صالح اسکندری
در تعاملات بین مردم و دولت همواره نقش نخبگان از منظر مکاتب مختلف مورد بحث بوده است. در نگاه مارکسیستی و مکاتب مسبوق و معطوف به آن عمدتا نخبگان به عنوان توجیهگران قدرت بورژوازی مطرح هستند و از منظر لیبرالی به نظر میرسد گفتمان الیتیستی فایق باشد. یعنی این روشنفکران هستند که سامانه اجتماعی را تنظیم، تعدیل و حتی تشریح میکنند و تودههای ناآگاه باید خود را در این سامانه بگنجانند.
اگرچه این مفروضات بسیار کلی است اما به نسبت قادر است دورنمایی از چارچوبهای ذهنی این دو گفتمان فکری را ارایه دهد. فارغ از کلیگوییها مورد نظر نگارنده، تدفین بیشتر در تبیین ویژه حضرت امیر(ع) از نقش نخبگان در تعاملات و مراودات بین مردم و حاکم است. ایشان در نامه مشهور خود به مالک اشتر مینویسند:«خشم عامه مردم خشنودی خواص را از بین میبرد و رضایت آنها، خشم گروههای خاص را ناچیز میگرداند.»
آنچه در نگاه اول از جمله امیرالمومنین(ع) برداشت میشود لزوم مردمگرایی حاکم است. یعنی اصل و اساس در تخصیص منابع مادی و معنوی از جانب حاکم، در تضارب علایق و سلایق بین گروههای خاص و مردم و همچنین جلب رضایتمندی، نگاه ویژه به عامه مردم است. اما آیا این قضاوت که گروههای خاص مورد نظر حضرت امیر(ع) با تمامی نخبگان دینی در نمونه اعلای مردم سالاری دینی همپوشانی دارد، مداقه بیشتری را میطلبد. در دوره پنجساله خلافت مولای متقیان علی(ع) به جز معدودی از نخبگان جامعه بخش کثیری از طیف گروههای خاص که در دستهبندی سه گانه ایشان( ناکثین، مارقین، قاسطین) جای میگیرند در معاندت وگاه جهالت به سر میبردند.
سه جنگ جمل، صفین و نهروان در نهایت ضربت خوردن ایشان در مسجد کوفه به درستی حکایت از این جهال و عناد و نفاق دارد. اما در نمونه آرمانی مردمسلاری دینی با تصحیح مجازی نخبهپروری و با این فرض که مراودات این جامعه از آفت زر و زور به دور است نخبگان دینی جامعه را با گروههای خاص دوره خلافت حضرتعلی(ع) به لحاظ مبنایی متمایز و متفاوت میکند.
در واقع در این نمونه اعلا، نخبگان عصاره مردم هستند و تاکید بر نقش آنها منافاتی با مردمگرایی علوم در نظام مردمسلاری دینی ندارد.
امروز نخبهپروری دینی با ولایت است نه بر ولایت و جامعه ما با توجه به رشد عقلانی به سمت وسویی سوق یافته که عناد با ولایت حتی به صورت انتزاعی رنگ باخته است. از طرفی در مردمسلاری دینی نخبگان به قشر خاصی از جامعه تعلق ندارند و از طبقات مختلف اجتماعی گزنیش میشوند و این مسیر درجامعه علوی به عنوان آرمان مردمسالاری دینی برکسی بسته نیست.
ماحصل بحث اینکه نخبهپروری دینی در جامعه علوی منافاتی با مردمگرایی ندارد و این مهندسان اجتماعی نظام علوی هستند که میبایست مجاری نخبهپروری را تصحیح کنند.