حنیف غفاری
"کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه ایالاتمتحده آمریکا در تازهترین اظهارات خود اعمال تحریمهای بینالمللی بر ضد ایران در قبال فعالیتهای هستهای این کشور را مشکل دانسته است. وی با اعتراف به این که کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد از روابط با ایران منافع متفاوتی دارند اجماع درباره اعمال تحریم علیه تهران را پردردسر خوانده است.
به نظر میرسد غلبه "ایدهآلیسم" بر "واقعگرایی" بار دیگر مقامات جمهوریخواه کاخ سفید را سردرگم ساخته است. محاسبات اولین مقابله با ایران هستهای بر مبنای اصول ایدهآلیستی تئوریپردازان نومحافظهکار طراحی شده است و همین امر پس از گذشت دو سال و نیم مذاکرات با تهران باعث توقف واشنگتن در نقطهای غیرمتعادل گردیده است.
این نخستین بار نیست که جمهوریخواهان چوب ایدهآلگرایی خود را میخورند. در پروژه اشغال عراق هدف سیطره بر خاورمیانه و بازگشت به دوران مانور امپریالیسم در نظام بینالملل به اندازهای ذهن نومحافظهکاران را مسخ خود نموده بود که آنان از اعمال محاسبات دقیق و واقعبینانه در این خصوص غافل شدند.
هماکنون با گذشت حدود سه سال این کشور عربی برای کاخ سفید تبدیل به باتلاقی ناامن شده است که پایههای قدرت جمهوریخواهان را مورد تهدید مستقیم خود قرار داده است. در قبال ایران هستهای نیز نومحافظهکاران تصمیم گرفتند فرمولگذار از سازمانها و نهادهای بینالمللی را در پیش گیرند. با گذشت زمانی اندک مقامات آمریکایی دریافتند که در این راستا کاملا اشتباه و ایدهآلگرایانه عمل کردهاند ولی راهی برای بازگشت از مواضع خود نداشتند. سردرگمی جمهوریخواهان در مقابله با "تهران" به عنوان نقطه پیوند میان اسلامگرایان در برابر کاخ سفید امروزه کاملا مشهود است.
ریسک مقابله با تهران از طرق نظامی و اقتصادی به اندازهای بالا و غیرقابل اتکاست که حتی متحدان کاخ سفید در شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز بحث و گفتگو درباره آن را بر پایه و محور عنصر "ترس" دنبال میکنند.
اقدامات پشت پرده افرادی مانند رایس و چنی باتلاق هستهای ایران را برای کاخ سفید هر لحظه عمیقتر ساخت. هماکنون مهرههای بازی هستهای جمهوریخواهان در اروپا از جمله "جک استراو" و "آنجلا مرکل" به خوبی آگاهند که در صورت ایجاد اتمسفر مسموم میان تهران و کشورهای آنها علاوه بر ضربهپذیری اقتصادی باید در انتظار کاهش محبوبیت خود در نزد افکار عمومی کشورهایشان باشند. از سویی دیگر حیات سیاسی حزب جمهوریخواه تا سه سال دیگر به پایان میرسد و مطابق آمارها و نظرسنجیهای موجود نامزد بعدی این حزب شانس کمی جهت بقا در صدر معادلات واشنگتن دارد.
با توجه به احتمال بالای جابهجایی قدرت در کاخ سفید کشورهای همپیمان و اعضای "شبکه حامی – پیرو" تشکیل شده بین اروپا و آمریکا علیرغم صحبتهای موجود، در عمل قدرت ریسکپذیری در قبال ایران را ندارند. عقبنشینی دیپلماتیک فرانسه و اظهارات آنجلامرکل مبنی بر ادامه راهحلهای دیپلماتیک در برابر تهران و نیز تاکید جکاستراو در خصوص عدم اطمینان تولید سلاح هستهای در ایران پس از جلسه اخیر شورای حکام مهر تاییدی بر شکافهای پشت پرده میان آمریکا و کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال تهران است.
تهران در دستیابی به حقوق هستهای خود مصمم است و "اتلاف زمان" در فضای کنونی تنها به ضرر واشنگتن و متحدان آن است. باتلاق هستهای ایران هر لحظه برای نومحافظهکاران عمیقتر میشود و در این میان بازی با کلمات، افراد و جریانها تنها اقدام آنها برای فرار از واقعیات موجود است. در این حقیقت شکی نیست که "ایدهآلگرایی" بالاخره روزی بوش و همراهانش را به سوی پرتگاهی مرگبار رهنمون میسازد. پرتگاهی که نقطه پایان حیات سیاسی نومحافظهکاران در نظام بینالملل خواهد بود.