صالح اسکندری
چاپ مجدد کاریکاتورهای موهن نسبت به پیامبر اکرم (ص) در نشریات اروپایی به آتش خشم جهان اسلام دامن زده است.
اگرچه این اهانتها به مسلمانان در طول تاریج جریان داشته و این اقدام غیر اخلاقی اولین و آخرین بار آن نیست، اما با حمایت «بندیکت شانزدهم» رهبر مسیحیان جهان وارد مرحله جدیدی شده است. از جنگهای صلیبی تا به امروز هجمههای دنیای غرب در برابر جهان اسلام رنگهای متفاوتی پذیرفته اما این اولین باری است که رهبر دینی غرب از چنین حرکت ضد مذهبی حمایت میکند.
در چنین وضعیت آشفتهای چگونه میتواند بین نهیلیسم مرزی و فرهنگی که امروزه در نزد بسیاری از جامعه شناسان امری پذیرفته شده است و گسلهای تمدنی که هر روز عمیقتر میشوند نسبتی برقرار کرد و تحلیل صحیحی از این دو پدیده ارایه داد؟
افکار نهیلیسم فرهنگی در دنیای امروز همراه با اغراق است امروز نه دیگر وهابیها، وهابیهای سابق با تعصبات مجزوم خود هستند و نه کاتولیکها به شکل سابق در خیابانهای انگلستان راهپیمایی میکنند. امروز حتی دیگر طالبان برای مردم افغانستان نیز پذیرفته شده نیست از طرفی در اروپا نیز تفاوتهای فرهنگی و روانی مشهود میان کشورهای ایتالیا، فرانسه و آلمان رنگ باخته و یا بسیار ضعیف شده است.
اما از سوی دیگر اتفاق جدیتری در حال رخ دادن است و آن موضعگیری صریح و بیپرده دو جهان است؛ جهان اسلام و جهان غرب نه تنها گسلها عمیقتر شدهاند بلکه حتی برخورد این دو صفحه در حال ترسیم مرزهای جدید تمدنی و تغییر شکل صفحات جهانی است.
در حقیقت جمع دو پدیده گسلهای تمدنی و نهیلیسم مرزی از دو منظر درون تمدنی و برون تمدنی جواب میدهد یعنی با فرض دو صفحه جهانی اسلام و غرب باید اذعان کرد که نهیلیسم مرزی در درون این دو تمدن رخ داده و میدهد، یعنی خرده فرهنگهای درون این دو تمدن به سمت و سوی نوعی همسانسازی پیش میروند و به مرور زمان این خردهفرهنگها در کلان فرهنگ خود هضم میشوند.
در واقع مدلول جهان غرب به یک حقیقت معنایی واحد دلالت مییابد و جهان اسلام نیز دال مفهومی و یکتای خود را مییابد.
این همتایی درون تمدنی در بیرون وجهه متفاوتی پیدا میکند و آن شکافهای عمیق گسلهای بین این دو کلان فرهنگ است.
دو کلان فرهنگی که در نهایت به تعارض ذاتی میرسند و تضاد تاریخی مستضعفین و مستکبرین در شکل نهایی خود محقق میشود. تضادی که با ظهور منجی عالی بشریت پایان مییابد و مستضعفین وارث زمین میگردند.