مهدی قنواتی
در تقویم تاریخ ثبت است که در 2 بهمن 185 سال پیش دور دوم جنگهای ایران و روسیه آغاز شد. از این رو بیمناسبت نیست که نگاهی به جنگهای ایران و روسیه که در دوران فتحعلیشاه قاجار رخ داد بیندازیم.
علت جنگهای ایران و روسیه
در طول تاریخ قلمرو ایران زمین بسیار فراتر از مرزهای کنونی بود. چنانکه بسیاری از دولت – ملتهای حال حاضر در پیرامون ایران بخشی از قلمرو حکومت ایران بودند. از جمله این دولت - ملتها کنونی میتوان به گرجستان اشاره داشت. حکومت محلی گرجستان در ادوار تاریخی مختلفی تابع حکومت مرکزی ایران بود. تا اینکه در آغاز جکمرانی قاجاریان بر ایران و شش ماه پس از کشتن آقامحمدخان و روی کار آمدن فتحعلیشاه «گرگینخان» حاکم گرجستان طی معاهدهای این ناحیه را تحت حمایت روسیه قرار داد و سرنوشت خود را از ایران جدا ساخت.
اقدام گرگین خان با حمایت برخی از شاهزادگان گرجی روبهرو نشد و از درون خاندان او شورشهایی علیه وی آغاز گشت. روسیه در حمایت از حکومت گرگین بدان ناحیه لشکر برد. «الکساندر» برادر شورشی گرگین به ایران پناهنده شد، در تعقیب وی سپاه روسها هم به سوی قلمرو ایران روانه شد و «گنجه» از نواحی شمالی ایران به تصرف روسها درآمد و این بار هم جنگ به سراغ ایرانیان آمد.
تقسیمبندی جنگهای ایران و روسیه:
جنگهای ایران و روسیه به دو دوره تقسیم میشوند:
دوره اول: 1183-1192 هجری شمسی
دوره دوم: 1204-1206 هجری شمسی
دوره اول جنگهای ایران و روسیه با همان علتی که در ابتدا گفته شد آغاز گشت ده سال به طول انجامید. در دوره اول نیروهای ایران در جنگهایی مثل «اچمیازین» و «عسکران» به پیروزی رسید و در جنگی مثل اصلاندوز ایران شکست خورد. رهبری نیروی نظامی ایران در این دوره عباس میرزا بود و سپاه روسیه را در ابتدا سیسانف برعهده داشت که پس از کشته شدن وی در یکی از جنگها ژنرال «گودوویچ» رهبری سپاه روس را بر عهده داشت.
پس از شکست اصلاندوز و ضعف نیروهای ایران، فتحعلیشاه نمایندگان خود را به سن پطرزبورگ فرستاد و نهایتا قرارداد صلح گلستان بین دولتین امضاء شد.
با امضاء این قرارداد مناطقی مثل قراباغ، گنجه، شیروان، در بند، باکو و... از ایران متنزع گشت. ایران پذیرفت که در دریای خزر نیروی دریایی نداشته باشد.
علت دوره دوم جنگ:
مورخین یکی از اصلیترین دلایل آغاز دور دوم جنگ ایران و روسیه را نامشخص بودن مرزهای این دو دولت میدانند. در معاهده گلستان مناطق بسیاری از نواحی شمالی ایران جدا شد ولی مرز دقیق معین نشد. از سوی دیگر قرار گرفتن بسیاری از مسلمین در حوزه قدرت مسیحیان آمادگی روحی برای مقابله با روسیه را پدید آورده بود. قوای نظامی ایران به رهبری عباس میرزا فاقد توان مقابله بودند و نیروهای روسیه به رهبری پاسکوویچ در میدان جنگ موفقتر بودند. نقشه اصلی روسیه ورود به خاک ایران و حرکت به سوی پایتخت، تهران بود. زمانی که نیروهای روسیه با تصرف نخجوان قصد پیشروی به سوی تبریز را داشتند حکومت ایران از در صلح و مذاکره وارد شد تا جلوی پیشروی نظامی روسها را بگیرند. نهایتا در سال 1206 هجری شمسی معاهده ترکمانچای بین دولتین امضا شد.
مناطق دیگری از ایران جدا شد، اتباع روسیه از حقوق کنسولی در خاک ایران برخوردار شدند، ایران شکست خورده خسارت دیده ضعیف مجبور شد 5 میلیون تومان پول به روسیه پیروز خسارت زده بپردازد.
به هر حال جنگهای ایران و روسیه با خاطراتی تلخ برای ما و در تاریخ ما به یادگار مانده است. اما فضایی که این جنگها درون آن رخ داد با خود درسی دارد که اینک وقت است آن را خوب یاد بگیریم و عمل کنیم. تا جنگ جهانی دوم منطق جنگ و نیروی نظامی بر عرصه روابط بینالملل حاکم بود و عامل قدرت و زور در تعیین سرنوشت ملل نقش حیاتی داشت. از آنجا که ایران در مقابل روسیه در عرصه جنگ و نظامی (منطق زمان) از تکنولوژی برتر و شیوههای کارآمد آن روزگار بهرهای نداشت، طعم جنگ را چشید (و البته این یکی از علل است).
پس از جنگ جهانی دوم علیالخصوص دهههای اخیر تا حدودی روابط و تواناییهای علمی در تعیین سرنوشت مردم ملل مختلف ایفای نقش مینماید و این منطقی محکم در این دوران است. از این رو ایران زمین که زمانی بخاطر مسلح نبودن به تکنولوژی روز طعم شکست را چشیده نباید آن تجربه تلخ را تکرار کند. امروز ایران باید به تکنولوژیهای مدرن مسلح شود با تسلط بر علوم و فنون برتر زمانه در مسیر اعتلای سیاسی، اقتصادی و علمی گام بردار. تنها از این طریق است که میتوانیم ادعا کنیم از تجربیات تلخ تاریخی خود در راه ساختن امروز و فردایی بهتر شیرین استفاده کردهایم.