کریم ارغندهپور
روز گذشته، نطق پیش از دستور آقای حداد عادل به عنوان رئیس مجلس به عملکرد مطبوعات و روزنامهنگاران، خصوصاً مسائل اخیر رخ داده بین مجلس و خبرنگاران پارلمانی و واکنشهای پیرامون آن اختصاص یافت که نظر به اهمیت موضوع و نیز رویکرد مجلس نکاتی وجود دارد که ذکر آنها در این میان مهم است.
1- معمولاً رسم بر این است که نطق ریاست مجلس به مهمترین موضوع روز کشور اختصاص مییابد. در روزهای گذشته شایعه رد صلاحیت برخی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نگرانی عظیمی را در میان دلسوزان کشور و ملت برانگیخته است. این نگرانی از آنجا مضاعف میشود که انتخابات مجلس هفتم را به یاد آوریم که رئیسجمهور خاتمی و دیگرانی از بزرگان کشورنسبت به کیفیت برگزاری آن اعتراض جدی داشته و در مورد آن اظهار تأسف کردهاند و برخی دیگر فعالان سیاسی نیز آن را آستانهای برای حذف جمهوریت نظام دانستهاند. از همین رو باید پذیرفت که نگرانی رد صلاحیتهای احیاناً سلیقهای و غیرقانونی از جنس نگرانیهای موضعی نیست بلکه مسألهای است که اساس دموکراتیک بودن ساختار سیاسی را زیر سؤال میبرد و بدیهی است که چنین امری معنای خود را دارد و تبعات گریزناپذیر آن درکوتاهمدت و درازمدت اثرات خود را بر نظام و کشور و مردم خواهد گذارد.
در این فضای دلهره و اضطراب و نگرانی، انتظار طبیعی از نمایندگان مردم و بخصوص رئیس مجلس باید این باشد که از حق مشروع انتخاب شدن و انتخاب کردن قبل از هر چیز دفاع کنند و جلوی هر روند مخالفی قاطعانه بایستند. جالب است که به جلسه دیروز مجلس از این منظر نگاهی بیندازیم و نطق رئیس آن را در صدر نمایندگان، تا بتوان سنجش کرد که نزد نمایندگان مجلس هفتم و رئیس محترم آن، مسائل اصلی و فرعی چیست؟ نکتهای که هیچ بازتابی در نطق آقای حداد نداشته، البته مسأله رد صلاحیت و تهدید انتخابات آزاد بوده و در برابر، تمام نطق ایشان به طرح نکاتی در خصوص مطبوعات و احیاناً تخلفات و کژتابیهای آنان اختصاص داشته است. جالب است که آقای حداد برای یک خبر فرعی تحقیق مفصلی انجام دادهاند که در انتهای آن مشخص شود مطبوعات وبرخی خبرنگاران آن در راستای یک تئوری توطئه علیه مجلس گام بر میدارند ولی خبر اصلی و مهم روز (موضوع رد صلاحیتها) احتمالا نیازی به تحقیق یا ارزشی برای اظهارنظر هرچند جزئی و گذرا نداشته است.
2ـ آقای حداد از بدو ریاستشان بر مجلس تاکنون تلاش آشکاری به خرج دادهاند تا مجلس را آرام نشان دهند. قهراً از این زاویه بیشترین توجهات را نیز به خبرنگاران مجلس داشتهاند. اخراج مسیح علینژاد از مجلس در ماههای گذشته بر اساس همین سیاست اتفاق افتاد. جرم خانم علینژاد خروج از اصول حرفهای خبرنگاری نبود، کاری که او کرده بود یعنی انتشار فیش حقوقی نمایندگان کاملاً در راستای ایفای وظیفه حرفهایاش بود. در عینحال این خبر و نیز احتمالاً برخی اخبار قبلی که او مخابره کرده بود از نظر مجلس و مدیریت آن در حدی بود که به اخراج او انجامید. درعین حال همان وقت هم سؤال این بود که آیا اساساً نمایندگان مجلس یا رئیس محترم آن امکان سلب حق از یکی از شهروندان را دارند یا خیر؟ قانون به نمایندگان مجلس، حق وضع قانون و نظارت به دستگاهها را تفویض کرده ولی کدام قانون به آنان مجوز سلب حق خبرنگاری مجلس را داده است؟
خبرنگاری مجلس حق مسلم خانم علینژاد بوده است و سلب آن تنها از سوی مؤسسهای که او در آن کار میکرده و یا تصمیم خودش و یا حکم دادگاه ممکن است. درحالی که مجلس نه تنها او را از حق قانونیاش منع کرد بلکه با طرح اتهاماتی موهوم علیه او به تخریب شخصیت او نیز همت گماشت که در تاریخ مجلس و کارنامه هفتم ثبت گردید، ماجرای اخیر بین آقای کوچک زاده و خبرنگار پارلمانی شرق نیز جالب است.
آقای حدادعادل دیروز بخشی ازآن را با شرح جزئیات توضیح داد درحالی که از شرح بخش اصلی آن خودداری میورزید. اصل خبر این بوده که نمایندهای در حمایت از هاشمی رفسنجانی به عنوان نامزد انتخاباتی از تریبون مجلس تبلیغ کرده است و در اینجا خبرنگار شرق در روزنامهاش گزارش کرده که برخی از نمایندگان از جمله آقای کوچکزاده از این نطق خوششان نیامده و میخواستهاند به طرف تریبون بروند که البته خودداری کردهاند و رئیس وقت مجلس نیز در مورد آن نطق نکاتی را متذکر شده است. تا اینجای خبر را آقای حداد گفت و البته گفت که تحقیقات ایشان نشان میدهد که خبر در مورد آقای کوچکزاده کذب بوده است ولی بخش پنهان مانده آن خبر از اینجا به بعد این بوده که آقای کوچکزاده با خبرنگار مزبور درگیر میشود وبنا بر اخبار انتشار یافته به او فحاشی میکند و سپس این فحاشیها را به روزنامهنگاران و برخی سردبیران مطبوعات دیگر هم تسری میدهد. آقای حدادعادل این قسمت از خبر را نگفتند در حالی که به نظر میرسد اهمیت آن از قسمت اول بیشتر است. چرا؟ به این دلیل که بر فرض عدم صحت خبر، آیا راه آن فحاشی و هتاکی و تهدید و... است؟ آیا اگر سایر نهادهای کشور و اصحاب «قدرت» انتشار خبری را صحیح نیافتند و یا انتشار عمومی آن را بر نتافتند راه آن برخورد با یک خبرنگار عادی و بیپناه و نثار کردن انواع و اقسام کلمات توهینآمیز به او و سایر روزنامهنگاران و اصحاب مطبوعات است؟
در اینجا طرح این نکته اهمیت دارد که اگر آرام نشان دادن مجلس «اصل» است آیا به واسطه این اصل، چشم فروبستن بر خطاها و اتفاقات نیز مباح است؟ در این صورت به نظر میرسد اصولاً کار اطلاعرسانی آزاد از این مجلس با موانع و دشواریهای جدی روبهرو خواهد بود کما این که در صورت تخطی خبرنگاری از این اصل، اخراج یا برخوردهای دیگر علیه او، تهدیداتی است که در برابر خبرنگار بیپناه قرار دارد. آقای حداد در سخنان روز گذشته خود و نیز در ماجرای خبرنگار اخراجی، نوعی از قضاوت و داوری را ابراز کردهاند که عادلانه نیست و صرفاً در جهتی است که مجلس و عملکرد آن و نیز نمایندگانش را مبرا کند در حالی که به بخش دیگر آن یعنی هتاکی به خبرنگار یا سلب حق قانونی او از طریق اخراج، رضایت میدهد.
3ـ انتشار مطبوعات مستقل که وظیفه تاباندن نور به تاریکخانههای «قدرت» را دارند از محاسن دموکراسی و نظامهای مردمسالار است. در هیچ جای دنیا اصحاب «قدرت» اگر الزامی نداشته باشند به «پاسخگویی» نمیپردازند و عملاً آنقدر موانع را زیاد میکنند که امکان روزنامهنگاری مستقل و آزاد را منتفی میسازند.
نهاد پارلمان در این میان از آنجا که خود منتخب مردم است و کار اصلیاش دفاع از حقوق عمومی است و وظیفهاش از امور اجرایی و منافع مالی به طور مستقیم منفک شده، بیشترین عنایت و توجه را به روزنامهنگاری مستقل دارد. در واقع حرفه روزنامهنگاری و وظیفه نمایندگی مردم در پارلمان از این نظر در طول یکدیگر محسوب میشوند حال آنکه جالب است که در کشور ما ظاهراً اوضاع برعکس است و فعلاً دولت (البته تا اطلاع ثانوی) مدعی روزنامهنگاری مستقل است در حالی که برای پارلمان مهمتر از هر چیز ظاهراً آرام بودن مجلس مهم است.
4ـ جنایت حداد در مدت یکساله ریاست خود بر مجلس دو واقعه مطبوعاتی فوق را درکارنامه خود ثبت کردهاند. قضاوت در این دو واقعه اگر از نظر ایشان یا برخی سیاسیون خاص، مطلوب باشد از نظر عمومی موجه نیست، افکار عمومی حق دارد سؤال کند آن زمان که در مجلس ششم، پارهای مطبوعات در جهت هتک و بیاعتبار کردن مجلس از هیچ اقدامی فروگذار نکردند و در تیترها و گزارشهای خود نمایندگان را آلوده و وابسته معرفی میکردند آیا حتی در حد یک کلمه به آن اعتراض داشتند که حال در برابر یک خبر بسیار ساده و حاشیهای در مورد یک نماینده و در شرایطی که موضوع مهم کشور، تهدید انتخابات آزاد است وقت زیادی از خود مجلس را در دفاع از نماینده مربوطه و علیه مطبوعات به کار میگیرند؟ گریزی نیست که تصور شود از نظر ایشان روزنامه با روزنامه و روزنامهنگار با روزنامهنگار و نماینده با نماینده مجلس و مجلس با مجلس متفاوت است. قضاوت کار سختی است و مردم مهمترین و نهاییترین داوران خواهند بود.