تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۷۵۲۷۴

روزی که همه یهودی‌ها مسیحی خواهد شد


م. ملائک / Malmak@hotmail.com
از قوم بنی‌اسرائیل در کتب مختلف آسمانی با لفظ قوم منتخب نام برده می‌شود که خداوند نظر ویژه‌‌ای به آنها داشته است. قومی که به رهبری حضرت موسی(ع) از ظلم فرعون نجات یافت اما نه تنها با موسی (ع) که با هیچ یک از پیامبران بعدی وی نیز از در اطاعت و مسالمت در نیامد و به گفته قرآن بسیاری از پیامبران خود را کشت و ظلم و فساد در زمین را پیشه خود ساخت.
تاریخ گواه است که این قوم در هیچ یک از مناطقی که ساکن بوده است وضعیتی عادی با سایر اقوام نداشته و همواره در تخاصم با آنها مجبور به پذیرش محدودیتهایی شده است. آیات قرآن بنی‌اسرائیل را قومی مترصد حاکمیت بر جهان و باعث گسترش ظلم و فساد معرفی می‌کند. اما در طور تاریخ اسلام این دین به عنوان دینی ابراهیمی مورد احترام بوده و در سرزمین پهناوری که مسلمانان حکمرانی می‌کردند هیچگاه واقعه‌ای چون قتل عام یهودیان (هولوکاست) در اروپا اتفاق نیافتاده است در واقع مسلمانان تا قبل از تشکیل دولت اسرائیل در فلسطین خود را طرف قوم یهود نمی‌دانستند و با حفظ‌ شرایط و مقررات دینی خود برای آنان فضای زیستی متعارفی تعریف کرده بودند به طوری که یهودیان به زندگی، تجارت و کسب علم خود به صورت عادی مشغول بودند. اما مسیحیان از زمان مصلوب شدن عیسی (ع) خود را به طور مشخص طرف قوم یهود می‌دانند و با آنها در زمانهای مختلف هم با سیاست و هم خشونت‌آمیز برخورد کرده‌اند و اروپا مسیحی همواره در تلاش بوده است که «‌عنصر یهود» را از سرزمین‌های خود دور نگه دارد.
یهودیان نیز به طور متقابل طرف خود را اروپایی مسیحی دانسته و سعی بر تسلط بر قله‌های قدرت و ثروت آنان داشته‌اند. و این نزاع و تقابل تا به امروز نیز ادامه دارد اما صحنه درگیری از منطقه جغرافیایی اروپای مسیحی به خاورمیانه و فلسطین منتقل شده است. اگر یهودیان برای تسلط بر جهان عرصه‌های اقتصاد و تجارت، هنر و مطبوعات را فتح کرده‌اند مسیحیان نیز با تئوریزه کردن رفتارهای خود بدنبال روزی هستند که دیگر یهودی در جهان نباشد هم اکنون جریان مسلط سیاسی در آمریکا که طرفداری از یهودیان را در دستور دارد و از تئوری کلیسای اوانگلیک پیروی می‌کنند و یهودیان را دستمایه نظریه‌پردازی مسیحیت کرده است.
این تئوری تا آنجا که به تثبیت و قدرت اسرائیل منجر می‌شود مورد تأیید یهودیان است اما در واقع مبنای آن چنین است که حمایت از اسراییل باعث گسیل یهودی‌ها به «‌سرزمین وعده داده شده» خواهد شد که این تجمع به ظهور مجدد عیسی (ع) منجر خواهد شد و جنگ آرماگدون آغاز می‌گردد که نتیجه آن به مسیحیت گرویدن همه یهودیان است. به دیگر روایت این تئوری معتقد است که روزی یهودیان دیگر یهودی نخواهد بود،‌ و بر این مبنا کلیساهای متعدد در آمریکا به جمع‌آوری اعانه برای بازگشت یهودی‌های مختلف دنیا به اسرائیل می‌پردازند و حتی فقیر‌ترین مسیحی برای بازگشت یک یهودی به اسرائیل صدقه‌ای می‌دهد که مورد قبول خداوند باشد.
طرفداری از یهودیان به این سبک در اصل روی دیگر سکه یهودی‌ستیزی تاریخی مسیحیت است هر دوی این رفتارها یهودیان را عنصر محوری و مشکل تاریخ قرار داده و برای حذف آن به صورت مسالمت یا خشونت‌آمیز برنامه‌ریزی می‌‌کند.
اروپایی مسیحی در گذشته واضع سازمان‌یافته‌ترین و از جهاتی رحمانه‌ترین فشارها بر یهودیان بوده است برای نمونه می‌توان از مجله یهودیان پراگ بازدید کرد. مجموعه یهودیان این شهر محدود بودند که در یک مساحت 10 هزار متر مربعی زندگی،‌ عبادت کار و مرگ خود را برنامه‌ریزی کنند در بخشی از این مجموعه قبرستان است که مرده‌ها در چند طبقه و به صورت عمودی و فشرده ذفن شده‌اند. که در یک نقطه تا 6 سنگ قبر را می‌توان شمرد کمیته یهودیان در یک سرداب برقرار است زیرا این ساختمان مجوزی نداشته که به صورت عیان در دیدگاه قرار گیرد. این وضعیت تا حاکمیت کمونیستها بر چک ادامه داشته است. از این قبیل در بسیاری از نقاط اروپا می‌توان یافت و سئوال مهم آنکه چه انگیزه‌ای مردم و حاکمیت مسیحی را به این رفتارها سوق داده است؟ و درگیری دائمی مسیحیت و یهود در عرصه سیاست و فرهنگ و مذهب و اقتصاد تا کجا ادامه خواهد یافت.
یهودیان نیز اگر چه در اقلیت قومی یکپارچه و متعصب و با برنامه و در طول تاریخ تلاش زیادی برای دست اندازی‌های به قله‌های ثروت و قدرت از طریق مختلف داشته است که مهمترین این حمایت و هدایت لژهای فراماسوانوی برای کنترل قدرت به نفع خود بوده است. انگیزه‌ای که سیاستمداران جهان را نسبت به فعالیت یهودیان مشکوک و برای حذف کلی آنان مصم کرد. یک نمونه از این اسناد را که قبل از جنگ جهانی دوم انتشار یافته است. در اینجا آورده می‌شود.
رونامه «‌تووی اسلاو» چاپ برلن در تاریخ 10 نوامبر 1935چنین می‌نویسد.
«لژهای ماسونهای انگلیس و اسکاتلند، آمریکا و فرانسه به عموم ماسونهای جهان اعلام می‌کند که گروهی که همیشه بر ضد ترقی و تمدن نوع بشر هستند اخیر متفق شده و بر علیه فراماسونها و ملت یهود که در ظرف 6 هزار سال به تمدن نوع بشر خدمت کرده است اعلان جنگ داده‌اند منجمله آلمانها با کمال قساوت و وحشیگری که از اجداد بی‌رحم خود (هون‌ها) به ارث برده‌اند یهودیان را مانند حیوانات تحت تعقیب و تضییق شدید قرار داده‌ و لژهای ماسونها را در آلمان بسته‌اند. همین طور در ایتالیا اخلاف رومیهای قدیم که دو هزار سال قبل بیت‌المقدس را منهدم کرده بودند میلیونها لیره برای تبلیغات بر علیه یهودیان در میان اعراب فلسطین خرج نموده و صدها مبلغ برای تحریک اعراب بر علیه یهودیان گسیل می‌دارند.
در ایتالیا بیش از پانزده سال است که لژهای ماسونها بسته شده و هزاران یهودی که به اعمال شاقه محکوم گردیده‌اند به جزایر مدیترانه تبعید شده‌اند.
ژاپنیها و مهاجرین روس نیز در شرق دور بر علیه ماسونها و یهود مشغول فعالیت شده و صدها خانواده یهودی را مجبور کرده‌اند که از آن صفحات مهاجرت کنند.
در این میانه امپراطوری بریتانیا که تنها مدافع مظلومین و حامی ماسونها و ملت یهود می‌باشد برای دفاع از آنها بار دیگر در صحنه حاضر می‌شود. بنا به مراتب فوق لژهای ماسونهای انگلیس و اسکاتلند، آمریکا و فرانسه از عموم برادران ماسون بدون ملاحظه مذهب و ملیت درخواست می‌کند که با کلیه قوا ائم از مادی و معنوی به دولت بریتانا کمک نمایند. (امضا رؤسای لژهای انگلیس – اسکاتلند –آمریکا – فرانسه)
از نظر سیاستمداران اروپایی همواره یهودی‌ها متهم بوده‌اند که در پشت پرده برنامه برای بر هم زدن نظام حاکم و نفوذ در آن کنترل تحولات را داشته‌اند و به همین دلیل هم در جریان جنگ دوم جهانی آلمان‌ها برای این که پشت جبهه ناامنی نداشته باشند. به اعمال محدودیت بر یهودی‌ها پرداختند.
سفارت ایران در برلن در 1 مهر 1314 (1935) در گزارشی به وزارت خارجه می‌نویسد:
«از بدو طلوع حکومت ناسیونال سوسیالیست وضعیت یهودیهای مقیم آلمان‌ روز به روز بدتر شده و ترتیباتی پیش ‌آمده که زندگانی را فوق‌العاده برای آنها مشکل ساخته است مثلا یهودیانی که سابق بر این می‌توانستند در آلمان متصدی هر شغلی شوند و در کلیه امور دخالت نمایند و مانند یک نفر آلمانی از هر حقی استفاده کنند امروز دست آنها کوتاه شده و علت آن این است که هر کس در آلمان نتواند ثابت کند که از لحاظ نژاد یهودی نیست جزو یهودی‌ها شمرده شده و مواجه با اشکالات عظیم می‌گردد. ایرانیها که در آلمان اقامت دارند چون برایشان غیر ممکن است که هویت آریایی خود را ثابت نمایند دائم متوسل به این سفارت گردیده و تقاضا می‌نمایند که تصدیقی مبنی بر هویت آریایی آنها به ایشان داده شود. نظر به اینکه دادن چنین تصدیق‌هایی که شامل اجداد نیز بشود برای این سفارت میسر نبود با مقامات مربوطه آلمان وارد مذاکره گردیده و قرار بر این داده شد که سفارت فقط راجع به یهودی نبودن خود شخص مراجعه کننده تصدیق تسلیم نماید که بو سیله آن اتباع ایرانی مقیم آلمان مواجه با اشکالاتی که شامل حال یهودیهاست نشود. موضوع فوق الذکر برای دولت آلمان اهمیت مخصوص دارد و همانطور که می‌دانید هر اقدامی که مخالف با مرام حزب آنها باشد بی‌اثر است و صلاح این است که موضوع به همین نحو حل و تصفیه شود.»
می‌توان از لابلای این سطور درک کرد که یهودیان در آلمان با چه مشکلاتی روبرو بودند و بیشتر می‌توان درک کرد که سیاستمداران اروپایی برای حل مسائل داخلی خود با یهودیان به انتقال آنان به منطقه‌ای دیگر از جغرافیای کره زمین اندیشدند و مصیبتی که مسلمانان، اعراب و فلسطینی‌ها با آن روبرو هستند نتیجه این تصمیم‌گیری و تئوری‌‌پردازی‌های اروپایی‌هاست که می‌تواند مورد تجدیدنظر و بررسی دیگر بار قرار گیرد.
1- اینکه یهودی‌ها در اروپا تحت فشار قرار داشتند یک واقعیت تاریخی است و نمی‌تواند آن را کتمان کرد.
2- اینکه چرا یهودی در اروپا متهم به اخلال در روند اوضاع بودند باید مورد بررسی منصفانه قرار گیرد.
3- اینکه آیا یهودای‌ها حق دارند به دلیل تضییقاتی که بر آنها در اروپا رفته از فلسطینی‌ها انتقام بگیرند یک فرافکنی سیاستمداران اروپایی است با یک ایده یهودی‌؟
با این چنین سیاسی در واقع اسرائیل خود را ملزم به رعایت هیچ قطعنامه‌سازمان ملل و یا پذیرش هیچ گونه توصیه‌ای به نفع مردم فلسطین نمی‌داند.
4- یهودی‌ستیزی تاریخی مسیحیت در این فرآیند تبدیل به جنگ تحمیلی مسلمانان و یهودیان شده است. این روند باید در بستر قبلی خود را استانداردهای پذیرفته شده حقوق بشر مورد بررسی و تجدید نظر قرار گرفته و حقوق ملتها و ادیان به طور تساوی مورد پذیرش قرار گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات