حبیب ساسانی
صادق زیبا کلام که گاهگاهی از میان اظهارنظرهایش درباره مسایل سیاست داخلی و خارجی کشور میتوان نکات قابل تاملی را استخراج کرد و در گفتگو با ضمیمه روزنامه همشهری بیان نمود: در این چهار پنج ماهی که قدرت دست اصولگرایان افتاد، رحم به صغیر و کبیر نکردهاند. از آبدارچی و بخشدار عوض کردهاند تا به وزیر و سفیر و پستهای کلانتر برسیم. (1) ایشان همچنین در مقالهای با عنوان دانشگاه آزاد در ترازو که در روزنامه شرق به چاپ رسید چنین مینویسند: اصولگرایان همچون سیلی وزارتخانهها سازمانها،نهادهای دولتی از صنایع، کشاورزی، آموزش، تحقیقاتی و خدماتی گرفته تا بانکها و حتی دستگاه دیپلماسی کشور را در نوردیدند و طی یک خانه تکانی که بیشتر به زلزله شباهت داشت از صدر تا ذیل را تغییر دادند. (2) از اتهامات وارده جریان اصلاحطلبی به نیروهای اصولگرا، عدم اعتقاد به چرخش مدیریتی و نخبگان در دستگاههای اجرایی بوده است. در این راستا در خرداد 76 بعد از این که جریان اصلاحطلبی براریکه قدرت اجرایی کشور سوار گشت به پوستاندازی مدیریتی پرداخته و به تغییر و تحولات عمدهای از همان آغازین روزهای استقرار دولت دست زد. این جریان جابهجایی نیروها را دلیلی برگذار کشور و جامعه ایرانی به سوی دموکراتیزه شدن دانست و این درحالی بود که رئیسجمهوری پیشین با شعاری به میدان رقابت سیاسی پا گذاشته بود که بیش از هرچیز از دورن آن شعارها بوی تحملآرا، اندیشهها و دیدگاههای مخالف به استشمام میرسید. ما به محض به دست گرفتن قدرت شعارها به فراموشی سپرده شده و در عمل شروعکننده راهی بودند که خودشان از منتقدان جدی آن به حساب میآمدند. از یک سو شعار تسامح و تساهل سر داده شد و از سویی دیگر در همان وزارتخانههایی که متولی امر توسعه و مروج تسامح و تساهل به شمار میآمدند تغییرات گستردهای را شاهد بودیم. این تغییرات نه تنها شامل مخالفان دیدگاههای اصلاحطلبان گردید بلکه حتی منتقدان جریان دوم خرداد نیز از تیررس حذف آنان در امان نماندند آقای زیبا کلام اگر مقایسهای از تغییرات و جابهجاییهای صورت گرفته در دو دوره 76 و 84 توسط دو طیف اصلاحطلب و اصولگرا ( از زمان استقرار دو دولت خاتمی و احمدینژاد و طی چند ماهه اول ) داشته باشد بیشک اصطلاح زلزله سیاسی را درباره اصلاحطلبان به کار میبردند تا اصولگراها. اگر مراد ایشان این بود که همراه با تغییر دولت نمیبایستی تغییر و تحول در مدیریتهای اجرایی کشور انجام میگرفت،در پیش گرفتن این سیاست اولا از عقل سیاسی به دور است و ثانیا در تناقض با همان روند دموکراتیزه شدنی است که همواره جریان اصلاحطلبی اصولگرایان را به اعتقاد نداشتن به آن متهم میکردند با اندک تامل در سطوح تغییر و تحولات طی چند ماهه اخیر آشکار میگردد که علیرغم تبلیغات منفی،رئیس جمهور اصولگرا دموکراتیکتر از گروههای قبلی عمل کرده است. هنوز عدهای از مدیران در سطوح میانی از دولت قبلی کماکان در پستهای اجراییشان باقی ماندهاند فرمانداران سراسر کشور که در دو دوره از ریاستجمهوری خاتمی و اصلاحطلبها بلااستثنا بایستی وابستگی حزبی یا فکری به آنان داشته باشند.
بر سرکارند و... حال چگونه آقای زیبا کلام استناد میکنند که دولت اصولگرا حتیآبدارچی را هم عوض کرده است؟ متاسفانه باید اذعان کرد که در مقام بیان نقد یک سیاست از دایره اعتدال و به تعبیر بهتر« نقد منصفانه» خارج گردیده و پیش فرضهای از قبل در نظر گرفته دخالت داده میشود. یک نقد علمی و منصفانه از این پیش فرضهای جانبدارانه به دور است. به نظر میرسد که آقای زیبا کلام درباره جریان اصولگرا دچار توهم شدهاند تا یک رویکرد منتقدانه علمی منصفانه و اگر بنا را نیز بر این بگذاریم که با تغیر دولتها تغییر در برخی از سطوح مدیریتی طبیعی است و آن را از شاخصههای بالندگی یک جامعه دموکرات به حساب آوریم تعجب نخواهیم کرد انقلاب ایران این بالندگی را با حفظ اصول و ارزشهای متعالی حکومت دینی در خود پرورانده است.