حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا تقوی
شیوههای اسلامی
بزرگترین و اساسیترین رسالت اسلام این است که انسان را نظام کلی هستی – که نظام احسن است – بر محور توحید و اعتقاد به یگانگی خداوند آشنا کند و با شناخت صحیح از این نظام جهانبنی توحیدی را در حوزه اعتقادش با وجود آورد و از لحاظ شخصیت روحی و اخلاقی براساس این جهانبینی با نظام تربیتی ویژه او را به آن نقطه برساند که مظهر صفات جمال و جلال خداوند گردد. لازمه دستیابی به این هدف والا این است که اسلام و آرمانهای اسلامی، در زندگی درونی و بیرونی انسان، به صورت فرهنگی فراگیر، به جریان افتد و ابعاد مختلف زندگی او را فرا بگیرد. اسلام در رویارویی فرهنگی، همانند نبرد نظامی از شیوههای متناسب و معقول استفاده میکند، چرا که برخورد با افکار، اعتقادات، آداب و سن، میراث فرهنگی و... به ویژه در عرصه فرهنگ بر خورد با شخصیت و هویت انسانی میباشد لذا نوع و شیوه برخورد باید با لطافت و ظرافت خاصی همراه باشد.
اسلام برای نفوذ فرهنگی خود در عمق جان و زندگی انسانها از روشی استفاده میکند تا بتواند در کمترین زمان، بیشترین تاثیر را بر جای بگذارد، بدین صورت که نخست بنا را بر "تخلیه" انسانها میگذارد؛ یعنی تخلیه از فرهنگهایی که رشتههای عنکبوتیاش روح و روان آنها را در خود محصور کرده و غبارش بر صفحه زلال فطرت آدمیان تیرگی به وجود آورده است؛ همانند زراعی که نخست زمین را از موانع رشد پاک میگرداند و آن گاه دانهها را در آن میافشاند در مسایل فرهنگی نیز باید ذهن و دل را از همه این کدورتها تخلیه کرد.
از این مرحله که عبور کردیم به مرحله تحلیه میرسیم. در این مرحله، روح و روان را به زیبایی فرهنگی و ارزشهای انسانی آراسته میکنیم؛ آراستگی به آن چه که انسان باید داشته باشد و ندارد. در این مرحله تثبیت خصلتهای زیبای فرهنگی انجام میگیرد.
مرحله سوم، تجلیه است که در بستر روان زندگی و میدان عمل، باورهای فرهنگی و ارزشهای تثبیت شده، به رشد و کمال میرسند و تکمیل و تقسیم ابعاد غیب و شهود وجود انسان، در این مرحله انجام میگیرد.
در نخستین روز بعثت، پیامبر اکرم(ص)، در برخورد با کفار قریش فرمود: قولوا، لا اله الا الله تفلحوا (1) این شعار مطالب ما را که با بیان عرفانی، خاطرنشان کردیم تصدیق میکند زیرا پیامبر اکرم(ص) در ابتدا از کفار میخواهد تا به خدایان دروغین و بتها کافر شوند و اعتقاد به آنها را از صفحه دل و خانه ذهن بزدایند و به خدای قادر حکیم – الله – ایمن بیاورند.
علامه دکتر محمد اقبال (ره) در مثنوی پس چه باید کرد ای اقوام شرق؟ میسراید:
نکته میگویم از مردان حال امتان را لا جدال الا جمال
لا و الا احتساب کائنات لا و الا فتح باب کائنات
هر دو تقدیر جهان کاف و نون حرکت از لا زاید از الا سکون
تا نه رمز لا اله آید به دست بند غیر الله را نتوان شکست
در جهان آغاز کار از حرف لاست این نخستین منزل مرد خداست (2)
این موضوع را قرآن کیرم با بیانی زیبا مطرح فرموده است:
فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقط استمسک بالعروه الوثقی لاانفصام لها.(3)
پس هرکس که به طاغوت کفر بورزد و به خدا ایمان آورد، به رشته محکم و استواری چنگ زده است که هرگز نخواهد گسست.
از نگاه این بحث، در تفکر اسلامی، بعثت چیزی جز ایجاد تحول و دگرگونی اساسی و فراگیر، در تمامی ابعاد زندگی، با هدف ساختن جامعهای بر مبنای فرهنگ، دین و دیانت نیست.همیشه بعثتها در دل جوامع منحط، که فرهنگ جهل و جاهلیت فضای زندگی را تیره و تار کرده بود به وجود آمده است و برای اتمام حجت و راهنمایی امت، از جانب خداوند پیامبری مبعوث به رسالت شده تا انسانهای گرفتار را از بند بردگیها، اوهام و خرافات، رذالت و شرارت آزاد گرداند.
به عبارت دیگر، بعثت یعنی انگیزش جهتدار، یعنی ارسال و اعزام شخصیتی که پیامی فرهنگی بر لب دارد و نقشهای فرهنگی برای امتی مومن و مخلص در دست.
مولای متقیان حضرت علی(ع) میفرماید:
ان الله بعث محمد(ص)، نذیرا للعالمین و امینا علی التنزیل و انتم معشر العرب علی شر دین و قی شردار...؛
همانا خدا محمد(ص) را برانگیخت، تا مردمان را بترساند و فرمان خدا را چنان که باید، برساند، آن هنگام شما ای مردم عرب! بدترین آیین را برگزیده بودید و در بدترین سرا خزیده بودید.(4)