تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۷  ، 
کد خبر : ۷۵۲۶۲

مونیسم، پلورالیسم و خشونت انقلابی


حسن یوسفی اشکوری
در تمام انقلاب‌های دو قرن اخیر، پس از پیروزی همواره کسانی از انقلابیون با ادعای ظهور انحراف در مسیر انقلاب با حاکمیت مستقر پس از پیروزی نخستین به مخالفت و گاه به مقابله برخاسته و به گمان خود کوشیده‌اند تا انحراف را تصحیح کنند و آرمان‌ها و اهداف فراموش شده یا به انحراف کشیده شده را به متن نظام سیاسی انقلابی بازگردانند. در انقلاب‌های فرانسه، ‌شوروی، ‌چین، ‌باکو و الجزایر به شکل آشکار چنین پدیده‌‌ای رخ داده است. انقلاب ایران (انقلاب 1357) نیز از این قاعده مستثنا نبوده است.
بررسی واقع‌بینانه و عملی این پدیده‌ای عام یکی از مباحث و بایسته‌های مهم جامعه‌شناختی تمام انقلاب‌ها است و تحلیل درست آن می‌تواند حقایق عبرت‌‌آموزی را برای نسل امروز (به ویژه انقلابی‌اندیشان) آشکار کند. اکنون و در این مجال اندک سر آن نداریم که به این موضوع بپردازیم. آن چه در این نوشتار مورد نظر است، پرسش از مبنای معرفتی اختلافات درونی در اردوگاه انقلابیون ایران است.
در مقام توضیح باید گفت که اولاً در ایران نیز از همان روز 22 بهمن 57 (و حتی پیش از آن و به طور مشخص موضع‌گیری علنی گروه فرقان در پاییز سال 1357 و پس از کنفرانس گوادلوپ) کسانی مدعی آشکار شدن انحراف در روند انقلاب اسلامی ایران شدند و بعدها این مدعا آشکارتر و گسترده‌تر ادامه پیدا کرد و هنوز آشکار و پنهان مورد بحث و گفت است. ثانیاً حتی اگر این مدعا را نادرست بدانیم یا آن را انکار کنیم. یک امر غیرقابل انکار است و آن این که در انقلاب ایران و در ذیل حاکمیت سیاسی "جمهوری اسلامی ایران" مبتنی بر تئوکراسی و حاکمیت ولایت مطلقه فقیه و چیرگی انحصاری روحانیان بر تمام امور و مقدرات کشور، اختلاف‌های شدیدی پدیده آمده است و هنوز هم ادامه دارد در این میان به هر حال بین دو جبهه‌ی حاکمیت و حاکمان از یک سو و طیف گسترده‌ی مخالفان و معارضان سیاسی یا نظامی از سوی دیگر جدال‌ها و برخوردهای خشونت‌بار و گاه خونینی به وجود آمده است. طبیعی است که هر طرف خود را محقق و راست‌کردار و وفادار به انقلاب می‌شمارد و طرف مقابل را منحرف و ضد انقلابی و لاجرم خائن می‌داند. قطعاً ریشه‌یابی و تحلیل و بررسی مسایل فکری، سیاسی، اجتماعی، ‌اقتصادی و فرهنگی رهبران انقلاب و مبارزان انقلاب اسلامی یا غیر‌اسلامی دهه‌ی چهل و پنجاه و در سطح کلان‌تر تحقیق در تاریخ تحولات ایران معاصر و نیز ضرورت‌های عصر انقلاب و پس از آن است بی‌گمان ویژگی‌های شخصی و به اصطلاح خصلتی رهبران انقلاب و انقلابیون اثرگذار و مدیران آغازین جمهوری اسلامِی، ایدئولوژی‌های انقلابیون و سازمان‌های انقلابی و چریکی اعم از روحانی،‌ مذهبی، مارکسیستی و ملی، اشتباهات و شتاب‌زدگی غالباً صادقانه و جاهلانه‌ی افراد و گروه‌ها، ‌دخالت‌ها و دسیسه‌های خارجی و… در جدال‌ها و کشمکش‌های دوران پس از انقلاب، ‌نقش مهمی داشته است. گرچه من بر این باورم که انگیزه‌های شخصی و تمایلات خودکامانه و انحصارطلبی‌های جناحی و باندی، ‌عامل بنیادین و مهم در کشمکش‌های ناموجه‌ دهه‌ی شصت است،‌ که آسیب‌های فراوان و جبران‌ناپذیر بر انقلاب، مردم و حتی اشخاص و جریان‌های درگیر وارد آورده است؛ اما بی‌گمان بنیادهای معرفتی و به اصطلاح ایدئولوژیک اشخاص و احزاب و گروه‌های درگیر نیز سهم قابل توجهی در برخوردها و خشونت‌ها و رفتارهای نامعقول و غیر قابل دفاع داشته است سوال این است که آن بنیادهای معرفتی چه بوده است؟
می‌توان پرسش را این گونه نیز تقریر کرد که چه مبانی معرفتی و اعتقادی موجب شد تا پس از انقلاب، بسیاری از انقلابیون به رفتار خشونت‌آمیز و خودکامانه متوسل شوند و به حذف دگراندیشان روی بیاورند؟ آیا پیشگامان انقلاب و مبارزه اساساً به آزادی، عدالت، دموکراسی و حاکمیت ملی و مردم باور نداشتند و در مقابل، آگاهانه مدافع نظام استبدادی و آمریت ‌فردی از بالا بودند؟ تا آن جا که اسناد و منابع مکتوب گواهی می‌دهد، تقریباً تمام شخصیت‌های اثرگذار و سازمان‌های انقلابی و احزاب سیاسی کم‌و بیش معتقد و مدافع نظام دموکراتیک و حتی پارلمانتاریسم بودند و حداقل در آرمان بلند آزادی و عدالت و دموکراسی هم‌نوا و همراه و هماهنگ بودند. شعارهای عصر انقلاب و دغدغه‌های رهبری و رهبران نیز به صراحت از آن آرمان‌ها و اهداف سخن می‌گوید. تا آن جا که به حوزه‌ای معرفت و اندیشه مربوط است، ‌قطعاً یکی از عوامل اختلافات بعدی، ‌تفسیرها و تعبیرهای مختلف و متنوع از شعارهای آزادی‌خواهانه و دموکرات‌منشانه و عدالت‌جویانه بود و دیگر، سطحی بودن و نگاه شکلی و فرمالیسم رایج در دهه‌ی چهل و پنجاه اغلب روشن‌فکران و انقلابیون جوان و به ویژه روحانیون سیاسی و مبارز نسبت به شعارهای مورد بحث بوده است. اما به نظر می‌رسد که بنیادهای عمیق‌تر معرفتی در بطن افکار و ایدئولوژی‌ها و شعارهای انقلابیون دموکرات وجود داشته است که موجب سوء تفاهمات یا تفاسیر مختلف و متضاد از شعارها و هدف‌های مطرح شده گردیده و در نتیجه کشمکش‌ها و جدال‌هایی خشن و خونین پدیده آورده است. یکی از این بنیادها،‌ ارتباط مونیسم یا پلورالیسم با رفتارهای مستبدانه و خشونت‌آمیز و سرکوب‌گر به اصطلاح انقلابی است.
"مونیسم" یکتاگرایی و سامان‌دهی فکری و ایدئولوژیک و طراحی سیستم و نظام اجتماعی و سیاسی حول فکر و اندیشه و اصلی واحد است به عبارتی،‌ نگاه به جهان و هستی با باور و آنتولوژی وحدت‌گرایانه، ‌مونیسم گفته می‌شود. پلورالیسم در مقابل کثرت‌گرایی و چندگانه‌نگری معرفتی به عالم و آدم است که لاجرم در حوزه‌ای سیاست و جامعه و حکومت و در قلمرو حکمت علمی، به نظامی متفاوت و در واقع پلورال و کثرت‌گرا و دموکراتیک منجر می‌شود. در مونیسم یک اصل بنیادین حاکم است و کثرت‌ها یا انکار می‌شود یا مجازی دانسته می‌شود یا در پرتو اصل حاکم و واحد،‌مورد تفسیر و تحلیل و توجیه قرار می‌گیرد. گفته می‌شود در این تفکر و آنتولوژی، گفتارهای مونولوگ پدید می‌آید و ایدئولوژی‌های واحد و سلطه‌گرا خلق می‌شود و در نظام اجتماعی و سیاسی، آمریت یک سویه و از بالا اعمال می‌شود و اقتدارگرایی رسمیت می‌یابد و در نتیجه کثرت‌گرایی و پلورالیسم معرفتی یا سیاسی و رفتار دموکراتیک، یا مطرود و نادرست شمرده می‌شود یا تا آنجا تحمل می‌شود که وحدت عام و آمریت تو اقتدار و مرجعیت از بالا را به خطر نیفکند. حال آن که در پلورالیسم معرفتی چنین نیست و در واقع عکس مونیسم و نگاه مونیستی رخ می‌دهد. براساس این تمایزگذاری بین دو نوع آنتولوژی، ادعا می‌شود تا زمانی که هستی‌شناسی ما مونولوگ است، دیالوگ، تفاهم، آزادی به معنای مدرن کلمه،‌ عدالت به معنای جدید آن، دموکراسی و ملت – دولت (nation – state) پدید نمی‌آید و اگر شکلی از دموکراسی بود جامعه سیاسی شبه مدرن تأسیس شود، نوزاد ناقص‌الخلقه خواهد بود و دیر یا زود می‌میرد و در صورت ادامه‌ی حیات نیز جز رنج و دردسر و آشفتگی ثمری نخواهد داشت.
در تحلیل این رویکرد گفته می‌شود که در غرب روند آنتولوژی مونیستی به تدریج سست شده و در عصر جدید و پس از عصر روشن‌گری جای خود را به پلورالیسم و کثرت‌گرایی معرفتی داده و اختیار، اراده و حق انتخاب آدمی محور قرار گرفته و حول محور این نگاه جدید به عالم و آدم ( به ویژه اومانیسم) مفاهیمی چون آزادی و عدالت و دموکراسی و حق حاکمیت ملی مهم شده و مقبولیت عام یافته است. از نگاه دیگر نیز به این موضوع توجه می‌شود و آن تبدیل دیدگاه کل‌گرا به جزء‌گرا در غرب جدید است.
می‌دانیم در قرون وسطا، نگاه کل‌نگر و تا حدودی انتزاعی و ایده‌آلیستی افلاطونی حاکم بود و همین امر موجب شد تا علوم و فنون و آزادی و دموکراسی یونانی و حقوق رومی قدیم، محو و حداقل ضعیف شوند و عصر تاریکی رقم بخورد. اما از فرانسیس بیکن به بعد، کل‌نگری به جزنگری و قیاس‌بینی به استقراراندیشی و در حوزه‌ی سیاسی و جامعه، ‌استبداد مذهبی و آمریت سیاسی و آزادی فکری و تساهل و مدارای دینی و دموکراسی و حکومت ملی تبدیل شد. در واقع پلورالیسم جای مونیسم را گرفت و کثرت‌گرایی اصل بنیادین آنتولوژی‌ها و ایدئولوژی‌ها و سیاست‌ها و نظامات اجتماعی واقتصادی و فرهنگی شد. اخیراً نیز کسانی چون جان هیک مساله‌ی مهم «پلورالیسم دینی» را به معنای حقانیت مساوی ادیان طرح و تبلیغ می‌کنند و چنین می‌اندیشند که اعتقاد به مونیسم مذهبی یعنی اعتقاد به حقانیت مطلق و حتی نسبی یک دین و باطل شمردن ادیان دیگر،‌ نه ممکن است و قابل اثبات و نه مفید؛ چرا که با هر نوع پلورالیسم و آزادی و اختیار و دموکراسی مغایرت دارد. از این منظر باور به توحید خداوند و تکیه‌ای انحصاری به یکتاپرستی و یکتاگرایی نیز مولد مونیسم و انحصارطلبی و تأسیس جامعه‌ای بر بنیاد قدرت‌پرستی و اقتدارگرایی و استبداد می‌شود و دیگر جایی برای آزادی و تکثر اجتماعی و عقیدتی و ایدئولوژیک و سیاسی نخواهد بود. مدافعان این نظر در مقابل شرک و چند خدایی را منشاء کثرت گرایی و دموکراسی می‌شمارند و می‌گویند کثرت‌گرایی مذهبی یونان و روم، دموکراسی دولت – شهرها را پدید آورد و مونیسم مذهبی شرق باستان (از جمله ایران) فردپرستی و خودکامگی الوهیت شاه را در پی آورد و آن اندیشه‌ی شاه – خدایی را تبدیل به موبد- شاهی عصر ساسانی کرد.
آنچه گفته شد، تقریر اجمالی اصل مدعای مونیسم و تفاوت آن با پلورالیسم در حوزه‌ی معرفتی و هستی‌شناسی( آنتولوژی) و پی‌آمدهای التزامی و انضمامی دو نگرش هستی‌شناسانه بود که عمدتاً برگرفته از کتاب افسوس زدگی جدید- هویت چهل تکه و تفکر سیار اثر آقای دکتر شایگان و به ویژه نقد و بررسی آرای ایشان در کتاب مونیسم یا پلورالیسم اثر آقای دکتر بیژن عبدالکریمی است. البته به برخی نظریات دیگر از جمله کل‌گرایی و جزء‌گرایی یا ارتباط توحید و شک به استبداد و دموکراسی نیز که به نوعی مؤید آن نظریه بود اشارتی رفت.
اکنون در مقام داوری و بحث و مناقشه درباره‌ی این آرا نیستم و فقط می‌توانم بگویم پلورالیسم بدون مونیسم و به عبارتی کثرت بدون وحدت به لحاظ بنیادی و منطقی ناممکن است و لذا نظریه‌ی مختار این جانب، همان مدعای فیلسوفان اسلامی است که وحدت در عین کثرت و جمع این دو نه تنها ممکن است که الزامی است. در این صورت یکتاگرایی الزاماً به استبداد نمی‌انجامید، ‌همان گونه که پلورالیسم معرفتی یا مذهبی نیز الزاماً به کثرت‌گرایی و دموکراسی و آزادی منتهی نخواهد شد؛ چرا که اولاً؛ تفاسیر این اصول می‌تواند به گونه‌ای باشد که به شکل انضمامی به پی‌آمدهای متفاوت منجر شود و ثانیاً،‌ همین دیدگاه‌های کلی و عام احتمالاً دارای ابعاد شناخته و ناشناخته‌ای است که به تدریج آشکار می‌شوند و در آن صورت ممکن است سیمای دیگری از مونیسم یا پلورالیسم به نمایش بگذارند و به فرجامی دیگر بینجامد. ثالثاً تجلی عینی و علمی و یک نظریه‌ی فلسفی یا یک عقیده و اصل مذهبی، ‌نیازمند علل و عوامی و زمینه‌های متعدد و پیچیده‌ای است و آن زمینه‌ها وعوامل فرعی یا اصلی ممکن است سرنوشت دیگر (حتی سرنوشت و فرجام متضادی) رقم زنند. اما نمی‌توان انکار کرد که نظریه‌ی مونیستی و یکتاگرایی (توحید سرنوشت و فرجام متضادی) رقم زنند، اما نمی‌توان انکار کرد که نظریه‌ی مونیستی و یکتاگرایی(توحید مذهبی) استعداد و آمادگی بیش‌تری برای فردگرایی و استبداد فردی یا طبقات یا نژادی و سست کردن فکر پلورالیستی و نفی نظام اجتماعی و سست کردن فکر پلورالیستی و نفی نظام اجتماعی کثرت‌گرا و طرد اندیشه و عمل دموکراتیک دارد تا آنتولوژی پلورالیستی و البته تعیّن تاریخی نیز گواه آن است. حال می‌خواهم با تکیه بر پیش فرض یاد شده و تأیید آمادگی بیش‌تر مونیسم برای استبداد و خشونت فکری و مذهبی و سیاسی و حتی نظامی در قیاس با هستی‌شناسی پلورالیستی، ‌اشارتی بکنم به زمینه‌های معرفتی شخصیت‌ها و به ویژه گروه‌ها و سازمان‌های انقلابی و چریکی فعال در دهه‌های چهل و پنجاه و اثرگذار در پیروزی انقلاب،‌ حول دو آنتولوژی مونیسم و پلورالیسم.
واقعیت این است که انقلاب یک مفهوم و پدیده‌ی مدرن است که برآمده از اندیشه‌ی بنیادین تغییر در عصر جدید می‌باشد. این جمله معروف مارکس که فلسفه تا حال در فکر تفسیر جهان بود و اکنون باید در پی تغییر جهان باشد، به خوبی معنا و غایت فکر تحول‌خواهی و تفسیرطلبی و حتی مفهوم پیشرفت را در روزگار پس از عصر روش‌گری و انقلاب صنعتی عیان کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات