند که آمریکا دستیابی آنها را به بمب اتمی و بخصوص همکاری اتمی گروه عبدالقدیرخان با ایران و برخی از کشورها را نبخشیده است. افغانستان، دیگر همسایه شرقی ایران هم همانند عراق یک پایگاه بزرگ برای آمریکا محسوب میشود. با توجه به این دادهها احتمال انجام حمله از هر سو علیه جمهوری اسلامی ایران وجود دارد ولی آیا واقعا انجام چنین حملهیی علیه ایران وجود دارد و آیا موفقیتی در صورت انجام خواهد داشت. شرایط ایران با افغانستان و عراق در تمامی ابعاد متفاوت است. در دو کشور همسایه ایران دو رژیم دژخیم خودکامه حکومت میکردند که اکثریت قریب به اتفاق مردم از آنها بیزار بودند؛ مسالهیی که در مورد نظام جمهوری اسلامی ایران هرگز صادق نبوده است. به اعتقاد اکثر قریب به اتفاق کارشناسان بینالمللی گرچه گروههای اصلاحطلب و اپوزیسیون با رویکرد دولت کنونی مخالفند اما در صورت قرار گرفتن ایران در معرض خطر همگی در صفی واحد به دفاع از کشور خویش خواهند پرداخت، مسالهیی که میتواند نقشه آمریکایی- اسرائیلی را ناکام بگذارد. در بعد جغرافیایی هم ایران از وسعت و گستردگی بسیاری برخوردار است و تکرار سناریوی پیشروی گسترده که در عراق و افغانستان انجام گرفت از نظر نظامی در ایران شکست خورده است.
به اعتراف کارشناسان برخلاف افغانستان و حتی عراق که ارتشی عقب افتاده و فرسوده دارد، ارتش جمهوری اسلامی ایران از جنگ تحمیلی هشت ساله قویتر از گذشته بیرون آمد و اکنون یکی از قدرتهای بلامنازع منطقه محسوب میشود، به نحوی که یافتن استراتژی مناسب برای شکست دادن این ارتش که به فناوری نظامی روز هم مجهز شده و از دانش بالای فرماندهانش سود میبرد، نه تنها کار آسانی نیست بلکه نزدیک به ناممکن است.
حملات هوایی بازدارنده
رژیم صهیونیستی مساله حمله هوایی به نقاط حساس و سوقالجیشی ایران را در دستور کار خود دارد.
به نوشته مطبوعات عربی این اقدام میتواند هم از طریق موشکهای هدایت شونده، انجام شود و هم از راه بمباران گسترده با هواپیماهای دور پرواز. اما در این میان مشکلات بزرگی طرفداران این طرح را به خود مشغول کرده است ایران از گستردگی و پهناوری خود بزرگترین استفاده را کرد و مراکز هستهیی خود را در سراسر کشور پراکنده کرده است، به نحوی که مهاجمان احتمالی مجبورند دهها منطقه از ایران را مورد هدف قرار دهند، هدف قرار دادن این اهداف با این پراکندگی آن هم در مدت زمانی مشخص حتی برای ارتش بزرگی چون آمریکا هم کار چندان آسانی نیست. این البته سوای فقدان و نبود اطلاعات در رابطه با برنامههای هستهیی ایران است. به گفته کارشناسان گرچه آمریکا و اسراییل هیاهوی گستردهیی را در مورد برنامههای هستهیی ایران در مجامع بینالمللی به پا کرده و هر از چند گاه برای دستیابی ایران به فناوری هستهیی سخن میرانند اما در واقع تمامی این ادعاها گمانهزنیهایی بیش نبوده و از برنامههای هستهیی کشورمان اطلاعی دقیق و موثق ندارند.
توان بازدارنده ایران
به نوشته مطبوعات عربی ایران طی سالهای گذشته و دقیقا پس از پایان جنگ تحمیلی برنامه حسابشدهیی را برای بازسازی ساختار اترش خود آغاز کرده و اکنون به پیشرفتهای بسیار زیادی در این راستا رسیده است.
علاوه بر این حضور ارتش آمریکا در همسایگی ایران، دست مراکز تصمیمگیری تهران را برای دادن پاسخی قاطع به متجاوزان باز گذاشته است. به اعتقاد روزنامهنگاران و حتی سیاستمداران غیر ایرانی، در صورت هرگونه تعرض نظامی به ایران، معترضان قربانی هر نوع جنگی در این منطقه خواهد بود، زیرا در صورت حمله آمریکا به مراکز هستهیی ایران تشعشات اتمی از جمله از نیروگاه بوشهر به سوی آنها خواهد آمد، و پاسخ ایران نیز به این حملات بطور حتم پایگاههای آمریکایی موجود در کشورهایشان را هم شامل خواهد شد. از این رو آنها به شکل دو جانبهیی از این جنگ احتمالی متضرر خواهند شد. مسوولان اسراییلی هم در تحلیلی در رابطه با بازتابهای جنگ معتقدند، حداکثر موفقیت پیشبینی شده برای این حمله در مقابل حتمی بودن پاسخ سخت ایران به آن بسیار ناچیز است به نحوی که میتواند، عواقب وخیمی را برای اسراییل از یک سو با توجه به موشکهای میانبرد شهاب 4 به وجود آورده و تمامی منطقه را برای ارتش آمریکا به یک گدازه آتشفشان تبدیل کند.