تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۷۵۳۲۰
تحلیلی از تازه‌ترین تحولات پرونده هسته‌ای پس از غنی‌سازی آزمایشی و در آستانه دور دوم مذاکره با روسیه

اولویت کدام است؟


مهرداد خدیر
mehrdadkhadir@yahoo.com
سایه پرونده هسته‌ای چنان بر مناسبات داخلی و جهانی سیاست در ایران سنگینی می‌کند که مجال پرداختن به مقوله‌ای دیگر را نمی‌دهد و همه در انتظار فرجام مناقشه هستند. نیمه اسفند ماه گزارش محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل منتشر می‌شود. گزارشی که به گفته کوفی عنان «همه چیز» را روشن می‌کند. محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گوید: «جمهوری اسلامی ایران در حال عبور از 17 سال تنش‌زدایی است و از سال آینده با چالشی آشکار مواجه می‌شویم که بین 5 تا 8 سال طول می‌کشد و با گذر زمان، آثار و پیامدهای آن بیشتر درک می‌شود.»
به اعتقاد وی استراتژی آمریکا سه محور دارد: «اول: صدور قطعنامه شورای امنیت علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران و تحریم چند قلم کالای صنعتی. دوم: ایجاد ناامنی محدود خارج از چارچوب شورای امنیت و با کمک اسراییل و سوم: تداوم مذاکره و تعامل به منظور اخذ امتیاز بیشتر از ما.» وی می‌کوشد در میانه «مصلحت عمل‌گرایان» و «اصلاح‌طلبان» از یک سو و «اصول‌گرایان» از طرف دیگر بایستد و چالش هسته‌ای را فراتر از تفاوت فکری دو طیف ارزیابی کند و می‌گوید: «چالش غرب با ایران مربوط به دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد نیست و این تحلیل که احمدی‌نژاد با ادبیات تند خود باعث بروز این مشکل شده است درست نیست». دو نماد اصلی مصلحت – عمل‌گرایان – هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی – به تلویح یا به تصریح از رویکرد تیم مذاکره کننده هسته‌ای در دولت جدید و طی 7 ماه گذشته انتقاد کرده‌اند.
آقای هاشمی به دفعات گفته است مشکل پرونده هسته‌ای به تدبیر و تفکر نیاز دارد نه شعار و پرخاش. حسن روحانی نیز هفته گذشته به صراحت اظهار داشت: «نمی‌توانیم در برابر همه تهدیدها با یک استراتژی ساده بایستیم و ما باید در منطقه و جهان فعال باشیم و نمی‌توانیم تنها با فریاد زدن به اهداف خود برسیم». اصلاح‌طلبان نیز چنین باوری دارند مضافاً به این که معتقدند در کنار «غنی‌سازی اورانیوم» باید به «غنی‌سازی دموکراسی» هم اندیشید. جبهه مشارکت که معمولاً خود را از بحث‌های هسته‌ای کنار می‌کشید این بار بیانیه صریحی منتشر و موضع‌گیری کرده است. مهم‌ترین حزب حامی خاتمی می‌داند که دولت اصلاحات و مجلس ششم عملاً از پرونده هسته‌ای کنار گذاشته شده و کار به حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی سپرده شده بود با این حال حکم «شیخ دیپلمات» را محمد خاتمی به عنوان رئیس‌جمهوری امضا کرده بود و به همین سبب هیچ گاه درباره تیم مذاکره‌کننده موضع منفی اتخاذ نکردند مگر این که می‌خواستند مجلس نیز در جریان قرار گیرد. در بیانیه اخیر جبهه مشارکت که در این باره صادر شده آمده است: «تنها راه دست‌یابی به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای تداوم سیاست‌های دولت خاتمی و بازگشت به مسیر مذاکره و اعتمادسازی متقابل است و مصراً از مسئولین می‌خواهیم با تجدیدنظر در اقدامات ماه‌های اخیر مسیر دیپلماسی و راه صلح‌آمیز را همچنان پی‌گیری کنند.» مهمترین تشکل اصلاح‌طلبان که اکنون بیرون از قدرت قرار دارد، دیدگاه محسن رضایی را که تشدید چالش هسته‌ای را به مواضع احمدی‌نژاد مرتبط نمی‌داند، نمی‌پذیرد و تصریح می‌کند: «سیاست‌های خارجی دولت فعلی موجب تشدید تنش و تقابل و عدم اعتماد و نزول شأن و جایگاه بین‌المللی ایران شده است.» تا اینجا شبیه مواضع مصلحت – عمل‌گرایان و هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی است اما اصلاح‌طلبان یک موضوع دیگر را نیز مطرح می‌کنند: «علاوه بر نیاز به ارایه چهره صلح‌طلب و تنش گریز از کشور، لازم است در عرصه سیاست داخلی نیز اصول مردم‌سالاری محترم شمرده شود و با اصلاح رفتارهای نامناسب و رعایت حقوق اساسی همه شهروندان که پشتوانه اصلی قدرت کشور در عرصه بین‌المللی هستند، بنیان‌های اقتدار ملی مستحکم شود.» پیش‌تر محسن‌آرمین گفته بود: «باید اشتباه خود را بپذیرند و به راهبرد دولت اصلاحات بازگردند و با توقف داوطلبانه و موقت فعالیت‌های هسته‌ای و آغاز مذاکرات به منظور اعتمادسازی کاری کنند که ایران هم از حق برخورداری از فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای بهره‌مند شوند و هم منافع ملی دیگر که بیش از برخورداری از انرژی هسته‌ای ارزش دارند محفوظ بماند.» در آن سو اما اصول گرایان دیدگاه دیگری دارند و بر این باورند که مسیر سه سال گذشته اشتباه بوده است. این موضع را به صراحت تمام آیت‌الله احمد جنتی روز جمعه و در خطبه‌های نماز جمعه مطرح کرد. این برای اولین بار است که از تریبون نماز جمعه دو سخن متفاوت و بلکه متضاد شنیده می‌شود و صاحب هر دو دیدگاه نیز از موضع نظام و از همین تریبون سخن می‌گویند و این روند ادامه می‌یابد. هاشمی رفسنجانی به عنوان مهم‌ترین حامی حسن روحانی و تیم قبلی مذاکره‌کننده هسته‌ای یکی از امامان موقت جمعه تهران است که بارها بر لزوم تدبیرو تعقل و پرهیز از تنش تاکید کرده است و این بار آیت‌الله جنتی هم گفت: «مسیری که در دو سه سال گذشته پیموده شد اشتباه بود. غربی‌ها شکنجه‌گر، دروغ‌گو و شراب خوارند و نمی‌توان به آنها اعتماد کرد.» او البته نگفت که انتخاب سه کشور شرقی (روسیه، چین و هند) به جای سه کشور غربی (انگلستان، آلمان و فرانسه) به عنوان طرف جدید مذاکرات در ماه‌های اخیر چه دستاوردی داشته و آیا جز این است که این سه شرقی جدید در کنار همان سه غربی قدیم و مجموعاً به عنوان 6 کشور از 27 کشوری که به قطعنامه علیه ایران رای مثبت دادند قرار گرفتند؟ روسیه چطور؟ آیا به روس‌ها می‌توان اعتماد کرد؟ دبیر فعلی شورای عالی امنیت ملی فردا به مسکو می‌رود تا دور دوم مذاکرات هسته‌ای ایران و روسیه را برای بررسی طرح مسکو (غنی‌سازی مشترک اما در خاک روسیه) آغاز کند. مذاکراتی که قرار بود 27 بهمن آغاز شود و پنج روز به تاخیر افتاد. این در حالی است که روز جمعه خبرگزاری‌ها گزارش دادند روسیه برای طرح غنی‌سازی مشترک شرط گذاشته است. پاره‌ای شنیده‌ها حاکی از مطالبه سالانه 3 میلیارد دلار در ازای این طرح و منصرف ساختن شورای امنیت از اعمال تحریم علیه ایران و ترغیب آنان به بازگرداندن پرونده به شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.
جنتی، مسیر گذشته را اشتباه می‌داند در حالی که دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی عهده‌دار پرونده بود. از قضا دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی هم اوست که پس از مذاکرات پاریس گفت: «دُرّ غلتان دادیم و آب نبات گرفتیم.» مراد او از «دُرّ غلتان»، غنی‌‌سازی اورانیوم و برخورداری از چرخه سوخت هسته‌ای است و آن، آب نبات که هیات ایرانی از فرانسه با خود آورد این که اروپایی‌ها از ارجاع پرونده به شورای امنیت جلوگیری کنند. در آن زمان تلاش هیات دیپلماتیک این بود که میان آمریکا و اروپا فاصله اندازد. اما دیدگاه و گفتمان غالب کنونی آن رویکرد را اشتباه می‌داند زیرا معتقد است، غرب مجموعه‌ای واحد است. به همین سبب نگاه به شرق را در پیش گرفت. اما روسیه، هند و چین هم در رای گیری اخیر مثل غربی‌ها رای موافق دادند و تنها کوبا، ونزوئلا و سوریه مخالفت کردند.
این روزها رییس مجلس هفتم هم به دو کشور اول سفر کرده تا مراتب سپاس جمهوری اسلامی را به آنها ابلاغ کند. هنگامی که از حسن روحانی سوال شد آقای لاریجانی که پیش از این مذاکرات را نفی می‌کرد حال به شدت در پی گفت‌وگو است پاسخ داد: «میز مصاحبه با میز مذاکره تفاوت می‌کند». لاریجانی در آخرین گفت‌وگوی مطبوعاتی قبل از نشست شورای حکام (15 بهمن) گفته بود، گزارش یا ارجاع پرونده به شورای امنیت «پایان دیپلماسی» است. جواد وعیدی عضو تیم مذاکره‌کننده هم در وین گفت: «گزارش به شورای امنیت تیر خلاص به طرح روسیه است.» با این حال و با وجود این که روس‌ها موضعی شدیدتر از نشست آذر ماه شورای حکام اتخاذ کردند، به جای تکرار رای ممتنع قبلی رای موافق داد تا همچنان به بازی دوگانه خود با پرونده هسته‌ای ایران ادامه دهند. تهران اما این رای را برخلاف تهدید قبلی تیر خلاص ندانست و از ادامه مذاکره استقبال کرد. غلامحسین الهام سخنگوی دولت درباره اصطلاح و تعبیر «پایان دیپلماسی» توضیح داد: «گزارش پرونده به شورای امنیت نه پایان دیپلماسی که پایان روشی از دیپلماسی است.» لاریجانی خود یک روز پس از صدور رای شورای حکام در جلسه غیرعلنی مجلس گفته بود: «جنس رفتارهای دیپلماتیک ما تغییر می‌کند.» این فلسفه خوانده بهتر می‌داند که هیچ‌گاه نمی‌توان از دیپلماسی کنار کشید. شاید هم او که این روزها سخت درگیر مذاکره است افسوس می‌خورد که کاش آن جمله معروف را نگفته بود که «دُر غلتان دادند و آب نبات گرفتند». زیرا که اکنون همه تلاش‌ها برای حفظ همان آب‌نبات است (عدم ارجاع پرونده به شورای امنیت) و دُر غلتان تا از تحقیق فراتر نرود آن مروارید مطلوب نخواهد شد. بهزادی نبوی که خود 25 سال پیش یک پرونده بزرگ – مذاکره درباره گروگان‌ها در الجزایر – را سامان داد و پس از این مذاکرات و امضای بیانیه الجزایر بود که ماجرای 444 روزه گروگان‌های سفارت آمریکا پایان یافت در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی «هما» تفاوت مصاحبه و مذاکره را این گونه یادآور شد: «اگر خاتمی دُر غلتان – توقف داوطلبانه فعالیت‌های هسته‌ای – را در ازای آب نبات – جلوگیری از اجماع جهانی – داد آیا ارزش مندتر از ایجاد اجماع جهانی علیه کشور به قیمت ادامه این فعالیت‌ها نبود؟» بهزاد نبوی نیز مانند احمدی‌نژاد وقایع آغاز دهه 30 را یادآور می‌شود. نخستین بار میرحسین موسوی بود که تلاش‌های محمد خاتمی در انرژی هسته‌ای را به کوشش‌های دکتر مصدق در ملی شدن نفت شبیه دانست و در مقام ستایش آن این تعبیر را آورد اما اکنون محافظه‌کاران و اصولگرایانی که چندان علاقه‌ای به مصدق ندارند، برای آن که ثابت کنند پرونده هسته‌ای ملی است، نهضت ملی شدن صنعت نفت را به یاد می‌آورند.
آقای احمدی‌نژاد در سفر اخیر به بوشهر به صراحت گفت: «پرونده هسته‌ای اهمیت هم‌سنگ ملی شدن نفت دارد.» بهزاد نبوی اما از منظری دیگر به این موضوع می‌نگرد. احمدی‌نژاد سه سال پس از کودتای 28 مرداد 1332 به دنیا آمده است اما بهزاد نبوی که این روز سیاه را در خاطرات نوجوانی خود ضبط کرده است می‌گوید: «هنوز فاجعه کودتای 28 مرداد 1332 از حافظه تاریخی مردم و جامعه پاک نشده است. در آن مقطع هم تا زمانی که اجماع بین انگلیس و آمریکا برای کودتا علیه نهضت ملی ایجاد نشده بود، امکان سرنگونی نهضت ملی و سقوط دولت و مرحوم مصدق به وجود نیامد اما به محض تحقق آن اجماع زمینه کودتا هم فراهم شد. لذا حاکمان جدید بدانند عدم اجماع در دوره خاتمی را نمی‌توان دستاوردی نامناسب و کم‌اهمیت شمرد و باید بیشتر در این زمینه دقت کنند.» اینها در حالی است که هفته گذشته اعلام شد: «عملیات غنی‌سازی اورانیوم – در اندازه‌های تحقیقاتی – آغاز شده است. یک خبرگزاری محافظه‌کار گزارش داد: در گام نخست لغو تعلیق‌های داوطلبانه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، با حضور بازرسان آژانس، تاسیسات اتمی نطنز فک پلمپ شدند و در پی آن به تعداد محدودی دستگاه سانتریفوژ گاز 6UF تزریق شد.»
تاکید بر «واحد آزمایشگاهی نطنز» به معنی آن است که تحقیقات یا غنی‌سازی آزمایشی از سر گرفته شده تا بر گزارش البرادعی اثر سوء نگذارد. 6UF همان گاز «هگزا فلوراید» است که تزریق آن به سانتریفوژها یکی از خطوط قرمز اعلام شده بود و به همین سبب ایران به صورت داوطلبانه فعالیت تاسیسات هسته‌ای و واحدهای آزمایشگاهی آن را به حال تعلیق درآورده بود. نویسنده روزنامه کیهان درباره تزریق گاز این اطلاعات را می‌دهد: «تزریق این گاز اصلی‌ترین و حساس‌ترین مرحله چرخه تولید سوخت هسته‌ای و دقیقاً همان بخشی است که در ادبیات فنی مربوط به پرونده هسته‌ای، غنی‌سازی (یا فرآوری اورانیوم) نامیده می‌شود. در واقع در این مرحله است که اورانیوم به حد کافی غنی می‌شود تا به عنوان سوخت در نیروگاه‌های اتمی مورد استفاده قرار گیرد. یک نیروگاه اتمی آب سبک مانند نیروگاه بوشهر برای این که بتواند به میزان ظرفیت اسمی خود (هزار مگاوات) الکتریسیته تولید کند سالانه به حدود 90 تن سوخت (اورانیوم با غنای 5/35 درصد) نیاز دارد. اکنون تاسیسات هسته‌ای نطنز تنها یک مجموعه 164 دستگاهی از ماشین‌های سانتریفوژ نوع 1P دارد در حالی که اگر بنا باشد نطنز، سوخت یک سال یک نیروگاه هزار مگاواتی مانند نیروگاه بوشهر را تامین کند تعداد سانتریفوژهای موجود در آن باید لااقل به 50 هزار عدد افزایش یابد.» نویسنده نتیجه می‌گیرد: «ایران همچنان نیازمند مراجعه به بازار آزاد و خرید سوخت است پس آشکار است که ایران نمی‌خواهد همه سوخت مورد نیاز خود را در داخل کشور تولید کند و نهایتاً به بازار مراجعه می‌کند.» این توضیح، جالب است اما موضوع این است که مشکل یا ادعای غرب این نیست که ایران به بازار مراجعه می‌کند یا نه، آنها می‌گویند با «برق هسته‌ای» مخالف نیستند. مشکل‌شان بر سر سوخت است و چرخه آن. زیرا سوخت نیروگاه به اورانیوم با غنای 35 درصد نیاز دارد و می‌گویند اگر این باب باز شود امکان غنی‌سازی بیشتر نیز هست. جک استرا وزیر خارجه انگلیس در یک گفت‌وگوی صریح با بخش فارسی بی‌بی‌سی ادعا کرد: «ایران به دنبال غنی‌سازی بیش از نیاز خود برای تامین انرژی برق است.» وی از تهران می‌خواهد «تضمین عینی بدهد که مثلا برزیل اهداف نظامی ندارد.» استرا درباره دلایل علت مظنون بودن می‌گوید: «مشکل اینجاست که چرخه سوخت هم در تولید برق مصرف دارد و هم در تولید سلاح‌های اتمی.» در مقابل احمدی‌نژاد و لاریجانی پاسخ داده‌اند که «آنها هستند که باید انحراف ما را ثابت کنند نه ما که عدم انحراف را ثابت کنیم. زیرا عدم را نمی‌توان اثبات کرد.» منظور آقای احمدی‌نژاد همان عبارت حقوقی معروف است که «البیّنه علی المدعی». این مدعی است که باید دلیل بیاورد نه آن که از او شکایت شده است. از «مشتکی اعنه» نمی‌توان خواست برهان بیاورد. از شاکی باید خواست دلایل شکایت را اقامه کند.
لاریجانی هم گفته است: «اگر می‌خواستیم بمب بسازیم که عضو آژانس نمی‌شدیم. وقتی عضویت و نظارت آژانس را پذیرفته‌ایم یعنی این که مایلیم در این چارچوب حرکت کنیم و به دنبال ساخت بمب نیستیم.» استرا اما می‌گوید: «غنی‌سازی – در حال حاضر – نه، ولی دست‌رسی به سوخت آری». او زیرکانه بحث را به بمب می‌کشاند و در حالی که در ایران هدف از غنی‌سازی را تامین سوخت نیروگاه برق و نه تا آن اندازه که به کار ساخت بمب بیاید اعلام کرده است می‌گوید: «کسی که از مخالفان دولت فعلی ایران است به من می‌گفت: برادرش در جنگ ایران و عراق کشته شده است. او گفت: «مادرش که زنی ساده و معمولی است می‌پرسد چرا ایران بمب هسته‌ای نداشته باشد؟ اگر ما بمب داشتیم صدام جرات نمی‌کرد حمله کند و فرزند من – برادر تو – در جنگ زنده می‌ماند. من این حس ایرانی‌ها را درک می‌کنم.» آیا واقعاً حس ایرانی‌ها این است که چرا بمب هسته‌ای ندارند؟ او تاکید می‌کند: «ما باید به یقین برسیم که ایران در مسیر تولید سلاح هسته‌ای حرکت نمی‌کند. وگرنه ما هیچ گاه نگفته‌ایم ایران حق داشتن برنامه اتمی صلح‌آمیز ندارد. تضمین عینی بدهد که هدف نظامی ندارد.»
بدین ترتیب روشن است که غرب چه اتهامی را وارد می‌کند. می‌گوید کارد آشپزخانه در دست نگیرید چون ممکن است آدم بکشید! (هرچه می‌گوییم می‌خواهیم غذا درست کنیم، می‌گوید چهره‌تان خشمگین است. کارد را زمین بگذارید. بحث بر سر این است که کارد را زمین بگذاریم یا نه. اگر زمین بگذاریم تا کی از استفاده صلح‌آمیز از این کارد محروم هستیم و اگر زمین نگذاریم آیا به این بهانه که سلاح سرد داریم با سلاح گرم حمله نخواهند کرد؟ مثال کارد را از این رو آوردم که استفاده دوگانه دارد. هم برای پخت‌وپز به کار می‌آید و درست کردن غذا و هم آلت قتاله می‌تواند باشد اما غنی‌سازی 35 درصدی دوگانه نیست. شاید این مثال گویاتر باشد که این کارد، کارد میوه‌خوری است اما آنها می‌گویند از کجا معلوم که کارد سلاخی نباشد؟ می‌گوییم بیایید ببینید و امتحان کنید که میوه‌خوری است. می‌گویند از کجا معلوم که تیزش نکنید؟! پس چند راه و پیشنهاد وجود دارد؟ گروهی می‌گویند به جای این که بخواهیم کارد را امتحان کنند، بیرون‌شان کنیم تا در این بیم بمانند که نکند کارد تیزتری باشد؟ بعضی می‌گویند نباید کارد را زمین بگذاریم زیرا به خواسته آنها تن داده‌ایم و سومی‌ها معتقدند همیشه می‌توان از این وسیله استفاده کرد ولی اگر ولو به بهانه موهوم درگیری یا تحریمی رخ دهد بسیاری چیزهای دیگر را نیز از دست خواهیم داد. بدین ترتیب چند سناریو محتمل است:
نخست این که ایران به روس‌ها دل بندد، اما آیا روسیه در شرایط امنیتی نیز از ایران حمایت می‌کند؟ تجربه‌های گذشته پاسخ منفی می‌دهد.
دوم این است که از این فرصت برای گفت‌وگو با آمریکا استفاده و به تعبیر محمدجواد لاریجانی اروپا تحقیر شود. در این حالت ایران با یک تیر دو نشان زده است.
سناریوی سوم این است که علاقه آمریکا به درگیری قطعی تلقی و آماده مقابله شویم. برخی از تحلیل‌گران همچون آقای محسن رضایی معتقدند برخورد با ایران در دستور کار آمریکا قرار دارد و هر چه ما اجتناب کنیم و کوتاه بیاییم آنها صرف‌نظر نمی‌کنند چون با جمهوری اسلامی تعارض ذاتی دارند. در این گزارش از همه طرف‌های درگیر نقل قول شد. نه آن‌سان که مشمول این سخن آقای وزیر ارشاد باشد که با دشمن هم‌نوایی می‌شود که حاشا و کلاً اما به عنوان پی‌گیر این ماجرا برون رفتی از این بحران قابل تصور است.
فضای کنونی را در اصطلاح سیاسی «تصاعد بحران» می‌خوانند. به این معنی که در هر مرحله فشار بیشتر می‌شود. بنابراین اکنون که می‌خواهند ما را در لبه پرتگاه قرار دهند می‌توان همچنان به «اعتمادسازی» ادامه داد. روشن است که نفی همه جانبه شورای احکام استقبال از وضعیت جنگی و پذیرش بی‌قید و شرط خواسته‌های آنان عقب‌نشینی است. بنابراین باید به جای برخورد فله‌ای سیاست «تفکیک» را در پیش بگیریم. تعبیر دکتر متقی درست است که ما باید برخی از نیازهای خود را تامین و برای بعضی دیگر چانه‌زنی کنیم.
پیش از این بارها به این تعریف «سیاست» اشاره کرده‌ام که سیاست، فن ممکنات است ما در این گفتار می‌توان تعریف دیگری از سیاست را مورد توجه قرار داد: سیاست، علم اولویت‌ها است. آیا غنی‌سازی اورانیوم برای تامین سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای همچون دفاع از مام میهن و دین و آیین اولویت دارد؟ یا می‌توان اندکی آن را به تاخیر انداخت؟ کلید ماجرا در سه واژه است: « سیاست، اولویت و رضایت.» سیاست همان است که اگر تمام شود جنگ آغاز می‌شود.
اولویت این است که بدانیم کدام اول و کدام دوم است و علم آن همان سیاست است و رضایت همان است که آقای محسن رضایی آن را بیان کرد در عبارتی که در صدر این گفتار آمد. همه جناح‌های سیاسی باید اولویت‌ها را تعریف کنند. نزد گروهی اولویت نخست، برخورداری از امکان غنی‌سازی است و رفاه اقتصادی و مانند اینها در ردیف‌های بعدی قرار می‌گیرند. معلوم است که این دیدگاه ذره‌ای کوتاه نیاید. اما هستند گروه‌ها و طیف‌های دیگری که این موضوع را در اولویت قرار نمی‌دهند و این منافاتی ندارد با این که پرونده هسته‌ای را ملی بدانیم. آن چه به پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام انجامید یک دلیل بیشتر نداشت موضوعات دیگر از لحاظ اولویت بالاتر از ادامه جنگ قرار گرفت. اکنون وقت آن است که تمام فعالان سیاسی و دست کم چهار طیف مطرح که حداقل دو طیف آن از ساختار قدرت رانده شده اقدام به تعیین اولویت کند. این کار را قبل از برخورد باید انجام داد. پس از برخورد، یک اولویت بیشتر باقی نمی‌ماند و آن واکنش است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات