عبدالعظیم کریمی / کارشناسی ارشد جغرافیا – مدرس
در سالهای اخیر رویکردی دوراندیشانه و فراگیر به گردشگری داخلی و خارجی صورت پذیرفته که به نظر میرسد به تدریج بهرهگیری نظاممند و مدبرانه از پتانسیلهای جذب گردشگر را در پی داشته باشد. از آنجا که این اقبال همگانی در سطح کشور یا برخی تمهیدات زیربنایی نظیر توسعه راهها و ارتباطات و افزایش قابل توجه تولید خودرو بخصوص خودرو شخصی همراه بوده است، صنعت گردشگری در بعد داخلی میرود تا به وزنهای قابل توجه در اقتصاد ملی بدل شود. سفرهای نوروزی فروردین ماه 1384 با بیش از چهلمیلیون نفر جابهجایی در سطح کشور اوج این روند را به که بدون شک هنوز هم در ابتدای راه خود قرار دارد به تصویر کشید.(۱)
ظاهراً این روند رو به رشد بیش از همه توجه دستاندرکاران گردشگری کشور را به خود معطوف کرده و آنان را بر آن داشته است که برای آینده این خیزش عظیم برنامهریزی کنند و زمینه توسعه هرچه بیشتر آن را فراهم کنند.
بدیهی است در یک تحلیل فراگیر و همهجانبهنگر از وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه امروز ما و در برنامهریزیهای بلندمدت و میانمدت در کنار تمام فعالیتهایی که به منظور شکوفایی اقتصاد و رشد اجتماعی و فرهنگی صورت میپذیرد توسعه فعالیتهای گردشگری هم به عنوان یک صنعت روبه رو رشد و هم به عنوان پاسخی مناسب به نیازهای اجتماعی- روانشناختی اوقات فراغت باید مدنظر قرار گیرد اما بدون شک تداوم روند توسعه بدون در نظر داشتن ملزومات یک «توسعه پایدار» امکانپذیر نخواهد بود.
از دیدگاه توسعه پایدار، زمانی تداوم توسعه امکانپذیر خواهد بود که در فضای جغرافیایی تعامل بین جوامع انسانی و محیط طبیعی که در قالبهای مختلف اقتصادی و معیشتی متبلور میشود، زیرساختهای محیط طبیعی مورد تخریب قرار نگیرد.
هر چند گردشگری در ایران و جهان تنها اهداف طبیعی را مدنظر قرار نمیدهد و مجموعهای از میراثهای فرهنگی و طبیعی مورد بازدید قرار گرفته ولاجرم در معرض خطر هستند اما بدون شک بیشترین فشار متوجه محیط طبیعی بوده و بخصوص در مناطقی از جهان که مانند ایران از آسیبپذیری بیشتری برخوردارند(۲)، معظلات زیست محیطی از مهمترین معظلات بهرهبرداریهای لجامگسیخته و کنترل نشده از محیط طبیعی به شمار میآید.
در یک تحلیل کلی مسائل زیستمحیطی مجموعهای از مسائل و مشکلات را در برمیگیرد که بسیار گسترده بوده و تمامی زیست کره را در برمیگیرد از جمله مهمترین و کلیترین معضلات میتوان به آلودگی هوا، آب و خاک، تخریب جنگلها و مراتع، کاهش تنوع زیستی و انقراض گونههای کمیاب، تخریب میراثهای بکر طبیعی و مانند آنها اشاره کرد.(۳)
شرح مسائل یاد شده و پرداختن به پیامدهای آن، خود فهرستی بزرگ و البته تأملبرانگیز و دردآوری را پیشروی قرار میدهد که مستلزم بررسی همه جانبه و طولانی است و ریشهیابی و تحلیل آن از یک طرف و ارائه پیشنهاد و چارهجویی برای حل آن از طرف دیگر مسلتزم تحلیلهای موشکافانه وبرنامهریزیهای زیربنایی و همهجانبه است.
نگاه ما در این گفتار کوتاه بیشتر به آن بخش ملموس و نزدیک از مسائل زیستمحیطی است که در ارتباط با زندگی روزمره و بخصوص در رابطه با پیامدهای منفی گردشگری، شکل گرفته و نمود مییابند مانند آلودگی آب و خاک، تخریب و آلودهسازی جنگلها، مراتع و... و عینیتر و مسأله سازتر از همه (از دیدگاه توسعه گردشگری) رهاسازی زبالهها در گردشگاهها، جنگلها، مناطق حفاظت شده، کنار جادهها (حتی خود جادهها حین عبور وسایط نقلیه) است.
زمانی آلودهسازی محیط طبیعی تنها منحصر به حومههای شهری تا شعاعی محدود میشد اما امروزه به لطف گسترشهای سفرهای بینشهری، گسترهای وسیع به حد کل کشور را فرا گرفته است. و از آنجا که متأسفانه فرهنگ جمعآوری و دفاع زباله و ضایعات در زندگی فردی و جمعی ما (از جمله خانواده و جوامع شهری و روستایی) تکامل نیافته است و خارج از محدوده شهری متولی و مسؤول مشخصی هم برای این مسأله وجود ندارد، این معضل میرود تا یکی از بزرگترین معضلات زیستمحیطی کشور بدل شده و تعامل انسان و محیط بخصوص در زمینه گردشگری را دچار مشکل اساسی سازد.
با توجه به آنچه گفته شد توجه به مسائل زیستمحیطی به صورت جدی و اساسی در کنار برنامهریزیهای زیربنایی توسعه گردشگری، باید مورد توجه قرارگیرد، چرا که اگر محیط طبیعی به عنوان بخشی از سرمایههای اساسی توسعه گردشگری، مورد تخریب قرار گیرد. برنامهریزی دیگر معنا و جایگاهی نخواهد داشت.
آیا رودهای انباشته از فاضلاب مناطق مسکونی و صنعتی و جنگلهای پرشده از زبالههای مسافرین بیملاحظه و مراتع مدفون در زیر هزاران هزار قطعه پلاستیک و اشیای فلزی و شیشهای ریز و درشت، دیگر جاذبهای دارند؟ و آیا زیبایی رؤیایی و بکری، دیگر در آنها وجود دارد که جایی برای تبلیغ داشته باشند؟
آیا در سرتاسر کشور جادهای را سراغ دارید که کنارههای آن انباشته از پاکتهای پلاستیکی، قوطیهای کنسرو و بطریهای نوشابه و آبمعدنی و صدها نوع زباله دیگر نباشد؟
آیا منطره دردناک علمهای کوچک پلاستیکی که روی بوتهها و درختچهها مقابل باد فاتحانه سربرافرشته و تکان میخورند درجای جای کشور در کنارجادهها و دشتها و کوهپایهها خودنمایی نمیکنند؟
اگر در شهرها زمانی به آلایندهها میاندیشیم که آلودگی هوا به حد بحرانی رسیده و جان هزاران زن و مرد سالخورده و کودکان را تهدید میکند.(۴) در محیط طبیعی، چه میزان سلامت، شادابی، زیبایی و طراوات محیطهای بکر دیروز و در حال تخریب امروز باید صدمه ببیند و نابود شود تا ما را به تفکر و برخورد وادار کند؟ اگر باور داریم که ظرفیت تحمل آلودگی خانه، محله، روستا و شهرمان مقابل زباله و آلایندههای محسوس محدود است، باید بپذیریم که تحمل محیط طبیعی هم حدی دارد.
اگر امروز برای یک اقامت کوتاه مدت یا گردش روزانه یا طبیعت گردی تعطیلات نوروزی، برای یافتن جایی مناسب قدری از جادههای اصلی فاصله میگیریم و دورتر میرویم، تا چند سال دیگر که جاهای نسبتاً دست نخورده امروز را هم آلوده کردیم به کجا خواهیم رفت؟ در اینجا احتیاجی به شعارهای کلی زیست محیطی نیست، نه از حفره لایه ازن سخن میگوییم نه از نابودی ببر سفید و درناهای کمیاب.(۵)
بلکه از چند متر مربع فضای سبز طبیعی پاک و روحپرور برای فرزندان آینده این رمز و بوم سخن میگوییم، آیا امیدی هست؟
نگارنده، بیآنکه در جایگاه «قضاوت» یا «دستور» قرار گیرد و تنها به کم وظیفه و از روی دردمندی، قبل از هر چیز از تمام مخاطبان که گستره سرزمین را در برمیگیرد، میخواهد که پرداختن به این مسأله و مسؤولیت آن را به دیگری نسپارند. اگر ما نخواهیم، هیچ قانون و نظارتی از جانب شهرداریها، استانداریها، راهداریها و سازمان حفاظت محیط زیست و... قادر نخواهد بود که این معضل را حل کند و اگر ما بخواهیم، نیاز به هیچ نظارتی نخواهد بود. در یک کلام میتوان گفت که » سرانجام این کار در دست ماست.»
اگر از امروز هر دستی که به شکستن شاخهتر درختی جنگلی دراز میشود یا به کندی بوته سبزی یا رهاکردن زبالهای در طبیعت، مورد سؤال قرارگیرد و چشم ببنندگان با نگرانی برآن بنگرد، آنگاه میتوان به مسائل مهمتر همچون نابودی مراتع، تخریب وسیع جنگلها، آلودگی منابع آب و.... پرداخت و مسؤولین آن را با جدیت بیشتر موردسؤال قرار داد. آنگاه است که میتوان از همه انتظار داشت که برخوردی مسؤولانهتر و دلسوازنهتر با طبیعت و مسائل زیست محیطی داشته باشند.
اگر ما آنگاه که بوته سبز و شاخه درختی را فدای لحظهای تفنن و سرگرمی میکنیم قدری تأمیل کرده یا زحمت ناچیز جمع کردن زبالههای اندک سفرهای کوتاه را بر خود هموار کنیم و اگر در هر طبیعت گردی در پایان کار به پشت سر خود بنگریم و در مورد آنچه با طبیعت کردهایم بیندیشیم، آنگاه است که با همراهی دوراندیشانه میتوانیم به مسائلی بپردازیم که در ابعاد بزرگتر، زندگی سالم انسانها در سرزمین ما و در کل زیست کره راتهدید میکند وآنگاه است که با همراهی دوراندیشانه میتوانیم به مسائلی بپردازیم که در ابعاد بزرگتر، زندگی سالم انسانها در سرزمین ما و درکل زیست کره را تهدید میکند و آنگاه است که با وجود همه مشکلات شاید بتوانیم، لذت دراز کشیدن روز سبزه در زیردرختی جنگلی و گوش کردن به زمزمه آب جاری و صدای پرندگان و دیدن عظمت خالق به چشم سر را به نسلهای آینده پیشکش کنیم.
... تا باد چنین باد.