*موقعیت جغرافیایی ایران و مزیت اقتصادی کشور در باب تولید و توزیع انرژی در منطقه چیست؟
**موقعیت جغرافیایی ایران بین دو منطقه اصلی انرژی خلیجفارس و دریای خزر واقع شده است و همچنین بین شرق و غرب جغرافیایی قرار دارد. این مسئله باعث شده که ایران بتواند منابع انرژی را به شرق و هم به غرب انتقال دهد. ازاین جهت ایران در یک موقعیت خاص قرار دارد.
در رابطه با این نقشی که ایران در این زمینه میتواند ایفا کند، رقابتها و مخالفتهایی وجود دارد. مخالفتها عمدتاً از سوی آمریکا است.
آمریکاییها مخالف نقش عمده ایران در توزیع انرژی در منطقه است و در مهمترین مسئلهای که مخالفت خودشان را ابراز کردهاند در رابطه با انتقال نفت و گاز دریای خزر است و آنها در همین رابطه طرح باکو- جیحان را مطرح کردند. به نظر من آنطوری که در داخل ایران نسبت به این قضیه صحبت شد و اینکه مسیر ایران بهترین مسیر و ارزانترین مسیر برای انتقال نفت دریای خزر است، این با واقعیت تطبیق ندارد. مسیر باکو- جیحان برای رساندن نفت دریای خزر به منطقه مدیترانه مسیر بهتری است. هرکدام از اینها بازار خودشان را دارند و قاعدتاً نه کشورهای حوزه دریای خزر و نه شرکتهایی که آنجا کار میکنند، علاقمند نیستند که تولیدشان را فقط به بازار آسیا برسانند و مسلماً میخواهند به بازار اروپا و مدیترانه هم دسترسی داشته باشند. لذا به نظر من خط لوله باکو- جیحان و خط لوله ایران هیچ منافاتی با هم ندارد. برای مدتها فروش نفت خام دریای خزر به آسیا با صرفهتر بود تا فروش به اروپا، آن هم به علت اختلاف قیمت. اما در حال حاضر برعکس شده است.
منظورم از مطرح کردن این مطلب آن است که این مخالفتها با آن چیزی که در ایران منعکس شده است که بهترین و ارزانترین مسیر ایران است، بهصورت مطلق درست نبود.
*برای همین مسیر ایران، چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟
**مسیر ایران بستگی به ظرفیتی دارد که نفت دریای خزر میخواهد عبور کند. در حال حاضر یک لوله از نکا تا پالایشگاه تهران که تا 120 هزار بشکه نفت خام دریای خزر را میگیرد و در پالایشگاه تهران تصفیه میکند کشیده شده است. نفت خام دریای خزر ناخالصی زیادی دارد، لذا در هر پالایشگاهی اگر بخواهند نفت خام را پالایش کنند، نیاز به یک سری سرمایهگذاری دارد. در پالایشگاه تهران این سرمایهگذاری را انجام دادهایم و این پالایشگاه مشکلی برای پالایش نفت دریای خزر ندارد. و لیکن پالایشگاه تبریز و اصفهان و بقیه پالایشگاهها اگر بخواهند همین نقش را داشته باشد، باید یک سری تغییرات بر روی آنها انجام شود که خودش یک سرمایهگذاری خاص نیاز دارد. حال اگر بیش از ظرفیت پالایشگاه تهران بخواهیم نفت خام دریای خزر را بگیریم و مثلا به تبریز ببریم، دوباره به همان میزان باید در پالایشگاه تبریز سرمایهگذاری کنیم و همچنین باید ظرفیت خط لوله را افزایش دهیم. من فکر نمیکنم با توجه به ظرفیتی که دریای خزر در حوزه نفت دارد و سهمی که بازار آسیا و اروپا میتواند از آن داشته باشد، برای بیش از 300 یا 350 هزار بشکه، برای ایران سرمایهگذاری منطقی باشد، مگر آن که در عمل مطمئن باشیم که اینقدر کشش برای بازار آسیا و نفت دریای خزر داریم.
*رقبای اصلی ایران در زمینه انتقال انرژی چه کشورهای هستند؟
**در رابطه با روسیه هم میتوان گفت رقابت و مخالفت بالاخره روسیه و خصوصا شرکت گاز پروم علاقمند نیست که گاز ایران وارد بازار اروپا شود، و ما احساس میکنیم که با تمام توان تلاش میکنند که از ورود گاز ایران به بازار اروپا جلوگیری کنند. ما بارها به شرکت گاز پروم پیشنهاد همکاری و برنامهریزی مشترک دادهایم، چون ما و این شرکت بیش از نصف صنعت گاز دنیا را در اختیار داریم و حدود51% منابع گاز دنیا در این دو کشور است. اگر ما با یکدیگر هماهنگ شویم و سیاست مشترک داشته باشیم واقعاً میتوانیم بر روی بازار دنیا تاثیرگذار باشیم. اما گاز پروم به جای همکاری با ما، روش رقابت با ما را (اگر نگوییم مخالفت) پیش گرفته است و مطمئن هستم که آنها به هیچ وجه موافق نیستند که ایران گاز خود را به اروپا برساند.
*طرحهای در دست اجرا و مطالعاتی خطوط لوله چه در زمینه نفت و چه در زمینه گاز چیست؟
**طرحهایی که در دست مذاکره هستند، خط لوله گاز ایران به امارات است که یک قرارداد در این زمینه امضاء شده است این قرارداد در رابطه با صادرات گاز ایران به شارجه است. یک قرارداد با کویت بود که نهایی و امضاء شده است. با بحرین برای صادرات گاز مذاکره داشتیم. همچنین با ارمنستان قراردادی امضاء شده است. نخجوان هم همینطور. با پاکستان و هند هم در حال مذاکره هستیم که به دلیل مسائل سیاسی هنوز وضعیت مشخص نیست. در حقیقت قراردادهای گازی است که با کشورهای همسایه داریم. برای صادرات LNG به هند تفاهمنامهای برای صدور بین 5 تا 7 میلیون تن گاز امضاء شده است. با کشور چین نیز، قرارداد امضاء شده است. همینطور با دو شرکت چینی دیگر در حال مذاکره هستیم. یک مشارکت بین شرکت ملی نفت با توتال و شل که بین7 تا 8 میلیون تن تعهد LNG با ایران دارند نهایی شده است و یک شرکت مشترک شکل گرفته است.
*قرارداد صدور گاز به ترکیه اولین پروژه فراهمسایگی ایران پس از انقلاب است. تفاوت این پروژه با صادرات گاز ایران به اروپا پیش از انقلاب چیست؟
** اولین تفاوت این است که قرارداد گازی که قبل از انقلاب با شوروی بسته شد، بسیار ارزانتر بود و به دلیل همین قیمت بسیار ارزان بعد از انقلاب صدور گاز متوقف شد و دیگر گاز صادر نشد. قیمتهای که الان ما در قراردادهایمان رعایت میکنیم، قیمتهای بینالمللی است.
*آیا این مسئله برای ما مشکل ایجاد نکرده است؟
** نه، الان تقریبا تولید روزانه ما به اندازه تولید قطر است و پروژههایی که ما در پارسجنوبی داریم اگر عملی شود با تولید روزانه ما احتمالا از آنها بیشتر خواهد شد.
*دیدگاه هند و چین به همکاری با ایران در زمینه انرژی چیست؟
**من فکر میکنم یک بلوکبندی جدید در دنیا در رابطه با انرژی در حال شکلگیری است. یعنی برای اقتصادهای بزرگ دنیا، مهمترین مسئله امنیت انرژی در آینده است. راجع به این مسئله همه کشورها یک سری سیاستهای خاص دارند. امریکاییها از طریق زور میخواهند این امنیت را بدست بیاورند. مسئله حمله به عراق و خاورمیانه بزرگ در همین چارچوب است و میخواهند در نیازی که در آینده به انرژی از خاورمیانه دارند، مشکلی بوجود نیاید.
اروپاییها از طریق قراردادهای دوجانبه و مذاکرات چندجانبه اقدام کردهاند. مثلا از طریق کشورهایی هستند که برای اروپا تامین انرژی میکنند، اروپا میخواهد مطمئن باشد که این ارتباط هیچگاه قطع نمیشود و در راه انتقال انرژی مسئلهای پیش نخواهد آمد.
اما هند و چین و کشورهایی نظیر آنها از طریق قرارداد دوجانبه با کشورهای تولیدکننده انرژی میخواهند امنیت انرژی خود را تامین کنند. کاری که ایران با چین انجام داد یک همکاری درازمدت و در سطح بسیار وسیعی است.
*نقش ایران در همکاری بین هند و چین از یک سو و هند و پاکستان از سوی دیگر را چگونه ارزیابی میکنید؟
**همکاری هندوچین که شروع شده است، در حقیقت ابتکار خود هندیها است. آنها چون هر دو نیازمند انرژی هستند، به جای اینکه رقابتکنند با هم همکاری میکنند و سعی میکنند هر دو یک سیاست را داشته باشند.
پاکستان و هند با یکدیگر مشکلات سیاسی دارند، اما اگر در همین حد هم بتوانند همکاری کنند، یک موفقیت بزرگی است و چهبسا که پاکستان هم به هند و چین بپیوندد و هر سه با هم همکاری کنند.
*خطوط لوله نفت و گاز ایران به هند آیا به معنی حضور هند در صنایع بالادستی نفت نیز خواهد بود؟
**این پیشنهاد به هند شده است که بتواند از فازهای پارس جنوبی، یک فاز را بگیرد و بصورت بایبک توسعه بدهد و بازپرداخت این سرمایهگذاری از طریق صادرات گاز باشد یعنی گاز میدان را تحویل بگیرند.
*نظر شما در مورد آثار اقتصادی و سیاسی صادرات نفت و گاز ایران چیست؟
**آثار اقتصادی این صادرات مسلماً درآمد است. هر هزار متر مکعب گازی که صادر میکنیم به طور متوسط صد دلار قیمت دارد که80دلار سود خالص است. لذا هرچه صادرات بیشتر شود درآمد ارزی ایران بیشتر خواهد بود. البته این برای صادرات با خطوط لوله است.
آثار سیاسی آن همکه روشن است. بالاخره زمانیکه ما با کشور همسایه یک قرارداد درازمدت داریم و انرژی آنها را تامین میکنیم، قطعاًً روابط دوستانه مستحکمتر میشود و حوادث سیاسی کمتر میتواند بر روابط دو کشور تاثیر بگذارد. هر دو طرف بهدلیل اینکه همکاری درازمدت با هم دارند سعی میکنند تنشها کمتر و روابط دوستانهتر باشد.
*انرژی ایران چه نقشی را در ثبات منطقه ایفا میکند. بهویژه در جنوبآسیا، چه به لحاظ ثبات خود ایران و چه به لحاظ برقراری صلح در منطقه؟
**مثال این مسئله همین خط لوله ایران و پاکستان و هند است. تا زمانیکه که بین پاکستان و هند اختلاف بود، این پروژه انجام نشد، اما اگر این پروژه انجام شود به این معنا است که پاکستانیها و هندیها دشمنی از کنار گذاشتند و به یکدوستی و یکسطحی از اطمینان به یکدیگر رسیدهاند که هند قبول میکند انرژی مورد نیازش از داخل خاک پاکستان عبورکند.
اگر به همین سطحی از اعتماد برسند قاعدتا سعی میکنند که این اعتماد و دوستی را حفظ کنند و اگر به دشمنی تبدیل شود ممکن است دوباره با مشکل مواجه شوند.
پاکستان از درآمد ترانزیت گاز منتفع میشود و هند هم برای سوختی که نیاز دارد به گاز دسترسی پیدا میکند، لذا قطعا این خط لولههای نفت وگاز موجب ثبات در منطقه خواهد شد.