* خانم هیوز شغل شما یعنی اداره به اصطلاح «دیپلماسی عمومی و رسمی» در واقع رنگ و لعاب دادن و زیبا نشان دادن چهره آمریکا در جهان است. آیا احساس نمیکنید که گاه این شغل، کاری بیمعنی و بیهوده باشد؟
**یادم میآید پس از آنکه تیم کاری پرزیدنت بوش مشخص شد، «دیک چنی» معاون رئیس جمهوری نگاهی به من انداخت و گفت: «خیلی دلم برایت میسوزد، چون تو دشوارترین کار دولت را به عهده گرفتی». این کار نوعی مبارزهطلبی است اما به همان صورت یک افتخار بزرگ هم محسوب میشود، چون عقیده دارم که ما در یک کشور شگفتانگیز و عالی زندگی میکنیم.
* اما لطفاً کمی هم به اتفاقاتی که در همین چند هفته افتاده است توجه کنید: در حال حاضر به خاطر انتشار عکسهای شکنجه زندانیان ابوغریب، بلوایی به پا شده است. سازمان ملل هم تقاضای تعطیلی اردوگاه گوانتانامو را دارد و طبق گزارشها، هیچ قانونی بر این زندان حاکم نیست.
**آن عکسها واقعاً شرمآور است و صادقانه میگویم که به عنوان یک آمریکایی از اینکه مردم دنیا این عکسها را مرتبط به کشور ما میدانند، به شدت احساس خجالت میکنم. اما این عکسها مربوط به مدتها پیش است و عاملان آن جنایات به خاطر کارهایشان مجازات شدهاند. یکی از آنها در حال حاضر دوران محکومیت ده ساله خود را در زندان میگذراند. ما مایل نیستیم که به خاطر آن عکسها توضیح بدهیم و این تصاویر ارتباطی با آمریکا ندارد(!!) اما در مورد مسئله گوانتانامو باید گفت که با تروریستهایی که قصد کشتن آمریکاییها و آلمانیها و دیگر مردم بیگناه راه داشتهاند، چه رفتاری باید داشته باشیم. به نظر ما گزارش سازمان ملل هیچ پایه و اساسی ندارد. کسانی که این گزارش را نوشتهاند هیچوقت حاضر نشدند که به تقاضای ما از آنجا دیدن کنند.
* آنها هم دلایل خودشان را دارند.
**دولت ما مدتها است که میپرسد با تروریستهایی که نظامی نبوده و تابعیت هیچ کشوری را نداشته و به همین خاطر مشمول هیچکدام از پیمانها و کنوانسیونهای حقوق بشر نمیشوند، چطور باید رفتار کرد.
* حداقل میتوانستید برای آنها یک محاکمه عادلانه ترتیب بدهید.
**برای این افراد بازجوییهای عادلانه(!) ترتیب دادیم و حتی برخی از آنها آزاد کردیم چون به نظر ما هیچ خطری از سوی آن عده ایالات متحده و همپیمانانش را تهدید نمیکند. اولین وظیفه هر دولتی محافظت از جان و مال شهروندان است. ما آماده شنیدن پیشنهادهای سازنده در مورد چگونگی رفتارمان با این بیش از چهارصد زندانی هستیم، زندانیانی که به هیچ عنوان حاضر به کنار گذاشتن هدف اصلیشان که همان از بین بردن آمریکاییها و دیگران است، نیستند. با کمال تأسف باید اعلام کنم که برخی از زندانیان آزاد شده باز هم اسلحه به دست گرفتهاند.
*چرا دولت آمریکا اجازه انتشار همه عکسهای ابوغریب را نمیدهد؟
**چون انتشار همه این عکسها آتش خشم مردم دنیا را شعلهورتر میکند.
*پس از حادثه یازده سپتامبر تقریباً همه دنیا پشت سر آمریکا بودند. اما امروز چنان تغییر و تحولی در آرا و عقاید ایجاد شده که میتوان گفت احساسات ضدآمریکایی تا این اندازه سابقه نداشته است. چطور توانستید آن سرمایه بزرگ را به این راحتی از دست بدهید؟
**نظرسنجیهای انجام گرفته پیش از یازده سپتامبر نشان میداد که بسیاری از مردم چندان رضایتی از ایالات متحده ندارند. ما یک ابرقدرت هستیم و همین مسئله باعث خشم و عصبانیت میشود. اما در این مورد بحثی نیست که ما باید شفاف باشیم و بیش از این به حرفهای دیگران گوش کنیم. به همین خاطر هم به عنوان یکی از نزدیکترین یاران پرزیدنت بوش، از وی خواستم تا این پست را برای من در نظر بگیرد، تا به این وسیله بتوانم به عنوان یک دوست به همه جای دنیا سفر کرده و حرفهای دیگران را بشنوم و سپس به بوش بگویم که مردم در خارج از آمریکا چه حرفهایی دارند.
*در دنیای اسلام چه چیزهایی شنیدید؟ چرا تا این حد مردم از آمریکا نفرت دارند؟
**کلمه نفرت به نظرم درست نباشد. به عقیده من، ملتهای مسلمان بیشتر نگرانی دارند تا نفرت. بسیاری از آنها جنگ با ترور را همان جنگ با اسلام میدانند که البته این پیام دشمنان ما است که به هیچ روی صحت ندارد. مبارزه با ترور و ایدئولوژی نفرت نیاز به همه انسانها و مذاهب و ملتها است. تروریستها درصدد برپایی استبداد هستند. اما جالب اینجاست که بسیاری از همان مردم (مثلاً مردم افغانستان) آشکارا به تبلیغات و اقدامات آنها جواب منفی دادند.
* آیا در نظر دارید تا اسلامی مدرن بر پا کنید؟
**من نمیتوانم به دیگر انسانها بگویم که چطور به دین و عقیده خود عمل کنند. اما دلم میخواهد که آن عقیدهای در دنیای اسلام تقویت شود که اسلام را دین صلح و دوستی معرفی میکند... باید تندروها را به حاشیه برانیم و تلاش آنها در جهت استفاده ابزاری از اسلام را از اساس خنثی کنیم. من با جامعه مسلمانان آمریکا ارتباطات عمیقی دارم چون به عقیده من این ارتباط میتواند پلی مستحکم باشد.
* و مسلمانان مشهور و معتبر را به عنوان سفیر به نقاط مختلف جهان اعزام میکنید؟
**آنها از من به عنوان یک مسیحی، شایستگی بیشتری برای بحث در مورد مسائل مذهبی دارند. دشمنان ما میخواهند همه چیز را به عنوان مسائل عقیدتی به بحث بگذارند، در حالی که در واقعیت بحث بر سر یک ایدئولوژی سیاسی است. همه ادیان الهی به زندگی به عنوان پدیدهای خاص نگاه میکنند و همه ادیان کشتن یک بیگناه را امری مذموم میدانند.
*شما آلمان را به عنوان متحد خود معرفی میکنید، در حالی که «آنگلا مرکل» هم با دیدی انتقادی به گوانتانامو نگاه میکند.
**اختلاف عقیده بر سر 490 تروریست که نباید موجب جدایی دو کشور شود. ما نمیتوانیم سیاست خارجی خود را تنها براساس ترس از تهدید مشترک تبیین کنیم بلکه باید منافع و ارزشهای مشترک را هم مدنظر داشته باشیم.
*براساس نظرسنجیها اکثریت شهروندان آمریکا از حمله نظامی به ایران به عنوان آخرین راهحل پشتیبانی میکنند اما اروپا به شدت نسبت به چنین حملهای نگرانی دارد. آیا این اختلاف نظر نمیتواند موجبات جدایی اروپا و آمریکا را فراهم کند؟
**ما با سه متحد اروپاییمان که با تهران مذاکره میکردند برای یافتن راه حلی دیپلماتیک، همکاری تنگاتنگی داشتیم و در این مورد هم عقیده هستیم. با این حال اروپاییها باید این را درک کنند که هیچکس به عنوان رئیسجمهور آمریکا نمیتواند گزینه نظامی را کاملاً کنار بگذارد.
*دولت شما قصد دارد مبلغ 75 میلیون دلار برای پشتیبانی از اپوزیسیون ایران و همین طور برای تأمین مالی فرستندههای رادیویی هزینه کند. در دوران جنگ سرد از چنین اقداماتی به عنوان تبلیغات جهتدار یاد میشد. امروز اسم آن را چه میگذارید؟
**مسئله اصلی ایجاد ارتباط مستقیم با مردم ایران است. اما نظر خود شما در مورد آن تبلیغات جهتدار چیست؟
* به نظر من چنین اقدامی این طور تعریف میشود: تلاش در جهت تأثیر و نفوذ در یک ملت و دولت خارجی از طریق رادیو و تلویزیون.
**کلمه تأثیر و نفوذ را قبول ندارم، این از وظایف من نیست. من و دولتم نمیخواهیم با دنیا حرف بزنیم بلکه میخواهیم شنونده حرف دیگران باشیم. بدون تردید خواست من نشان دادن بهترین چهره از کشورم است، اما شغل من واقعیت است. به همین خاطر از چیزی به نام نفوذ و شستوشوی مغزی خوشم نمیآید. ما میخواهیم به این وسیله مسائل و مشکلات را تبیین کنیم. دلم میخواهد با واقعیتها تماس داشته باشم.
*قبول دارید که گاهی اروپاییها در قبال دوست شما یعنی پرزیدنت بوش، رفتاری به شدت انتقادی دارند؟
**من از پرزیدنت بوش شناخت زیادی دارم و از اینکه برخی از مطبوعات از وی تصویری هجوآمیز ارائه میکنند خیلی متعجب میشوم.