اگر از جهان فارسیزبان داخل ایران فارغ شویم و سری به آن سوی مرزها بزنیم، با وضعیتی کاملا متفاوت مواجه میشویم. رسانههای غربی، خبرگزاریها و نشریات آنها همگی از ایران اتمی سخن میگویند و هر روز سازی تازه بر ضد ما ساز میکنند.
یک روز از لزوم ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سخن میگویند، یک روز ادعا میکنند مدارک غیرقابل انکاری در مورد تلاش ایران برای ساخت مخفیانه بمب اتمی پیدا کردهاند، یک روز میگویند ما به این نتیجه رسیدهایم که ایران از سالها پیش در تدارک بمب هستهای بوده، روز دیگر از حمله احتمالی به تاسیسات هستهای ایران و لزوم اعمال تحریمهای اقتصادی هوشمند بر ضد کشورمان سخن میگویند و برخی اوقات هم برای آن که از وضعیت افکار عمومی در کشور مطلع شوند با تشکیلاتشان به میان مردم میآیند و از آنها میپرسند نظرتان درباره تلاش ایران برای ساخت بمب هستهای چیست؟
وقتی از این پرسش و پاسخهای جهتدار و مغرضانهشان ره به جایی نمیبرند بخشهای گزینش شدهای از آنها را به شکل دلخواه پخش میکنند؛ البته بازار کاریکاتور و فیلمها و برنامههای طنز هم در این ایام داغ داغ است و غربیها از هیچ روشی برای تحقیر ملت و دولت ایران خودداری نمیکنند.
شکی نیست که هجمه رسانهای و تبلیغات منفی شدید اروپا و آمریکا در مورد فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران نیازمند پاسخی متقابل و به همان شدت کوبنده است. به نظر میرسد پیام ایران درباره ماهیت فعالیتهای صلحآمیز هستهای خود آن طور که باید و شاید به گوش جهانیان نرسیده است. مسلم است که برخی اقدامات جهان غرب مانند قطع برنامههای شبکههای ماهوارهای ایران بخصوص شبکه سحر به بهانه پخش برنامههای ضدصهیونیستی در نرسیدن پیام ما به دیگر نقاط جهان موثر بوده است. اما این مساله توجیهی برای کمکاری ما محسوب نمیشود.
در حوزه فعالیتهای رسانهای بیشترین فعالیت تبلیغاتی ما معطوف به حوزه رسانههای شنیداری، دیداری و نوشتاری است. به نظر میرسد برای اثرگذاری بر مشتریان دنیای مجازی کمترین فعالیت صورت گرفته باشد که شاید عامل بخش عمدهای از این کمکاری، ناآشنایی با سازوکارهای تاثیرگذاری بر جهان مجازی و فعالیت رسانهای در این بخش باشد.
هماکنون انبوهی از سایتهای اطلاعرسانی به زبانهای مختلف با طیف متنوعی از کاربران و با امکانات و نفوذ متفاوت در اینترنت فعال هستند و هر یک میکوشند ذهن کاربران را بر مبنای منافع خود شکل دهند و آنها را با مواضع خود همسو کنند.
متاسفانه کمکاری ما در این بخش از یک سو و فعالیت پرحجم غولهای خبری غرب در فضای سایبر از سوی دیگر باعث شده دیدگاههای ما به میزان ناچیزی در دسترس کاربران وب قرار گیرد.
نکته بسیار مهم در این میان، لزوم انتشار عقاید و دیدگاههای رسمی جمهوری اسلامی به زبان انگلیسی در وب است؛ کاری که اگر به وسیله سایتهای خبری بظاهر بیطرف و نه سایتهای رسمی ارگانهای دولتی ایران صورت گیرد بسیار مفیدتر خواهد بود، اما شاهد هستیم که برای تامین محتوا به زبان انگلیسی در وب به نفع سیاستهای هستهای جمهوری اسلامی ایران کمترین تلاش و فعالیت صورت میگیرد که نتیجه آن از دست دادن پشتیبانی افکار عمومی جهان است.
به طور قطع کمکاری نهادهای دولتی وظیفه ما را برای افزایش تاثیرگذاری در فضای مجازی بیشتر میکند، بخصوص برای حضوری پررنگ در این حوزه نباید مبالغ کلانی سرمایهگذاری کنیم و به اخذ مجوز از کسی نیاز نداریم. بلکه داشتن سر سوزنی ذوق و اندیشهای قابل مطرح برای حضور قدرتمندانه در فضای مجازی کافی است.
نگارنده معتقد است دستکم میتوان از چند شیوه زیر برای آشنا کردن مردم جهان با دیدگاههای هستهای ایرانیان و علت پافشاری آنان بر مواضعشان استفاده کرد.
وبلاگنویسی به زبان انگلیسی: با توجه به این که راهاندازی سایت مستلزم صرف هزینههای وبلاگ (مانند mihanblog, parsiblog, blogfa و persianblog) برای انتشار عقاید و دیدگاههای مردمی درباره فعالیتهای صلحآمیز هستهای بسیار مثمر ثمر است و چه بهتر آن که اطلاعات به زبان انگلیسی منتشر شود تا طیف گستردهتری از مخاطبان آنها را مطالعه کنند.
انفجار بمب گوگلی به نفع فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران: زمانی که موسسه آمریکایی National Geographic دست به تحریف نام خلیج فارس در نقشههای جدید خود زد، یک وبلاگنویس ایرانی ساکن کانادا صفحهای را در وب طراحی کرد که شبیه پیغام خطای مرورگر اینترنتی مایکروسافت موسوم به IE بود و در آن به انگلیسی خطاب به کسانی که گوگل را برای یافتن اطلاعاتی درباره خلیج مجعول عربی جستجو میکردند، چنین آمده بود که چنین خلیجی وجود ندارد و آنان باید برای جستجو از عبارت خلیج فارس استفاده کنند.
حال میتوان درباره فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران هم به ترفند مشابهی متوسل شد و مثلا کاری کرد که در صورت جستجوی عبارت بمب هستهای یا Nuclear Bomb در گوگل اولین سایت به نمایش درآمده وب سایت کاخ سفید یا سایت شخصی جورج بوش رئیسجمهور آمریکا باشد. توضیح مسائل فنی این بخش از حوصله این مطلب خارج است.
تهیه و امضای دادخواست (petition) اینترنتی به نفع فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران: امروزه کم نیستند سایتهایی که به کاربرانشان امکان میدهند درباره موضوعات مختلف اعتراض نامههای اینترنتی تهیه کنند و آنها را به امضای دیگر کاربران موافق با خود برسانند. غیر از سایت petitiononline که چنین خدماتی ارائه میکند بتازگی سایتی موسوم به persianpetition هم با همین هدف راهاندازی شده است که میتوان از امکانات آن استفاده کرد.
حضور فعالانه در جوامع و گروههای مجازی اینترنتی: هماکنون بسیاری از غولهای اینترنتی مانند گوگل، یاهو و مایکروسافت امکان تاسیس گروههای مجازی را به کاربرانشان میدهند؛ همچنین سایتهای مختلفی در جهان سایبر هستند که امکان ایجاد جوامع مجازی را به کاربرانشان میدهند.
کاربران ایرانی میتوانند از چنین امکانات رایگانی به نفع خودشان استفاده کنند و ضمن حضور در گروههایی که به چنین بحثهایی اختصاص یافته خودشان نیز به طرفداری از فعالیتهای هستهای صلحآمیز، گروههای مجازی تاسیس کنند، نگارنده به یاد دارد که سال 2003 و در آستانه حمله آمریکا به عراق، با حضور در یکی از گروههای یاهو که کاربران آن عمدتا طرفدار سیاستهای بوش بودند یکتنه به جنگ آمریکاییهای از خود راضی رفتند که اشغال عراق را حق مسلم دولت خود میدانستند. جالب آن که پس از مدتی بحثهای شدید غیرآمریکاییهای عضو این گروه و از جمله چند برزیلی و هندی و حتی چند آمریکایی جذب استدلالات نگارنده شدند.
خلاصه آن که نباید تواناییهای خودمان را در این نبرد نابرابر دست کم بگیریم و بعکس باید کوشش کنیم در حد توان از تمام امکانات موجود برای طرح عقاید و دیدگاههایمان نهایت استفاده را ببریم.