گروهسیاسی، آرش غفوری: در روزی که نام احمد جنتی بارها و بارها تکرار شد، بهزاد نبوی، سعید حجاریان و محمدرضا خاتمی بر عدم پذیرش حکم حکومتی از سوی مصطفی معین تأکید کردند و از او خواستند بر تردیدهایش در پذیرش کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری نهم پایان دهد. پنجشنبه بعدازظهر آنها که به خیابان آزادی آمده بودند تا در سالن وزارت کار در کنگره حامیان مصطفی معین در انتخابات ریاست نهمین جمهور در نظام اسلامی ایران حاضر باشند داغترین بحثهای روز را در مورد تردید مصطفی معین برای شرکت در این انتخابات به دلیل شائبه حکم حکومتی که از سوی معین همواره مورد نقد قرار گرفته مشاهده کردند. تردیدهایی که پیش از این و در انتخابات دور هشتم محمدخاتمی را البته به نوعی متفاوت اما با شباهتهای ذاتی در برگرفته بود اینبار به سراغ معین آمد تا او را در شک و تردید حضور و عدمحضور قرار دهد. این در حالی هم بود که فضای پر ازدحام به عدهای اجازه حضور در سالن را نمیداد و در عین حال فرصتی را فراهم میکرد که گروههای کوچک چندنفره که راهی به درون نداشتند در هر گوشهای از بیرون سالن تشکیل شود و حاضران در آنها حضور یا عدم حضور مصطفی معین را به عنوان کاندیدای اصلاحطلبان پیشرو مورد نقد قرار دهند. این تنها یک نماینده دانشجویی مجلس ششم موسوم به مجلساصلاحات نبود که شاهد اعتراض جوانی از انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت مبنی بر لزوم حضور مصطفی معین در این انتخابات باشد، بلکه در گوشهای دیگر مصطفی تاجزاده هم به صحبتهای روزنامهنگارانی گوش فرا میداد که به بیان مواضع خود میپرداختند، همانطور که بهزاد نبوی و محسن امینزاده هم پس از خروج از سالن با سیل متقاضیانی روبرو بودند که از آنها در مورد حضور یا عدمحضور مصطفی معین میپرسیدند.
بهزاد هر چند در سخنرانی خود از تصمیمگیری معین طی دو روز آینده خبر میداد، اما این موضوع باعث این نمیشد که اطرافیانی که او را بیرون سالن و در حیاط وزارت گیرآورده بودند مخاطبش قرار ندهند که آقا بهزاد این حکم حکومتی است و معین همواره آن را رد کرده بود؛ همانطور هم که جوانی دیگر از پشت جمعیت به مخالفت ندا در می دادنامه رهبری همانطور که رئیسجمهوری گفت حکم حکومتی نبود و معین میتواند راهکار چهارم شورای عالی ستاد انتخاباتی خود را مبنی بر اعلام حضور اما با مواضع قاطعتر انتخاب کند. همان راهکاری را که در سخنرانی ساعاتی پیش خود بیان کرد و در آن گفت که معین طی آن هدف سناریوسازان را افشا میکند، تأکید مینماید که حکم حکومتی را نمیپذیرد، تأیید صلاحیتی که محصول حکم حکومتی باشد به رسمیت نخواهد شناخت و در آینده نیز هرگز به آن تمسک نخواهد جست و در عین حال از تمام آسیبدیدگان و محکومشدگان به ناحق از حقوق اجتماعی برای حضور در سطوح بالای مدیریتی دولت آینده خود استفاده خواهد نمود. تأکید جمعیتی که بارها از معین خواستند تا در انتخابات حاضر شود نتیجه جلسهای بود که بیش از شش ساعت طرفداران او را در سالن نگاه داشت بدون آنکه از طولانی شدن جلسه خسته شوند.
بهزاد نبوی: این سناریو برای بدنام کردن اصلاحطلبان طراحی شد
به اعتقاد «بهزاد نبوی» عضو برجسته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سناریوی رد صلاحیت مصطفی معین به قصد بدنام کردن اصلاحطلبان طراحی شده بود و مخالفان اصلاحات قصد داشتند با این کار در اراده اصلاحطلبان جهت عدم پذیرش حکم حکومتی خلل وارد کنند، بین صفوف حامیان معین جدایی بیندازند و مانع جذب نیروهای هوادار اصلاحطلبان به نفع دکتر معین شوند. بهزاد نبوی که سخنرانی خود در جمع حامیان دکتر معین را برای تشریح دلایل طرح این سناریو و راههای مقابله با آن از سوی اصلاحطلبان اختصاص داده بود همچنین به ذکر راهکارهای پیش روی اصلاحطلبان پرداخت و ضمن بیان نکات مثبت و منفی هر یک از این راهکارها همانند دیگر سخنرانان تأکید کرد که در هیچ صورتی اصلاحطلبان حکم حکومتی را نخواهند پذیرفت. عضو شورای عالی ستاد انتخاباتی کاندیدای اصلاحطلبان پیشرو، تیتر روزنامههای مخالفان اصلاحات را پس از تأیید صلاحیت مصطفی معین یادآور میشود و ضمن توصیف این عمل به عنوان یک کار هدفمند، به عنوان مهمترین نکته این سناریو میگوید که اردوگاه ضداصلاحات با برجسته کردن عنوان حکم حکومتی قصد داشت اصلاحطلبان پیشرو را بدنام کند، نه اینکه به فکر قانون باشد و یا اینکه بخواهد به اصلاحطلبان لطف کند و مسائلی از این قبیل را مورد توجه قرار دهد. نکتهای دیگر از این سناریو به تعبیر بهزاد نبوی این است که مخالفان اصلاحات قصد داشتند در ابتدا اصلاحطلبان را در یک دو راهی قرار دهد، بدین معنی که اگر اصلاحطلبان آن را میپذیرفتند ادعا میشد آنها در ادعای خود مبنی بر عدمپذیرش حکم حکومتی صادق نیستند و هنگامی که آن را به نفع خود ببینند خواهند پذیرفت؛ همچنین در صورت عدمپذیرش این حکم هم مدعی میشدند که همه امکانات را برای برگزاری یک رقابت سالم فراهم کردهاند اما اصلاحطلبان خودشان از صحنه کنار کشیدهاند. نایب رئیس مجلس ششم، ایجاد انشقاق در در صفوف حامیان دکتر معین را هم نکته سوم سناریوی جناح ضداصلاحات میداند و میگوید که مخالفان اصلاحات میخواستند با این سناریو برنامهای را محقق سازند که طی آن عدهای از اصلاحطلبان با تأکید بر حضور و عدهای دیگر با تأکید بر عدم حضور با اختلاف روبهرو شوند که نتیجه محتمل آن سردرگمی و جدایی است. بهزاد نبوی ایجاد اختلال در جذب گروههای حامی دکتر معین را هم نکته آخر سناریوی طرح شده توسط مخالفان اصلاحات میداند و معتقد است در حالی که اصلاحطلبان قصد داشتند به یارگیری از بین تمام گروههای موجود و حتی تحریمیها برای رأی دادن به مصطفی معین بپردازند، مخالفان اصلاحات به دنبال آن بودند تا در این جذب و تشویق حامیان برای شرکت در نهمین انتخابات ریاست جمهوری به نفع مصطفی معین خلل وارد کنند.
رئیس واحد تشکیلات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ضمن بیان مطرح شدن این نتایج در شورای عالی ستاد انتخاباتی مصطفی معین از تدوین چهار راهکار پیش روی اصلاحطلبان خبر میدهد و در عین حال معتقد است که این اتفاق به همراه مسئله پذیرش حکم حکومتی به مهمترین موضوع انتخاباتی تبدیل شده و در عین حال مصطفی معین را نیز به عنوان جدیترین رقیب انتخاباتی مطرح نموده است. بهزاد در عین حال صحبتهای رئیس جمهوری محمد خاتمی در مورد اینکه این نامه حکم حکومتی نبوده را نیز یادآور میشود و پاسخ احمد جنتی دبیر شورای نگهبان به رئیسجمهوری مبنی بر حکم حکومتی دانستن نامه رهبری را، تحریکآمیز میخواند و آن را مبتنی بر این میداند که مخالفان اصلاحات اعتقاد دارند عمل آنها در رد صلاحیت معین قانونی بوده و کاندیدای اصلاحطلبان صلاحیت ریاست جمهوری را ندارد.
عضو شورای عالی ستاد انتخاباتی مصطفی معین، «شرکت بدون قید و شرط، شرکت نکردن بدون قید و شرط، شرکت مشروط و شرکت همراه با اعلام مواضع قاطع» را به عنوان چهار راهکار، وجوه مثبت و منفی هر یک از آنها را هم ذکر مینماید. به اعتقاد این فعال سیاسی اصلاحطلب، شرکت بدون قید و شرط راهکاری بود که چندان مورد حمایت قرار نگرفت و از جمله نکات آن، میتوان به مواردی چون تلقی پذیرش حکم حکومتی برخلاف گفتههای پیشین، تلقی سازشکاری، منفعتطلبی و معاملات پشت پرده و همچنین جداشدن بخشی از حامیان دکتر معین اشاره کرد؛ هر چند این راهکار دارای وجوه مثبتی چون امکان فرصت حضور در صحنه و افزایش آرای معین در میان توده مردم نیز هست. این هوادار دکتر معین عدم شرکت بدون قید و شرط را به عنوان گزینه دوم مطرح شده در شورای عالی ستاد انتخاباتی دکتر معین اعلام میکند و از جمله تبعات منفی آن را واگذاری صحنه سیاسی به رقبا و از دست دادن بهترین فرصتها برای حضور فعال در عرصه سیاسی، کاهش بیشتر مشارکت مردم، امکان افزایش پیروزی نامزد مخالفان اصلاحات، طرح اتهام قصد عدم شرکت به دلیل عدم احتمال پیروزی در انتخابات از سوی مخالفان و همچنین معاملات پنهانی برای کنار رفتن به نفع یک نامزد دیگر اعلام میکند. هرچند به تعبیر او اثبات پایبندی اصلاحطلبان به اصول و خنثی شدن اتهام سازشکاری از جمله تبعات مثبت این راهکار است.
شرکت مشروط مصطفی معین در انتخابات، سومین گزینه مطرح شده در جلسات اخیر شورای عالی ستاد انتخاباتی معین بود که به تعبیر بهزاد نبوی، در صورت ارائه شدن شروط مهم از گزینههای قبلی بهتر است؛ هرچند در دیدگاه مخالفان این راهکار، در نهایت نتیجه آن همانند شرکت بدون قید و شرط خواهد بود، چون اگر شرایط مطرح شده چندان مهم نباشد که اساساً ارزشی ندارند و در صورتی هم که شرایطی مهم و جدی باشند، پذیرفته نخواهند شد. بهزاد، به عنوان چهارمین راهکار از شرکت معین در انتخابات همراه با فراهم شدن یکسری مقدمات و تمهیدات و اتخاذ مواضعی قاطعتر خبر میدهد و با بیان این مطلب که استراتژی اصلاحطلبان شرکت بوده است. میگوید که اصلاحطلبان پیشرو تاکنون در پیشبرد این استراتژی موفق بودهاند اما تنها تردیدها مانع اجرای سناریوی مذکور شده است که باید راهی نیز برای غلبه بر این مشکل فراهم آورده شود به طوری که راه را برای سوءاستفاده مخالفان هم ببندد. برای اجرایی شدن این راهکار نایب رئیس مجلس اصلاحات از شرکت مصطفی معین در انتخابات خبر میدهد اما اضافه میکند او باید پیش از آن هدف سناریوسازان را افشا کند، تأکید نماید که حکم حکومتی را نمیپذیرد، تأیید صلاحیتی که محصول حکم حکومتی باشد به رسمیت نخواهد شناخت و در آینده هرگز به این حکم تمسک نخواهد جست. مصطفی معین همچنین باید از این به بعد مواضع خود را صریحتر از پیش بیان دارد، برنامهها، شعارها و تیم همکارش را قاطعانهتر معرفی نماید و در تیم همکارش به عنوان مدیران بالای کشور از تمام آسیبدیدگان و محکومشدگان به ناحق از حقوق اجتماعی استفاده نماید.
حجاریان: حامیان معین فرصت را از دست ندهند
سعید حجاریان هم همانند دیگر سخنرانان مراسم طرح موضوع حکم حکومتی و تأیید صلاحیت مصطفی معین را به این شیوه یک سناریو اعلام میکند؛ او که بدون لباس رسمی در مراسم شرکت کرده بود از حاضران عذرخواهی میکند دلیل این امر را انس موجود در این مراسم میداند و در پاسخ به کسانی که او را جانباز اصلاحات میخواندند به شوخی، گفتههای پیشین خود را مبنی بر مرگ اصلاحات یادآور میشود و میگوید لفظ جانباز اصلاحات پارادوکس است، او گفتههای پیشین خود را نیز مبنی بر«اصلاحات مرد، زندهباد اصلاحات» یادآور میشود و میگوید که امروز هم در میان این جمع باید متذکر شود اصلاحات مرده، جانباز ندارد؛ بلکه باید به دنبال جانبازهایجدید در اصلاحات جدید بود. این هوادار دکتر معین پارادایم امروز ایران را پارادایم اصلاحطلبی میداند و ضمن آنکه معتقد است پروژه مشروطیت ناتمام است در مورد حکم حکومتی اعتقاد دارد که نفس وجود شورای نگهبان و نظارت استصوابی مبنی بر حکم حکومتی است. او همچنین مخاطبان خودش را به واقعنگری فرا میخواند و به شوخی میگوید که مگر بقیه کارها جز با حکم حکومتی اجرا میشود که این یکی اینگونه نباشد.
حجاریان به پست جدید خود نیز اشاره میکند و در حالی که با خنده میگوید در دو دولت میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی پست رسمی داشته، دوران مسؤولیت خود را در دولت خاتمی تنها 9 ماه و آن هم با رای مردم در شورای شهر تهران اعلام میکند و میگوید بعد از آن پستی که به او واگذار شده پست درمان است و با یک صندلی چرخدار روزگار میگذارند. بعد همنگاهی به جمعیت میاندازد و میگوید که «شما هم با حمایت از معین احتمالا به دنبال پست نیستید چون در غیر این صورت باید از کسی دیگر حمایت میکردید.» این عضو برجسته جبهه مشارکت ایران اسلامی یکی از گفتههای پیشین مصطفی معین مبنی بر آنکه حاضر است میهمان حمام فین کاشان باشد را یادآور میشود و میگوید که قصه امروز، قصه اصلاحطلبی است. به اعتقاد حجاریان، امیرکبیر هم اصلاحطلب بود، چون میخواست در سیستم کارکند و به سازماندهی دست زند. او بین اصلاحطلب گامبهگام پیش میرود و دنبال روزنههایکوچک است. سعید حجاریان همچنین به دو نوع عفو در زمان شاه اشاره میکند و ضمن آنکه از بلاتشبیه بودن آن هم میگوید متذکر میشود در عفو نوع اول دوستانی که در زندان کم آورده بودند با تقاضا از شاه سپاس گفتند که به «سپاسی» معروف شدند. او نامی از «سپاسیها» به میان نمیآورد و میگوید اینها شامل عفو ملوکانه شدند. او در بیان عفو نوع دوم، آزاد شدن زندانیان طی دوران اوج انقلاب در دیماه را یادآور میشود و متذکر هم میشود که این گروه دوم بر اثر تفضل ملوکانه عفو نشدند و اینطور نبود که از بالا و با حکم ملوکانه مورد عفو قرارگیرد بلکه فضای موجود آن را اقتضا میکرد.