مهدی مطهرنیا/استاد دانشگاه و کارشناس ارشد روابط بینالملل
بحث انرژی هستهای را باید در چارچوب مقاومت غرب در برابر جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ارزیابی کرد که امروزه به نقطۀ ثقل اعمال فشار غرب مبدل شده است. با این رویکرد، بحث فشار هستهای به ایران رخداد جدیدی نیست، همانگونه که از اوایل انقلاب یکی از نکاتی که در ارتباط با جمهوری اسلامی مطرح میشد، موضوع سلاحهای غیرمتعارف بود. آمریکا و اروپا تلاش میکنند تا حداکثر بهرهمندی را از طرح مسالۀ هستهای در ایران نصیب خود بسازند. نخستین گامی که آنها بعد از طرح مسالۀ هستهای ایران توسط CNN در سالهای اخیر برداشتهاند آن بوده که بتوانند پروندۀ هستهای ایران را به یک مقولۀ بینالمللی تبدیل کنند.
به عبارت دیگر از سطح NPT خارج و فراتر از آژانس قرار دهند. دومین گام ایجاد اجماع بینالمللی در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران است تا بتوانند ایران را به عنوان کشوری خطاکار از قوانین بینالمللی در عرصۀ انرژی هستهای به افکار عمومی جهان معرفی کنند. اگر آمریکا بتواند به موقعیت رهبری ساماندهی جو بینالمللی علیه ایران دست پیدا کند، میتواند فشار بیشتری را به ایران وارد سازد. تلاش آمریکا معرفی ایران به عنوان کشور خاطی و مصمم به تولید سلاحهای غیرمتعارف یا بمب هستهای است که امروز در چارچوب جنگ روانی هدفمند و برجستهسازی تبلیغی آن را براساس اصل «تکرار و رگبار» به منصۀ ظهور میرسانند.
اگر آمریکاییها بتوانند در این مسیر موفقیتی کسب کنند قادر خواهند بود در بستر اجماع بینالمللی حرکت و رهبری و سازماندهی مخالفتها علیه جمهوری اسلامی ایران را به عنوان هدف کلان خود، بیش از گذشته علنی سازند و ایران را در حوزههای متفاوت اقتصادی سیاسی مورد تعرض احتمالی قراردهند. در نقطۀ مقابل، ایران باید به دنبال تدبیر معطوف به ارزش یا عقلانیت معطوف به ارزش سیستم فکری بینالمللی باشد تا از یک طرف، ارزش و اصول خود را حفظ کند و از طرف دیگر، با اتخاذ تدابیر واقعبینانه اجماع بینالمللی علیه خود را دچار شکاف سازد.
تحقق گزینۀ نخست، مستلزم شفافسازی و اثبات حرکت ایران در دستیابی به انرژی هستهای صلحآمیز است که با وجود تمام تلاشهای ایران در این بخش اقناع جهانی به وجود نیامده است زیرا رسانههای گروهی غرب، پافشاری ایران بر اعتمادسازی را زیر سؤال میبرند و حتی اخیراً هم وزارت دفاع آمریکا در پی ایجاد یک مرکز اداره کل برای هدایت تبلیغی و دیپلماتیک عمومی در جهان علیه جمهوری اسلامی ایران است.
از سوی دیگر ایران باید واقعیتهای بینالمللی را در تامین منافع ملی خویش لحاظ کند و مصداقهای منافع جمهوری اسلامی را واقعبینانه، شناسایی کند. بیتردید، تجهیز به انرژی هستهای صلحآمیز حق مسلمی است که قاطبۀ ملت ایران با هر گرایش سیاسی، به ضرورت آن تاکید دارند. در این میان، نباید از نظر دور داشت دستیابی به انرژی هستهای در حوزه عقلانیت ابزاری مطرح میشود.
از این منظر، حصول منافع ملی، در گرو افزایش قدرت ملی است. باید همواره سعی کنیم آرمانهای خود را در عرصۀ سیاست خارجی حفظ و از طرف دیگر واقعیتهای بینالمللی را برای رسیدن به آن آرمانها موفقتر عمل کنیم. میزان این تلاش هرچه بیشتر باشد، بیتردید شایستهتر است، اما باید به دقت کنشها و واکنشهای خود را انتخاب کنیم تا از هدف محوری تامین منافع ملی، فاصله نگیریم.