*هر چند که در آستانه انتخابات چهارمین دوره خبرگان رهبری قرار داریم ولی به نظر میرسد عزمی در مردم برای حضور در پای صندوق رای دیده نمیشود و به اعتقاد برخی این بنابر همان است که مردم نسبت به اهمیت جایگاه مجلس خبرگان بیگانهاند، چرا تاکنون نسبت به تعیین جایگاه این مجلس اقدام نشده است؟
**ببینید مجلس خبرگان از نظر قانون اساسی و از نظر مسوولان و بویژه امام (ره) به عنوان یک مجلس تعیینکنندهای که نقش در گزینش رهبری دارد از اهمیت ویژهای برخوردار است. همانگونه که در قانون آمده خبرگان ناظر بر کارکرد رهبری است زیرا غیر از معصومین کسی از اشتباه به دور نیست و غیر از معصومین که مصون از خطا و اشتباه هستند دیگران چنین نیستند و بنابراین خبرگان بیطرفانه، آگاهانه، مخلصانه و خیرخواهانه تذکراتی را به رهبری میدهند، پس، از وظایف خبرگان این است که مراقب برنامههای رهبری باشند. به عنوان مثال برنامه چشمانداز 20 ساله علاوه بر آنکه برنامهای مترقیانه برای کشور است باید خبرگان مراقب باشند که آیا این برنامه به صورت کامل اجرا میشود و بخشی از آن حذف نشده است. پس خبرگان به عنوان یاران رهبر و نه به عنوان نقطه مقابل به رهبری کمک میکنند و مراقب هستند تا مسوولیتهایی که بر عهده رهبری است، در امور نظامی، سیاسی و رسانهای و تبلیغاتی که مطابق قانون اساسی به ایشان واگذار شده است اشتباهی صورت نگیرد و اگر کاستی وجود دارد خیرخواهانه به رهبری تذکر دهند؛ زیرا رهبری که عالم بر همه امور حاکمیت نیست و این شرایطی است که در زمان پیامبر(ص) نیز وجود داشت، در زمان پیامبر(ص) وقتی درباره اتفاقی در مسوولیتهای زیرمجموعه او به وجود میآمد ایشان فردی را برای بررسی قضیه میفرستادند و رهبر که از پیامبر(ص) بالاتر نیست. بنابراین خبرگان به حکم وظیفه به ایفای نقش درباره کاستیها در نهادهای مرتبط با رهبری میپردازد و تذکر میدهد. اما وظیفه دیگر خبرگان تعیین رهبر است، همانطور که میدانید حوادث زندگی این مساله قابل پیشبینی نیست. اما در اینجا این سوال پیش میآید که چطور این نهادی که از چنین نقش مهمی برخوردار است و قانون همچنین وظیفهای را بر عهده آن قرار داده چرا تاکنون به مردم معرفی نشده و مردم به طور رسمی با جایگاه آن آشنا نبودهاند؛ اگر از مردمی که به پای صندوق رای میآیند بپرسید که کارنامه خبرگان رهبری در گذشته چگونه بوده و چه خدماتی را این مجلس انجام داده است ابراز بیاطلاعی میکنند. این در حالی است که مجهول بودن یک نهاد مهم و سرنوشتساز برای ملت ضایعه و خطرناک است. اینکه مردم به پای صندوق رای بیایند و از روی اعتقادات و چشمبسته به فردی که از نظر علمی و عملی چهره شناخته شدهای است رای دهند. صحیح نیست. زیرا مردم باید بدانند که چه مطلبی را از نماینده خود میخواهند. انتخابات جنبه دکوری ندارد که بگوییم مردم نذر کردهاند فردی را به این مجلس بفرستند بلکه مردم مطالباتی دارند و این سوال برای همه وجود دارد که نمایندگان درباره مطالبات ما چه جوابی میدهند. خبرگان رهبری مجلسی نیست که رای مردم را بگیرند و به مردم پشت کنند و نمیتوان چنین نسبتی را به نمایندگان مردم داد زیرا آنها اشخاصی متدین، معتقد و متعهد هستند و خودشان را در این انتخابات یک طرف قرارداد حقوقی با مردم قرار دادهاند. پس مردم از این نماینده که وکیل مردم است همانچه که انقلاب وعده داده یعنی رفاه، آزادی، استقلال، پیشرفت، ترقی و آرامش را طلب میکنند و اگر مردم این مطالبات را بر زبان نیاورند در ذهنشان چنین درخواستهایی نقش بسته است و وکیل متقابلا خودش را متعهد به پاسخ دادن به این درخواستها نموده است.
*فکر نمیکنید یکی از مواد این قرارداد ارائه گزارشی از عملکرد نمایندگان به مردم باشد که هیچگاه به آن عمل نشده است؟
**بله، یکی از تعهدات این است که لااقل گزارش سالانه ارائه شود؛ زیرا خبرگان طبق قانون اختیاراتی را بر عهده دارد و نمایندگان مجلس خبرگان تماشاچی نیستند و این مجلس تشریفاتی نیست بلکه باید مجلس خبرگان مجلس پویا، زنده، متعهد و هوشیار باشد.
*به هر حال مردم حق دارند از نمایندگانشان در خبرگان درباره عملکردشان سوال کنند؟
**بله؛ مردم حق دارند که بپرسند چرا خبرگان گذشته تا به حال موکلان خودشان را در جریانات قرار ندادهاند. البته من نمیگویم که کم و کاستیهایی بوده و آقایان اغماض میکردهاند اما گزارش به مردم لازم بود.
*البته برخی از اعضای خبرگان معتقدند که مسائل طرح شده در مجلس خبرگان محرمانه است و حتی در برخی از موارد مردم تحمل شنیدن آن را ندارند؟
**البته من هم مخالف طرح مسائلی در جهت تضعیف نظام مقام معظم رهبری هستم؛ قبل از آنکه به این سوال جواب هم باید بگویم که نظام ما در دنیا یک نظام بینظیر و لااقل کمنظیر است که باید آن را حفظ کنیم و یا به فکر تبدیل باشیم که البته تبدیل به احسن که ممکن است زیرا بافت حکومتی ما خیرالموجودین است. تبدیل به مانند هم عقلانی نیست و تبدیل به بدتر هم کاری نابخردانه است و بنابراین حفظ نظام یک ضرورت عقلی، شرعی، عرفی و ملی است؛ پس در جواب سوال شما باید بگویم استقلال و آزادی به این معناست که اگر انسان هر کسی را دید که مناسب با مقام و موقعیتش نیست به او تذکر دهد که برنامهها با مبانی سیاسی، اعتقادی مناسب نیست. در همین راستا باید گفت که جز اسرار اطلاعاتی و نظامی که نباید به دست همگان بیافتد تا مگر آنکه راه نفوذ دشمن را امکانپذیر سازد، خبرگان باید دیدگاهها و نظرات خود را با مردم در میان بگذارند. یکی از مضرات حکومتها که بخصوص صهیونیستها آن را دیکته کرد و میکنند و یکی از راههای براندازیها در حکومتها این است که مسوولان امر را از مردم جدا کنیم و این بیخبری کار را به جایی میرساند که مردم نسبت به نظام و مسوولان بدبین میشوند و هر چه دشمن درباره آنها بگوید میپذیرند. پس این صحیح نیست که خودمان را از مردم جدا بدانیم و خبرگان رهبری پنهان کاری کنند زیرا آنها نمایندگان مردم هستند و باید حرف دل مردم را به مردم بگویند و از نظر حقوقی و سیاسی موظف به انجام این کار هستند.
*یکی از مباحثی که مطرح میشود این است که مجلس خبرگان دوره سوم در سایه عدم اعتقاد اکثریت آن به وظیفه نظارتیاش عملکرد خاصی نداشته تا به مردم گزارش دهد، زیرا برخی معتقدند که نظارت در شان رهبری نیست و از آن به مچگیری یاد میکنند؟
**پس باید گفت مبنا غلط است. نظارت به معنای تضعیف رهبری نیست بلکه تقویت رهبری است. به عبارت دیگر تهیه گزارش از کاستیهایی که در نهادهای زیرمجموعه رهبری وجود دارد موجب تقویت و قدرت و محبوبیت مقام معظم رهبری میشود ولی عدم انجام این وظیفه و یا به تعبیر به مچگیری به مانند طبیبی است که با بیمار رودربایستی میکند و بر این باور است ک اگر به بیمار، بیماریاش را بگوید روحیه او تضعیف میشود.
*شما به عنوان یکی از کاندیداهای خبرگان رهبری چه تعریفی از «وظیفه نظارتی خبرگان» ارائه میکنید؟
**مساله نظارت این است که بر حسب اختیاری که قانون اساسی به خبرگان رهبر داده است تا شعاعی که میتوانند نظارت کنند و مراقب باشند و کمک رهبری کنند که آیا این نهادها به وظایف خودشان عمل میکنند یا خیر، رفع نقایص و کمک به رهبری مچگیری نیست.
*ولی اگر کاستی هم وجود داشته باشد آیا خبرگان اجازه منعکس کردن آن را به مردم دارند؟
**البته اگر ارائه گزارش با خصومت باشد نمیتوان گفت که تدوینکنندگان آن از اعضای خبرگان رهبری هستند بلکه آنان دشمنی هستند که در خبرگان نفوذ کردهاند. البته شخص رهبری دارای کاستی نیست ولی مجموعههای زیرنظر ایشان باید مورد نظارت خبرگان قرار گیرد. هر چند که برخی له علت محافظهکاری که دارند براساس ملاحظات شخصی جرأت نمیکنند به آنچه وظیفهاش است عمل کنند.
*البته برخی از کاندیداهای خبرگان معتقدند که مردم باید از نامزدهای خبرگان بخواهند که گزارشی ارائه کنند ولی فکر نمیکنید که نمایندگان خبرگان به لحاظ محرمانه بودن مسائل از بیان گزارش خودداری کنند و همین امر موجب بیاعتمادی مردم نمیشود؟
**انسان یا به بازار کار نمیآید و یا اگر آمد فکر ورشکستگی و خسارتها را باید بکند و جسارت در کارش داشته باشد. من هر حرفی که میزنم اگر رای بیاورم هم همان حرف را میزنم، من عقدهای نیستم و اصلاحطلب به معنای واقعی کلمه هستم. اصلاحطلب واقعی را میتوان با این جمله پیامبر(ص) معرفی کرد: روزی پیامبر(ص) فرمود خوش به حال غدبا. عدهای از ایشان پرسیدند غدبا چه کسانی هستند و او گفت آنهاکسانی هستند که وقتی جامعه به تباهی کشیده میشود، در قبال فساد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قیام میکنند و به اصلاحات میپردازند. بالاخره باید افت و خیر کرد تا روی پای خود ایستاد. مقام معظم رهبری و سایر کسانی که دید ژرفی دارند میدانند که ما یک فعالیت و نقایصی در ابعاد مختلف لشکری و کشوری داریم که اگر تذکر داده نشود و آن اصلاح نگردد پشیمانی سودی ندارد.
*ولی به نظر میرسد که مردم بسیار بیگانه با مجلس خبرگان هستند و چطور میشود آنها را ترغیب به حضور در پای صندوق رای خبرگان کرد؟
**تنها راه حل این مساله جلب نظر مردم نسبت به جایگاه و عملکرد مجلس خبرگان از طریق ارائه گزارش عملکرد است. به قول حضرت علی(ع) انسان تا چیزی را نشناسد دشمن آن است و آن را نمیپسندد و قبول ندارد. اگر انسان سنگی را در بیابان ببیند و نداند که آن الماس است یا برلیان آن را برنمیدارد. پس راه شناخت خبرگان آن است که کارنامه خودش را به موکلانش ارائه کند.
*اگر شما عضو مجلس خبرگان چهارم شوید اولین طرحی که مطرح میکنید چه خواهد بود؟
**بستگی به تغییری دارد که پیش آید و با توجه به مسئولیتی که اهل خبره دارند تبعا آنچه درباره مصلحت ملت و مملکت و نظام است را باید طرح کرد، اشتباهات و کاستیها را گوشزد کرد و نه اینکه به صورت تماشاچی بر صندلی تکیه زد و در این صورت به خودش و ملت خیانت کرده است.
*آیا گزارشی از عملکرد خبرگان سوم برای آشنایی هر چه بیشتر مردم با این مجلس ارائه خواهید کرد؟
**هر کمالی بستگی به این دارد که راههای گذشته را بررسی کنید و این مثل تاریخ است که مملکت آن است آیندگان در جریان رفتار گذشتگان قرار گیرند و نقطههای قوت را به کار گیرند و از نقطههای ضعف عبرت گیرند و نه تنها به تکرار گذشته نپردازند بلکه جبران کنند.
البته از ارائه گزارش عملکرد خبرگان سوم به مردم گذشته است و اگر آنها به وظیفهشان عمل نکردهاند حسابشان با خدا است و بین خودشان و خدا و مردم مدیون هستند. متاسفانه در مواقع انتخابات وعدههایی داده میشود ولی پس از انتخابات شرایط فرق میکنند مثل برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که حتی حوزه انتخابیه خود را بلد نیستند و افراد حوزه انتخابیه نیز دنبال آدرس نمایندگان میگردند.
*شنیده شده که برخی از نمایندگان خبرگان هم به استانهای حوزه انتخابیهشان سرکشی نکردهاند، چطور میتوان از تکرار چنین مسائلی جلوگیری کرد؟
**به نظر من باید برای نمایندگان هر استان یک دفتر ارتباط مردمی برقرار شود، نباید فراموش کرد نقش مردم از نقش رهبری در ایجاد حفظ نظام مهمتر است.
*خب وقتی اعتقاد به ارتباط با مردم نباشد افتتاح دفاتر چه تأثیری دارد؟
**اگر اعتقادی وجود نداشته باشد این به معنای به بازی گرفتن مردم است و اگر مردم را دست کم بگیریم خطر عظیمی در پیش خواهد بود و نباید مردم از حوادث زندگی بیخبر باشند. آنچه برای ائمه اتفاق افتاد ساده نبود و هیچ یک از مسئولان از ائمه بالاتر نیستند. هر گاه مردم کنار رفتهاند مسئولان در مظلومیت گرفتار شدند.
*پس شما در صورت عضویت در خبرگان دفتر ارتباطات مردمی تأسیس میکنید؟
**بله. اگر بنا است که مجلس خبرگان اعلا باشد که هست باید نظریات مردم را بگیرد و پل ارتباطی بین مردم و نهادها باشد.