تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۷  ، 
کد خبر : ۷۵۱۷۹

ترور به قصد ترور


سعید حجاریان
روزی در تحریریه روزنامه «سلام» مشغول رتق و فتق امور بودم که مردی میانسال وارد سردبیری شد و یکسره نزد آقای موسوی خوئینی‌ها رفت و برای او توضیحاتی داد. رنگش پریده بود و با احتیاط همان طور که آمده بود، سلام را ترک کرد. آخر شب بود که بعد از بسته شدن روزنامه، من نزد آقای خوئینی‌ها رفتم و از وی خداحافظی کردم تا عازم منزل شوم. ایشان به من گفت: «آقایی آمده بود اینجا و حرف‌های عجیبی می‌زد. من که باور نکردم. آیا به نظر شما عاقلانه است که جمعی از نویسندگان را که با اتوبوس عازم ارمنستان هستند در گردنه حیران به ته دره بفرستند؟
یعنی ممکن است این اتفاقات در کشور بیفتد؟» گفتم: «از این نوع کارها سابقه نداشته است اما من تحقیق می‌کنم و به شما خبر می‌دهم.» در راه پیش خودم فکر می‌کردم لابد عده‌ای برای یکی از گردنه‌های راه آستارا به اردبیل نامی نیافته‌اند و می‌خواسته‌اند با پرتاب اتوبوس مثلاً اسم آن را بگذارند «یا زیجیکش» (به قیاس گردنه‌های کولیکش، هندیکش، زینالکش و... انواع گردنه‌هایی که کش دارد.) بعد از مدتی تحقیقاتم به نتیجه رسید و به آقای موسوی گفتم قصه حقیقت دارد.
ایشان هم در ستون «الو سلام»، با تندی کسانی را که سبب این واقعه بودند، مورد خطاب قرار داد و هشدار داد که با این کارها اتوبوسی را به لبه پرتگاه نمی‌فرستند بلکه کشوری را به پرتگاه هل می‌دهند.[...] برای روشن شدن بحث بجاست که ریشه لغوی ترور مورد بررسی قرار گیرد. ترور اساساً به معنای وحشت است و تروری که ما می‌گوییم قبلا با لغت assassination به کار می‌رفت که همان فرقه «حشاشین اسماعیلیه» است. در عربی لغت‌های فتک، اغتیال و غیله به معنای ترور بوده است و کلمه ارهاب به معنای قدمایی آن کما اینکه در قرآن آمده است به معنی ترس و بازدارندگی است که به تدریج در لغت عربی معنای آن تغییر یافته است و اکنون ارهابی به معنای تروریست به کار می‌رود.
یک نفر جایی گفته بود: «فلانی را بی‌خود ترور کردند. باید او را به دست من می‌سپردند تا من او را در دادگاه علنی با حضور وکیل مدافع طبق آیین دادرسی محاکمه و اعدام می‌کردم.» این اگر به نظر من به مراتب موجه‌تر و معتدل‌تر از ترور است. ترور «جهد العاجز» است. علامت نامشروع بودن تروریست است. ولی قتل با اینکه عملی غیرقانونی است، چه سهوی و چه عمدی، اما چون عنصر معنوی در آن غیرسیاسی است و قصدی برای ارعاب و ارهاب در آن نیست،‌ لذا قابلیت بخشش و تبدیل قرار دارد. یعنی می‌توان به جای قصاص دیه گرفت یا متهم را بخشید.
جا دارد تفاوت حقوقی ترور و قتل مورد بحث قرار گیرد. علمای حقوق معتقدند که هر اتهامی برای اینکه تبدیل به جرم شود باید سه عنصر در خود داشته باشد. عنصر مادی، عنصر معنوی و عنصر قانونی. حال ببینیم که در مورد ترور این سه عنصر چه وضعیتی پیدا می‌کنند:
1- عنصر مادی: مقصود از عنصر مادی فعل یا ترک فعلی است که علت فاعلی جرم محسوب می‌شود. مثلا پرستاری که داروی حیاتی بیماری را سر موقع به وی نمی‌دهد با ترک فعل خود موجب قتل وی می‌شود. اما در مورد ترور چه باید گفت؟ فاعل فعل ترور از لحاظ صوری با فاعل فعل قتل تفاوت چندانی ندارد. مثلاً کسی که ناصرالدین شاه را ترور کرد با فلان تک تیراندازی که دشمن پدر کشته خود را از پای درمی‌آورد چندان تفاوتی ندارد. جز آن که بگوییم در بعضی از انواع ترور مثله کردن، قل عام اهالی یک شهر، زنی مسن را با 26 ضربه چاقو از پای درآوردن و از این نوع اعمال وحشیانه غالب است. یا بگوییم نوعاً در ترور‌ها اسباب اقوی از مباشر است اما در قتل، مباشر مجرم اصلی است و کمتر باید به دنبال سبب گشت.
2- عنصر معنوی: مقصود از علت معنوی غایت یا مقاصدی است که تروریست یا شبکه ترور از فعل خود تعقیب می‌کند. در اینجا باید گفت که علت معنوی شاخص مهمتری است برای تشخیص افتراقی قتل و ترور، معمولاً ترور به قصد ترور صورت می‌گیرد. همان طور که گفتیم ترور به دو معناست یکی به معنای فتک و اغتیال یعنی غافلگیرانه فرد یا گروهی را از پای درآوردن و دیگری به معنای وحشت و ارعاب و ارهاب است. در اینجا می‌توان گفت که علت معنوی جرم نه انتقام شخصی است و نه تسویه حساب قبیلگی است و نه سایر انگیزه‌هایی که در قتل‌های معمولی شاهد آن هستیم.
بلکه ترور فقط به این خاطر صورت می‌گیرد که بقیه افراد شبیه مقتول حساب کار دستشان بیاید. یا انزوا و سکوت پیشه کنند یا راهی خارج کشور شوند یا از خود سازمان‌زدایی کنند یعنی عبرت بگیرند تا سرنوشتی مانند وی پیدا نکنند. پیرمرد و پیرزن بی‌دفاعی مثل داریوش فروهر و پروانه اسکندری را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساندن نه بر قاتلین لذت‌آفرین بوده است نه قصد انتقام داشته‌اند اما مسببین «علی قدر مراتبهم» به دنبال این بوده‌اند که سیاسیون و آلترناتیوهای احتمالی در همان حالات جنینی خفه شوند و از بین بروند و رعب و تخفیف بر شهر سایه بگستراند.
تفاوت دیگر آنکه در ترور معمولاً انگیزه‌های ایدئولوژیک و سیاسی نهفته است. در حالی که در قتل عمدتاً انگیزه‌های تبهکارانه یا شخصی قرار دارد. لذا اگر بنا باشد روزی جرم سیاسی در ایران تعریف شود، ترور را باید در تعداد جرائم سیاسی دسته‌بندی کرد.
3- عنصر قانونی: چون در ایران برای ترور فصل ویژه‌ای باز نشده است لذا اینکه بگوییم چه تفاوتی بین قتل و ترور به لحاظ قانونی وجود دارد کمی مشکل است اما علی‌الاصول می‌توان گفت که ترور به لحاظ قانونی دو وجه دارد وجه عمومی و وجه خصوصی، اما قتل در کشور ما مطابق فتاوای علما عموماً وجه خصوصی دارد به این معنا که قتل حقی را برای ولی دم ایجاد می‌نماید که می‌تواند این حق را به صورت قصاص اعمال نماید یا به صورت عفو اسقاط نماید یا به شکل دیه تبادل نماید.
البته اگر قاتل در ذمه اسلام باشد، اولیای دم می‌توانند به جای حق بر زمین مانده، ‌او را تملک نمایند. در حالی که ترور اساساً جزء حقوق عمومی است و وجه عمومی آن بر وجه خصوصی آن غلبه دارد. پس حتی در صورت رضایت اولیای دم، چه به صورت اخذ دیه و چه به صورت عفو، اتهام ساقط نمی‌شود و مدعی العموم به خاطر ارهابی که در مردم ایجاد شده است، متهم یا متهمین را مجازات می‌نماید که این می‌تواند حتی محاربه تلقی شود چون اینان «شاهر بالسیف» هستند و باعث اخافه مسلمین شده‌اند.
اکنون که دستگاه قضایی و تقنینی کشور به دنبال تعریف جرم سیاسی و تهیه لایحه‌ای برای تتمیم قانون مجازات عمومی هستند، جا دارد که بحث‌هایی از قبیل تعریف و ایجاد ترور و تفاوت آن با قتل مورد تدقیق قرار گیرد. گرچه بسیاری از کشورها برای جرم سیاسی فصل علی حده نگشوده‌اند، اما در کشوری مثل ما چه به لحاظ ساخت سیاسی و چه از آن جهت که در قانون اساسی لفظ جرم سیاسی آمده است ناگزیریم که به این مهم بپردازیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات