تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۶  ، 
کد خبر : ۷۵۲۰۴

متحد فراموش شده جنگ سرد


مدت زمان کوتاهی از اصابت موشک‌های یک هواپیمای آمریکایی به خانه‌ای مسکونی در یکی از روستاهای دهات واقع در مرکز پاکستان و افغانستان می‌گذرد. گفته می‌شود این حمله برای از بین بردن «مرد شماره دو القاعده» (دکتر ایمن الظواهری) انجام گرفت، اما او در میان 18 نفر غیر نظامی کشته شده در این حمل نبود. در عوض، این عمل، بار دیگر منجر به تظاهرات شدید ضد آمریکایی توسط مردم پاکستان شد.
از دید ایالات متحده، مبارزه علیه این سازمان تروریستی ایجاب می‌کند که این قبیل عملیات در نهایت خفا انجام گیرد. به همین جهت، با وجودی که عوامل اطلاعاتی پاکستان همکاری نزدیکی با همتایان آمریکایی خود دارند، همه چیز از آن حکایت دارد که این حمله بدون اطلاع پیشاپیش مقامات کشور میزبان صورت گرفت.
این اقدام از لحاظ بازتاب داخلی برای ژنرال «پرویز مشرف» رهبر پاکستان تا حدودی دردسرآفرین شد. از سوی دیگر، اعلام مجدد پاکستان در حمایت از جنگ علیه تروریسم و تکیه بر این نکته که «این مبارزه مرز نمی‌شناسد»، بار دیگر نمایانگر تمایل شدید این کشور با آمریکا در این مبارزه «استراتژیک» است. برای پاکستان چنین اتحادی مهمتر از دعوای حقوقی در مورد نقض حاکمیت آن کشور است.(1)
اما در هر حال ضرورت «دلجویی» از یک «متحد حیاتی» باعث شد تا با دعوت از نخست‌وزیر پاکستان به واشنگتن، یکبار دیگر دو طرف بر استحکام اتحاد میان خود تأکید کنند تا مبادا خللی در این رابطه ایجاد شود.
چند هفته پیش، شوکت عزیز، بانکداری که به مدت سه سال وزیر امور مالیه بود و از آگوست سال 2004 به عنوان بیست و سومین نخست‌وزیر پاکستان مشغول به کار شده است. در رأس هیأت بلندپایه‌ای متشکل از وزرای خارجه و کشور، و تنی چند از نمایندگان سنا و مجلس ملی پاکستان به آمریکا رفت و ضمن ملاقات با مقامات دولتی آمریکا، در مجالسی، از جمله در «بنیاد هریتیج» در شهر واشنگتن در مورد نقش و اهمیت کشور متبوعش برای ثبات و امنیت منطقه سخنرانی کرد.
به گفته دکتر «کیم هولمز»، مدیر مطالعات سیاست دفاعی و خارجی و معرف سخنران، اقدامات شوک عزیز باعث شده است تا «اقتصاد پاکستان از رکود خارج شده و امسال نرخ رشدی معادل 4/8% را تجربه کند.» دولت فعلی پاکستان در روسایی پخش اطلاعات و ابزار اتمی توسط شبکه دکتر «ایوب قادر خان»، با وجود فشارهای داخلی، با آمریکا همکاری کرد و بوش در سال 2004 به طور رسمی از دولت پاکستان به عنوان «یک متحد اصلی {غیر عضو پیمان ناتو}» یاد کرد. «کاندولیزا رایس» روابط نزدیک واشنگتن‌– اسلام‌آباد را «عمیق و گسترده» خواند که موضوعاتی فراتر از «ایران، افغانستان و عراق» را شامل می‌شود. شوکت عزیز نیز از کمک‌های ایالات متحده در جریان زلزله سال گذشته در کشورش که با ایجاد خساراتی برابر با 510 میلیون دلار، منجر به مرگ بیش از 73 هزار نفر و بیخانمان شدن بیش از 2 میلیون پاکستانی شد، تشکر کرد. صاحبنظران مسائل این شبه قاره جنوب شرقی آسیا بر این باورند که معضلات سیاسی– اجتماعی دامنه‌دار این کشور (برای مثال در دو ایالت وزیرستان و بلوچستان) در سال‌های آینده اثر تعیین‌کننده‌ای در روابط آمریکا و پاکستان خواهد داشت. درگیری‌های سال گذشته ارتش پاکستان در ایالت «وزیرستان» که ایالت کوهستانی مجاور افغانستان است، به دو دلیل توسط رسانه‌های غربی مورد انعکاس قرار گرفت. اولاً، براساس جمع‌بندی اطلاعات امنیتی این باور وجود دارد که «اسامه بن لادن» در این منطقه پناه گرفته است. دوم، با وجودی که ژنرال مشرف 80 هزار نظامی مأمور «پاکسازی» ایالت کرده بود، مقاومت غیرمنتظره قبایل باعث شد تا با از دست دادن «چند صد نفر» مجبور به توقف عملیات شود. بنا به اظهار عزیز، تاریخ اخیر روابط سیاسی کشورش با غرب (بویژه آمریکا) نشان می‌دهد هر زمان این روابط بنا بر همکاری و همیاری و معاضدت دو جانبه بوده است، دو طرف منتفع شده‌اند، و هر زمان که بی‌تفاوتی و احیاناً خصومت بر ارتباطات دو کشور سایه انداخته است، هر دو صدمه دیده‌اند و صلح و امنیت بین‌المللی به خطر افتاده است. در دهه 1980، همکاری‌های پاکستان و آمریکا برای جلوگیری از سیاست توسعه‌طلبانه اتحاد شوروی در افغانستان بسیار گسترده بود و در نهایت منجر به شکست مسکو و خروج نیروهای آن کشور شد. اما پس از آن، و بخصوص در پی «سرنوشت‌سازترین واقعه تاریخ معاصر» (فروپاشی ابرقدرت کمونیستی)، در مورد افغانستان غفلت شد و این سرزمین به صورت «بهشت تروریست‌ها» درآمد و همه از نتایج متضرر شدند. در همین حال، بسیاری وضعیت عمومی ایالت بلوچستان را نمونه‌ای داخلی از همین «غفلت» می‌دانند. بلوچستان پاکستان در غرب این کشور واقع شده است و جمعیت کمی نسبت به مساحت خود دارد (650 هزار نفر در 43% مساحت کل کشور). تمایلات استقلال‌طلبانه در این خطه و درگیری با نیروهای نظامی به روند کم‌توجهی به مشکلات در این ناحیه، که حتی با معیارهای پایین پاکستان به شدت در تنگنا به سر می‌برد، افزوده است.
30 سال پیش، در شدیدترین درگیری میان قوای مرکزی پاکستان و بلوچ‌ها، به ترتیب 3000 و 5000 نفر از طرفین جان باختند. درگیری‌ها محدود به این مورد نبوده و در زمان استقلال شبه قاره (1948) و یک دهه بعد از آن روی داده‌اند. لذا، دور جدید ناآرامی‌ها در این ایالت در سال گذشته و تصادمات خونین شبه نظامیان «سپاه جبهه»، با ارتش پاکستان به هیچ عنوان خلق‌الساعه نیست.
به گفته شوکت عزیز، «پاکستان امروز و فردا چندان شباهتی به پاکستان دیروز ندارد.» این کشور 150 میلیون نفری با رژیمی که پایبندی خود را به «میانه‌روی سیاسی و پیشرفت اقتصادی» به اثبات رسانده، در محل اتصال سه ناحیه مهم «آسیای مرکزی، جنوبی و غربی» قرار دارد، قدرت اتمی «مسؤولی» است، رشد و توسعه اقتصادی در ابعاد وسیعتری را تجربه می‌کند، و عنصری در محور صلح، ثبات و امنیت منطقه به شمار می‌آید.
در رسیدن به چنین اهدافی، حکومت پاکستان، 6 اصل مهم را در راهبری کشور به مورد اجرا گذاشته است: «حاکمیت در داخل، دفاع برنامه‌ریزی شده در مقابله با خطرات خارجی، و دیپلماسی مؤثر.» پیگیری مصرانه این اصول دولت را قادر به «بازسازی ساختار اقتصاد کشور» کرده است؛ به صورتی که پاکستان در دوره مذکور شاهد تحولاتی چشمگیر و بی‌نظیر بوده است. اما ناظران بر این باورند که این «تحولات» متوازن نبوده است. برای مثال، در ایالت بلوچستان پاکستان، مصادره غیرقانونی زمین‌ها، حاشیه‌نشینی بلوچ‌ها و استثمار منابع این منطقه سه دلیل مهم درگیری متوالی با ارتش ملی است. دولت در موارد متعدد بدون آنکه معوض عادلانه‌ای در برابر آن معین یا پرداخت کرده باشد، زمین‌های متعلق به بلوچ‌ها را به بهانه نیاز برای پیاده کردن پروژه‌های اقتصادی و یا ایجاد پایگاه نظامی و متعلقات آن، تصرف کرده است.
به علاوه،‌ مردم این ایالت، سهم چندانی در حکومت محلی و تصمیم‌گیری‌های آن ندارند و با وجودی که 20% منابع معدنی و انرژی این مملکت (زغال، مس، طلا، و 36% از کل تولید گاز) در این ایالت است، به نسبت سهم کمتری از آن به بلوچ‌ها خود را مستعمره پنجاب که پر جمعیت‌ترین و قدرتمند‌ترین ایالت پاکستان است، می‌دانند.»
بلوچستان (برخلاف وزیرستان) به دریاهای آزاد راه دارد. با وجودی که هنوز برنامه مشخصی در این خصوص اعلام نشده است، اما به نظر می‌رسد که دولت پاکستان هم مانند سایر دولت‌های منطقه که تحت تأثیر پیشرفت‌های امارات قرار گرفته‌اند، مقدمات ایجاد بندری آزاد مانند دوبی را در سواحل بلوچستان آماده می‌کند. بندر «گوادر» که در 725 کیلومتری غرب کراچی واقع شده است، به همین منظور به کمک چینی‌ها توسعه می‌یابد که از نظر استراتژیک نیز حائز اهمیت الست، زیرا فشار ناشی از بلوکه احتمالی مهمترین بندر این کشور (کراچی) توسط هندوستان را کاهش می‌دهد. اما بلوچ‌ها فراموش نکرده‌اند که زمین‌هایی که قبل از احداث بندر به قیمت‌های نازل توسط افسران پاکستانی خریداری شده بود، تا چه گران شده‌اند.
نخست‌وزیر پاکستان سپس از «گفت‌وگوی معطوف به حل و فصل صلح‌آمیز اختلافات، خودداری از به کارگیری سلاح‌های کشتار جمعی، تقویت هم‌آوایی‌های منطقه‌ای، و پیشبرد همکاری‌های دفاعی میان کشورهای آسیایی»، به عنوان 4 اصلی نام برد که حفظ و ارتقای وضعیت اقتصادی– سیاسی کشورهای ناحیه منوط به آنهاست.
طبیعتاً خودداری از تک‌روی سیاسی و تقویت گفت‌وگو و همکاری‌ها، محدود به روابط با کشورهای ناحیه نمی‌شود. به نظر می‌رسد این امر در مورد تعاملات سیاسی مرکز با استان بلوچستان کمتر رعایت شده است.
ملی‌گرایی بلوچی، عامل مثبتی برای تقویت این گفت‌وگو نیست، زیرا بر جدایی قومی آنها از سایر پاکستانی‌ها تأکید دارد. اما حکومت هم در این میان تنها بر آن بش از سهم خود که به تأمین امنیت مربوط بوده،‌ تأکید کرده است. اکنون از 28 «سردار» (رئیس قبیله) بلوچ، تنها سه نفر از آنها آشکارا علیه حکومت مبارزه می‌کنند. در عوض تعداد زیادی از بلوچ‌های شهرنشین با عضویت در جنبش ملی بلوچ که در 1980 توسط «عبدل خان بلوچ» تأسیس شد، در پشت پرده با این سردارها همکاری می‌کنند. این خود نمایانگر اینست که حداقل در مورد بلوچستان، اگر اسلام‌آباد در برقراری امنیت در کوتاه‌مدت موفق شود، به احتمال زیاد در سیاست کاهش تشنجات داخلی موفقیت کمتری خواهد داشت.(2)
دولت پاکستان به طور مداوم از «وجود دست‌های خارجی» در وقایع بلوچستان شکایت می‌کند. با وجود آنکه اسلام‌آباد و دهلی‌نو در دوره‌ای از کاهش تنش‌های فی‌مابین بسر می‌برند، اما هنوز خصومت‌های بین دو کشور کاملاً از بین نرفته است.
شوکت عزیز در ادامه سخنان خود گفت: «اما کشور من تاکنون راهی طولانی را پیموده و جای تأسف است که دوستان ما در غرب، در بخشی از این دوران ما را به حال خود رها کردند.» پس از تجاوز نظامی شوروی به افغانستان در روزهای پایانی سال 1979، پاکستان میزبان 3 میلیون افغانی آواره شد و مشکلات اجتماعی و اقتصادی قاچاق مواد مخدر بیش از گذشته به بنیه عمومی جامعه پاکستان فشار آورد. بی‌آنکه متحد داوران «جنگ سرد» اسلام‌آباد، لااقل دستی برای آن تکان دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات