پرویز اسماعیلی
موضوع برنامه هستهای ایران امروز بار دیگر در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح میشود و این در حالی است که فضای کنونی طی سه سال گذشته از نظر رویکردهای غیرفنی و غیرحقوقی حاکم بر تعاملات این نهاد بینالمللی بیسابقه بوده است. در مقطع فعلی توجه به نکات زیر واجد اهمیت است:
1- ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت فاقد توجیه فنی و حقوقی است. اولاً براساس بندهای 53 و 47 گزارش اخیر البرادعی انحراف فعالیتهای ایران به سمت مقاصد نظامی اثبات نشده و اقدامات اصلاحی نیز از سوی ایران برای تکمیل اطلاعات آژانس صورت پذیرفته است. ثانیاً بارها البرادعی در گزارش خود یادآور شده که بررسیها و آنالیز نمونهها در آژانس فرایند طبیعی خود را طی میکند و لذا امکان حل ابهامات خارج از توان آژانس نیست. ثالثاً براساس بند 53 گزارش البرادعی تمام مواد هستهای ایران مورد بازرسی آژانس قرار گرفته و براساس بند 44 نیز «روند غنیسازی در نطنز تحت پوشش اقدامات نظارتی آژانس است.»
رابعاً مهمترین اتهامات مطرح شده علیه ایران توسط آمریکا، از جمله ادعای فعالیت (حتی) صلحآمیز در سایتهای پارچین، کلاهدوز و لویزان در بند 52 رد شده و...
2- بنابراین در صورت ارجاع پرونده، برخورد زورگیرانه و سیاسی با حقوق ملی ایرانیان صورت گرفته است. اما این نکته بسیار مهم است که ما کاملاً بدون استفاده از حقوق قید شده در اساسنامه آژانس و NPT به این دستاورد بزرگ ملی دست یافتهایم، چگونه میتوانیم با NPT این دستاورد را از دست بدهیم؟!
3- توان و تسلط ایران بر فناوری هستهای حقیقتی اثبات شده است. مجموع گزارشات آژانس نشاندهنده همین مطلب است که ما «از پل گذشتهایم» و از استخراج اورانیوم بومی تا اورانیوم غنی شده بومی را به دست جوانان برومند ملت مان به دست آوردهایم. هرگونه بحثی از عدم توانمندی کشورمان در صنعت استراتژیک هستهای یا اعلام عدم نیاز به آن علاوه بر این که مغایر به مستندات آژانس است، نشانه ناخوشایندی است از ناآگاهی و یا از خیانت به تلاش دانشمندان میهن و غرور ملی ایرانیان.
4- امروز همه جهان، و از جمله مردم کشورمان باور دارند که جمهوری اسلامی ایران تمام راههای ممکن مسالمتآمیز را برای جلوگیری از بحران جدید و نیز بقای آرامش و صلح در منطقه پیموده است. هر راهی غیر از این را کسانی به روی منطقه و جهان خواهند گشود که حداقل در 4 سال اخیر فضای جنگ و تهدید را بر دنیا حاکم کردهاند. در حالی که حتی در مقطع فعلی «زبان تهدید» ایران با بهانههای واهی و با فشار بر گذاشتن از حقوق حاکمیت ملی در شدیدترین سطح است، نمایندگان دیپلماسی ایران بارها به دعوت بر مذاکره و تفاهم در چارچوب قوانین آژانس تأکید میکنند.
5- فناوری هستهای در ایران یک خواسته ملی است. نه تنها برای جامعه فعلی و سلایق متعدد فکری جامعه، حتی برای نسلهای آینده. در حالی که قدرتهای بزرگ اتمی به جای عمل به ماده 6 پیمان NPT برای از بین بردن تسلیحات اتمی، آشکارا در پی تولید بمبهای مینیاتوری هستهای هستند و برآنند اجازه دستیابی سایر ملتها به حداقل حقوق خود برای استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی را ندهند.
کافی است بدانیم که براساس مطالعات آژانس بینالمللی انرژی ذخایر فسیلی کشورهایی مثل ایران و عربستان نیز از سال 2025 (یعنی فقط 19 سال دیگر) باید برای مصارف داخلی به عنوان ذخیره استراتژیک حفظ شود. بدیهی است که در آن زمان قدرتهای جهان به جای هزینه و حمله، با توزیع دلخواه انرژیهای نوین (بویژه انرژی هستهای) سایر کشورها را کنترل و به انقیاد از خود وادار میکنند!
مهمترین وجه ایستادگی مسئولین ایران در مقطع فعلی در حقیقت برای تضمین ایران قدرتمند و توانمندی در آینده است که برای نیازهای اولیه خود در برابر سلطهجویان سر خم نکنند.
6- شاید در راستای اهمیتی که ایران برای تفاهم و آرامش جهان قایل است، ممکن باشد که ایران غنیسازی صنعتی را برای مدتی به تأخیر بیندازد ولی هرگز نمیتواند حق تحقیق و پژوهش را از دانشمندان با کفایت خود دریغ کند. حتی اگر مسئولین از این حق بگذرند، مردم خلع ید از توان علمی فرزندان خود را تحمل نخواهند کرد.
7- در مورد برخی پیشنهادات به عنوان طرح اروپا یا روسیه و... نیز سخن گفته میشود. باید توجه کرد که اولاً ایران نمیتواند طرحی را بپذیرد که حقوق بدیهی اولیهاش را نفی کرده و حاکمیت ملی مردمش را تحقیر کند (مانند طرح اروپا که چکیده آن این است: ایران حق تولید سوخت هستهای ندارد اما حق خرید آن را از ما دارد!) و ثانیاً؛ چون چنین طرحهایی جزو همکاریهای استراتژیک است، ضرورتاً باید نه در اضطرار، بلکه در مجال کافی و بستر آرام بررسی شود. این رویکرد نسبت به طرح روسیه صادق است و اگر مسکو نیز در صدد سوء استفاده از فضای موجود باشد، باید بدون ایران به لبه پرتگاه برود!
ختم سخن این که ایران امروز در مقطع بسیار مهمی از تاریخ خود ایستاده است که اگر بدرستی تحلیل شود اهمیت آن کمتر از موضوع ملی شدن صنعت نفت نیست. شاید ما در مقطعی از تاریخ فعالیت و زندگی میکنیم که مانند خیلیها در دهه 20 از اهمیت تاریخی آن بیخبریم. اما حتماً دوست داریم که فرزندان ما در آینده به این نکته افتخار کنند که ما حقوق و منافع آنان را به خاطر فشارهای بیمنطق و زورگویی معادله نکردیم. معرکهای که امروز در وین برگزار میشود، آزمایش ایستادگی ماست. همین.