مهران قاسمی
تروریسم در کریهترین شکل خود، قتلعام شهروندان و غیرنظامیان را هدف میگیرد و بدینسان خود را از حداقل اعتباری هم که خشونتگرایان با هدف قرار دادن نظامیان مخالف و با تمسک به ارزشهایی چون دفاع از سرزمین و بیرون راندن اشغالگران و گاه ساقط کردن حاکمان فاسد و حکومتهای غیرمنتخب از آن برخوردارند، عاری میسازند.
عراق پس از سرنگونی دیکتاتوری صدام توسط اشغالگرانی از ینگه دنیا، تبدیل به بهشت تروریستها شده است، ترویستهایی که هر ناظر منصفی آنها را از صف نیروهای مردمی مقاوم جدا میکند. تروریستهای عراقی، علیرغم تلاش بسیار برای ارائه چهره «مقاومت» از خود، اما به تبعیت از طبیعت غیرانسانی و انسانگریز خود، راهی جز کشتار شهروندان عراقی برنگزیدهاند. تروریستهای عرب که از سرتاسر جهان عرب گردهم آمدهاند، اکنون عراق، این سرزمین گسیخته و چندصد پاره را آشیانه فعالیتهای اهریمنی خود قرار دادهاند.
آنچه که در عراق به دست این جنایتکاران بیوطن شکل میگیرد، در شرایطی که مردمان خسته از اشغال عراق، به تدریج طعم خوشی دموکراسی و تعیین سرنوشت خود را مزهمزه کرده و اولین دولت دائم برآمده از خواست ملی شهروندان، همچنان در کشاکش شکلگیری است و آنان هرگز نظامیان و اشغالگران را هدف قرار نداده و تنها با امن کردن کشور، سعی در تداوم حیات «بحرانزی» خود دارند، با هیچ معیاری نمیتواند «مقاومتی مشروع و مردمی» قلمداد گردد.
زیرساختهای فرسوده و ناتوان اقتصادی عراق از یک سو و بیداد بیکاری در این کشور از دیگر سو باعث شده است تا معضلات اقتصادی تبدیل به اصلیترین مشکل دولت آتی عراق گردد. اقدامات گروههای تروریستی که با ناامن کردن فضای عمومی و گاه با حمله به مراکز مختلف، تشنج و آشوب را به میان مردمان میکشاند، عملا باعث شده است تا بخش عمدهای از منابع مالی محدود دولت عراق که باید صرف بازسازی ساختار این کشور و ایجاد اشتغال و حتی پیش از آن تامین نیازهای اولیه زندگی شهروندان گردد، صرف مبارزه با مردانی شود که هدف خود را «آزادی سرزمین عراق» اعلام کردهاند و در پرتو این ادعا، زندگی را بر مردمان این سرزمین سخت و دشوار گرداندهاند.
در حال حاضر شاید بیش از 60 درصد بودجه جاری عراق صرف مبارزه با شورشیان و تروریستهایی میشود که ادعای به ارمغان آوردن رهایی برای شهروندان دارند. این ادعا شاید آنچنان قابل باور است که ادعای آمریکاییها که از لوله تفنگ و دهانه توپها میخواهند دموکراسی به ارمغان آورند!
تروریسم کور عراقی، اما با هدف ایجاد تفرقه در میان شهروندان عراقی، هوشمندانه اختلافات دیرینه ـ هرچند ترسیم شده ـ میان شیعیان و سنیها را هدف قرار داده است. تمرکز عملیات انتحاری در مناطق سنینشین و همزمان حمله به مکانهای مقدس شیعیان، چون بارگاه حضرت هادی(ع) نشانهای از این روند نامبارک است، روندی که با دامن زدن به شایعاتی چون تشکیل جوخههای مرگ از سوی دولت عراق و یا طرحهای ترور شخصیتهای مذهبی ـ قومی، سعی دارد به آتش خاکستر شده این اختلافات دامن زده و عراق را در شعلههای سوزان جنگ داخلی گرفتار کنند.
حضور مرجعیت شیعه در چنین شرایطی میتواند گرانبهاترین محور وحدت ملی تلقی شود. آیتالله سیستانی مرجع عالیقدر شیعیان عراق تاکنون نیز به عنوان ریسمان وحدت شیعیان توانسته است مانع از افتادن آنها در بازیهای قدرت و رقابتهای خونآلودی شود که جز زیان و تخریب هرچه بیشتر سودی را نصیب طرفین نمیکند.
سران سیاسی سنی نیز در هنگامهای که با پذیرش قواعد بازی دموکراسی، به این باور رسیدهاند که دوران ترکتازی در صحنه سیاست به پایان رسیده و هر گروه و قومی، همپای وزن و پایگاه اجتماعی خود، سهمی از قدرت کسب خواهد کرد، نباید در برابر تداوم حرکاتی که تروریستها سعی دارند آن را وابسته و تحت حمایت این قشر معرفی کنند، سکوت پیشه کرده و عنان کار را به دست مردانی بسپارند که نه دل در گروی اکثریت دارند و نه به دنبال احقاق حقوق اقلیت هستند.
تروریستهای عراقی، در تلاش برای توجیه جنایات خود، دفاع از سرزمینی را دستاویز خود قرار میدهند که نه از آن آنان است و نه مردمانش نیازی به حضور بیگانگان دارند. مردمان عراقی امروز به همان میزان که از اشغالگران زخم برتن دارند، از تروریستهای بیوطن عرب هم زخم خوردهاند و دردناکتر این زخم زنان منت دفاع را هم بر سرشان گذاشتهاند.
استقرار دولت ملی عراق میتواند و باید زمینهساز خروج نیروهای بیگانه از این کشور باشد. تاکید احزاب شیعه بر این امر از یک سو و افزایش فشارهای درونی که تداوم این روند را ناممکن میسازد، از سوی دیگر، این خروج را اکنون نزدیکتر از پیش مینمایاند.
اقداماتی چون فاجعه تروریستی روز گذشته میتواند در این میان توجیهگر تداوم حضور اشغالگران باشد و برای سیاستمداران غربی و به طور خاص بوش، هدیهای گرانبها، که آنان را از فشار خردکننده انتقادات رها میکند و دستاویزی برای توجیه هزینهای که با یکجانبهگرایی خود به عراق و کشور خود تحمیل کردند، در اختیارشان قرار میدهد. تروریستهای عراقی، بدین ترتیب تبدیل به پیکهای شادیآور برای اشغالگران شدهاند، هرچند که مردمان عراق جز به مرگ و نابودی پیامی از آنان دریافت نمیکنند.