بهاءالدین ادب*
سالها قبل کتابی از آثار و انشای دکتر علی شریعتی را مطالعه کردم تحت عنوان و با نام مذهب علیه مذهب، در سالیان اخیر اتفاقاتی در یکی از نهادهای متعلق به بخش خصوصی توسط کسانی که سالهاست این نهاد را تحت سیطره و حاکمیت خود گرفتهاند، مشاهده میشود که یادآور و تداعی کننده نام آن کتاب، لیکن با واژگان دیگری است، یعنی بخش خصوصی علیه بخش خصوصی، چند سالی است که در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران سیاست و شیوهای طراحی و اجرا میشود که به هیچ منتقد و بیانگر ایدههای نوین اجازه صحبت و عمل نه تنها داده نمیشود بلکه با کوچکترین انتقاد و اقدام فوراً تصمیم به حذف منتقد گرفته شده و اجرا میگردد. در اتاق ایران تنها کسانی حق تداوم حضور دارند که نه تنها منتقد نباشند، بلکه ثناخوان و تاییدکننده نظریات و اقدامات مدیر مادامالعمر آن باشند.
طبیعی است که گفته شود، که تداوم حضور دارند که نه تنها منتقد نباشند، بلکه ثناخوان و تاییدکننده نظریات و اقدامات مدیر مادامالعمر آن باشند. طبیعی است که گفته شود، که تداوم حضور آن قدر میارزد که حتی چشم را بر بدیهیات بسته و فقط به ثناخوانی و به گفتن پرداخته شده و منافع فردی را مرجع بر منافع جمعی و ملی دانست. در سابقه این اتاق تا آنجا که من مطلع هستم برای حذف هر منتقد شیوههای خاصی به اجرا درمیآید و همیشه از نظر آمران و عاقلان سیاست حذف، هدف وسیله را توجیه میکند. شخصی را با استفاده از اهرم نوظهور و بدون سابقه قبلی در بخش خصوصی، از طریق نهاد خودساختهای به نام واحد گزینش، بدون صلاحیت اعلام و مانع کاندیداتوری او شوند و فرد دیگری را آن قدر تحت فشار روحی و تهدیدهای آشکار و پنهان قرار میدهند که عطای حضور در جلسات هیات رییسه و هیات نمایندگان را،به لقایش بخشیده و بدون اعلام استعفا در جلسات بدون حاصل و نتیجه هیات رییسه و هیات نمایندگان شرکت نمیکند، به عبارت بهتر او را وادار به حذف خویش میکنند. آمران و وظیفه اتاق ایران به عنوان یک نهاد بخش خصوصی حذف مدیران بخش خصوصی به دست شخصیتهای غیرپاسخگو است؟ اگر قرار بر استیضاح باشد، باید گذشته استیضاح شوند و مورد سوال قرار گیرند که طی بیست سال گذشته بر این تشکل مدنی بخش خصوصی استیلا یافتهاند. بیایند بگویند، در این سالیان برای بخش خصوصی چه کردهاند؟ حاصل جهانگردی با بودجه اتاق برای مملکت چه بوده است؟ بگویند چرا جلسات هیات رییسه بدون دستور جلسه و بدون دستورالعمل اداره جلسات، تشکیل و پایان مییابد و فقط یک نفر متکلم وحده است و بقیه مجری و موید نظریات ایشان؟ بگویند، آیا جلسات هیات نمایندگان دستور جلسه، دستورالعمل و نظامنامه دارد؟ آیا در جلسات هیات نمایندگان کسانی یا کسی میتوانند نظریاتی خلاف دیدگاههای رییس بیان کنند؟ آیا اگر چنین اتفاقاتی رخ دهد و کسی خطر کند و چیزی بگوید استهزاء و تحقیر نمیشود؟ آیا در چنین مواردی بادمجان دورقابچینها به تمسخر و خنده نپرداخته و خطابه در دفاع از مقام ریاست و در حقیقت منافع خویش برای محبوبالقلوب شدن ایراد نمینمایند؟ سوال اساسی و بنیادی اینجاست، این سیاستهای حذفی تا کی باید ادامه داشته باشد،چرا شورای عالی نظارت، چرا مجلس و کمیسیونهای ذیربطش و چرا دلسوزان مملکت ساکت نشستهاند؟ چرا بخش خصوصی به حمایت از بخش خصوصی بپا نمیخیزد و خود را دیگر قضایای اتاق ایران نمیکند؟ زمان آن فرا رسیده است که مدیران بخش خصوصی در مقابل سیاست حذفی موضع گرفته و از مدیران لایق این بخش حمایت نمایند. در خاتمه شایسته میدانم، از اتخاذ موضع مدبرانه و منصفانه و مستقل وزرای محترم بازرگانی و صنایع و معادن ایران در روزهای اخیر، سپاس و تقدیر خود را، به عنوان یک شهروند ایرانی و مدیر بخش خصوصی اعلام دارم. قطعا اقدام بجا و شایسته هفته گذشته این بزرگواران در جهت رضای خدا و حفظ منافع ملی بوده است.
عاملان سیاستهای حذفی به این نیز بسنده نکرده، یکی از قدیمیترین اعضای اتاق را، که انجمن صنفی با قدمت شصت ساله است از عضویت در هیات نمایندگان حذف میکنند، بدون توجه به قدمت سابقه عضویت و بدون در نظر گرفتن سابقه حضور نماینده رسمی آن تشکل در چند دوره در هیات نمایندگان و یک دوره در هیات رییسه اتاق ایران. اگر حضور این نهاد، در هیات نمایندگان خلاف مقررات بود، چرا در طول چند دوره حضور آنها چیزی نمیگفتید؟ چرا وقتی نماینده این نهاد در هیات نمایندگان برای عضویت در هیات رییسه رای آورد اعتراضی نکردید؟ اگر قانونی بود، چرا، آنها را حذف کردید در حالی که هنوز هم این تشکل عضو اتاق است و شهریه سالیانه را نیز پرداخت مینماید؟ دلیل بارز این اتفاق خلاف قانون و نامیمون، عدم تحمل دیدگاههای انتقادی و اصلاحی نماینده آن تشکل بود که با صراحت در هیات رییسه و هیات نمایندگان اعلام میکرد. برای آن که دم خروس نیز زیاد بیرون نیفتد دو تشکل مهندسی دیگری را نیز که دیدگاههایی نزدیک به تشکل منتقد اولی داشتند، از حضور در جلسات هیات نمایندگان محروم گردانیده و حذف نمودند.
این روزها نیز شیوهای جدید و نوظهور و بیسابقه به کار گرفته شده است، تا هیات رییسه، اتاق تهران را با توسل به عنوان استیضاح حذف نمایند. منصفانه و بدون حب و بغض، باید اذعان کرد که گروه تحولخواهان که در این دوره به اتاق تهران وارد شدند، به راستی اقداماتی اساسی و شجاعانه و مدیرانه، انجام دادند. اتاق تهران بیخاصیت و ابزار در دست اتاق ایران را متحول و مستقل کردند. روشن نیست چرا کسانی به خود باید اجازه دهند. تقاضای استیضاح چنین مدیرانی را بنمایند؟ چه کسی آنها را حمایت و هدایت میکند؟ سوابق مدیریتی استیضاحکننده و استیضاح شونده، نزد اهالی بخش خصوصی، و اهل فن و اهل نظر روشن است. معلوم است چه کسانی پشت صحنه در حال اجرای این نمایش نوظهور و بیسابقه در بخش خصوصی هستند، پرواضح است که منافع چه کسانی به خطر افتاده است.