داود غیاثیراد
از گذشته دور سلاحهای سنتی سرد و گرم در زمین و دریا و هوا برای غلبه بر دشمن یا در نبرد و مبارزه تن به تن و گروهی استفاده میشد. در قرن بیستم و حاضر نیز سلاحهای بسیار پیشرفته بیولوژیک، شیمیایی، میکروبی، هستهای، فضایی و دریایی و حتی سلاحهای اطلاعاتی در جنگهای جهانی استفاده شده و هنوز هم میشود که در جای خود خطرناک و به نحوی کشتار جمعی هستند. اما سلاحی خطرناک تر و مؤثرتر در حال شکلگیری است که از سلاحهای زمینی و فضایی و دریایی و هوایی تأثیرگذارتر است و با سلاحهای دیگر تفاوت دارد. اگر سلاحهای دیگر را میتوان در اثر تأثیرات بیولوژیکی، هستهای و شیمیایی شناخت، این سلاح دارای رنگ و بو و مزه ظاهری نیست، بلکه سلاحی شگفتانگیز به نام«سلاح فرهنگی»است.
دانشمندانی که آیندهپژوهی میکنند و به وسیله علوم آماری، روانشناسی و جامعهشناسی آینده جهان را پیشبینی میکنند دنیای دهههای بعدی را «دنیای فرهنگی» میبینند. در چنین دنیایی تهدیدها و نبردهای خشونتبار فرهنگی از مهمترین تهدیدات علیه هویت و موجودیت ملتها میباشد. به مدیران استراتژیک نیروهای مسلح پیشنهاد میدهند که با کیاست و زیرکی به شناخت این سلاح جدید بپردازند و برای نیروهای فرهنگی طرحهای بلندمدت بنویسند، در پژوهشهای صنعتی و غیرصنعتی به دنبال طراحی و ساخت محصولات و فناوریهای دفاعی فرهنگی باشند و به جای لشکرهای پیاده و زرهی به فکر سازماندهی لشکرهای فرهنگی برای بقاء خود باشند.
در این راستا موقعیت و مسئولیت سازمانهای فرهنگی در جهان آینده به یک عرصه فرهنگی تبدیل خواهد شد و نقش مؤثر نیروهای مسلح پیشبینی سلاحهای دفاعی از طریق محققین فرهنگی و لشکریان و صنایع فرهنگی میباشد. پس باید به زودی برای دفاع، شاهد تولد لشکریان فرهنگی، صنایع فرهنگی باشیم.
اگر دانشمندانی چون الوین تافلر و آلکسیس کارل در « موج سوم» و «انسان موجود ناشناخته» در دهه گذشته، آینده را با مسائل معنوی و انسانی تخمین میزدند در آیندهای نزدیک حدس آگاهانه آنها با تحول سریع جوامع بشری تغییر خواهد کرد.
هرچند تولید دانش و به عبارت دیگر نهضت نرمافزاری به عنوان یک تلاش فکری و همچنین تربیت شهروندان فاضل و گسترش الکترونیک و ارتباطات، به ویژه شبکه جهانی اینترنت باعث سرعت و دقت رشد علوم شده است. این توسعه علمی زمینهساز آن است که آینده جهانیان با تغییراتی بنیادین و در تمام مناسبات فردی و اجتماعی و جهانی مواجه باشد. آهسته آهسته پارادایم رقابت جهانی از رقابتهای اقتصادی و نظامی به خصوص آپارتاید هستهای به حملات و تهدیدات فرهنگی مبدل خواهد شد. بنابراین با نگاه آیندهپژوهانه جهان، جهان فرهنگی خواهد شد. پیدایش دنیای فرهنگی پارادایم رقابت را متحول خواهد کرد؛ یعنی به جای رقابت اقتصادی، نظامی و هستهای به رقابت فرهنگی پرداخته خواهد شد. اما این رقابت نیز سختافزارها و نرمافزارهای ویژه خود را دارد. در مباحث اقتصادی و نظامی، تجارت الکترونیک محصولات فرهنگی در دولتهای الکترونیک با سرعت انجام خواهد شد. در سطوح فلسفی، فکری و ذهنی ارزشها، جهانبینی، هنجارهای اساسی و مسائل روانی و یادگیریهای آنی و دایمی بنا نهاد شده است. بنابراین ارتباطات فرهنگی، صنایع فرهنگی، کنترل فرهنگی، شک فرهنگی و ارزشهای فرهنگی جایگزین موارد مشابه خود خواهند شد، لذا سازمانهای فرهنگی کلیدیترین سازمانهای آینده جهان خواهند بود. البته فناوری اطلاعات(IT) رکن رکین صنایع فرهنگی خواهد بود. لذا فرهنگ جدید، سرگرمهای جدید، آموزش جدید، نیازهای جدید و انسانهای هوشمند فرهنگی با علوم و فناوریهای فرهنگی پا به عرصه وجود میگذارند.
دولتها و ملتها اگر بخواهند در این جهان جدید باقی بمانند باید اقدام به تأسیس سازمانها و صنایع فرهنگی بزرگ بنمایند. نیروهای مسلح باید به تولید سلاح فرهنگی و کاربرد مناسب آن همت گمارند، زیرا تهدیدات فرهنگی ارتباط مستقیم با تهدیدات نظامی خواهند داشت. راهبردشناسان نظامی، جنگ نامتقارن و سرعت و چالاکی و فرهیختگی و نفوذ منطقی را بهترین وسیله استیلاء و برتری مطلق نظامی میدانند، بنابراین جنگهای سخت به جنگهای نرم تبدیل میشود، اما پیروزی مطلق خواهد بود، ملت مغلوب، دیگر قد علم نخواهد کرد و این فقط با حمله و تهاجم بر هویت فرهنگی ملت مغلوب انجام خواهد شد.
جنگهای آینده باید جنگهای کوتاه باشد که زمینه کوتاهشدن آنها بازی با روحیه ملتهاست مانند مارکبری که با برق چشمهایش طعمه خود را به کلی مرعوب میسازد و حیوان بیچاره از ترس میمیرد و بلعیده میشود. این جاست که جنگ روانی یا جنگ مدرن فرهنگی با فرآیند مرعوبسازی معنی پیدا میکند. من حیثالمجموع در آینده نه چندان دور، جنگ روانی، سلاحهای فرهنگی، حملات رسانهای و نفوذ در باورها، تغییر دیدگاهها و سست کردن اعتقادات جای خود را به توپ و تانک و سلاحهای زمینی، دریایی و هوایی خواهند داد. بر محققین لشکری و کشوری فرض است که همّ وغم خود را در تحقیقات صنعتی و غیرصنعتی بر ساخت محصولات و سلاحهای فرهنگی و روشهای جابهجایی و نفوذپذیری آنها و افزایش برد و دامنه عمل آنها قرار دهند. دانشگاهها و مراکز علمی استراتژیک و فرهیختگان و اندیشمندان جامعه وجهه همت خود را بر شناخت آینده و دفاع استراتژیک فرهنگی و تولید نرمافزارهای مبارزه با این تهدید نرم ولی بسیار خطرناکتر از تهدیدات شیمیایی، هستهای و غیره قرار دهند.