تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۹  ، 
کد خبر : ۷۵۱۲۸

آمریکا رئیس‌جمهوری میانه‌رو می‌خواهد


ترجمه: یوسف مرادی
جهان در اذهان مردم آمریکا آشفته به نظر می‌رسد و این اوضاع روز به روز بدتر می‌شود. هفده سال پیش بعد از چاپ آیات شیطانی توسط سلمان رشدی، خود نویسنده و ناشران این کتاب موهن از سوی مسلمانان دنیا به مرگ محکوم شدند. در این روزها نیز بعد از چاپ کاریکاتورهایی در نشریات اروپایی، مسلمانان خشمگین این بار نه تنها خواستار مجازات شدید برای کاریکاتوریست‌ها و ناشران آنها هستند بلکه با دولت‌هایی که از این موضوع حمایت نموده‌اند نیز دچار تشنج و مشکل شده‌اند که در راس آن نام دولت آمریکا مطرح می‌شود.
مردم آمریکا دیدگاه و تفسیر خود را از رویدادهای جهان دارند. آنها معتقدند بعد از جنگ با صدام آزادی را به مردم عراق هدیه دادند ولی مردم عراق به جای تشکر از نیروهای آمریکایی جواب آنها را با بمب گذاری و حملات تروریستی به نیروهای آمریکایی می‌دهند! به فلسطین‌ها حق رای داده می‌شود ولی به جای دولتی جدید افراد منتخب را از میان خود فلسطینی‌ها بر می‌گزینند! در مورد دیگر کشورها نیز انگلیسی‌ها عملکرد دولت آمریکا را ضعیف و مسخره می‌دانند!
چینی‌ها با تصاحب بازارهای جهانی و تولید کالای رقابتی و ارزان فرصت‌های شغلی را از شرکت‌های آمریکایی می‌ربایند و... مردم آمریکا می‌خواهند یک دیوار بین خود و دیگر کشورهای جهان بکشند که هیچ ارتباطی دیگر با آنها نداشته جورج بوش رئیس جمهور‌ آمریکا نیز در سخنرانی خود در مورد جدایی طلبی آمریکا از دیگر کشورها چنین اظهار می‌کند که:
«راه برای جدایی و محافظت هرچه بیشتر آمریکا از طریق ایجاد حائل تو خلاء هموار است ولی این کار خطرناک است و موجب کاهش نفوذ و قدرت ما خواهد شد. آمریکا خواستار این جدایی و آسودگی کاذب نیست. با جدایی طلبی ما دستان خودمان را می‌بندیم و محدود می‌سازیم و در این صورت نمی‌توانیم به کشورهای دوست در موقع نیاز یاری برسانیم. سیاست رهبران آمریکا از زمان روز ولت تا ترومن (Truman) و تا کندی و ریگان نیز سیاست آمریکا چنین بوده که همواره خود را در امنیت کامل دیده و نیازی به ایزوله کردن آمریکا نداشته است.»
از به کار بردن واژه ایزوله در بسیاری از سخنرانی‌ها، بوش حق دارد که ابراز نگرانی نماید و بر آن تاکید کند و این امر تا حد زیادی به دلیل جدایی‌طلبی‌های در حال گسترش در جهان و خواست مردم دیگر کشورها از آمریکا برای دخالت نکردن در امورشان می‌باشد.
از دهه هفتاد به بعد و بعد از ماجرای ویتنام نظر‌سنجی‌ها نشان می‌دهد که مردم دنیا نمی‌خواهد آمریکا در تمام امور آنها دخالت کند و این آمار تا به امروز رو به افزایش است اکثر مردم آمریکا خواهان این امر هستند که به نوعی مداخله و ارتباط (افراطی) آمریکا در دیگر کشورها کاهش باید. این کار می‌تواند با کاهش کمک به دیگر کشورها، کاهش حجم تجارت بازرگانی و کاستن از جنگ‌هایی آمریکا در دیگر کشورها به راه می‌اندازد باشد.
نمونه بارز ایزوله و اختلاف و جدایی در کابینه ریاست جمهوری بوش رخ داد. یکی از اصلاح‌طلبان کابینه به نام Pat Buchanan سیاست خارجی دولت بوش را برخلاف ادعای وی در شروع به کار شکست خورد می‌داند و به منتقدان بوش حق می‌دهد.
وی در ادامه متذکر می‌شود که عراق هرگز به ما حمله نکرد حال ما چرا به آن کشورها حمله کردیم؟ امنیت آمریکا در گرو پایان سلطه سیاسی خارجه آمریکاست. امنیت آمریکا بسته به قدرت آمریکا دارد و هیچ ارتباطی به سوریه، لبنان یا زیمبابوه ندارد.
وی بارها بدین وسیله اعتراض خود را به عملکرد بوش اعلام کرده است و حتی اقدامات بوش پدر در سال 92 را نیز محکوم می‌کند. البته در انتقاد از جنگ بر ضد عراق بسیاری از صاحب نظران آمریکایی و غربی مخالف خود را اعلام کردند. آمریکا در صورتی می‌تواند در امنیت بر سر ببرد که در جنگ‌های دیگر کشورها که ارتباطی با آمریکا ندارد مداخله نکند.
در جناح راست دولت آمریکا دو گروه وجود دارد یکی محافظه‌کاران و دیگر رئالیست‌های سیاست خارجی دولت،‌ اصلاح‌طلبان همواره از پرداخت مالیات برای جنگ با عراق و صرف بودجه کشور در پنتاگون ناراضی هستند.
به دلایلی بسیار جناح چپ کاملا با جنگ بر ضد عراق مخالف است و همچنین دیگر جنگ‌ها، بسیاری از مردم معتقدند زمانی را که مردم می‌توانستند صرف تفریح و زندگی آسوده کنند حال باید به اخبار وحشتناک جنگ گوش بدهند. برخی هدف از جنگ را توسط بوش کسب ثروت و استفاده از ذخایر غنی عراق می‌دانند، قبل از بروز جنگ بسیاری از مردم (حدود 70 درصد) جنگ را لازم را اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند ولی با پایان جنگ امروزه تنها 45 درصد طرفدار جنگ ماندند و اکثریت احساس نارضایتی می‌کنند چون بودجه بسیاری صرف جنگ شده و تعداد قربانیان جنگ نیز به طور وحشتناکی افزایش یافت.
اکثر مخالفان سیاست بوش و اپوزیسیون‌ها دموکرات هستند. در سال 2000 نظرسنجی‌ها نشان می‌داد که سیاست خارجی باعث رشد تبادلات تجاری خارجی است ولی در سال 2005 تنها 45 درصد مردم بازرگانی خارجی را در حال رشد می‌دانند و مابقی اقتصاد کشور در قسمت بازرگانی خارجی را در حال افت و رکود می‌دانند.
در حالی که بسیاری از دموکرات‌ها خواهان ممنوعیت واردات کالا هستند جمهوری خواهان معتقدند که باید سیاستی اتخاذ کرد که به راحتی صادرات انجام داد. بوش می‌گوید اقتصاد وابسته به ورود مهاجران خارجی است ولی « تام تان کریدو» یکی از جمهوری‌خواهان عضو سنا مخالف است. به اعتقاد وی بچه‌های مهاجرین خارجی در مدارسی تحصیل می‌کنند که مخارج آن از مالیات مردم آمریکا تامین می‌شود و تمایل آنها به کارها با درآمد اندک فرصت‌های شغلی افراد آمریکایی بدون مهارت را که نیازمند اینگونه مشاغل هستند از بین می‌برد. در ادامه وی می‌افزاید که مرزهای آمریکا نسبتاً راحت و با هزینه‌‌ای کم می‌تواند امن شود.
برای این کار دولت باید سربازان را در مناطق مرزی مستقر سازد و برای تکمیل کارهای امنیتی شرکت‌هایی که از نیروی کار خارجی استفاده می‌کنند باید به شدت مجازات شوند. او قصد دارد در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس سنا لایحه قدرتمندی بر ضد مهاجران به تصویب برساند.
بعد از این مسائل او مهاجران را نه تنها تهدیدی برای اقتصاد آمریکا می‌داند بلکه وجود مهاجران خارجی در آمریکا را به زیان فرهنگ مردم آمریکا می‌داند. در نظر‌‌سنجی‌های بعمل آمده به سخنان مخالفان مهاجرت خارجی‌ها 63 درصد از این امر حمایت می‌کنند و مخالف ورود مهاجران هستند و تنها 8 درصد موافقند. بسیاری از مردم آمریکا به خاطر کمک دولت به برخی کشورها، دولت آمریکا را زیاده از حد بخشنده توصیف می‌کنند.
با این حال بوش مخالف ایزوله کردن آمریکا و قطع ارتباط گسترده با دیگر کشورهاست و به صراحت می‌گوید که این رویه را دنبال نخواهد کرد او بر تجارت آزاد تاکید می‌کند بوش در مورد مساله مهاجران نیز میانه‌رو عمل می‌کنی و مخارج تحمیلی مهاجران را در برابر ثروت و بودجه دولت آمریکا ناچیز می‌داند.
بسیاری از منتقدان آمریکایی جدایی از ایزوله شدن آمریکا را ناممکن می‌دانند چون با توجه به طرح جهانی سازی انتظار می‌رود مهاجرت‌ها افزایش یابند مسائل اقتصادی کشورها وابستگی زیادی به یکدیگر پیدا کنند و مسائلی چون تهدیدات مشترک و تروریسم باعث می‌شود کشورها به تنهایی نتوانند از عهده مشکلات برآیند.
فرانسیس فوکویاما استاد دانشگاه جان هاپکینز john Hopkins در مورد کاریکاتوری که باعث آشفتگی در اوضاع برخی کشورها شده می‌‌گوید مساله کاریکاتور پیامبر مسلمانان باعث نزدیک‌تر شدن آمریکا و اروپا شده است حتی با این تظاهرات اتحاد بین کشورهای اروپایی از اتحاد کشورهای عرب بیشتر شده است.
نتیجه اینکه ایزوله شدن آمریکا و جدایی‌طلبی آن بی‌معناست ولی دو نکته را باید در نظر داشت: اول اینکه حتی جنگ بر ضد تروریسم هم نمی‌تواند کشورهای حوزه آتلانتیک را به طور کامل متحد نماید نکته دوم اینکه رد کردن مساله ایزوله شدن آمریکا و کم کردن دخالت در جنگ و امور دیگر کشورها و تجربه جنگ عراق به خوبی نشان داد که نمی‌تواند به سادگی به جنگ به ایران فکر کرد.
کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا برای سال 2008 باید میانه‌روی را برگزینند یعنی نه مانند بوش به طور افراطی در امور خارجی دخالت کنند و نه ارتباطی خود را با خارج بکلی قطع نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات