یوسف محسنزاده
امروزه کشور سوریه و نظام سیاسی آن، با بحرانیترین مقطع زمانی در تاریخ موجودیت آن، مواجه هستند. برای ارزیابی میزان و درجه بحرانی یک کشور، نمیتوان معیاری بجز درخواست یک کمیته بینالمللی تحقیق برای بازجویی از رئیسجمهوری آن کشور، ارائه کرد. اکنون بشار اسد سرگرم گفتوگو و مذاکره و رایزنی با مشاوران حقوقی و تنی چند از رهبران عرب برای اتخاذ مناسبتترین رفتار حقوقی در قبال درخواست کمیته بینالمللی تحقیق درباره قتل رفیق حریری میباشد. این درخواست درست در زمانی به دولت سوریه تسلیم شد که عبدالحلیم خدام – معاون سابق رئیسجمهوری این کشور – با اظهارات خود با یک شبکه ماهوارهای عرب، بمبی را با قدرت زیادی در میان محافل سیاسی سوریه منفجر کرد. وی، در اظهارات خود علناً گفت که بشار اسد، حریری را بطور مستقیم مورد تهدید قرار داده بود. البته صرفنظر از این اظهارات، باید گفت هیچکس باور نمیکند که عبدالحلیم خدام، روزی به فکر جدایی از رژیمی بیفتد که خود نقش اصلی در معماری و تأسیس آن ایفا کرده است. با این حال، این اتفاق، با ناباوری و شگفتی تمام عیار رخ داد و اکنون سخن دیگر خدام نیز در فضای مناسبات سیاسی خاورمیانه طنینانداز شد که طی آن درخواست برکناری بشار اسد را مطرح کرده است. در کنار این بحران، سران چند کشور مؤثر عرب، از جمله مصر و عربستان تلاش میکنند از طریق سیاسی و از راههای دیپلماتیک برای مشکل کنونی راهحل ارائه نمایند. آنان از بیم تکرار سناریوی عراق که جهان عرب را با دورهای پرآشوب، ناامن و آکنده از بلاتکلیفی سیاسی و اجتماعی مواجه ساخت، میکوشند که آمریکا را به کاهش فشارهای سیاسی و نظامی خود علیه سوریه، ترغیب نمایند.
پیداست دنیای غرب که به فکر برتری مطلق اسراییل در خاورمیانه میاندیشد، از ترور رفیق حریری حداکثر استفاده را برده و در این میان مارونیهای مسیحی تلاش دارند از طریق همپیمانان سنی مذهب و دروزیها، حزبالله را خلع سلاح کرده و آن را از فکر اتحاد استراتژیک با سوریه منصرف نمایند. چنین اقدامی، در واقع به نمایندگی از اسراییل که درصدد رهایی خود از توان نظامی حزبالله میباشد. صورت میگیرد. در چنین فضایی، دعوت از حزبالله برای اثبات وفاداریاش به لبنان که از سوی «ولید جنبلاط» مطرح شده است، چیزی جز ریاکاری و ایفای نقش منافقانه نبوده و نیست. حزبالله، بخشی از نیروهای مسلح جهان اسلام علیه تجاوزطلبی و توسعهطلبی اسراییل بوده و تا زمانی که قدس شریف در چنگال صهیونیستها باشد، صحن از خلع سلاح گروههای مبارز مسلمان، صرفاً در چارچوب منافع اسراییل و همپیمانان آن، از جمله مسیحیهای مارونی خواهد بود. در همین چارچوب اعزام نماینده از سوی کشورمان به سوریه، در واقع اقدامی درست برای بازنگری و بازخوانی مناسبات راهبردی دو کشور محسوب میشود و طبعاً، پیامدهای مهمی در سطح محافل سیاسی و رسانهای منطقه، واشنگتن و پاریس بر جای گذاشت و عصبانیت و خشم آمریکاییها را برانگیخت. اکنون این برداشت وجود دارد که هر گونه ضربه به سوریه به منزله تعرض علیه منابع ملی ایران تلقی میشود.