تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۲  ، 
کد خبر : ۷۵۱۶۷

قانون اساسی اروپا در کما؟


لیلی حیدرپور
افتادن قورباغه به داخل سطل شیر از داستان‌های قدیمی است که در آن داستان این جانور هرآنچه که در توان داشت دست و پا زد تا از سطل شیر به بیرون بجهد اما موفق نشد تا اینکه با تلاش مایوس کننده خود شیر را تبدیل به کره کرد و سپس به بیرون جهید. اکنون نیز به نظر می‌رسد که برخی از رهبران اروپایی خود را همانند قورباغه‌ای در سطل می‌بینند. آنها از اینکه شکست سنگینی در به رفراندوم گذاشتن قانون اساسی اروپا خورده‌اند به شدت مغبونند. اما هنوز هم فکر می‌کنند اگر در بار نخست شکست خورده‌اند، می‌بایست دوباره و دوباره تلاش کنند.
به هرحال برخی از رهبران اروپا هنوز هم در پی احیای قانون اساسی‌ای هستند که 6ماه پیش توسط رای‌دهندگان فرانسه و هلند کشته شد. خانم مرکل، صدراعظم آلمان، در گفت‌وگو با نشریه فرانکفورتر آلگمانیه تصریح کرد: «عناصر بسیار مثبتی در این قانون است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد.» در این رابطه هم سخنگو و هم رهبر پارلمانی حزب مرکل در پارلمان اروپا اعلام کردند که در سال 2007 هنگامی که آلمان ریاست اتحادیه را به عهده بگیرد، احیای قانون اساسی اروپا از اولویت‌های نخست دولت این کشور خواهد بود. اگر دولت آلمان شکست بخورد، ژوسه زوکرت رئیس‌جمهور پرتغال رئیس‌ دوره‌ای بعدی اتحادیه ادامه ماموریت احیای این قانون را پی می‌گیرد.
شاید هم حامیان یکپارچگی اروپا زودتر به آروزی خود برسند. و ولفگانگ شوسل صدراعظم اتریش، رئیس دوره‌ای اتحادیه، اصرار دارد که قانون اساسی اروپا نمرده است. از نگاه تئوریک، اروپا در انتظار عکس‌العمل‌ طولانی یک ساله‌ای است که رهبران اتحادیه اروپا پس از رفراندوم در فرانسه و هلند خواستار آن شده‌اند. چر انتظار؟ اتریشی‌ها می‌گویند که در تلاش هستند تا بار دیگر قانون اساسی اروپا را در میانه سال 2006 رو به جلو هدایت کنند. با این حال تلاش برای زنده کردن متن مرده این قانون همانقدر درست و معقول به نظر می‌رسد که انتظار داشته باشیم به یک‌باره آب رودخانه دانوب به رنگ نیلی درآید. زیرا پیش از آنکه قانون اساسی اروپا اجرایی شود، تمامی 25 عضو اتحادیه باید آن را تصویب کنند. اما چنین چیزی بعید به نظر می‌رسد.
علاوه بر آن فرانسه و هلند منزوی نشده‌اند. زیرا اگر قانون اساسی اتحادیه در انگلیس نیز به رفراندوم گذاشته شود مردود خواهد شد. سوئد و دانمارک و احتمالاً چند کشور اروپای مرکزی عضو اتحادیه اروپا وضعیتی مشابه انگلیس خواهند داشت. بنابراین صرف‌نظر از بحث‌ درباره محترم شمردن اراده مردم، درخواست برای احیای قانون اساسی عملا مقابله با کشورهایی است که نمی‌توانند آن را به تصویب برسانند.
چرا هنگامی که توفیقی در کار نیست، سیاستمداران خود را به آب و آتش می‌زنند؟ شاید آنها فکر می‌کنند که می‌توانند افکار عمومی را تغییر دهند. آنها پیش از این نیز، هنگامی که مردم دانمارک در سال 1996 قرار داد ماستریخت را رد کردند و یا مردم ایرلند به قرارداد نیس در سال 2001 رای منفی دادند، موفق به تغییر افکار عمومی این کشورها شدند. ممکن است این بار نیز حق با سیاستمداران باشد. احتمال می‌رود که روزی رای‌دهندگان نظرشان را تغییر دهند. اما در حال حاضر، حمایت از اتحادیه اروپا رو به کاهش است و حتی ممکن است محبوبیت قانون اساسی کمتر از گذشته شده باشد.
شاید برخی از سیاستمدارن صرفاً برای اینکه اعتبار اروپایی‌شان را جلا دهند خواستار احیای قانون اساسی باشند. البته ممکن است خانم مرکل روی گفت‌وگوهای طوفانی اروپا حساب باز کرده و آن را راه آسانی فرض کند که بتواند از آن طریق تنها کسی باشد که جای هلموت کهل را بگیرد. احتمال اینکه این امر ناشی از سخاوتمندی زیاد این رهبران باشد زیاد است. یا شاید رهبران اروپا صادقانه بر این باورند که اتحادیه اروپا بدون اصلاح قانون اساسی در قوانین تازه رای‌گیری، یک وزیر خارجه مجزا و ریاست موزیکال آن، کارآمدی نخواهد داشت. در این باره نیز ممکن است حق با این رهبران باشد. حتی اگر همه این احتمالات درست باشند، سیاستمداران برای انجام اصلاحات و صرفا با توسل با قانون اساسی راه مسخره‌ای را در پیش گرفته‌اند و ممکن است آنها با این روش راه را برای انجام تغییرات سخت‌تر کنند. یقیناً زنده کردن مرده آسانتر خواهد بود تا از اعضای لاشه این مرده استفاده شود.
واقعیت این است که هم اکنون یکی از مواقعی است که یکپارچه‌طلبان اتحادیه اروپا اقداماتشان برای یکپارچگی را بر دموکراسی و احتیاط طبیعی اولویت می‌دهند. بحث بودجه به اتمام رسیده و به استثنای انرژی هیچگونه فعالیت جابه‌جایی دیگر در اتحادیه انجام می‌گیرد. این رهبران حتی حاضر نیستند که وانمود کنند نسبت به واکنش مردم حساس هستند و علی‌رغم مخالفت مردم فرانسه و هلند، در سایر کشورها تلاش می‌شود تا متن قانون اساسی به تصویب برسد. تاکنون 14 کشور از 25 کشور آن را تصویب کرده‌اند و این کشورها با اعلام پیوستن به آن کارتی را در برابر تعداد کمی که هنوز قانون اساسی اروپا را با تصویب نرسانده‌اند رو کرده‌اند.
ماشین حرکت همیشگی
در واقع تحرک یکپارچه‌ طلبان اروپا آنقدر زیاد است که همواره در حال پیشروی است. گامی ورهاف‌استد نخست‌وزیر بلژیک کتابی تحت عنوان «ایالات متحده اروپا» به رشته تحریر در آورده است. وی در این کتاب خواستار همکاری نزدیکتر کشورهای عضو 12 منطقه‌ای یورو شده است. درخواست یکپارچگی به حدی قوی است که به نظر می‌رسد چیزی از آن منتج شود. هرچند به سختی بتوان تخمین زد که آیا همکاری فی‌مابین، تنظیمات مشترک حاکمیت تحت قرارداد موجود خواهد بود و یا صرفاً تنها بالا بردن گیلاس برای سلامتی باشد. اما بازگشت به قانون اساسی با این فرض که هیچ اتفاقی نیفتاده و یا اگر هم چیزی بوده مربوط به خیلی قدیم است و جایی برای نگرانی نیست، به نظر استراتژی خطرناکی می‌باشد. این امر خطر تعمیق اختلاف را میان کشورهای طرفدار و مخالف قانون اساسی بیشتر کرده و همچنین بیگانه‌تر کردن رای‌دهندگانی را که مدت‌هاست در رنج به سر می‌برند شتاب خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات