محمدعلی کینژاد درباره چرایی در دستور کار شورای عالی قرار گرفتن موضوع سینمای خارجی، گفت: امروزه رسانهها نقش مهمی در هدایت افکار عمومی بر عهده گرفتهاند. در این میان رسانههای تصویری از اهمیت بیشتری برخوردارند و میشود گفت تا حدی به لحاظ تأثیرگذاری بر مخاطبان منحصر به فردند. همین تأثیرگذاری، دولتها را واداشته تا از آن در جهت منافع خود به عنوان ابزار تبلیغی و ضد تبلیغ بهره ببرند. در این میان سینما به واسطه اینکه نقشی استراتژیک در تعیین رویکردهای فرهنگی اجتماع و نوع زیست جامعه دارد و تأثیرات ماندگاری که بر اندیشه و ناخودآگاه مخاطب خود میگذارد، از جذابیت بیشتری برای دولتها برخوردار است. امروزه نقشی که سینمای غرب در تأمین منافع رژیمهای غربی دارد، به مراتب از سیستم سیاسی آنها بیشتر است. حجم آثار تولیدی نظام تبلیغی غرب در دوران نظام دوقطبی جهان علیه نظامهای کمونیستی مخالف خود گویای سیاستهای آشکار و پنهان غرب در استفاده از این ابزار فرهنگی است. در حقیقت برخی از کالاهای فرهنگی مخرب، نقش ستون پنجم آنها را در دورن ملتها بازی میکنند. امروزه آمریکا از هالیوود در مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، نهایت استفاده را میبرد و هر روز بیشتر به ترویج ابتذال فرهنگی، بلکه گسترش و نفوذ فرهنگی خود در عرصه جهانی میپردازد. از این زاویه ایجاد محدودیتهایی برای کالاهای فرهنگی غرب به عنوان یک اقدام مصونیت بخش امری ضروری به نظر میرسید.
وی همچنین در پاسخ به دیدگاه آنان که معتقدند این مصوبه، مشکلی به مشکلات موجود افزوده است، اظهار داشت: ضرورت وجود یا چارچوب برای فعالیت در هر عرصهای از بدیهیترین امور است. فعالیتهای فرهنگی هم از این امر مستثنی نبوده و تمام کشورها چارچوب و سیاستگذاری برای حوزه مختلف خود انجام میدهند، ممکن است حتی این سیاستگذاری مکتوب نباشد؛ ولی در صحنه عمل اجرا میشود. ضمن اینکه وجود پارهای از ضوابط از نبود هر گونه ضابطه بهتر است؛ هرچند که برخی از دوستان انتقاداتی را داشته باشند ما نمیتوانیم به صرف اینکه انتقاد میشود و اجماعی صورت نمیگیرد از گذاشتن ضوابط شانه خالی کنیم نبود چارچوب اگر مشکل ما را بیشتر نکند، کمتر نخواهد کرد.
وی ادامه داد: قرار نیست که در یک مصوبه تمامی ابعاد اجرایی یک موضوع درج شود؛ وقتی که یک سیاست کلان گذاشته شد بر اساس آن یک آییننامه اجرایی شکل میگیرد که میتواند دایره شمول و مصادیق آن را معین کند تا از اعمال نظر شخصی بکاهد. از طرفی، نمیتوان از ترس اعمال سلیقه افراد دست روی دست گذاشت؛ چون نبود یک چارچوب راه برای اعمال سلیقه بیشتر را باز میکند. زمانی که آییننامه اجرایی این مصوبه نوشته شد آن وقت کارشناس فرهنگی ما بر اساس ان عمل میکند و نه سلیقه خود، ما پیشاپیش پیشداوری نکنیم، شورا وظیفهاش سیاستگذاری است ولی جنبه اجرایی بخشیدن به آنها کار شورا نیست و اصلاً شورا چنین شأنیتی برای خود قائل نیست که به عرصه اجرا وارد شود و حتی قبلاً انتقاد میشود که چرا شورا وارد عرصه اجرا میشود. نکتهای که باید اینجا روشن شود، این است که نظام ما و فرهنگ و باور مردم ما با این مکاتب و ایسمها مشکل دارند؛ این را ما با صراحت اعلام میکنیم، با جهانبینی ما و با اعتقادات و فرهنگ ما جور در نمیآیند و باید در جایی این انتقاد و این مشکل لحاظ میشد؛ آن هم در عرصهای که غرب در دنیای جدید بیشترین بهره را از آن میبرد، از سینما و تصویر به عنوان ابزار اعمال سلطه و اقتدارش بهره میبرد. نظام ما متکی بر اصول و هنجارها و ارزشهای برآمده از فرهنگ اسلامی و ملی کشورمان است، باید سیاستهایش را هم بر اساس این فرهنگ شکل دهد. ما در شورای هنر بررسی و کار کارشناسی چند صدصفحهای انجام دادیم و از بین تمامی مکاتب به این چند تا رسیدیم و مصوبه را بر اساس آن تعریف کردیم.
کینژاد درباره محدویتهای ایجاد شده نیز گفت: سیاستها اصولاً از دو حال که خارج نیستند؛ یا ممانعتی هستند، یا تشویقی و ترغیبی. بهترین حالت آن است که هر دو با هم دیده شوند، یعنی وقتی چیزی را منع میکنیم مقابلش هم جایگزین داشته باشیم. تلاش کنیم با سیاستهای تشویقی رغبت بیشتری ایجاد کنیم؛ ولی این باعث نمیشود که ممانعتها را فراموش کنیم. برخی تصور میکنند که دوره ممانعتها و محدودیتها گذشته؛ در حالی که هم اکنون در غرب و اروپا شدیدترین محدودیتها در حوزههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اعمال میشود و چه طور به ما که میرسد، چیزی بدی میشود و فقط ما بایدبه سراغ مشوقها برویم و عرصه محدودیتها را رها کنیم.
او همچنین گفت: مسئولان فرهنگی کشور نمیتوانند در مقابل تهاجم فرهنگی غرب که اتفاقاً از همه ابزارها و از جمله از مؤثرترین ابزارش یعنی فرهنگی استفاده میکند، سکوت کنند و بگویند که خود بیننده تشخیص دهد. همه بینندههای ما که در یک سطح نیستند، همه که منتقد سینما نیستند، لذا ما باید جامعه را سطح بندی کنیم و بر اساس آن سیاست ها را تنظیم کنیم. انصافاً چند در صد جامعه ما منتقد سینما هستند و به تحلیل فیلم میپردازند به خصوص اینکه سینما از جذابیتهای خاص خودش استفاده میکند و بعضا بیننده را آنقدر مجذوب میکند که قدرت تفکر و استدلال را از او میگیرد. این تفاوت سطوح و بینشها باید در سیاستها دیده شوند و مسئولان فرهنگی در مقابل یک جمعیت 70 میلیونی احساس مسئولیت میکنند.مسئول نمیتواند جای منتقد بنشیند و نقد کند و نظر شخصی بدهد بلکه 70 میلیون انسان را در نظر میگیرد و بر اساس آن سیاست تعیین میکند که ممکن است با ذائقه و تفکر تعدادی از این 70 میلیون سازگار نباشد. الآن آمریکا در چارچوب ضوابط خود از یکسری فلیمها حمایت میکند. چرا این حمایتها را انجام میدهد، چون در راستای سیاستهای خود از آن به عنوان تهاجم فرهنگی بهره میگیرد.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین درباره این اشکال مطرح شده که گاه به جای اظهارنظر تخصصی صحبتهای شخصی ضابطه شدهاند تصریح کرد: در همه عرصهها، چه سیاستگذاری و چه قانونگذاری این افراد هستند که بر اساس یکسری مبانی و مسائل و نیازهای سیاست یا قانون میگذارند. این دلیل نظر شخصی بودن است؟ ما نباید به طرف اینکه با یک قانون یا مصوبه مخالفت شخصی داریم آن را زاییده نظرات شخصی عدهای دیگر بدانیم؛ چون در این صورت، سنگ روی سنگ بند نمیشود و هر قانونی و سیاستی بالطبع مخالفانی دارد و مخالفان به راحتی میتوانند براساس این استدلال که این بحثها زاییده تفکر و نظرات شخصی آنها است به خود اجازه تعرض دهند؛ در این صورت اجتماع انسانی به خطر میافتد:
وی همچنین درباره این که آیا مراد این مصوبه از آمریکا که به صراحت نام برده شده، نظام حاکم بر معنای سیاسی است، یا بعد سرمایهای نظام آمریکا و این سینمای آمریکا یعنی چه، گفت: آمریکا یک مجموعه است؛ شما نمیتوانید نظام سیاسی آن را از نظام فرهنگی و نظام اقتصادی آن را از نظام سیاسیاش جدا و سینمای هالیودش را از آن مجموعهها جدا کنید. اینها مجموعه واحدی به نام آمریکا را به وجود میآورند که دارای یک چهره استکباری و امپریالیستی است که از راهها و روشهای گوناگون درصدد توسعه این مجموعهاش است ولی این کلیت بر نیازهای فرهنگیاش شکل یافته که سینمایش هم بخشی از این کلیت است و در مواجه با فرهنگهای دیگر در دوران کنونی برخلاف دوران قدیم که ما با چهره اقتصادی در مقاطعی با جهر سیاسی روبهرو بودیم امروز بیشتر با چهره فرهنگی آن مواجه هستیم چون احساس میکند این وجههاش بهتر میتواند منافع آن کلیت را برآورد، حتی سیاستش را هم بر پایه چهره فرهنگیاش ترسیم و طراحی میکند. لذا باید بپذیرید که سینمای آمریکا هم بخشی از کلیت آمریکا و فرهنگ آن سرزمین است و در این مجموعه هم فیلم خوب هست و هم فیلم مبتذل و امپریالیستی. ما با هر دو وجهه آن باید متناسب هم برخورد کنیم. راه بخورد با وجهه نامطلوب آن محدودیت است. ما نباید اجازه دهیم فیلم آمریکایی با آن اهدافی که عرض کردم و میخواهد فکر و فرهنگ و مبانیاش را بخورد مفت ما بدهد و در ازاء آن ما باید چه بکنیم. حداقل باید یک تعادل برقرار کنیم بین نمایش فیلمهای داخلی و خارجی یا نه نباید بگذاریم که کفه آثار خارجی سنگینتر شود. این حداقل کاری است که مصوبه هم در راستای همین هدف تنظیم شده است. در کنار این محدودیتها شورا حمایت از سینمای ملی را هم وظیفه خود میداند و آمادگی دارد تا مصوبات لازم را برای تعالی و پیشرفت سینمای ملی برآمده از فرهنگ اسلامی و ملی تصویب کند.
وی در ادامه گفت: الان دنیای غرب و بخصوص آمریکا به سینما به عنوان یک ابزار نگاه میکند و گویا ماهیت سینما به عنوان هنر را فراموش کرده، در مقابل این وضعیت، شما باید متناسب با سیاستهای آن سیاست اتخاذ کنید؛ یعنی پاسختان باید متناسب و در یک فضای مفهومی باشد؛ وگرنه آب در هاون کوبیدن میشود. لذا سینمای غرب ابزار سلطهاش است و از آن برای سلطه خود بهره میبرد، محتویات فرهنگیاش را به دیگران تلاش میکندبا ابزار سینما بباوراند. این که هنر و فرهنگ به ابزار سلطه تبدیل شده است که تقصیر ما نیست ما هم اتفاقاً با این مخالفیم و عرض ما این است که از این عرصه باید سیاستزادیی شود؛ ولی دیگران این کار را کردهاند شما که نمیتوانید آنها را موظف کنید که دیدگاهشان را تغییر دهند پس راهی که باقی میماند این است که به حال خود فکری بکنیم.
دکتر کینژاد درباره میزان نگرش سیاسی و فرهنگی ـ هنری مصوبه نیز توضیح داد: مگر ما در جهان خارج از ذهن و در عرصه اجتماع اینها را از هم جدا داریم؟ در اجتماع سیاست و فرهنگ در یکدیگر ممذوج هستند، تأثیر و تأثر بر هم دارند شما کدام سیاست را دارید که در آن فرهنگ، سیاست، اقتصاد و... با هم در یک کلیت دیده نشوند؟ شاید در عرصه اندیشه بتوانیم اینها را از هم تفکیک کنیم، ولی در عرصه عمل و اجتماع اینها از یکدیگر متأثرند. در تنظیم این مصوبه هم دوستان ضمن اینکه نگاه فرهنگی داشتهاند و با هدف صیانت از فرهنگ اسلامی و ملی این را تنظیم کردهاند؛ ولی از بعد سیاسی قضیه هم غافل نبودهاند باید هم همینطور باشد چون عوارض فرهنگی نهایتاً آثارش را در عرصه سیاسی بروز میدهد و باعث بیهویتی میشود.
وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: سیاستگذاری برای این است که زمینه پیدا کند و مردم در آن منطق را جلوتر از خود سیاستها ببینند؛ ولی همیشه این طور نیست که همه مردم منطق یک سیاست را قبول کنند و احساس کنند که اگر بر اساس آن عمل کنند به بهترین وجه منافعشان ـ چه مادی و چه معنوی برآورده میشود؛ چون در این صورت همه این همه بیقانونی و نقض قانون در دنیا نبود. نکته دوم اینکه این مصوبه قانون نیست، یک سیاست است که باید با آییننامه اجراییاش زمینه عملیاتی شدن و اجرا شدن را پیدا کند نکته سومی که باید عرض کنم این سیاست دقیقاً زمینه دارد برای اجرایی شدن به لحاظ اینکه وضعیت نمایشهای آثار سمعی و بصری ما و وضعیت ورود بیرویه آثار مبتذل خارجی بخصوص آمریکایی به داخل کشور خود زمینه اجرای این قانون است. این وضعیت بالاخره بایدیک سر وسامانی پیدا میکرد یا نه؟ یک راهش این است. یک راهش سیاستهای تشویقی و ترغیبی و حمایت از سینمای ملی است یک راهش آسان کردن ورود فیلمهای با محتوایی که مغایرت با فرهنگ بوی و ملی ما نداشته باشد است. این مصوبه دقیقاً بر اساس این وضعیت و برای پاسخگویی هرچند اندک به این اوضاع شکل گرفته است. برخی از دوستان آن اوایل به انقلاب فرهنگی هم بسیار انتقاد میکردند؛ ولی الان متوجه شدهاند که اگر آن اقدام با درایت و دوراندیشی امام(ره) شکل نمیگرفت الان معلوم نبود وضعیت دانشگاههای ما چگونه باشد. همین انقلاب فرهنگی است که الان ما را در تولید علم به این وضعیت رسانده که پس از ترکیه در منطقه حرف اول را میزنیم. اگر آن تدبیر نبود، مطمئناً چنین دستاوردی الان وجود خارجی نداشت این مصوبه هم همینطور است. آثارش در دراز مدت مشخص میشود.
بند یک مصوبه تشخیص مصادیق مربوط به هریک از مواد موضوع بند ب یعنی مصادیق آنهارا برعهده عالیترین مقام مسئول در وزارت ارشاد و صدا و سیما گذاشته است یعنی دو نفر میتوانند بگویند که چه فیلمی لیبرالی، نهلیستی و ... است؛ این یعنی اینکه استاندارد هنری را این دو نفر تعیین کنند.
دکتر کینژاد درباره اینکه آیا این امر واقعاً نشدنی است، تصریح کرد: نه، قرار نیست که وزیر ارشاد یا رئیس سازمان صدا و سیما مصادیق را تعیین کنند. درست است که مصوبه این را حکم میکند و این رویه حاکم بر تمامی قوانین و سیاستهاست که بالاترین شخص حقوقی را در یک دستگاه را خطاب قرار میدهد و موظف به اجرا میکند، ولی بر اساس آییننامه اجرایی آن کمیته، گروه یا هیئتی موظف میشود که مصوبه را عملیاتی کند؛ لذا این دو شخص واگذار نشده، بلکه به یک وزارتخانه و سازمان واگذار شده که بیشتر حوزه فرهنگ و هنر را در زیرمجموعه خود دارند. در حقیقت دو مجموعه بزرگ کشور در عرصه فرهنگ و هنر یعنی سازمان صدا وسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تمامی توانش مجری بستر این مصوبه است.
وی با تأکید بر اینکه مفاهیمی چون لیبرالیسم، نهلیسم و ... که در این مصوبه آمدهاند؛ در عالم علم کاملاً حوزه و چارچوب مشخصی دارند که اتفاقا آییننامه اجرایی باید بر اساس آنها تنظیم شود و از شفافیت لازم برخوردار باشد گفت: اینکه غرب از ابزار فرهنگ و هنر به عنوان ابزار سلطهاش بهره میبرد که فکر نمیکنم در آن شکی باشد، ولی این به معنای آن نیست که هرچه در غرب تولید میشود، مبتنی بر همین سلسله است؛ چون آنجا تولیدکننده و تهیهکننده مستقل هم داریم. یک دستگاه اتوماتیک نیست که هرچه از ان خارج شد سلطه را پردازش کند. ما از آن آثار و تولیدات مطلوب استفاده میبریم در مورد سینمای ملی همانطور که عرض کردم ما حاضر به هرگونه حمایتی هستیم و این مصوبه و محدودیتهایی که ایجاد کرده دقیقاً میتواند به عنوان یک عامل برای خارج کردن سینمای ملی از وضعیت کنونی و توسعه و پیشرفت آن عمل کند؛ چون ورود بیرویه آثار سینمای خارجی اتفاقاً باعث به خطر افتادن سینمای داخلی میشود.
وی در بخش پایانی سخنانش اظهار داشت: الان توانمان با غرب به لحاظ تکنولوژی ساخت و تهیه و تولید آثار فرهنگی و هنری برابر نیست که بخواهیم فقط با همان روشها به آن پاسخ دهیم و در مقابل فیلم آنها فیلم خودمان را تولید کنیم. حتی بر فرض اینکه تولید هم بکنیم شما فکر میکنید که به این راحتی که آثار آنها در ایران نمایش داده میشوند و وارد میشوند اجازه نمایش و ورود به تولید ما را می دهند، برای ورود شهروند شما که یک انسان است این همه سد میگذارند، حساب کنید برای تولیدات فرهنگتان که با آنها اتفاقاً سازگار نیست، چه میکنند. بریا ملت خودمان باید جایگزین جذاب داشته باشیم، چون نمیتوانیم چیزی منع کنیم و محدودیت ایجاد کنید؛ ولی جایگزینش را نداشته باشیم. حمایت از فیلمهای ملی در اینجا مفهوم و معنا پیدا میکند ولی در مقابل آنها به لحاظ اینکه در شرایط برابر تکنولوژی و سرمایهای نیستیم نمیتوانیم دقیقا همان رفتار را داشته باشیم. ابزار اصلی آمریکا دو چیز است؛ یکی نظامی است، یعنی اسلحه و دیگر سینما و تصویر؛ یعنی فرهنگی و هنری است که بیشترین منافع صادراتیاش را هم از این دو ابزار میبرد. به نظرک ما در تصویب این مصوبه حتی دیر اقدام کردهایم. ما باید این مصوبه را اول انقلاب میگذراندیم. اگر این اتفاق رخ میداد، الان وضعیت فرهنگی جامعه ما بهتر از این بود. ما علیرغم تمام دلسوزیهای مدیریتی و برنامهریزیها و سیاستگذاریهایی که شده است، در وضعیت مطلوب فرهنگی نیستیم. مطمئناً درصدی از عوارض و مشکلات کنونی ما تحت تأثیر نداشتن چارچوب و مقرراتی در حوزههای مختلف از جمله فرهنگ بوده است.
کینژاد افزود: ما مجبوریم که یک سیاستگذاری کلان داشته باشیم و در آن برای هر حوزهای چارچوبی بچینیم. دنیا بسیار پیچیده و برنامهریزی شده است همه کشورها دست به برنامهریزی در عرصهها مختلف زدهاند. حتی جهانی شدن که یک فرآیند طبیعی است، دستخوش برنامهریزی شده و به جهانیسازی تبدیل شده لذا اگر شما چارچوب نچینید، دیگران برای شما این کار را میکنند و شما را در چارچوب و فضای فکری خود تعریف میکنند و بر اساس آن به شما محصولات فرهنگیشان را میخورانند. در حقیقت باید در مقابل استراتژی، استراتژی داشته باشید و در مقابل تاکتیکهای دشمن، تاکتیکهایتان را به کار ببرید و گرنه با چد حرکت ناک اوت میشوید. البته این نافی این نیست که شما در داخل این استراتژی هم تعامل مثبت و سازنده داشته باشید، آن هم ضروری است، ولی نه تعامل منفی که شما بازنده باشید و طرف مقابل برنده، حمایت و هدایت یک بخش از سیاستهای فرهنگی است؛ ولی سلب کردن آن مرحله دیگر این سیاستهاست و هردو رویه با هم مفید و مؤثر میشود.