هادی عابدی
* شما تشکیل جبهه دموکراسیخواهی را تاکتیک میدانید یا فرصت؟
** بحث جهبه دموکراسیخواهی فراتر از انتخابات اخیر است، البته بعد از جریان رد و تأیید صلاحیت مجدد آقای معین مبدًا قضیه موقعیت آقای دکتر معین بود.
* پس در این صورت به این مسأله به عنوان یک تاکتیک باید نگاه کرد.
** طی یکی دو سال گذشته صحبتهای پراکندهای در این رابطه مطرح شده بود.
* ولی به اجماع نرسیده بودند و اصولا مسأله جدی گرفته نشده بود؟
** نه، مسأله اینجاست که انتخابات قضیه را فوقالعاده تصریح کرد و چارچوب کار هم نشاندهنده این واقعیت است که مسأله خیلی فراتر از قضیه انتخابات پیشرو است و لذا این مطلب به عنوان یک فرصت باید تلقی کرد و نه یک تاکتیک.
* ولی بعد از دو سال گفتوگو درست چند روز قبل از انتخابات این تشکل صورت رسمی پیدا کرده است.
** از طرف دوستانی که در ستاد آقای دکتر معین حضور دارند انتخابات باعث تصریح این ماجرا شد.
* در نتیجه نگاه تاکتیکی وجود داشته است؟
** باز معتقدم نه انتخابات برای دوستان ستاد آقای معین تاکتیک نیست، استراتژی است، برخی از ملی- مذهبیها انتخابات را تاکتیک تلقی میکنند دوستان ستاد معین انتخابات اخیر را با توجه به سخنرانیهایی که از آنها ملاحظه کردهایم کاملاً استراتژیک میبینند و از آنجا که در مقطع انتخابات این جریان تصریح پیدا کرده است عنوان تاکتیک روی آن نمیگذارند و به صورت بلند مدت به این قضیه نگاه میکنند. این جریان از یکی دو سال پیش در میان ملی مذهبیها مطرح شد و در گفتوگو با نیروهای دوم خرداد نیز مطرح شد و نمونه بارز آن هم اعلامیههای پر امضایی است که از سوی هر دو طرف و برخی اوقات هم حتی با همراهی نیروهای بیرون از این دو جریان صادر کردند. شاید بتوانیم آن اقدامات را مقدمهای بر این اقدام تقریباً تشکیلاتی تصور بکنیم، بنابراین روشن است که اقدامی در این سطح نمیتواند خلق الساعه و در عرض یکی دو روز اتفاق بیفتد.
* در شرایط فعلی به لحاظ داخلی و خارجی این جبهه تا چه حد میتواند کارگشایی معضلات سیاسی کشور باشد.
** اگر دکتر معین پیروز میدان انتخابات نباشند فکر نمیکنم این جبهه بتواند به صورت پرشتاب مسائلی که در ساختار سیاسی است را حل بکند.
* گروهی از صاحبنظرن معتقدند معضلات سیاسی در ایران تقریباً به بنبست رسیده است، این جبهه چقدر توانایی خواهد داشت تا افق جدید را در عرصه سیاسی ترسیم کند؟
** من موافق با این نظر نیستم که فضای سیاسی ایران با بن بست مواجه شده باشد.
* با وجود فضایی که در جامعه وجود دارد آیا چشماندازی به غیر از بنبست سیاسی را شاهد هستیم؟
** ما چون در متن خیلی از تغییرات سیاسی قرار داریم متوجه شتاب این تغییرات نیستیم و در شرایطی که تا این حد متحول است لفظ بنبست را صحیح نمیدانم ولی مجموعهای از گرایشات در این حرکت پرشتاب به بنبست خواهند رسید.
* فکر میکنید چه گرایشاتی دچار بنبست بشوند؟
** جریانهایی که دوره جدید را درک نکنند و ظرفیت پذیرایی این دوره نداشته باشند به بنبست میرسند. در شرایط جدید جریانات جدید شکل میگیرد و تکوین جریانات جدید هم معمولاً در دل جریانهایی هستند که به صورت سنتی در گذشته وجود داشتند، اینها در متن و بطن جریانات قدیمیتر شکل میگیرند و به مرحله بلوغ میرسند و بعد اعلام استقلال میکنند.
* و این جریانات جدید هستند که اوضاع را از حالت بنبست خارج میکنند؟
** من شرایط ایران را مجموعاً خیلی پویا میبینم، خیلی بنبست گونه نمیبینم. اگر منظورتان گرایشان مرسومی که در ایران بودهاند باشد و بگویید که این گرایشات خیلی راه حل قاطعی برای حل معضلات ایران ندارد، من این را میپذیرم.
* جبهه دموکراسیخواهی از سوی این گرایشات سنتی شکل گرفته است، فکر میکنید این جبهه هم به بنبست برسد؟
** حرکت جبههای ما به ازای تکوین نیروهای جدید و موازنههای جدید است که قبلا امکانش نبود و تا آنجایی که به ترکیب نیروهای داخلی ایران بازمیگردد به نظر میآید که یک ارتقایی است که شاید برای برخی گروهها دردناک باشد اگر بخواهم عینیتر و روشنتر حرف بزنم میتوانم به گزارشاتی که برخی از رسانهها دادند. اشاره کنم که معترض جریان ملی – مذهبیها شدند و گفتند اینها از این به بعد اپوزیسیون نیستند. صرفنظر از اینکه آنها اپوزیسیون باشند یا نباشند و اپوزیسیون به آنها اطلاق نشود، این تابویی که اپوزیسیون بودن یک نوع شرافت اخلاقی است و پوزیسیون بودن تا حدی که داخل حکومت باشد یک ناسزای سیاسی است خودش یک تابویی است که در نتیجه این گونه جبهههایی که در حال شکل گرفتن است در حال فروپاشی است. کسانی که از آن موضع متعرض میشوند گویی معتقدند دموکراسی همیشه یک پروژه مستمر و ناتمام است که قرار نیست هیچ گاه به ثمر بنشیند فکر میکنند شأن اخلاقی کسانی که بیرون نظاماند حکم میکند همیشه بیرون نظام باشند و اگر قرار باشد این پروژه دموکراسی به ثمر برسد معلوم نیست که آنها چه جوابی دارند. مگر غیر از این است که پروژه دموکراسی قرار است که نیروهای بیرون نظام سیاسی را داخل نظام سیاسی بکند؟ این چه حس غیر اخلاقی است که دائماً میخواهند آن را بدهند به کسانی که فرضاً علاقهمند داخل حکومت بشوند؟ تابوی ورود به حکومت را از جبهه میشکند و خیلیها توان ورود به این حوزه را ندارند و ترجیحشان این است که یک جریان بیرون از نظام باشد و یک جریان اخلاقی نیمه اهورایی برایش تلقی بشود و قرار هم نیست هیچ اقدام مشخصی هم انجام بدهد. همین که بیرون از حکومت ایستاده و با نوعی از ادبیات زیر کسی و نوعی شهادتطلبی نسبت به اوضاع جاری عمل میکند برای او کفایت میکند. در حالی که مفروض این است که یک عمل سیاسی قاعدتاً به یک نتیجهای برسد و تا آنجایی که به بحث دموکراسی در ایران باز میگردد قرار است که نظام سیاسی در ایران دگرگون بشود و نظام سیاسی که با بنبستهایی مواجه است با همان نیروهای سنتی که نمیتواند همه شئون دموکراسی را پیش ببرد. طبیعتاً باید نیروهای که بیرون از نظام سیاسی قرار دارند. وقتی امکان ورود به ساختار نظام پیدا میکنند در واقع قدم مهمی را به طرف این دگرگوی برمیدارند. بنابراین دوستانی که میگویند چنین شئونی در حال بهم ریختن است باید توضیح بدهند چه وقت و در چه نظامی قرار است چنین اتفاقاتی بیافتد.
* در واقع یکی از کارهای مهم این جبهه تنشزدائی در داخل کشور خواهد بود...
** حرکت جبههای خصوصاً که حول حقوق بشر و دموکراسی شکل بگیرد تمایزاتی مثل تمایز مذهبی بدون و غیرمذهبی بودن تمایز بین داخل نظام و بیرون نظام بودن، داخل ایران و بیرون ایران بودن، همه این تمایزات را به هم میریزد.
* ممکن است آقای معین در انتخابات پیروز میدان نباشد، برنامه خاصی برای چنین وضعیتی در نظر گرفتهاید؟
** فعلاً در مورد جبهه طرح موضوع شده است. گفتوگوهای اولیهای میان سه طرف، نهضت آزادی، نیروهای ملی – مذهبی و ستاد آقای معین صورت گرفته و افراد تعیین شدهاند تا قضیه را پیش ببرند و برای گفتوگوها حدود و ثغوری تعیین کنند و در مرحله بعد فراخوانهایی صورت بگیرد و با گروههای دیگر گفتوگوهایی صورت بگیرد و از آنها هم دعوت بشود که به تدریج حضور پیدا بکنند.
* فکر میکنید با استقبال خوبی روبهرو بشوید؟
** اینکه آنها چقدر حضور پیدا بکنند هنوز معلوم نیست.
* تا به حال هیچ برآوردی نداشتید؟
** طبیعتاً برآوردهایی وجود دارد که لزوماً همه این برآوردها خوشبینانه نیست، چون بحث حرکت جبههای اولین بار نیست که مطرح میشود، ولی برای اولین بار است که میان نیروهای داخل و خارج نظام در چنین سطحی مطرح شده است، جنبه بیسابقهاش هم در این قضیه است، والا بحث جبهه در این سالها همیشه مطرح بوده، مخصوصاً میان نیروهای بیرون نظام و یا برعکس میان نیروهای صرفاً داخل نظام مثل جبهه دوم خرداد وجه بارز این حرکت با حرکتهای دیگر در این است که این بار سعی کرده دیوار عمده را بشکند و از این جهت است که قدم مهمی به سوی دموکراسی محسوب میشود، چون برخی از این جبهه نیروهای عمده داخل نظام هستند.
* آن بخشی از این جبهه که از داخل ساخت قدرت محسوب میشود نیروی عمدهای را در حاکمیت شامل نمیشود، در واقع ضعیفترین نیروی داخل حاکمیت است...
** طبیعتاً از همان حلقه باید شروع بشود و رفته رفته خودش را به حلقههای قویتر تحمیل بکند. از طرف دیگر گرایشات رادیکالتری وجود دارند که هر عمل سیاسی که به بخشی از حکومت طعنه بزند از آن اعلام تبری میکنند و حاضر نیستند وارد گفتوگویی که یک طرفش حکومت است بشوند، از آن طرف هم همین طور کسانی داخل حکومت هستند که حاضر نیستند با هیچ گرایش از بیرون حکومت در هیچ سطح سیاسی وارد گفتوگو بشوند.