از سپتامبر سال 2001 میلادی، با اعلام این مطلب توسط «دانیسیمون» وزیر مطبوعات اسرائیل که «خبرنگار ضداسرائیلی» از این پس تخطئه خواهند شد اسرائیل وسیعاً به تشدید سانسور در رابطه با خبررسانی از وضعیت و وقایع سرزمین اشغالی اقدام کرد. اندکی پس از آن لیهوکستاد در فرستاده خبری روزنامه واشنگتنپست از اسرائیل اخراج شد. سوزان گلدنبرگ خبرنگار گاردین جابهجا شد و در ادامه لغو مجوز خبرنگاری برای دو خبرنگار فلسطینیتبار بیبیسی میان این شبکه تلویزیونی و دولت اسرائیل اختلافاتی پیش آمد. تا حدی که آنها به بایکوت یکدیگر اقدام کردند. قضیه به همینجا تمام نشد و سانسور طی تابستان 2002 شدت بیشتری یافت تا آنجا که حتی گریبانگیر کانال آمریکایی سی.ان.ان هم شد.
پس از این که «تدترنر» مؤسس سی.ان.ان در مصاحبهای با گاردین گفت: «شاید هم اسرائیلیها و هم فلسطینیها همدیگر را ترور میکنند.» نوک حمله روی سی.ان.ان قرار گرفت. دولت اسرائیل این کانال را یهودیستیز و ضداسرائیل خواند. بزرگترین شرکت پخش تلویزیون ماهوارهای در اسرائیل تهدید به قطع پخش برنامههای سی.ان.ان و جایگزینی آن با کانال فاکسنیوز متعلق به «روبرت مردوخ» کرد. رؤسای سی.ان.ان برای حل بحران میزگردی تشکیل دادند. آنها در این میزگرد اعلام کردند که به هیچوجه از فلسطینیها نمیکنند و قول دادند در کار خود تغییراتی بدهند. سی.ان.ان برای دلجویی از اسرائیل، برنامهای دهقسمتی در مورد مجروحان حملات انتحاری پخش کرد. در زمینه وقایع و اعمال نفوذهای دولت اسرایئل در کشورهای غربی، باید به فعالیتهای سفارت اسرائیل و لابی آنها در سوئد اشاره کرد همزمان با آغاز تشدید سانسور در سپتامبر 2001 در اسرائیل، رافائل هارپاز وابسته مطبوعاتی سفارت اسرائیل در «استکهلم» در10 سپتامبر همان سال به دفتر خبرگزاری رسمی سوئد (ت.ت) رفت. وی طی نشستی کوتاه با صرف قهوه به کارکنان این خبرگزاری گوشزد کرد که سفارت او مطبوعات سوئد را به دقت دنبال میکند چرا که از اسرایئل به او پیام دادهاند «مطبوعات جزو مهمترینهاست.» پس از این جریان در رابطه با هر خبر و مقالهای که در نشریات سوئد راجع به حملات ارتش اسرائیل به مناطق اشغال شده انتشار مییافت، دفتر نشریهها و نویسنده مقاله آماج حمله تلفنی و نامههایی با محتوای مشابه قرار میگرفتند.
یوهان والستروم تصریح میکند علیرغم این که اسرائیل دائما مرتکب نقض حقوق بشر میشود از حمایت بیقید و شرط آمریکا، هم به لحاظ تأمین بودجه نظامی و هم توسط وتوی تمامی تصمیمات سازمان ملل در حالی که اروپا نیز قراردادها و روابط اقتصادی مورد نیاز را تأمین میکند برخوردار است. اسرائیل به خوبی میداند که ادامه سیاست اشغال و حیاتش در گروی حمایت در سطح بینالمللی است و به همین خاطر است که دولت اسرائیل مسئله خبررسانی و توصیف درگیریهای خاورمیانه را به یکی از اصلیترین مسائل خود تبدیل کرده است.
او به این واقعه اشاره میکند که در سال 2004، زمانی که «مردخای وانونو» پس از 18 سال زندان انفرادی آزاد شد دو روزنامه بزرگ سوئد «آفتن بلادت» و«سونسکا داگ بلادت» جرأت انتشار اولین مصاحبهای که با وی انجام شده بود را نداشتند و در همان زمان «لوتا شیلر کویست» فرستاده روزنامه «داگنرنی هتر» هم به خاطر ترس اخراج از اسرائیل جرأت نکرد با وانونو مصاحبه کند.
«ییتر لوگرن» مخبر کانال اول و دوم تلویزیون سوئد که 20 سال (تا 1998) وقایع خاورمیانه را تعقیب کرده است، شرایط کار ژورنالیستی را در مناطق اشغالی چنین توصیف میکند: بزرگترین مانع برای کاربری کنترل نیروهای نظامی بر مناطق اشغالی است که میتواند هر لحظه تصمیم بگیرد مانع ورود خبرنگاران به یک شهر یا منطقه شوند. شرایطی که شامل حرکت خبرنگاران در مناطق اشغالی میشود از سوی وزارت مطبوعات اسرائیل و در همکاری با سازمان امنیت و سفارتهایشان در کشورهای دیگر تعیین میشود. مراتب و شرایط ارسال خبرنگار از سوئد به اسرائیل این گونه توصیف میشود: «مدتها پیش از ارسال خبرنگار به منطقه، او از طرف تحریریه به سفارت اسرائیل در استکهلم معرفی میشود. تحریریه توضیح میدهد که غرض از ارسال و حوزه خبری خبرنگار مورد نظر چیست. حال خبرنگار زمانی که به منطقه میرسد باید به درخواست کارت خبرنگاری کند. وزارت مطبوعات در مشورت با سفارت اسرائیل و سازمان امنیت در رابطه با صدور کارت خبرنگاری تصمیم میگیرد. سفارت سابقه مطبوعاتی خبرنگار و آنچه که او تا زمان اعزام به مأموریت نوشته است را بررسی میکند و سازمان امنیت هم نشست و برخاست او را این که چگونه نظرات سیاسی دارد کنترل میکند. سپس در صورتی که کارت خبرنگاری صادر شود تازه برای ورود به هر منطقه خاص فلسطین از نیروهای نظامی مجوز گرفته شود. درخواست هر مجوزی هم باید یک روز قبل از حرکت به مقامات تحویل داده شود. هنگام عبور از پستهای بازرسی باید هم کارت خبرنگاری و هم مجوز عبور را به سربازان نگهبان نشان داد، حالا اگر دوست داشته باشند برای تأیید با فرماندهی خود تماس میگیرند...
«پیتر لوگرن» در این باره میگوید: «اگر آدم واقعاً بخواهد میتواند این کنترلها را دور بزند. این مسأله مربوط میشود به این که مشروعیت نیروهای اشغالگر را بپذیری یا نه. برای این که خبرنگار بتواند کارش را انجام دهد باید قانونشکنی کند که البته این باعث دستگیری و اخراج میشود و در ضمن، خطرات جانی هم دارد...
بارها توسط سربازان اسرائیلی به سمت من تیراندازی شده و زمانی که یهودیان ساکن سرزمینهای اشغالی به من حمله کردهاند نیروهای نظامی فقط ایستادند و تماشا کردند.» مشکلات و محدودیتها باعث میشود که خبرنگاران از حضور منطقه امتناع کنند و خبرهای ارسالی خود به کشورشان را براساس خبرهای منتشر شده توسط مطبوعات اسرائیلی تنظیم کنند که آنها خود اخبارشان را از رادیوهای ارتش اسرایئل دریافت مینمایند. والستروم سپس توضیحاتی درباره سانسور و خودسانسوری در اسرائیل ارائه میدهد.
وی مینویسد: «در مواقعی که خبرنگار خودش به منطقه میرود و مصاحبهای انجام میدهد تازه نوبت به دستگاه سانسور میرسد. زمانی که یک خبرنگار کارت خبرنگاری دریافت میکند باید تعهدنامهای امضا کند که بنابر آن، تمامی مطالب تهیه شده پیش از ارسال من خارج باید از مجرای سانسور دولتی بگذرد و اگر چه در اغلب موارد این مراتب رعایت نمیشود اما در موارد حساس میتواند موجب دستگیری و محکومیت به خاطر سرپیچی از قوانین شود.»
والستروم تصریح میکند که تأثیر سانسور اسرائیل بر مطبوعات سوئد گرچه به نظر میرسد، اما کاملاً معمولی است. در این باره علاوه بر هراس مطبوعات سوئدی از نشر مصاحبه با وانونو، از موردی نام میبرد که تاکنون از افکار عمومی پنهان مانده است. او تأکید میکند که اگر گفتههای خبرنگار و عکاس سوئدی دونالد بوستروم صحت داشته باشد خبر تصویری که وی علیرغم ضرب و شتم و ضبط دوربین و وسایلش موفق به ارسال تصاویری از آن شده بود از سوی تحریریه «داگنزنی هتر» با بیاعتنایی مواجه شد. این گزارش تصویری که از قبل و پیکرهای مثله شده چند فلسطینی به منظور ربودن اعضای بدنشان تهیه و ارسال شده بود به گفته والستروم میتوانست یک خبر جنجالی شود اما داگنزنی هتر از نشر آن خودداری کرد. هیأت تحریریه چنان که دونالد بوستروم به خاطر میآود برایش توضیح دادند که نمیخواهند دچار مشکلاتی بشوند که انتشار عکسها میتواند ایجاد کند.
خود سانسوری هیأتهای تحریریه
به گفته «استفان یرتن» عضو هیأت تحریریه خبرگزاری رسمی سوئد (ت.ت)، وقتی که خبرنگار مطالبش را تهیه و ارسال میکند، نوبت به تشخیص هیأت تحریریه در مورد ارزش انتشار مطلب میرسد. قواعد خاصی در این باره اجرا میشود. توضیح تحریریهها در این مورد به اختصار امتناع از دورویی با اسرائیل در مورد مقوله «توازن» و «بیطرفی» است. «لوتا شیلر کویست» خبرنگار و فرستاده داگنزنی هتر به خاورمیانه موضع شخصی خودش را به صورت شفاف این گونه توصیف میکند: این اشغال است که اساس مشکل است و ترک مناطق اشغالی توسط اسرائیل تنها راهحل آن است و میافزاید: اما من در مقابل کارفرمای خودم تعهدی دارم و آن این است که هماهنگ باشم.
استفاده یرتن خبرنگار و عضو تحریریه اخبار خارجی، خبرگزاری ت.ت را از تأکید در زمینه توازن کذایی مستثنی نمیداند و میگوید: «علیرغم این که تعداد تلفات فلسطینیها طی سالهای گذشته از آغاز انتفاظه تاکنون سه برابر بیش از تلفات اسرائیلی بوده، محتوای «توازن»طلبی خبرگزاری ت.ت برابر جلوهدادن تلفات هر دو طرف است.» وی معترف است که هر روز باید در کارش به ارزیابی نابرابر تلفات انسانی بپردازد و باید «خبر کشته شدن 7 اسرائیلی را بزرگتر از خبر جان باختن 7 فلسطینی نمایش دهد.»
لابی فشار
خبرنگاران مصاحبه شده توسط والستروم، همگی در مورد فشار گروههای لابی اسرائیل شهادت میدهند. دونالد بوستروم میگوید: «زمانی که علیرغم توصیه تحریریهاش کتاب خود به نام «انشاءالله» در مورد مسأله خاورمیانه را انتشار داد تا یک سال تلفنخانهاش مرتب زنگ میزد و نیز آماج نامههای تهدیدآمیز قرار گرفته بود.» او میگوید: «من انبوهی از نامههای مشابه دریافت کردم و در مطبوعات مرا بر سر نیزه زدند. تجربه خوبی نبود.» پیترلوگرن هم که پس از یک گزارش برای اخبار تلویزیون به همین ترتیب آماج حمله تلفنی یک جمع حدود 20 نفره قرار گرفت، میگوید: «معلوم شد که یک زنجیره تلفنی 22 نفره هستند و همانها بودند که از تکتک گزارشهای من به اداره ارزشیابی با اتهام جانبدارانه بودن شکایت میکردند که البته گزارشهای من در همه موارد بیطرف شناخته شدند.» لوتا شیلر کویست تذکرهای تحریریه را به خبرنگاران چنین نقل میکند: «باز هم واکنشهایی آمده! سعی کن دفعه بعد بهتر بنویسی.»