کامران بارنجی: آسیبشناسی یکی از بحثهای مهم در تئوریهای سیاسی است که در هر برهه از فعالیت یک جنبش باید مورد توجه قرار گیرد. وجود بیش از یک میلیون و 700 هزار نفر دانشجو در دانشگاههای ایران در این برهه از حیات سیاسی کشور بحث توسعه سیاسی و مشارکت سیاسی دانشجویان را بیش از پیش مطلوبتر و مهمتر جلوه مینماید. جنبشهای دانشجویی در تئوریهای سیاسی به لحاظ جوان بودن و تفکر پویا و ارتباط با عالم علم و فکر و اندیشه همیشه مورد توجه بوده است. این جنبش در گذشته با بهرهگیری از مقبولیت خود در جامعه توانست با نقد منطقی و علمی حاکمیت افتخاراتی را در کارنامه سیاسی خود ثبت کند و چه بسا تئوریپردازان سیاسی هنوز هم بر این اعتقاد باشند که اگر اقتدار منطق و جنبوجوش جوانی این جنبش نبود، پروسه پیروزی انقلاب اسلامی بسیار طولانیتر از آن میشد که مینمود. جنبش دانشجویی ایران پس از انقلاب نیز با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و حضور شهادتمندانه در جنگ تحمیلی یک بار دیگر به انقلاب اسلامی ادای دین نمود. دانشجویان در 26 سال پس از انقلاب اسلامی همواره نقطه اتکای جریانات اجتماعی و سیاسی بودند و هر نوع طرز فکر جدیدی که ارائه شد، ارائه دهنده آن روش منتظر عکسالعمل و بازخورد آن در بین دانشجویان میشد. اما چند سال است که جنبش دانشجویی ایران راه را به خطا پیموده و با نقد حاکمیت با هر قیمتی و تحت هر شرایطی وجه اصلی خود را در جامعه از دست داده است و از این رو است که تقریباً نزدیک به 30 روز مانده به انتخابات نهم ریاست جمهوری هیچ یک از جنبشهای سیاسی و اجتماعی کشور منتظر اعلام موضع دانشجویان نشدهاند و هر کدام به نوعی به اعلام نظر پرداختهاند.
یک رئیس دانشگاه در رابطه با نقش رهبری جنبش دانشجویی در ایران میگوید: متأسفانه رفته رفته نقش جنبش دانشجویی در جامعه کمرنگ شده که ضعف تئوریک دلیل عمده آن میباشد. دکتر گودرز صادقی میافزاید: سالها و سالها است که جریان سیاسی ایران بر مبنای احساس و شعار حرکت میکند و جنبش دانشجویی نیز هم اکنون بیشتر شعار در آستین خود دارد تا راهکارهای کاربردی و عملی برای جامعه. وی با این اعتقاد که ایده و عقیدهای که جنبش دانشجویی در شرایط کنونی ارائه میکند از مبنای منطق و ایدئولوژیکی قوی برخوردار نیست تصریح کرد: این جنبش در حال حاضر ضعف تئوریک دارد و در کنار آن از ضعف تشکیلاتی هم رنج میبرد که این ضعف تئوریک نه تنها دامنگیر جنبش دانشجویی است بلکه کل جامعه با این چالش روبه رو است به طوری که حتی روشنفکران و فرهیختگان جامعه نیز مانند اساتید دانشگاهها، معلمین و اقشاری از این دست نیز از آن پایهها و مبناهای تئوریک گذشته برخوردار نیستند و به طور کلی جامعه ایران درگیر زندگی روزمره خودش است که این روزمرگی جامعه دانشجویی را نیز دربر گرفته است.
به گفته وی جنبش دانشجویی و یا هر جریان اجتماعی و سیاسی دیگر اگر از زیربنای تشکیلاتی قوی برخوردار باشد هیچگاه دچار یأس و انفعال نمیشود. دکتر صادقی تصریح کرد: اگر این جنبش هم اکنون دچار یأس و انفعال شده به خاطر این است که جامعه دانشجویی دورنمایی از آرمانها را ندارد به این معنی که نمیداند چه کار کند. وی با این اعتقاد که هم اکنون جامعه ایرانی از کمبود افراد شاخص و روشنفکرانی که بتوانند در سطح جهانی مطرح شوند رنج میبرد، میافزاید: ما هنوز داریم نان گذشتهمان را میخوریم و بسیاری از متفکران کنونی ایران متفکران دهههای گذشته هستند که هنوز دارند از معلومات قدیمی خودشان هزینه میکنند. وی تصریح کرد: افراد کمی در سالهای گذشته توانستهاند متناسب با مقتضیات زمان حرف بزنند و ایدهها و عقیدههای به روزی ارائه نمایند. رئیس دانشگاه ارومیه ابراز عقیده کرد: جامعه کنونی ایران دچار کمبود شخصیتها، نویسندگان، رماننویسها، ادیبان و جامعهشناسان بزرگ است و یک فقر جدی تئوریک در این رابطه احساس میشود و طبیعی است که از این بابت جنبش دانشجویی هم رنج ببرد. وی ادامه داد: تعدادی از حرکتهای دانشجویی که در سالهای گذشته انجام شده برخوردهای عکساتلعملی بوده و جنبش دانشجویی در این مدت بیشتر منتظر یک اتفاقی است که بیفتد تا در مقابل آن موضع بگیرد و اگر اتفاقی نیز نیفتد و یا اگر اتفاقاتی که میافتد تکراری باشد دیگر هیچگونه ابتکار عمل خاصی در این جنبش مشاهده نخواهد شد.
صادقی گفت: لابد جنبش دانشجویی منتظر است تا به خوابگاهی حمله شود تا یک حرکتی را ایجاد نماید. وی تأکید کرد: مطمئناً اگر زیربنای تئوریک قوی وجود نداشته باشد جنبش دانشجویی بیش از پیش به انحطاط و روزمرگی کشیده میشود. عضو هیأت علمی دانشگاه ارومیه با غیر همگن خواندن برخی از جریانات دانشجویی گفت: غیر همگن بودن به این معنی است که برخی از جریانات دانشجویی بین ایدهآلها و عملکردشان متفاوت عمل میکنند. وی توضیح داد: برخی از تشکلهای اسلامی دانشجویی خیلی به دنبال ایدهآلهای مذهبی و کارهای ایدئولوژیک نیستند و بیشتر به دنبال کارهای فرهنگی غیرمرتبط هستند. وی افزود: به نظر میآید برای اکثر جریانات دانشجویی اسلام صرفاً به عنوان مجوزی است برای فعالیتهای آنها به طوری که از یک طرف عنوان اسلام را یدک میکشند و تلاش میکنند تا خواستها و ایدهآلهایشان را در این چارچوب معنا ببخشند و از یک طرف هم خیلی در این زمینه صاحبنظر نیستند و هیچگونه ایده خاصی ندارند. دکتر صادقی توصیه کرد که جنبش دانشجویی باید برای نجات از این بحران نگرش مجددی به رویکرد خود داشته باشد و فراتر از کاری که انجام میدهد حتماً باید شاخههای دانشجویی را در افزایش سطح تحصیلات علمی عموم مردم می داند و میگوید: امروزه اکثر مردم دانشجو هستند و نمیتوان شرایط جامعه کنونی ایران را با شرایط 20 یا 30 سال قبل مقایسه کرد. وی تصریح کرد: جوانان ایرانی هم اکنون به نوعی آموزش عالی را تجربه کردهاند که این عامل باعث افزایش سطح آگاهی مردم نسبت به دهههای گذشته شده است. وی ادامه داد: 30 سال پیش اکثریت جامعه تحصیلات دانشگاهی نداشتند در حالی که امروز اینگونه نیست و طبیعی است که با یک شعار یا حرکت دانشجویی جامعه دیگر تحت تأثیر قرار نمیگیرد.
وی افزود: امروز اکثر کارکنان ادارات خودشان تحصیلات دانشگاهی دارند و پلیس یای یک فرد نظامی هم تحصیلات دانشگاهی خود را سپری کرده پس بنابراین آن فاصلهای که در گذشته باعث میشد تا نقش رهبری در جامعه داشته باشد دیگر چنین چیزی وجود ندارد. رئیس دانشگاه ارومیه تصریح کرد: برای رفع این نقیصه جنبش دانشجویی باید به گذشته خود نگاه کند و با ارزیابی آن یک کار تئوریک قوی را شروع نماید. وی افزود: این جنبش باید برنامهریزی برای آیندهای انجام دهد که بداند در آن نمیتوان به تنهایی شمشیر زد.