تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۷۵۳۷۴

گره قره‌باغ گشوده می‌شود؟


حسن فتحی
گروه بین‌الملل
12 سال پیش ارامنه و آذری‌ها آتش‌بس در منطقه قره‌باغ را پذیرفتند و طی این سال‌ها تلاش بسیاری صورت گرفته تا مشکل این منطقه حل شده و به درگیری و اختلافات خاتمه داده شود. آخرین تلاش را که چندی پیش در فرانسه شاهد بودیم اگرچه با لبخندهای دیپلماتیک سران دو کشور همراه بود ولی نوید امیدبخشی را برای مردم این سرزمین در پی نداشت. زیرا دو طرف خواستار تمامی قره‌باغ بوده و حاضر به تن دادن به راه‌حل‌های بینابینی نیستند.
سرزمین قره‌باغ که در میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان قرار دارد از سال‌ها قبل حتی از زمان امپراتوری عثمانی شاهد رقابت و اختلافات ارامنه و ترک‌ها بود و هرگاه یکی از آنها قدرتمند شده دیگری را آماج حملات خود قرار داده است. اگرچه روی کار آمدن کمونیست‌ها در روسیه و ایجاد دو جمهوری در ارمنستان در آذربایجان که با فشارهای کرملین همراه بود توانست آرامش نسبی را در این منطقه ساکن سازد ولی از زمانی که گورباچف روی کار آمد و مسایل قومی در شوروی مجدداً احیا شد اوضاع در قره‌باغ هم میان ارامنه و ترک‌ها دگرگون گردیده و دوستی‌ها و همزیستی صلح‌آمیز جای خود را به جنگ و درگیری داد.
یکی از مسایلی که در دوران کمونیست‌ها در شوروی نفی شده و به شدت با آن برخورد می‌شد تفکرات و اندیشه‌های قومی و ناسیونالیستی بود زیرا کرملین و سران کمونیست که قدرت را در این امپراتوری پهناور در دست داشتند و حتی افرادی که از جانب مسکو مسئولیت حکومت‌های فرمایشی جمهوری‌ها را برعهده گرفته بودند مخالف هرگونه اندیشه‌های قومی بودند. آنها که کمونیسم را اندیشه‌ای فراقومی و فراملی می‌دانستند در قالب انترناسیونالیسم کمونیستی سعی داشتند به یکپارچه‌سازی فرهنگی اقدام کرده و فرهنگ و زبان روسی را بر تمامی این امپراتوری و حتی کشورهایی که در شرق اروپا وابسته به مسکو بودند حاکم سازند.
یکپارچه‌سازی فرهنگی کرملین که با نفی مذهب و زبان و دیدگاه‌های قومی همراه بود به مقاومت منفی مردم خصوصاً در جمهوری‌های آسیای میانه مواجه گردید و سبب شد مردم با حفظ این باورها در مقابل یکپارچه‌سازی فرهنگی و سیاسی ایستادگی کرده و مقاومت نمایند. اگرچه این اقدامات نارضایتی مردم را در پی داشت و آنها هرگاه که فرصتی به دست می‌آوردند سر به طغیان برمی‌داشتند اما از آنجا که پلیس سیاسی کنترل اوضاع را در دست داشت هر حرکت مخالفی که بوی قومی و فرهنگی و مذهبی داشت به شدت سرکوب می‌کرد. این گونه برخوردها خصوصاً در دوران استالین شدت گرفته و شرایط ناگواری را برای مردم در آسیای میانه به وجود آورده بود.
روی کار آمدن گورباچف و سیاست‌های او که در قالب پروستریکا و گلاس نوست ارایه شد و با هدف ارایه یک چهره انسانی از کمونیسم و نفی استالینیسم که سال‌ها بر این امپراتوری حاکم بود سبب بروز تغییرات اساسی در شوروی گردید که از جمله این تغییرات اساسی در شوروی گردید که از جمله این تغییرات احیای عقاید مذهبی، کلیساها، مساجد و تفکرات قومی بود. به همین دلیل موج ضدروسی بخش عظیمی از شوروی را فراگرفته و ملت‌ها درصدد کسب استقلال و احیای تفکرات سیاسی، قومی و مذهبی خود برآمدند.
در این شرایط بود که در قره‌باغ هم اختلاف میان ارامنه و ترک‌ها شدت گرفته و منجر به رویارویی آنها شد. همان زمان نیروهای وزارت کشور شوروی که مسئولیت برقراری امنیت را در داخل این امپراتوری پهناور در دست داشتند وارد قره‌باغ شده و درصدد مهار اوضاع برآمدند.
ولی برقراری آرامش نسبی در این منطقه که باید آن را آرامش قبل از طوفان نامید چندان دوام نیاورد زیرا با فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری‌ها اختلافات و درگیری‌ها وارد مرحله جدیدی شد که جنگ و خونریزی و آوارگی از جمله دستاوردهای شوم آن بود.
در این سال‌ها اوضاع در جمهوری آذربایجان از نظر سیاسی به مراتب وخیم‌تر از ارمنستان بود زیرا رقابت سیاسی میان احزاب و سیاستمداران و بی‌توجهی مسئولین این جمهوری بدون در نظر گرفتن ظرفیت‌ها و توانایی‌ها سبب بروز فاجعه‌ای گردید که دامنه آن تا امروز کشیده شده است. با این وجود هنوز هم آینده و دورنمای روشنی برای مناقشه قره‌باغ قابل پیش‌بینی نیست و نمی‌توان امیدوار بود که تکلیف مردم در این منطقه روشن شده و هر دو کشور همسایه در سایه صلح و آرامش در کنار هم به زندگی بپردازند.
منطقه حاصل‌خیز قره‌باغ که ترک‌ها آن را قره‌باغ کوهستانی و ارامنه ناگورنو قره‌باغ می‌نامند از اهمیت بسزایی برای طرفین برخوردار است ولی از آنجا که اکثر جمعیت آن را ارامنه تشکیل می‌دادند و در این سال‌ها هم که از اشغال آن می‌گذرد با خروج ترک‌ها و مهاجرت ارامنه مواجه بوده تغییر ماهیت داده و با تحول و جابجایی جمعیت مواجه شده است که تصمیم‌گیری درباره آینده آن براساس نظرسنجی و یا رفراندوم را مشکل کرده است. زیرا یکی از طرح‌هایی که ارایه شده و در نشست چند روز قبل سران ارمنستان و آذربایجان در رامبویه فرانسه مورد بحث و بررسی قرار گرفت رفراندوم درباره آینده این سرزمین بود که با توجه به شرایطی که پس از جنگ در قره‌باغ حاکم شده به نظر غیرمنطقی می‌رسد.
ولی در این میان یک واقعیت را باید پذیرفت که با توجه به موقعیت استراتژیک آذربایجان و اهمیتی که این جمهوری برای آمریکا، ناتو و غرب دارد، جامعه جهانی در تلاش است مانع از سرگیری نزاع و درگیری در قره‌باغ شده و به طریقی این مشکل و معضل را که حدود سه دهه از شکل‌گیری آن می‌گذرد حل و فصل کند.
اما با توجه به تلاش‌هایی که صورت گرفته گویا طرفین به دلیل اصرار و پافشاری بر مواضع خود نتوانسته‌اند به کوچک‌ترین توافقی دست یابند به طوری که حتی پس از نشست اخیر در رامبویه فرانسه صراحتاً اعلام شد که راه دستیابی به توافق مسدود است.
در این ارتباط روزنامه واشنگتن پست نوشت: دیدار روسای جمهوری ارمنستان و آذربایجان بر سر بحران قره‌باغ با پیشرفت کمی مواجه شد.
به نوشته این روزنامه، مذاکرات 2 روزه سران این دو کشور بدون دستیابی به نتیجه خاصی پایان یافت. در همین حال برخی منابع خبری اعلام کردند که دو طرف موافقت کرده‌اند در تاریخی دیرتر دوباره با هم ملاقات کنند.
مناقشه 18 ساله قره‌باغ با وجود کوشش‌های میانجی‌گری بین‌المللی تاکنون به نتیجه نرسیده است. در همین ارتباط روسای آمریکایی، فرانسوی و روسی گروه مینسک پس از پایان نشست قبلی در بیانیه‌ای خاطرنشان ساختند که با وجود فشردگی مذاکرات، مواضع دو کشور بر سر برخی موارد بدون تغییر مانده است. قره‌باغ در داخل خاک جمهوری آذربایجان قرار دارد اما عمده ساکنانش را ارامنه تشکیل می‌دهند.
آینده این منطقه و وضعیت شهر مرزی کلیبر در آذربایجان مهم‌ترین مساله مورد اختلاف دو کشور در نشست اخیر بوده است، اما آنچه جالب توجه بوده و نشان از اختلافات عمیق دو کشور داشت نظریات آرمن رستمیان رییس کمیته روابط خارجی جمهوری ارمنستان بود که صراحتاً اعلام کرد که اگر علی‌اف خواسته مردم قره‌باغ در جدایی از باکو را به رسمیت نشناسد مذاکرات با جمهوری آذربایجان کوتاه خواهد بود.
از این سخنان می‌توان چنین استنباط کرد که یا علی‌اف باید تن به خواسته ارامنه بدهد و یا این که قره‌باغ را از دست رفته تلقی کند.
12 سال قبل دو جمهوری ارمنستان و آذربایجان پس از 4 سال جنگ با آتش‌بس موافقت کردند که این آتش‌بس هنوز به قوت خود باقی است. در جنگی 4 ساله که عاقبت آتش‌بس 12 مه 1994 خاتمه یافت و 30 هزار کشته و یک میلیون آواره بر جای گذارد منطقه قره‌باغ به اشغال ارامنه درآمد به این ترتیب جمهوری آذربایجان در این جنگ 22 درصد از اراضی خود را از دست داد. در 12 سال گذشته سران دو جمهوری بارها بر سر میز مذاکره نشستند به طوری که حیدر علی‌اف در زمان حیات خود 12 بار و پسرش الهام علی‌اف 6 بار با ارامنه مذاکره کرده‌اند اما این مذاکرات هیچ سودی در پی نداشته و اوضاع و حالت نه جنگ، نه صلح میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان حاکم بوده است.
هر چند ژاک شیراک رییس جمهوری فرانسه از مذاکرات رامبویه به عنوان مهم‌ترین فرصت صلح نام برد اما این فرصت از بین رفت. در طرحی که ارایه شده قرار شد ارمنستان از خاک جمهوری آذربایجان عقب‌نشینی کند و سرنوشت قره‌باغ به همه‌پرسی سپرده شود. ولی به نظر نمی‌رسد ارامنه با این خواسته موافقت کنند. همچنین مهاجرت ارامنه و خروج ترک‌ها بافت جمعیتی منطقه را دگرگون کرده و امکان مراجعه به آرای عمومی را تا حدودی از میان برده است.
سال گذشته در یک نظرسنجی که از سوی یک موسسه آمریکایی در جمهور آذربایجان صورت گرفت اعلام شد بیش از 50 درصد آذربایجانی‌ها حمایت خود را از جنگ برای بازپس‌گیری خاک قره‌باغ اعلام کرده‌اند. این مساله شرایط را برای دو طرف سخت کرده است به همین دلیل علی‌اف و کوچاریان در موقعیتی نیستند که بتوانند با امتیازدهی شرایط را برای صلح مهیا سازند.
حوادث و مسایلی که قبل و بعد از جنگ 4 ساله بر سر قره‌باغ روی داده و دخالت مردم در این امور باری بر دوش مسئولین دو کشور است و به طوری که آنها حتما ً برای حل و فصل این مشکل که در مقطع کنونی غیرممکن به نظر می‌رسد باید رضایت افکار عمومی را جلب کرده و خود را با خواسته‌های آنها همراه سازند.
اما مساله مهم دیگری که حایز اهمیت است این واقعیت است جمهوری آذربایجان توان نظامی برای بازپس‌گیری قره‌باغ را ندارد این مساله از چشم ارامنه نیز دور نمانده است. به همین دلیل مناقشه قره‌باغ هم می‌رود به مناقشات کهنه و لاینحل جهان اضافه شود تا انشاءالله روزی راه حل برای آن یافته شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات