کتایون مافی ـ پرویز نعمتاف
با وجود آنکه سه سال از آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ایران میگذرد و این آژانس تاکنون نتوانسته است به مدرک و نشانهای دال بر انحراف برنامه هستهای ایران دست یابد، اروپا و غرب همچنان بر مواضع خود یعنی محرومیت ایران از حق مسلم استفاده از انرژی هستهای تاکید دارند. به دنبال اتخاذ چنین موضعی قرار است تا شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز پنج شنبه این هفته در نشست اضطراری خود درباره مواضع اروپا و آمریکا به بحث و تبادلنظر بپردازد. در این میان آمریکا و اروپا تلاش گستردهای را برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت آغاز کردهاند. یوری ساویلیف نماینده دومای دولتی روسیه، معاون کمیته صنایع و فناوریهای علمی پیشرفته، رئیس گروه دوستی بین پارلمانی ایران و روسیه و ولادیمیر یوسییف هماهنگ کننده برنامه عدم گسترش سلاحهای کشتار جمعی در مرکز کارنگی در مسکو در زمینه ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و همکاری ایران و روسیه و چین و نگرانیهای جهانی عقاید متفاوتی دارند اما هر دو بر این باورند که ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت برای مسکو و پکن تصمیمی ناخوشایند است که بر ثبات منطقه و جهان تاثیری منفی خواهد داشت.
ارجاع پرونده نگرانیهای آتی مسکو و پکن ولادیمیر یوسییف هماهنگ کننده برنامه عدم گسترش سلاحهای کشتار جمعی در مرکز کارنگی در مسکو معتقد است که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت به طور جدی بر ثبات منطقه و جهان تاثیر منفی خواهد گذاشت و وضعیت بسیار بغرنجی را در منطقه به وجود خواهد آورد. وی با اشاره بر اینکه روسیه خواهان چنین مسئلهای نیست پیشبینی میکند: در شرایط کنونی اگر مسئله به شورای امنیت کشیده شود، روسیه مجبور خواهد بود تا به این قضیه رای ممتنع بدهد، که این اقدام نیز تصمیم ناخوشایندی برای مسکو به شمار میرود. همچنین چنین وضعیتی برای چین نیز متصور است چرا که این کشور منافع زیادی در رابطه با منابع انرژی ایران دارد و به علاوه به منافع ژئوپولتیکی مربوط به این کشور نیز علاقهمند است. هماهنگ کننده برنامه عدم گسترش سلاحهای کشتار جمعی در مرکز کارنگی با اشاره به منافع گسترده غرب در ایران خاطرنشان میسازد که برخی از کشورهای شرقی مثل چین و هند نیز در ایران منافعی دارند و روسیه نیز منافع خاص خود را دنبال میکند گویی ایران محل تلاقی منافع غرب و شرق است. کشورهای غربی تلاش میکنند روسیه را متقاعد سازند که در حال حاضر مذاکره با ایران به بنبست رسیده و این مسئله باید در سطح شورای امنیت مورد بررسی قرار گیرد اما یوسییف باور دارد که این وضعیت برای روسیه و چین تا اندازهای بغرنج است، چرا که اگر یکی از آنها از حق وتوی خود استفاده کند باید منتظر مشکلات جدی در روابطش با غرب باشد. وی در این باره میگوید: این مسئله به ویژه برای روسیه بسیار مهم است چرا که ممکن است به مبادلات بازرگانی با غرب آسیب برساند. میزان مبادلات بازرگانی اروپا 40 درصد از مبادلات خارجی روسیه را تشکیل میدهد به همین دلیل این مسئله برای روسیه بسیار مهم است. همچنین این مسئله میتواند عواقب نسبتاً بدی برای چین به دنبال داشته باشد.
این کارشناس روس عقیده دارد که در مجموع در شرایط فعلی روند اوضاع ممکن است طبق دو سناریو پیش برود، اول آنکه روسیه از حق وتوی خود برای حمایت از ایران استفاده کند که به موازات آن روابطاش با غرب آسیب میبیند. و دوم اینکه روسیه بر ضد ایران به حمایت از غرب بپردازد. یوسییف در این باره میگوید: این مسئله میتواند به تضعیف مواضع روسیه در قفقاز منجر شده و روی اوضاع آسیای میانه اثر بگذارد، علاوه بر این روسیه ممکن است نه تنها ایران بلکه کل منطقه خاورمیانه را از دست بدهد، به همین دلیل میزان سود و زیان روسیه در این تصمیمگیری بسیار بالا است. یوری ساویلیف نماینده دومای دولتی روسیه نیز با اشاره به اینکه ایران از لحاظ اقتصادی اهمیت بسیار زیادی برای اروپا دارد میگوید: در حال حاضر اروپا و به ویژه کشور آلمان در بحران اقتصادی جدیای قرار گرفته است. نباید فراموش کرد که سازمان انرژی اتمی اروپا که به طور کامل از سوی آلمان و به ویژه شرکت «زیمنس» کنترل میشود، بسیار تمایل دارد که منافع خویش را در بازار انرژی ایران تحقق بخشد. وی با تاکید بر اینکه اروپائیان میخواهند قراردادهایی را در بازار هستهای ایران برای سازمان انرژی اتمی اروپا به دست آورند و از این لحاظ برای آنها برنامههای غنیسازی اورانیوم ایران بسیار با اهمیت است میافزاید: آنها میخواهند که این برنامهها با مشارکت اروپا و به خصوص آلمان عملی شوند نه روسیه. البته در این خصوص آلمان نمیتواند انحصار این کار را به تنهایی در اختیار بگیرد و مجبور است که در این رابطه حداقل فرانسه و احتمالاً حتی انگلستان را هم شریکت سازد.
چوب لای چرخ مذاکرات
اگرچه روسیه و چین راه حلهایی را پیرامون برنامههای هستهای ایران پیشنهاد میکنند اما موضعگیری فعلی آمریکا تاثیراتی منفی بر تلاشهای روسیه و کشورهای اروپایی به منظور دستیابی به توافق برای حل و فصل بحران بوجود آمده میگذارد. یوسییف در این باره میگوید: در واقع این ایالات متحده است که چوب لای چرخ میگذارد، این موضوع به وضعیت داخلی نامناسب آمریکا بر میگردد.
رهبران این کشور تلاش میکنند تا وضعیت داخلی کشور را باثبات کنند و در این راستا غالباً از عامل سیاست خارجی استفاده میکنند. در نتیجه وقتی کشوری سعی میکند موقعیت داخلی خود را با ایجاد تصویری از دشمنی فرضی و خارجی تقویت کند باید در انتظار عواقب ناخوشایندی باشد. نقطه نظرات متفاوتی در داخل آمریکا وجود دارد و اکنون در واشنگتن جناحی که خواستار اقدام جدی و قاطع برای حل این مشکل هستند، قوت گرفته است. وی عقیده دارد که باید اول سه کشور اروپایی این مسئله را به همراه ایران حل و فصل نمایند و مسئله اصلی در این قضیه تضمین امنیت ایران است، در عین حال مسئله عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی نیز مطرح است. اما باید توجه داشت که سه کشور اروپایی هیچیک این مسائل را بدون حضور ایالات متحده نمیتوانند حل و فصل کنند. به همین دلیل اگر کشور اروپایی و روسیه به ایران ضمانت امنیتی هم بدهند این مسئله بدون وجود تضمین از سوی آمریکا ارزشی نخواهد داشت. در عین حال مسلم است که ایالات متحده آمریکا به عنوان یک کشور قدرتمند در جهان تلاش میکند تا بر سایرین سلطه داشته باشد و علاقهمند است تا سایر کشورها مواضع واشینگتن را قبول کنند. صحبت آمریکا بر سر لشکرکشی و حمله نظامی به خاک ایران است، به نظر من این قضیه در شرایط فعلی کاملاً غیر ممکن است. این احتمال وجود دارد که حملات هوایی موشکی خاص با کمک سلاحهای فوق مدرن به خاک ایران انجام میشود ولی چنین حملهای بلافاصله به این منجر میشود که ادامه مذاکرات دیگر امکانپذیر نبوده و همین امر باعث شدت یافتن مناقشه شده و یا آن را به سطحی میرساند که دیگر نمیتوان آن را کنترل کرد و این مسئله بسیار خطرناک است. یوری ساویلیف نماینده دومای دولتی روسیه نیز روند اینگونه حوادث را بعید نمیداند و معتقد است که امکان دارد مسئله ایران به سطح شورای امنیت هم کشیده شود. وی با اشاره به اینکه ایالات متحده آمریکا در رابطه با حوادث عراق در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفته است میافزاید: امروزه میزان محبوبیت رئیسجمهور آمریکا به شدت کاهش یافته و به همین دلیل بوش برای بالا بردن محبوبیت خویش نیاز به وجود یک دشمن جدید دارد که این دشمن جدید در چهره ایران ترسیم شده است. وی خاطر نشان میسازد: این مسئله صرفاً جنبه سیاسی دارد در عین حال این مسئله به ایجاد بیش از سی زندان مخفی در خاک اروپا توسط آمریکا و بدون تردید با اجازه مستقیم شخص رئیسجمهور مربوط میشود، که چنین مسئلهای کاملاً خلاف قانون است. فاش شدن این قضیه جنجال بزرگی به راه انداخته است و بدین ترتیب ایالات متحده آمریکا از طریق وخیم جلوه دادن اوضاع پیرامون ایران قصد دارد توجه جامعه جهانی را از این ماجرا دور سازد. معاون کمیته صنایع فناوریهای علمی پیشرفته تصریح میکند که بعید نیست مسئله ایران به شورای امنیت هم کشیده شود ولی در آنجا هم بسیار دشوار خواهد بود که ایران را به نقض تعهداتش در چارچوب قوانین آژانس بینالمللی انرژی اتمی متهم سازند. ساویلیف در این باره میافزاید: آمریکا از طریق رسانههای گروهی تحت کنترل خود افکار عمومی اروپا را تهییج کرده و سعی دارد از ایران دشمنی ویژه برای کشورهای اروپایی بسازد، این مهمترین هدف آنها است چرا که برای آنان کافی نیست که از این چهره یک دشمن خارجی فقط برای کشور ایالات متحده بسازند. آنها تلاش میکنند تا این مسئله را برای اروپائیان هم به همین صورت جلوه دهند.
منافع سودمند
بدون توجه به آمریکا، روسیه و اروپا منافع متفاوتی را در منطقه خزر و در مجموع کل قفقاز، آسیای مرکزی، ایران و سایر کشورها دارا هستند و مسلماً هر کدام از طرفین سعی میکنند تا منافع خود را تحقق بخشند. هماهنگکننده برنامه عدم گسترش سلاحهای کشتار جمعی در مرکز کارنگی بر این باور است که در حال حاضر امکانات روسیه با امکاناتی که در اختیار اتحاد جماهیر شوروی بود بسیار متفاوت است و این بدان معناست که اگر برای شوروی منطقه خزر یک منطقه داخلی محسوب میشود و غرب در آن جایی نداشت، اکنون با تغییر شرایط روسیه مجبور است تا در این منطقه با کشورهای غربی به رقابت بپردازد. یوسییف در این باره اظهار میدارد: روسیه تنها در صورتی میتواند به شکل واقعی با کشورهای غربی رقابت داشته باشد که بتواند چند بعدی بودن سیاست خارجی خود را حفظ کند. جهتگیری به سمت شرق در سیاست خارجی روسیه ضعف اقتصادی این کشور را تا حدودی جبران کرده است اما این جهتگیری فقط به سمت چین و هند محدود نمیشود، بلکه ایران نیز بخشی از این بعد به حساب میآید و در این صورت روسیه برای اینکه شرایط با ثبات در تمام منطقه خزر را تامین کند باید با ایران همکاری کند. وی میافزاید: اما نباید از یاد برد که غرب نیز مسلماً منافع خاص خود را دنبال کرده و تلاش میکند تا آنها را تحقق بخشد، همچنین برخورد و تضاد منافع نیز وجود دارد، که در این میان کشورهای اروپایی و روسیه خواهان تشدید اوضاع پیرامون ایران نیستند بنابراین نمیخواهند که این مسئله به مرحله نظامی کشیده شود ولی اکنون چنین احتمالی وجود دارد.
روسیه و ایران
ولادیمیر یوسییف تاکید میکند که روسیه فعالانه در روند مذاکرات برنامههای هستهای ایران از جمله نشست لندن شرکت داشت و تمام تلاش خود را به کار بست تا این روند در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی باقی بماند.
همچنین برای این منظور مسکو پیشنهاد ایجاد مرکز مشترک تولید سوخت هستهای را به ایران داده است. در این پروسه مرکز غنیسازی اصفهان و ظرفیتهایی که روسیه در اختیار دارد نیز میتوانند با یکدیگر همکاری داشته باشند. این کارشناس روس همچنین عقیده دارد که ممکن است پیشنهاد روسیه به ایران به شکل اولیهاش مورد قبول قرار نگیرد چرا که برای این امر از سوی ایران دلایل کافی وجود دارد، اما در هر صورت باید تا سفر متخصصان هستهای ایران به روسیه که قرار است در ماه فوریه صورت بگیرد صبر کرد، پس از آن یک بار دیگر مسئله مورد بررسی قرار بگیرد تا راهحلی پیدا شود که دو کشور را راضی نگه دارد. هماهنگکننده برنامه عدم گسترش سلاحهای کشتار جمعی در این زمینه خاطرنشان ساخت: مسلماً بسیار بجا بود که چنین ملاقاتی قبل از نشست شورای حکام انجام میشد. در عین حال نباید فراموش کرد که در ماه فوریه یک حادثه مهم دیگر نیز روی میدهد و آن دیدار یک حادثه مهم دیگر نیز روی میدهد و آن دیدار سرگئی گرینیکو رئیس آژانس انرژی اتمی روسیه از ایران است. به همین دلیل ما تمایل داشتیم که کشورهای اروپایی هم عجله به خرج ندهند چرا که این دو سفر برای حل و فصل مشکلات موجود بسیار مهم است. حتی به نظر میرسد که لازم بود که ابتدا این اقدامات انجام میشد و سپس شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی تشکیل میشد و موضوع ارجاع یا عدم ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد مورد بررسی قرار میگرفت. در چنین شرایطی یک ماه نباید چندان مهم باشد و باید ماه فوریه رابرای حل و فصل این موضوع اختصاص داد. یوری ساویلیف نماینده دومای دوتی روسیه عقیده دارد که اگرچه نوعی جنگ روانی و ارزیابی مواضع بین طرفین جریان دارد و احتمالاً در نهایت امر نوعی توافق در این زمینه به دست میآید. و احتمالاً در نهایت امر نوعی توافق در این زمینه تحقیقات علمی و بخشی از اقدامات فنی باشد ولی پس از گذشت مدت زمانی تمام این فناوریها به تدریج از روسیه به ایران منتقل شود. به عقیده من اصل توافقات دقیقاً باید بر این اساس باشد و ایران میبایست روی این مسئله پافشاری کند.
جامعه جهانی یا اروپا
وی میافزاید: این مسئله ناقض هیچ یک از تعهداتی نیست که ایران متعهد به انجام آنها است. به همین دلیل من فکر میکنم که اگر پرونده هستهای ایران به هر طریق ممکن به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داده شود هیچکس نخواهد توانست ایران را به نقض تعهداتش که موظف به انجام آنها بوده متهم سازد. این مسئله مهمی است که میبایست به آن توجه داشت. یوری ساویلیف نماینده دومای دولتی روسیه با تاکید بر اینکه ایران عضو تمام و کمال آژانس بینالمللی انرژی اتمی بوده و اساسنامه این سازمان را امضا کرده است میگوید: ایران باید تمام حقوقی را که سایر اعضای این سازمان دارند در اختیار داشته باشد. همچنین ایران پیمان عدم گسترش سلاحهای هستهای را نیز امضا کرده است و بر اساس تعهداتی که بر عهده گرفته حق انجام تحقیقات علمی در تمامی زمینههای انرژی هستهای را دارد و هیچکس در جهان نمیتواند این حق ایران را نادیده گرفته و منکر آن شود، چرا که این تحقیقات صرفاً فعالیتهای علمی تلقی شده و به تحقیقات زیربنایی در زمینه هسته اتم مربوط میشود. نماینده دومای دولتی روسیه تصریح کرد: ایران از لحاظ اقتصادی اهمیت بسیار زیادی برای اروپا دارد. در حال حاضر اروپا به ویژه کشور آلمان در بحران اقتصادی جدیای قرار گرفتهاند. در عین حال باید بگوییم که سازمان انرژی اتمی اروپا که به طور کامل از سوی آلمان و به ویژه شرکت «زیمنس» کنترل میشود بسیار تمایل دارد که منافع خویش را در بازار انرژی ایران تحقق بخشد. اروپائیان میخواهند قراردادهایی را در بازار هستهای ایران برای سازمان انرژی اتمی اروپا به دست آورند و از این لحاظ برای آنها برنامههای غنیسازی اورانیوم ایران بسیار با اهمیت است. آنها میخواهند که این برنامهها با مشارکت اروپا و به خصوص آلمان عملی شوند نه روسیه. البته در این خصوص آلمان نمیتواند انحصار این کار را به تنهایی در اختیار بگیرد و مجبور است که در این رابطه حداقل فرانسه و احتمالاً حتی انگلستان را هم شریک سازد. بنابراین ملاحظه میشود که مسائل هستهای ایران صرفاً جنبه اقتصادی دارد و این حقیقت سیاستهای اروپا در قبال مسئله هستهای ایران است.
کره، نگرانی اصلی
این دو کارشناس روس عقیده دارند که نگرانی اصلی جامعه جهانی که ناشی از اقدام کره شمالی مبنی بر خروج از پیمان عدم گسترش و اعلام دستیابی این کشور به سلاح هستهای است. در عین حال تاکید دارند تعیین چگونگی فعالیتهای ایران بر اساس قوانین و ضوابط بوده و صحت آن، موضوعی است که باید در آژانس به آن پرداخته شود. یوسییف میگوید: دلیل موجهی برای فعالیتهای غیرقانونی هستهای در ایران وجود ندارد چرا که فعالیت گسترده بازرسان در خاک ایران میتواند به راحتی هرگونه فعالیت غیرقانونی هستهای را در صورت وجود شناسایی کند. همچنین وجود امکانات تجسسی فنی این امکان را فراهم میسازد که با اطمینان کافی تاسیساتی را که در آنها اورانیوم غنی شده تولید میشود به راحتی شناخته شوند. برای مثال در خصوص غنیسازی با کمک سانتریفوژ چنین تاسیساتی را میتوان به خاطر استفاده زیاد از برق در این تاسیسات شناسایی کرد. علائم قوی بسیاری وجود دارد که میتوان از روی آنها هر نوع فعالیت غیرقانونی را شناسایی کرد. به همین دلیل مسلماً صحبت در خصوص اینکه وقتی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در خاک شوری به فعالیت مشغولند و رهبران کشور مفاد پروتکل الحاقی سال 1997 را رعایت کنند میتوان به فعالیتهای غیرقانونی مبادرت کرد، کاملاً بیپایه و اساس میباشد. البته به نظر من ایران اصلاً قصد ساخت سلاح هستهای را هم ندارد. ایران را به چیزی متهم میکنندکه اصلاً وجود ندارد بله دقیقاً چیزی که در واقع وجود ندارد، من همچنین خاطر نشان میکنم که پیشنهاد احمدینژاد در خصوص ایجاد تاسیسات هستهای مشترک در خاک ایران هم مسلماً مورد قبول غرب قرار نخواهد گرفت، چرا که این امر مسلماً مورد قبول غرب قرار نخواهد گرفت، چرا که این امر مسلماً منجر به این خواهد شد که غرب باید فناوری لازم در این خصوص را در اختیار ایران قرار دهد و غرب هرگز حاضر به انجام چنین کاری نخواهد شد. ما به خوبی میدانیم که ایران اکنون رهبر واقعی خاورمیانه و خاور نزدیک به شمار میرود. ایران دلایل زیادی برای در اختیار داشتن چنین رهبریتی دارد و باید با این قضیه آن طور که هست کنار آمد و آن را پذیرفت و حتی باید ایران را برای پیوستن به سازمانهای بینالمللی ترغیب کرد. در عین حال نباید در عرصه هستهای عجله کرد چرا که میتواند نتایج معکوسی به بار آورد.